دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٠٦
| تحفة العراقین جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٨٠٦ |
تُحْفَةُ الْعِراقَیْن، نخستین سفرنامۀ منظوم فارسی، سرودۀ
خاقانی شروانی (د ٥٩٥ق/١١٩٩م). خاقانی هنگام بازگشت از
مکه، یعنی پس از ٥٥٠ق/١١٥٥م، در شهر موصل به فکر سرودن تحفة العراقین افتاد. زمانی
که به شروان رسید، به کار آغاز کرد و در مدت ٤٠ روز آن را به اتمام رساند (خاقانی،
١٠٨، ٢٤٨؛ قریب، «مب»؛ نفیسی، ١/١٠٤؛ صفا، ٢/ ٧٧٩). آنگاه بار دیگر به موصل سفر
کرد و کتاب خود را به جمالالدین محمدعلی موصلی از امیران آن دیار (دربارۀ او، نک
: ابن خلکان، ٥/١٤٣-١٤٧) تقدیم داشت (قریب، «مه»). مؤلف تذکرۀ مرآة الخیال بر آن
است که خاقانی تحفة العراقین را در حبس سروده است (لودی، ٢٩)، ولی هدایت را (١/
٦٠٨) نظر دیگری است که البته دور از صواب مینماید.
تحفة العراقین که خاقانی آن را تحفة الخواطر و زبدة الضمائر نیز مینامد، در قالب
مثنوی و در بحر هزج مسدّس اخرب مقبوض سروده شده، و شامل بیش از١٠٠‘ ٣ بیت است. این
مثنوی بیانگر مشاهدات سراینده در سفر به مکه، از مسیر عراق عجم و عراق عرب است و
شاعر ضمن آن به شرح دیدار خود با بزرگان شهرهای مختلف و ذکر برخی رسوم و عادات
مردمان هر دیار پرداخته است (قریب «مه ـ مو»؛ فروزانفر، ٦٢٦).
تحفة العراقین از ٣ منظر قابل بررسی است: ١. موضوع،
٢. مضمون، ٣. ویژگیهای دستوری.
١. موضوع: کتاب مشتمل است بر یک مقدمۀ منثور،٧ مقاله، و یک خاتمۀ منظوم. مقالات
کتاب بهترتیب عبارتاند از «عرائس الفکر و مجالس الذکر»، «معراج العقول و منهاج
الفحول»، «سبحة الاوتاد»، «سواد الاوراد و خزانة الاوتاد»، «موارد الاوراد و فرائد
الافراد»، «هدی المهتدی الی الهادی» و «فی وصف الشّام والموصل».
مقدمۀ کتاب که به نثری مصنوع نوشته شده، از چگونگی خلق اثر حکایت میکند (ص ١-١١) و
مقالۀ اول آن با خطاب به آفتاب آغاز میگردد، ولی قسمت اعظم آن در نعت حضرت رسول(ص)
است (ص ١٣-٢٥). در خلال ٦ مقالۀ دیگر که بدنۀ اصلی کتاب را تشکیل میدهد، سخن از
شهرهایی است که خاقانی در مسیر سفر خود به مکه و یا هنگام بازگشت از این سفر گذر
کرده است؛ شهرها و مناطقی همچون قهستان، عراق، بغداد، همدان، کوفه، مدینه، مکه، شام
و موصل. او در جریان توصیف هر شهر و یا هر منطقه به ارائۀ اطلاعاتی در زمینههای
تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی و نیز به معرفی رجال آن سامان میپردازد (نک : دنبالۀ
مقاله).
خاقانی در توصیف قهستان، علاوه بر وصف مناظر طبیعی و دژهای آن منطقه (ص ٣٠-٣١، ٣٣)،
اطلاعاتی ارزشمند به لحاظ اجتماعی در باب دزدان و راهزنان آن دیار و نیز برخی از
مشاغل رایج در آنجا مانند صباغی، خبازی، طباخی، قصابی و عطاری به دست میدهد
(همانجا)؛ از همدان و از کوه اروند (= الوند) سخن میگوید(ص ٨٩-٩١) و چون نوبت به
بغداد میرسد، نخست به وصف دجله (ص ١٠١-١٠٣) و سپس به توصیف سرای المقتفی باللٰـه و
حرم او میپردازد (ص ١٠٣، ١٠٤- ١٠٨) و در گذر از کوفه، حرم امام علی(ع) را از نظر
دور نمیدارد (ص ١١٣-١١٥). توجه او به کعبه و مناسک حج، توجهی ویژه است و بیان
شاعرانۀ او در این ابواب، بیانی است کمّاً و کیفاً، خاص (ص ١١٧-١٣١). در حالی که
توجه او به مدینه در اشارهای کوتاه به مزار حضرت رسول(ص) و مرقد شیخین خلاصه
میشود (ص ١٤٣-١٤٥) و سخن را بیشتر به ستایش پیامبر(ص) اختصاص میدهد (ص ١٤٥-١٦٥).
خاقانی در بازگشت از مکه، متوجه شام و موصل میگردد (ص ١٧٣- ١٧٩) و از این دو شهر
با تعبیراتی چون: سفرگه ملائک و قطب هدى و سپهر اسلام یاد میکند (ص ١٧٦، ١٧٩).
پرداختن به بزرگان علم و ادب شهرهایی که بر سر راه خاقانی بوده است، بهویژه بزرگان
همدان (نک : ص ٩١- ٩٨)، بغداد (نک : ص ١١٠-١١٢)، شام و موصل (نک : ص ١٩٥- ١٩٩،
٢٠٣-٢٠٤)، تحفة العراقین را به یک مأخذ رجالی ارزشمند نیز بدل میسازد. ذکر نام
بزرگانی چون شرفالدین محمد مطهر علوی، نجمالدین احمدبن علی، عمادالدین ابوالمواهب
ابهری، محمد خجندی، جمالالدین محمود، هارون علی، عزالدین محمد قصّار، تاجالدین
شیبانی و رشیدالدین ابوبکر (نک : ص ٢٢٢-٢٢٤، ٢٢٦-٢٣٢، ٢٣٧-٢٤٥) که به نظر میرسد
خاقانی در محضر آنها درس خوانده است، به اهمیت کتاب به عنوان یک مأخذ رجالی
میافزاید. تحفة العراقین منبع و مأخذی معتبر در معرفی شاعر، خانوادۀ شاعر و ارتباط
وی با استادش ابوالعلای گنجوی نیز محسوب میشود (نک : ص ٢٥، ٢٩، ٣٨- ٣٩، جم ).
٢. مضمون: خاقانی در شمار شاعرانی است که درسرودههای خود از اطلاعات گستردۀ علمی،
فلسفی و دینی (= اسلامی و مسیحی) خویش و از اصطلاحات مربوط به آنها بهرهگرفته، و
با پرداختن بدینگونه مسائل، از یکسو به شعر خود حال و هوایی ویژهبخشیده، و از
سویدیگر آنرا دشوار و گاه معقّد ساختهاست و همینامر موجب شده است تا فهم آن
بهشرح و تفسیر نیازمند گردد (دربارۀ شروح تحفة العراقین، نک : منزوی، ٧/٥١-٥٢).
تحفة العراقین آیینۀ تمامنمای باورها و دانشهای مختلفی است که در جریان تربیت
خانوادگی شاعر و آموزش و پرورش وی از سوی استادان و معلمان مختلف با تخصصهای
گوناگون به وی منتقل شده است؛ چنانکه در فلسفه و نجوم و پزشکی متأثر از عموی خود
کافیالدین عمر و فلکی شیروانی است (نک : ص ٢١٧-٢٢١؛ قریب، «ک») و نیز متأثر از
دوستان و همنشینانی چون شرفالدین محمدمطهر علوی و نجمالدین احمدبن علی (نک :
ص، ٢٢٢-٢٢٤، ٢٢٦-٢٣٠) و ممدوح خود جمالالدین محمد موصلی
(نک : ص ٤٠-٤١، ١٧٣-١٧٦، جم ) و در توجه به باورهای مسیحیان تحت تأثیر مادر
خویش است که در آغاز مسیحی بوده است (نک : ص ٢١٤-٢١٧). نمونهای از دانشها و
باورهای انعکاس یافته در تحفة العراقین بدین شرح است:
طب: مانند آتش پارسی، قارورۀ آبگینه، داءالثعلب، میل باریک، آب تاریک، خال سپید،
ضیق نفس، خناق، صفرازده، صرع، بهق سیاه، تب ربع، دق، عودالصلیب، ریوند، فالج،
امالصبیان و جز آنها (ص ١٩، ٢٧، ٣٢، جم ).
نجوم: مانند مرکبان انجم، دوازده برج، شش بانوی پیر، بنات النعش، ماه، مشتری، مریخ،
زحل، اژدها، بره، سعد اکبر، طشت بلند، خوشۀ چرخ، هفت پرده، فتح باب، جوزا، عقد پرن،
گنبد مقرنس، سهیل، رصدگاه، شش عروس، سعد ذابج، خور و جز آنها (ص ١٣، ١٥، ١٩، ٢٧،
جم ).
فلسفه و ریاضی: مانند سه گوهر، جوهرجان، سه غرفه، جذر اصم، اساس روح، لباس دهر،
ذات، صفات، وهم، عقل، حس، چار مراتب، چار علل، حدث، دهر محدث، آحاد، الوف و جز آنها
(ص ٦٤، ٦٩، ٩٤، جم ).
شطرنج: مانند داو، بیدق، قائم، فرزین، منصوبه، شهرخ، شه مات، پیل، شطرنج، نطع، شاه
شطرنج و جز آنها (ص ٣٨، ٨١، ١٣٧، ١٣٨، ١٩٣).
موسیقی: مانند چهارپاره، مهبر کوهان، راه، طشتگر، قول، کاسهگر، ابریشم چنگ، موی
پرده و جز آنها (ص ٢٨، ١١٩).
فرهنگمسیحی: مانند عیسویوار،مسیح، عیسىرهنشین،صلیب اکبـر، مسیح اکبـر،
عازر، مریمروزهدار، مریمآسا، عودالصلیب، عیسى معده، یحیى اندام، مریم
صفت، دارقمامه و... (ص ٢٧،جم ).
آیات قرآن: مانند «چون اشتربُختی قدمزن/ بیرون گذری ز چشم سوزن» (ص ٢٧)، که اشاره
به آیۀ ١٣٨ از سورۀ اعراف است (برای آگاهی بیشتر در باب استفادۀ خاقانی از آیات
قرآنی، نک : قریب، ٣٨٥-٤٠١).
احادیث: مانند بوده درِ شهر علم حیدر/ وین سیّد دین کلید آن در (ص ٢٢٢)، که اشاره
است به حدیث معروف «انا مدینة العلم و علی بابها» (برای آگاهی بیشتر در باب استفادۀ
خاقانی از احادیث، نک : قریب، ٤٠٢-٤٠٦).
٣. ویژگیهای دستوری: تحفة العراقین به لحاظ دستوری دارای ویژگیهایی است که بسیاری
از آنها در دیگر آثار خاقانی بهویژه دیوان او دیده میشود (برای آگاهی بیشتر در
این باره، نک : قریب، «مح» ـ «نو»).
مآخذ: ابن خلکان، وفیات؛ خاقانی شروانی، تحفة العراقین، به کوشش یحیى قریب، تهران،
١٣٣٣ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٣٩ش؛ فروزانفر،
بدیعالزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٠ش؛ قرآن مجید؛ قریب، یحیى، مقدمه و تعلیقات
بر تحفةالعراقین (نک : هم ، خاقانی)؛ لودی، شیرعلی، مرآةالخیال، به کوشش ملک
الکتاب شیرازی، بمبئی، ١٣٢٤ق؛ منزوی، خطی مشترک؛ نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در
ایران، تهران، ١٣٤٤ش؛ هدایت، رضاقلی، مجمع الفصحا، به کوشش مظاهر مصفا، تهران،
١٣٣٩ش.
علی میرانصاری