رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٢١
بعد را واجد شد اين ديگر مىشود مرجع تقليد باشد يا در مرجعيت شرايط ديگرى است اضافه بر اعلميّت كه يك شرط احتياط وجوبى بود؟ آن شرايط ديگر كه خيلىهايش شرايط قطعى است جاى احتياط هم نيست بايستى فتوى بر طبقش داده شود آيا آنها بررسى شده واقعاً مرجع مسلمانها كه عرض كرديم مرجعيت نوعى ولايت است و مثل رجوع به پزشك نيست گرچه در بحث اجتهاد تقليد مىگويند اين رجوع جاهل به عالم است. ولى آن يك تعبير بسيار ساده و نارسايى است از اين مسأله. مرجعيت بمعناى اين است كه يك شخص بلكه يك جامعه تمام مسائل فقهى خودش را از ولادتش تا مردنش كل جهات زندگى خودش را در اختيار او قرار دهد، از لحاظ احكام و حلال و حرام، اين غير از رجوع به پزشك است و لذا در مرجعيت شرايط ديگرى هم چون عدالت، تقوى، طهارت مولد هست، خيلىهايش هم دليل ندارد فقط دليلش اين است، اين كار، كار خيلى مهمى است و اين غير از رجوع به پزشك است. در پزشك ولدالزنا هم باشد انسان به او رجوع مىكند از خبرهاش و پزشكىاش استفاده مىكند ولى در مرجعيت و تقليد چنين نيست نوعى ولايت است اقلّا نوعى رهبرى فقهى حقوقى است مرجع در حقيقت مثل يك قوه مقننه مىماند اگر بخواهيم به تعبير روز بگوييم يك قوه مقننه است يعنى تمام قوانين زندگىاش را از اول تا آخر از اين خواهد گرفت خيلى خوب ولايت در اين حد كه ولايت مهمى است آيا شرطش فقط همين است، ديگر هيچ شرط ديگرى نيست؟ من در اينجا فقط يك اشاره مىكنم به بحثى كه مرحوم شهيد صدر در اين رساله الفتاوى الواضحة دارد. ايشان وقتى مىرسد به شرايط تقليد يك شرط ديگرى را اضافه مىكند مىگويد اضافه بر عدالت، ذوكريت، طهارت مولد و اجتهاد، بلكه احوط اعلميّت، اضافه بر اينها لياقت و كفايت در مرجعيت شرط است؛ اين شرط را در رسالههاى علميه ديگر نديدهام و اين چيزى است كه بايد حوزههاى