اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٤٥ - موارد جواز غيبت
چهار گروهند كه غيبت آنان، غيبت شمرده نمىشود، از جملۀ آنان، كسى است كه از جماعت مسلمانان خارج شده و به بدنام كردن امّت پرداخته و شمشير خود را (براى تهديد) بر مردم كشيده است. [١]
د-مسؤولان نالايق و ستمكار
در رواياتى كه موارد استثناى غيبت در آن شمرده شده، به تعابيرى همچون «سلطان جائر» ، «امام جائر» [٢]برمىخوريم. بررسى كاربردهاى مختلف واژههاى سلطان و امام در آيات و روايات روشن مىسازد كه فرهنگ قرآن و روايات، بلكه عموم كاربردهاى فنّى و محاورهاى اين دو واژه، محدود به نوع سلطنت يا امامت خاصى نيستند و هرگونه جلودار و مسؤولى را شامل مىشوند. معناى فاعلى سلطان با استفاده از معناى مصدرى چنين است:
هُوَ الْمُتَمَكَّنُ مَعَ تَفَوُّقٍ سَواءً كٰانَ قٰاهِراً اَوْ غَيْرَ قٰاهِرٍ وَ سَواءً كٰانَ طَبيٖعّياً اَوْ غَيْرَ طَبيٖعىٍّ، بِاِفٰاضَةٍ اَوْ جَعْلٍ اَوْ تَكَلُّفٍ [٣]
سلطان يعنى توان برتر، اعم از اينكه به زور يابدون آن باشد، يا اينكه اين برترى، طبيعى باشد يا غير طبيعى، بهرهاى الهى باشد يا انتخاب مردمى يا به تكلّف و زحمت حاصل شده باشد.
در تبيين واژۀ امام چنين آمده است:
[١] . «. . . والخارج مِن الجماعة، الطاعن على امّتى، الشاهر عليها بسيفه» . (بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٢٦١.)
[٢]
[٣] . التحقيق فى كلمات القرآن، ج ٥، ص ٢٠٥، با اندكى تغيير.