رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٠٨
اضافه بر اين آنچه بيشتر در بحث صغروى مورد نظر من بود مسئله اجتهاد ايشان است كه در همين هتاكيها و حرفهاى مغرضانه مورد اسائه ادب واقع شده بود. بنده مدتهاست در خدمت مقام معظم رهبرى در بحثهاى فقهى مفصل و بسيار سختى كه در مسائل مستحدثه و محل ابتلاى نظام انجام مىگيرد، حاضر بودهام. معمولًا در اين مسائل مستحدثه كه فقهاء هم بحثى را ارائه ندادهاند، يا كمتر ارائه دادهاند آن قابليتها و ويژگيهاى اجتهادى يك مجتهد مطلق مشخص و نمايان مىشود و الا بحثهايى را كه همه مطرح كردهاند و در جواهر، عروه و شروح عروه و كتابهاى ديگر هست هر كسى مىتواند مطالعه كرده و تقرير كند.
بنظر من اجتهاد و فقاهت در آن موارد خيلى جلوهگر نيست و دقت نظر و فقاهت يك فقيه آنجا بيشتر مشخص مىشود كه خودش مسئلهاى را بررسى كند كه گذشتگان خيلى بحث نكرده باشند، خودش برود منابع را پيدا كند. قواعد لازم فقهى را پيدا كند و بر آن مسئله تطبيق دهد و اشكالات وارده را جواب دهد.
من شاهد بودم و فضلاء و بزرگان ديگرى هم شاهد بودند و از آنها هم شنيدم كه در بعضى از اين نوشتارها شهادتهائى را دادهاند ايشان در آن جلسه واقعاً مانند يك مجتهد مطلق وارد مسئله مىشوند، در تنظيم مسئله، در مبانى كه بايد به آن استناد شود در نوع ادلهاى كه در مسئله بايستى به آنها استناد شود، متقدم و متأخر از اين ادله تعيين شود كيفيت جمع بين ادله روشن شود و خلاصه هيچ كم و كاستى از ايشان ديده نمىشود، مثل يك مجتهد مطلق وارد مىشوند. هرگونه تشكيك در اين مسئله ناشى از جهل يا غرض يا مرض است و غير از ضربه زدن به اسلام چيز ديگرى نيست و آرزوهايى را كه خداوند بعد از سالها برآورده كرده كه يك نظام اسلامى در اين مملكت شكل گرفته كه آرزوى ديرينه انبياء، ائمه، علماء و فقهاء بوده است حال انسان اينها را كنار بگذارد و به دنبال هوا و هوسهاى شخصى خود برود؟