اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٤٢ - موارد جواز غيبت
در روايتى از امام صادق (ع) چنين آمده است:
اِذٰا جٰاهَرَ الْفٰاسِقُ بِفِسْقِهِ فَلاٰ حُرْمَةَ لَهُ وَ لاٰ غَيبَةَ [١]
آنگاه كه فاسق (منحرف شده از مسير اعتدال) كار خلافى را آشكارا انجام دهد، ديگر حرمتى ندارد و (سخن دربارۀ او) غيبت محسوب نمىشود.
همين معنا در سخنى از امام كاظم (ع) چنين بيان شده است:
مَن ذَكَرَ رَجُلاً مِنْ خَلْفِهِ بِمٰا هُوَ فِيهِ مِمّٰا عَرَفَهُ النّٰاسُ لَمْ يَغْتَبْهُ وَ مَنْ ذَكَرَهُ مِنْ خَلْفِهٖ بِمٰا هُوَ فِيهِ مِمّٰا لاٰ يَعْرِفُهُ النّٰاسُ اِغْتٰابَهُ. . . [٢]
اگر فردى پشت سر كسى از عيوبى كه در او هست و مردم نيز از آن اطّلاع دارند، چيزى بگويد، غيبت شمرده نمىشود، ولى اگر از عيوبى كه دارد، امّا مردم آگاه نيستند، ذكرى به ميان آورد، غيبت قلمداد مىگردد.
امام رضا (ع) نيز چنين فرمود:
مَن اَلْقىٰ جِلْبٰابَ الْحَيٰاءِ فَلاٰ غيٖبَةَ لَهُ [٣]
كسى كه پردههاى شرم و حيا را كنار گذارد، غيبت او جايز است.
همان گونه كه مؤمنِ بىپروا از نظر اسلام فاقد حريم است، فاسق و بدكار نيز به طريق اولىٰ حريم و مرزى ندارد و سخن گفتن در مورد عملكرد و شخصيّت آنان از محدوديت خاصّى جز رعايت انصاف و عدل تبعيت نمىكند.
[١] . وسائل الشيعه، ج ٨، ص ٦٠٥؛ بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٢٥٣.
[٢] . اصول كافى، ج ٢، ص ٣٥٨.
[٣] . بحارالانوار، ج ٧٢، ص ٢٦٠، الوفاء، بيروت.