رهبرى فرزانه از نسل كوثر - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٧
يك كشور است كه روى پاى خودش ايستاده است و اين حرفى هم نيست كه من بگويم ... همه اين را قبول دارند، همه اين را مىگويند، همه اين را مىفهمند. «١» ٢- استقلال اقتصادى:
از [استقلال سياسى] مشكلتر، استقلال اقتصادى است، استقلال اقتصادى يعنى: ملت و كشور در تلاش اقتصادى خود روى پاى خود بايستد و به كسى احتياج نداشته باشد. نه معنايش اين است كه يك ملتى كه استقلال اقتصادى دارد با هيچ كس در دنيا داد و ستد نمىكند، داد و ستد دليل ضعف نيست، يك چيزى را خريدن يك چيزى را فروختن، معامله كردن، گفتگوى تجارى كردن، اين دليل ضعف نيست امّا بايد طورى باشد كه يك ملت:
اولًا، نيازهاى اصلى خودش را بتواند خودش فراهم كند.
ثانياً، در معاملات اقتصادى دنيا و مبادلات جهانى يك وزنهاى باشد نتوانند او را به آسانى كنار بگذارند، نتوانند او را به آسانى محاصره كنند، نتوانند او را به آسانى فرو بدهند و هر چه مىخواهند به او ديكته كنند.
[بنابراين] اقتصاد يك كشور يعنى اينكه در اين كشور آن كارى كه كشور لازم دارد در داخل قابل تأمين باشد.
شرايط رسيدن به استقلال اقتصادى:
حال ما به استقلال اقتصادى رسيدهايم يا نه من عرض مىكنم به شما اين همان «مشكلتر» است. اين همان است كه بايد تلاش كنيم. ما