دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٩٤
| پیراحمد خوافی جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٥٩٤ |
پیرْاَحْمَدِ خوافی، غیاثالدین (د ٨٥٧ق/١٤٥٣م)، وزیر شاهرخ تیموری و جانشینان او.
دربارۀ سالزاد و زندگی او پیش از رسیدن به وزارت اطلاعی دردست نیست، جز آنکه در
برخی منابع متأخر گفتهاند که وی در روستای خَرگِرد خواف زاده شد (پیرنیا، ٤٤٨؛
گلمبک، ٣٢٢). پدرش خواجه جلالالدین اسحاق هم با توجه به لقب «صاحب» که او را بدان
خواندهاند (نک : فصیح، ٣/٢٣٠)، گویا از رجال نامور دیوانی بوده است. از برخی
اشارات نویسندگان همبرمیآیدکهپیراحمد، پیش از وزارت، صاحب مناصب مهم و از رجال
مشهور بود، چنانکه گفتهاند: خواجه نظامالدین احمدبن داوود، به سعی او از «دیوان
حضرت اعلى» معزول شد (همانجا؛ اسفزاری، ١/ ٢١٨؛ خواندمیر، دستور...، ٣٥٣). پیراحمد
در ٨٢٠ق/١٤١٧م، از سوی شاهرخ تیموری به وزارت منصوب شد(فصیح، همانجا؛ عبدالرزاق،
٢(١)/٢٠٦-٢٠٧؛ میرخواند، ٦/٦٤٤؛ خواندمیر، حبیب...، ٣/٦٠٠-٦٠١)، اما سال بعد، چند
تن با او در وزارت شریک گشتند و پس از این هم وی غالباً بامشارکت دیگران این منصب
را برعهده داشت (فصیح، ٣/٢٣٥، ٢٥٥، ٢٧٥، ٢٩٠؛ خواندمیر،همان،٤/١؛میرخواند، ٦/ ٧١٨).
پیراحمد در ٨٢٨ق/١٤٢٥م به سببی نامعلوم از وزارت عزل شد، ولی در ربیعالآخر ٨٢٩ بار
دیگر در سرخس به وزارت نایل آمد
و از ٨٣٨ق با سیدی احمدشیرازی(فصیح، ٣/٢٥٧، ٢٥٩)، و از ربیعالاول ٨٤٥ تا پایان
حیات شاهرخ، با خواجه شمسالدین علی سمنانی در وزارت شریک بود (همو، ٣/٢٩٠؛
میرخواند، ٦/ ٧١٨؛ خواندمیر، حبیب، ٤/٣-٤).
چون شاهرخ در ٨٥٠ق/١٤٤٦م درگذشت، سراسر قلمرو او دستخوش پریشانی و ناآرامی گردید.
میرزا عبداللطیف بن الغبیگ با سپاه به سوی خراسان حرکت کرد (میرخواند، ٦/٧٣٤؛
خواندمیر، دستور، همانجا؛ قزوینی، ٣١٩)؛ پیراحمد و شمسالدین علی در سمنان به خدمت
او رسیدند و عبداللطیف نیز که خود را جانشین شاهرخ میخواند، پیراحمد را در مقام
خود ابقا کرد (میرخواند،٦/٧٣٥؛ خواندمیر، همانجا). از سوی دیگر علاءالدوله، یکی از
پسران بایسنقر میرزا که در هرات بر تخت نشسته بود، سپاهی به مقابلۀ عبداللطیف
فرستاد. در صفر ٨٥١ عبداللطیف در جنگ شکست خورد و به اتفاق پیراحمد دستگیر، و به
هرات گسیل شد (خواندمیر، قزوینی، همانجاها).
علاءالدوله که درصدد جلب حمایت امرا و حکام عصر شاهرخ بود، پیراحمد خوافی را باز به
وزارت نشاند (دولتشاه، ٣٠٧؛ خواندمیر، همانجا). در ٨٥٢ق پس از اینکه علاءالدوله از
الغبیگ شکست خورد و فراری شد (نک : ه د، الغبیگ کورگان)، پیراحمد همراه مهد
علیا گوهرشادآغا، مادر بایسنقر میرزا و چند تن از امرای دیگر از هرات به نزد محمد
میرانشاه، پسر دیگر بایسنقر به عراق عجم رفتند تا او را به تسخیر خراسان تشویق کنند
(ابوبکر طهرانی، ٣١٨؛ میرخواند، ٦/٧٤٧- ٧٤٨؛ کاتب، ٢٥٢؛ خواندمیر، دستور، همانجا،
حبیب، ٤/٢٠، ٢٧؛ قزوینی، ٣١٦-٣١٧؛روملو، ٢٨٠-٢٨١).
محمدمیرانشاه در اواخر سال ٨٥٣ق، پیراحمد را با حاجی محمد قناشیرین در وزارت شریک
گردانید (ابوبکر طهرانی، ٣٢٠-٣٢١؛عقیلی، ٣٤٢؛ خواندمیر، دستور، ٣٥٥-٣٥٦). پیراحمد
اندکی بعد به حج رفت و در غیاب او محمد میرانشاه در ٨٥٥ق/ ١٤٥١م، در جنگ با برادرش
میرزاابوالقاسم بابر کشته شد (همانجا؛ اسفزاری، ٢/١٧١-١٧٣؛ خواندمیر، حبیب، ٤/٤٠).
سال بعد پیراحمد در یزد به حضور بابر رسید و با آنکه ابتدا لطف و محبت دید (میرخواند،
٦/٧٨٣؛ خواندمیر، همان، ٤/٦٤؛ روملو، ٣٠٨)، اما در ٨٥٧ق به دستور همو دستگیر، و
اموالش مصادره شد و بر اثر شکنجههایی که دید، اندکی بعد بیمار شد و درگذشت. پیکر
وی را در عمارت سرمزار، کنار عیدگاه هرات به خاک سپردند. این عمارت را خود پیراحمد
بر مزار شیخ زینالدین خوافی عارف معروف ساخته بود (عقیلی، ٣٤٣؛ میرخواند، ٦/٧٨٧؛
خواندمیر، دستور، ٣٥٦-٣٥٧، حبیب، ٤/ ٤٨؛ فکری، ٥٢). پیراحمد را به کاردانی و کفایت
ستودهاند. او در ادارۀ امور ضمن رعایت حقوق مردم در ایفای وظایف دیوانی خود نیز
کوتاهی نمیکرد؛ چندانکه وی را با خواجه نظامالملک طوسی مانند کردهاند. برخی از
شعرا وی را مدح گفتهاند(عقیلی، ٣٤٢؛ میرخواند،٦/٦٤٤؛خواندمیر،دستور،٣٥٣-٣٥٤،حبیب،
٣/٦٥١؛ یوسف اهل،٦).
فرزند پیراحمد، مجدالدین محمد خوافی نیز از رجال بلندپایۀ عصر، ووزیر سلطان حسین
بایقرا بود (اسفزاری، ١/ ٢١٨؛ عبدالواسع نظامی، ٢١٥، ٢١٨).
دوتن ازدانشمندانومؤلفان آنزمان، محمدبن علیبن جمالالاسلام، ملقب به منشی، مؤلف
همایوننامه، و جلالالدین یوسف اهل، مؤلف فرائد غیاثی، کتابهای خود را به نام
پیراحمد خوافی نوشته، و به او اهدا کردهاند (همایونفرخ، ١؛ مؤید، ٢٧).
پیراحمد دوستدار آبادانی بود و ابنیۀ مهمی بهویژه در ولایات خراسان بنیاد نهاد (عقیلی،
همانجا؛ خواندمیر، دستور، ٣٥٤) که از آن میان میتوان به مدرسۀ غیاثیه در خرگرد
خواف و مسجد مولانا در تایباد اشاره کرد که در ٨٤٨ق بنا شدهاند و هر دو از
شاهکارهای معماری دورۀ تیموری بهشمار میروند (اسفزاری، ١/ ٢١٩؛ خواندمیر، همانجا؛
مصطفوی، مقدمه، ١٠-١١، نیز ١٧٩-١٩٣؛ مشکوٰتی، ٦٥؛ گلمبک، همانجا).
مآخذ: ابوبکر طهرانی، دیار بکریه، به کوشش نجاتی لوغال و فاروق سومر، آنکارا،
١٩٦٤م؛ اسفزاری، محمد، روضات الجنات، به کوشش محمدکاظم امام، تهران، ١٣٣٨ش؛ پیرنیا،
محمدکریم، آشنایی با معماری اسلامی ایران، تهران، ١٣٧٢ش؛ خواندمیر، غیاثالدین،
حبیبالسیر، به کوشش محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٦٢ش؛ همو، دستورالوزراء، به کوشش
سعید نفیسی، تهران، ١٣٥٥ش؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرةالشعراء، به کوشش محمد رمضانی،
تهران، ١٣٣٨ش؛ روملو، حسن، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٤٩ش؛
عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به کوشش محمد شفیع، لاهور، ١٩٤٤م؛
عبدالواسع نظامی، منشأ الانشاء، به کوشش رکنالدین همایونفرخ، تهران، ١٣٥٧ش؛ عقیلی،
حاجی بن نظام، آثارالوزراء، به کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٦٤ش؛ فصیح
خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به کوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛ فکری سلجوقی، تعلیقات بر
رسالۀ مزارات هرات اصیلالدین عبدالله واعظ، انجمن تاریخ افغانستان، ١٣٤٤ش؛ قزوینی،
یحیى، لب التواریخ، تهران، ١٣٦٣ش؛ کاتب، احمد، تاریخ جدید یزد، به کوشش ایرج افشار،
تهران، ١٣٤٥ش؛ مشکوٰتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران،
تهران، ١٣٤٥ش؛ مصطفوی، محمدتقی، اقلیم پارس، شیراز، ١٣٤٣ش؛ مؤید، حشمت، مقدمه بر
فرائد غیاثی (نک : هم ، یوسف اهل)؛ میرخواند، محمد، روضةالصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛
همایونفرخ، رکنالدین، مقدمه بر همایوننامۀ منشی، تهران، ١٣٥٦ش؛ یوسف اهل، جلالالدین،
فرائد غیاثی، به کوشش حشمت مؤید، تهران، ١٣٥٦ش؛ نیز:
Golombek, L. and D. Wilber, The Timurid Architecture of Iran and Turan,
Princeton, ١٩٨٨; MuŞŧafawī, M. T., »Le Masdjid-é Mawlānā de Tāiyābād«, Athār-é
Īrān, Haarlem, ١٩٣٨, vol. III.
احمد آریننیا