اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ١٥٥ - ٧ بازپرسى و بازجويى
امام حسن عسگرى (ع) مىفرمايد:
هر وقت كسى براى اقامۀ دعوا خدمت پيامبر اكرم (ص) شرفياب مىشد، اگر مدّعى بيّنهاى اقامه مىكرد، حضرت طبق نظر شهود شناختهشده و عادل قضاوت مىكرد و اگر شهود را نمىشناخت، از آنان آدرس قبيله (معرفين) و محل كار و منزلشان را مىگرفت و به دو نفر از ياران صادق اين آدرسها را جدا جدا تحويل مىداد و سپس به اين دو نفر مىفرمود تا بهطور جداگانه تحقيقاتى از معرّفين و محل كار و منزل و ساير مراكز حضور و تردد آنان به عمل آورند و سپس بر اساس تحقيقات محلى اگر نتيجه مثبت بود، طبق آن قضاوت مىكرد و اگر نتيجه منفى بود، با حفظ اطّلاعات مربوط به منبع گزارش، قضاوت طبق قانون شرع صورت مىگرفت. [١]
در خبر ديگرى در مورد كسب اطلاع از جزئيات يك حركت ضدفرهنگى و منحرف در جامعه چنين آمده است:
امام صادق (ع) با مردى روبهرو شد كه روايات زيادى نقل مىكرد، امّا به سند و سلسلۀ راويان آن توجّه نمىكرد و اين ضايعه بهعنوان يك آسيب فراگير بر جامعۀ فرهنگى آن زمان تحميل شده بود. آن حضرت در ابتدا براى اينكه اطّلاعات خود را در مورد انواع و سياق احاديث مجعول كامل كنند و يا براى ارائه روش و آموزش و ثبت در تاريخ، از او خواست تا رواياتى را كه آموخته است، حكايت كند. او رواياتى را نقل كرد، ولى باز هم امام صبورى كرده و بدون تخطئۀ رواياتِ او، به بررسى عامل قبول اين اكاذيب به جاى روايت پرداخته و فرمود: آن كس را كه از او به نام جعفر بن محمد
[١] . وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ١٧٥.