رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢١٧
كارى را كه پيامبر اكرم و ائمه اطهار عليهم السلام و مخصوصاً پيامبر و اميرالمؤمنين عليهم السلام كه مبسوطاليد بودند و حكومتى را اداره مىكردند. دارد درك اينكه احكام را چگونه تطبيق مىكردند چگونه اجرا مىكردند اطلاع دقيق بر سيره آنها سيره اهل بيت و ائمه اطهار و اينكه در زندگيشان به چه چيزهايى اهميت مىدادند و به چه چيزهايى اهميت نمىدادند و چه احكامى در نظر آنان اولويت داشت. اينها از مجموعه چيزهايى است كه اساس مهمات اسلام را از آنها مىتوان درك كرد و اولويتها را مىتوان درك كرد كه بسيار براى فقيه لازم است.
بنظر من يكى از امتيازات امام اين بود كه در اين قسمت ايشان درك بسيار عالى و دقيق داشتند همين هم سبب شد كه مسأله ولايت فقيه را از يك طرح بسيار كوچكى كه در مكاسب بنام ولايت فقيه بر اموال ايتام و قاصرين و محجور عليهم مثل ولايت آب وجد مطرح شده بود كشاندند به مسأله حكومت اسلامى و ولايت سياسى اسلام اگر آن درك نبود از واقع اسلام و از حقيقت اسلام و آن فهم و بينش نبود كه اصلًا خود پيامبران و ائمه معصومين عليهم السلام براى اقامه حكومت آمدند و بعثتشان براى اين بوده است، جهادشان براى اين بوده كشته شدنشان و شهادتشان براى اين بوده. اگر آن فهم نبود و فهمهاى ريز ديگرى كه از لابلاى آيات و روايات و سيره پيامبر صلى الله عليه و آله و سيره ائمه عليهم السلام و امثال آنها بدست نمىآمد اگر كسى خود حركت پيامبر را درست درك نكند نمىتواند از اين مسأله جزئى يعنى ولايت بر صغير آن مسأله به آن مهمى كه همان حكومت اسلامى باشد را استنباط كند و بيرون بكشد. ببينيد اين اعلميّت امام اينجا به اين عامل متاثر شد. اين اعلميّت به جهت اين نبود كه مثلًا مكاتبه ابن اسحاق را ايشان سند جديدى برايش درست كند، اعلميت ايشان براساس فهم و برداشت ايشان از مكاتبه بود. كه بر اثر آن بينشها و آن برداشتها و نگرشها فهم عوض شد يعنى استظهار عوض شد كه عوض هم مىشود چون استظهار مىبايستى