رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
انجام عبادات مخصوصى كه در دين وارد شده است؛ زيرا اين عمل موجب رهايى از آلودگىهاى درونى و پالايش آن مىگردد و انسان را به سوى خدا مىكشاند؛ ذكر و ياد خدا، تا از اين طريق هميشه او را ناظر بر خويش دانسته و از انجام اعمالىكه مانع رشد و كمالش مىشود، خوددارى نمايد؛ شكرگزارى از نعمتهاى الهى، تا خداوند بر نعمتهايش بيفزايد و موارد ديگرى ازاين قبيل كه انسان تنها درسايه انجام آنها مىتواند به كمال برسد.
٣- رابطه انسان با طبيعت؛ از ديدگاه اسلام و قرآن، انسان رابطهاى مثبت با طبيعت دارد و آن را دشمن خويش نمىداند؛ زيرا طبيعت، آيه و نشانهاى از وجود الهى است. خداوند جهان طبيعت را خلق كرده تا به استخدام انسان درآيد و درجهت رشد و تكامل او مورد استفاده قرارگيرد؛ «هُوَ الَّذى خَلَقَ لَكُمْ ما فِى الْارْضِ جَميعاً» (بقره (٢)/ ٢٩)
او خدايى است كه همه آنچه را (از نعمتها) در زمين وجود دارد براى شما آفريد.
البته مشروط به آنكه بطور صحيح از آن بهرهبردارى كرده، صدمه و زيانى بدان وارد نسازد و يا نيروهاى نهفته آن را از بين نبرد.
٤- رابطه انسان با جامعه؛ در اين باره، به طور اجمال به برررسى دو نظريه كلى مىپردازيم؛ يكى «اصالت فرد»؛ ديگرى «اصالت جامعه».
نظريه «اصالت فرد» مىگويد: سازندگى فرد فقط به وسيله خودش، امكانپذير است و تا فرد نخواهد جامعه نمىتواند هيچگونه تأثيرى بر او بگذارد. در اين نظريه، فرد است كه جامعه را مىسازد. و در واقع هنگامى نظامى اجتماعى دگرگون مىشود كه خود افراد تغيير يابند.
در برابر آن، نظريه «اصالت جامعه» مىگويد: هر دگرگونى بايد از جامعه