اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٢١٦ - عفو جاسوس
٣. در سريه بنى سعد، حضرت على (ع) يكى از جاسوسان دشمن را دستگير كرد و از او خواست كه با سپاه اسلام همكارى كند تا او را آزاد نمايد. او اطّلاعات خواسته شده را در اختيار سپاه اسلام گذارد و آزاد شد. [١]
٤. در محاصرۀ خيبر، مسلمانان يكى از جاسوسان يهود را دستگير كردند و خدمت پيامبر (ص) آوردند و نظريات مختلفى در مورد مجازات يا عفو وى داده شد. آن حضرت به يكى از ياران دستور داد دستهاى او را ببندد و او را زندانى كند. او تا پايان عمليات خيبر در زندان بود. سپس پيامبر (ص) فرمود: تو را سه مرتبه به اسلام دعوت مىكنم، اگر نپذيرفتى، اين طناب از بالاى چوبۀ دار از گردن تو باز نمىشود. او ايمان آورد و مورد بخشش قرار گرفت. [٢]
از بررسى مجموعه روايات ياد شده چنين نتيجه مىگيريم كه مجازات اوليه براى جاسوس اعدام است و فرقى بين جاسوس كفّار و بغاة (شورشيان) و غيره نيست، زيرا جاسوسانى كه به دستور امام حسن (ع) در كوفه و بصره كشته شدند، جاسوس بغاة بودند. آنچه هست اين است كه حاكم اسلامى به لحاظ رعايت مصالح مىتواند مجازات او را تخفيف دهد يا او را عفو كند.
ب: ستون پنجم يا افرادى از ميان خود جامعه كه اطلاعات و اخبار را در اختيار دشمن قرار مىدهند. در بيشتر موارد داوطلبانه به جاسوسى نمىپردازند بلكه توسط عوامل دشمن شكار، و مجبور به همكارى با دشمن مىشوند.
[١] . مغازى، ج ٢، ص ٥٦٢.
[٢] . مغازى، ج ٢، ص ٦٤٠.