رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٨
پُلى كُپى شده (به نام پرتوى از نهجالبلاغه) دست به دست مىگشت؛ همچون صاعقهاى فضاى گرفته شهر شهادت را روشن مىساخت.
سال ٥٣ براى من يادآور حركت علوى كوبنده است. ساواك شهر مشهد كه نمىتوانست آن مركز عظيم تبليغاتى را كانون تبليغات انقلابى ببيند و تحمل كند، در فكر چاره بود؛ بارها مرا احضار و تهديد كردند، همواره جاسوسهاى خود را در اطراف خانه و مسير من گماشتند. افراد بسيارى از نزديكان و دستاندركاران فعاليتهاى سياسى و تبليغاتى، مرا بازداشت كردند. احساس كرده بودند كه اين تلاش عظيم تبليغاتى، نمىتواند از فعاليتهاى سياسى پنهان، جدا باشد. كوشيدند ارتباطات مرا كشف كنند و بالاخره در دى ماه ٥٣، ناگزير شدند با يورش به خانهام مرا بازداشت و بسيارى از يادداشتها و نوشتجات مرا ضبط كنند. اين ششمين و سختترين بازداشت من بود. به تهران و به زندان كميته مشترك در شهربانى فرستاده شدم و مدتها در سلولى، با سختترين شرايط و همواره با بازجوييهاى دشوار، در وضعى كه فقط براى آنان كه آن شرايط را ديدهاند، قابل فهم است؛ نگهداشته شدم. در اين بازداشت نيز، مانند سال ٥٠ چون ساواك ارتباط من با تلاشهاى پنهانى و نقش من در گردآورى نيروهاى ضد رژيم و بسيج آنها را جدى مىگرفت، شدت عمل و خشونتى جدى به خرج داد. «١» ايجاد تشكيلات انقلابى در مشهد؛ حضرت آيةاللهالعظمى خامنهاى پس از آزادى نيز چون گذشته به فعاليتهاى بىامان خويش ادامه داده و هر بار قويتر از قبل، در راه رسيدن به اهداف الهى خويش كوشش مىنمود. از