اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٧٧ - شناسايى متخلّفان
حضرت امير (ع) در سخنى به مالك اشتر مىفرمايد:
مراقبت پنهانى از كارگزاران آنان را بر امانتدارى و خوشرفتارى با مردم تحريض مىنمايد [١].
در بخشى ديگر از همين پيام بلند مىفرمايد:
هرگونه به كار گيرى و ارتقاى رتبه را بر ارزيابى مبتنى گردان. [٢]
سپس مىافزايد: «اين كاوشها از آن جهت بايد دنبال شود كه نحوۀ برخورد كارگزاران با مردم روشن گردد، چرا كه بسيارى از كارمندان ادارى، غرور و تكبرى دارند كه در برخورد با مردم، زود عصبانى و بداخلاق مىشوند و خشك و سخت برخورد مىكنند و مردم نيز ناگزير از مراجعه به اينها هستند و اگر اينان چنين عمل كنند، مردم آن را به حساب حكومت مىگذارند. [٣]
شناسايى متخلّفان
تخلّف گاه آشكار و علنى است، ولى در ميان انبوه جمعيّت، شناسايى مجرم ومتخلّف نيازمند تحقيق و تفحّص است. در چنين شرايطى، گروهى براى يافتناخبار وشناسايى متخلّف بسيج مىشوند يا يك عمل اطّلاعاتى در اين خصوص سامان داده مىشود.
[١] . نهج البلاغه، نامۀ ٥٣.
[٢] . «ثم انظر فى امور عُمّالك، فاستعملهم اختباراً و لا تولّهم محاباة و اثرة» (همان.)
[٣] . دعائم الاسلام، ج ١، ص ٣٦٥.