رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٧
نمىتواند بپذيرد كه فعاليتهاى فكرى و تبليغاتى من در مشهد و تهران از آن جريانها بيگانه و بركنار است.
پس از آزادى، دايره درسهاى عمومى تفسير و كلاسهاى مخفى ايدئولوژى و ... گسترش بيشترى پيدا كرد.
در سالهاى ميانه ٥٠ و ٥٣، فعاليتهاى حادّ اسلامى و مبارزات پنهانى و نيز مبارزات پايهاى انقلابى در مشهد، بر محور تلاشهايى دور مىزد كه در سه مسجدِ كرامت، امام حسن عليه السلام و ميرزا جعفر انجام مىيافت.
مهمترين كلاسهاى عمومى، درسهاى تفسير و ايدئولوژى من در اين سه مسجد تشكيل مىشد و هزارها نفر را در هر هفته، با تفكر انقلابى اسلام، آشنا مىكرد و آنها را نسبت به فداكارى و مبارزه، بىقرار مىساخت و دقيقاً به همين دليل نيز بود كه اين دو كانون مقاومت و روشنگرى با يورشهاى وحشيانه ساواك تعطيل شد و بسيارى به جرم مشاركت در آن يا كارگردانى جلسات آن به بازداشت يا بازجويى دچار شدند. با تعطيل اين مراكز، جو نارضايتى عمومى روشنفكران و نسل به پا خاسته در مشهد به من امكان مىداد كه جلسات كوچك و خصوصى را هر چه بيشتر گسترش دهم و در محيطهاى امنتر، آزادانهتر و بىپردهتر، شور انقلابى را در جوانها برانگيزم و به موازات آن دامنه فعاليتهاى خود را تا شهرهاى ديگر خراسان و ساير نقاط كشور بگسترانم. در همه اين چند سال، طلاب و فضلاى جوانى كه از من آموخته بودند به شهرستانها گسيل مىشدند و آتش مقدس، در حوزهاى وسيعتر منتقل مىشد. با استفاده از فرصتى استثنايى، يكى از جلسات بزرگ گذشته را زير نام درس «نهجالبلاغه» بطور هفتگى، دوباره شروع كردم. اين جلسه كه در مسجد امامحسن عليه السلام مشهد تشكيل مىشد، مجدداً محور بيشترين تلاش اسلامى مبارزان مشهد شد و گفتار على عليه السلام كه با شرح و توضيح، تدريس و در جزوههاى