رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٥
شهرهاى مختلف استان سفر كرد تا مردم آن سامان را نيز از متن پپام امام آگاه سازد.
ايشان شهر بيرجند را- كه مركز قدرت و سيطره رژيم در استان بود- براى سفر انتخاب و از سوم محرم كار تبليغى خويش را آغاز نمود. ايشان با آگاهى بخشيدن به مردم، آنان را به قيام عليه رژيم تشويق مىكرد.
در روز هفتم محرم كه جمعيت انبوهى براى گوش دادن به سخنان گهربار ايشان گرد آمده بودند؛ با سخنانى شيوا و افشاگرانه، مسأله كشتار طلاب در فيضيه را مطرح و تحولى عظيم در مردم ايجاد نمود كه موجب گريه بلند حاضران گرديد و احساسات دينى و انقلابى آنان را عليه رژيم برانگيخت. «١» ايشان خود در اين باره مىفرمايد:
در آن روز، منبرى اولى، مطلب را طول داد و دير پايين آمد و براى من حدود نيم ساعت وقت ماند؛ مطلب را شروع كردم. از شدت هيجان مىلرزيدم، هر چند به هيچ وجه نمىترسيدم و حال مردم نيز در من اثر مىگذاشت. مردم عجيب اشك مىريختند. و هنگامى كه از منبر پايين آمدم دور مرا گرفتند كه مبادا دستگير شوم. «٢» پس از اين افشاگرى ساواك كه وجود ايشان را خطرى برزگ براى رژيم مىدانست، معظمله را در روز عاشوراى همان سال دستگير كرد و سپس به زندان مشهد انتقال داد.
مبارزات از سال ٤٣ تا ٥٦؛ رهبر بزرگوار انقلاب اسلامى، مبارزات بىوقفه خويش را در طول سالهاى سياه و دردآلود، اينگونه بيان مىكند: