دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٩٨
| تحریر جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٩٨ |
تَحْریر، اصطلاحی که در عنوان روایتهای بازنویسی شدۀ
ترجمـههای عربی شمـاری از آثار ریاضی و نجومییونانی ــ و در مواردی انگشتشمار،
برخی آثار تألیف شده در دورۀ اسلامی ــ به کار رفته است. در دورۀ اسلامی، در عنوان
آثار مبتنی بر آثار دیگر، اصطلاحات بسیاری، همچون تفسیر، شرح، اختصار، تلخیص، اصلاح
و مانند آن به کار میرفت. همچنانکه در مقدمۀ اغلب این تحریرها منعکس است (نک :
ادامۀ مقاله)، سبب تدوین این رسالهها در دست نبودن نسخهای کامل و قابل اعتماد از
برخی آثار رایج در دورۀ اسلامی بود که دانشجویان ریاضیات و نجوم سخت بدانها نیازمند
بودند: همچون اصول اقلیدس، مجسطی بطلمیوس، آثار مشهور به «متوسطات»، که میباید پس
از اصول و پیش از مجسطی مطالعه میشدند (نک : ادامۀ مقاله) و مخروطات آپولونیوس.
ذکر واژۀ تحریر در عنوان یک اثر حاکی از آن بود که بهنظر تحریرکننده، اشکالات
موجود در نسخ عربی متن اصلی، از اشکالات موجود در نسخ یونانی و گاه سریانی مورد
استفادۀ مترجمان، ناتوانی آنان در ترجمۀ برخی مواضع دشوار این آثار، و از همه
مهمتر خطاهای ناسخان و کاتبان در استنساخهای پیدرپی ناشی شده بود؛ در حالی که
مثلاً اصطلاح شرح بدان معنی بود که شارح، توضیحات مؤلف اصلی را کافی نمیدانست؛ و
واژۀ اصلاح نیز هنگامی به کار میرفت که نگارنده اشکال را متوجه مؤلف اثر میشمرد.
در واقع در تحریرها به ندرت به مواردی همچون تحریر کره و استوانه برمیخوریم که
نصیرالدین طوسی با مراجعه به شروح این آثار به رفع کاستی متن اصلی یونانی نیز همت
گماشته باشد (نک : ادامۀ مقاله).
در این مقاله برخی تحریرهای مهم دورۀ اسلامی، ذیل نام و به ترتیب تاریخ فعالیت
تحریرکنندگان آمده است:
الفـ احمـد، و شـاید محمد بن موسی بن شاکر، تحـریر مخروطات آپولونیوس را با کمک
هلال بن ابی هلال حمصی و ثابت بن قره فراهم آوردند. این تحریر اساس همۀ پژوهشها و
تلخیصها و تحریرهای بعدی ریاضیدانان مسلمان دربارۀ مخروطات بوده است(ازجمله، نک :
ه د، ابوالفتح اصفهانی: تلخیص المخروطات). گرچه معلوم نیست واژۀ تحریر نخستینبار
چه زمانی به کار رفته، اما دست کم میتوان گفت که این اثر کهنترین تحریری است که
به دست ما رسیده. تحریر المخروطات بر خلاف اغلب تحریرهای دیگر، بر اساس مقایسۀ
دستنوشتههای یونانی پدید آمد، در حالیکه بازنویسیهای بعدی غالباً با استفاده از
نسخ خطی یک یا چند ترجمۀ عربی متن اصلی یا شرح یونانی آن آثار و گاه شرحها و
اصلاحهای دانشمندان دورۀ اسلامی فراهم آمدند. مقدمهای که بنی موسى بر این تحریر
نوشتهاند، گذشته از آنکه مطالب تاریخی بسیار مهمی دربردارد، شیوۀ کار را نیز مشخص
میکند. بنا بر گزارش آنان، اصل یونانی این کتاب ٨ مقاله داشته که در گذر ایام و طی
استنساخهای مکرر خطاهای بسیار در آن راه یافته بوده است. بعدها ائوتوکیوس (در مآخذ
عربی: اوطوقیوس) عسقلانی توانست با استفاده از نسخ متعدد و گاه بنا بر استنباط و
برهان عقلی، ٤ مقالۀ نخست کتاب را تصحیح کند؛ اما شرح وی نیز در گذر زمان به همان
سرنوشت متن اصلی دچار شد (بنی موسى، ٦٢١-٦٢٣).
شاید یکی از دلایل اختلافات بسیار میان نسخ مخروطات که البته بنی موسى به رغم آگاهی
به آن اشاره نکردهاند، وجود دو روایت رایج از این کتاب، یکی اصلاح شده و دیگری
اصلاح نشده، باشد؛ زیرا از مقدمههای مقالات آن میتوان دریافت که آپولونیوس نخست
در مدت اقامت در اسکندریه و در فرصتی اندک این اثر را در ٨ مقاله برای هندسهدانی
به نام نائوکراتس٢ نوشته، و بعدها به تدریج به اصلاح آن پرداخته است. آپولونیوس در
مقدمۀ روایت اصلاح شدۀ کتاب نخست نیز تأکید کرده است که افزون بر نائوکراتس کسان
دیگری نیز نسخی از دو مقالۀ نخست را پیش از آنکه فرصت اصلاح آنها را داشته باشد، از
وی گرفتهاند (توماس، II/٢٨١-٢٨٣؛ نیز نک : ذیل، آپولونیوس).
آخرین مقاله از مقالات هشتگانۀ مخروطات از دیرباز گم شده بود و ترجمۀ ٧ مقالۀ نخست
نیز به سبب خطاهای پرشماری که در نسخ آن راه یافته بود، بسیار دشوار مینمود. در
آغاز حسن بن موسى (که گویا در هندسه از دو برادر خود ماهرتر بود)، به پژوهش دربارۀ
خواص بیضی پرداخت و بدانجا رسید که این مسائل را مقدمهای برای ورود به مخروطات
قرار دهد، و مقالهای نیز در اینباره نوشت (احتمالاً همان الشکل المدور المستطیل،
در بارۀ حدسهای پژوهشگران معاصر در خصوص وجه تسمیۀ این نام و میزان آگاهی بنی موسى
از مضمون کتاب آپولونیوس و آثار مشابه در هنگام تألیف این اثر نک : ه د، ١٢/
٦٢٩-٦٩٣)، اما مرگ او را دریافت. سپس احمدبن موسى به روزگار ریاست بر دیوان برید
شام، به نسخی از متن اصلی و نسخهای از شرح ائوتوکیوس دست یافت. نخست ٤ مقالۀ شرح
وی را که تحریفاتش کمتر بود، تحریر کرد و سپس با تجربهای که در این کار اندوخته
بود، سایر مقالات را نیز اصلاح کرد. وی در آن کتاب چیزهایی را وارد کرد که برای
خواننده فواید بسیار داشت، مطالبی که نه خود آپولونیوس و نه ائوتوکیوس بدان
نپرداخته بودند (بنی موسى، ٦٢٥- ٦٢٩).
«مقدمات بنی موسى» ــ مهمترین افزودۀ آنان بر این کتاب ــ چنان که خود گویند، ٩
قضیه است که دانستن آنها دریافتنِ موضوع کتاب را آسانتر میکند (ص ٦٣٣- ٦٤٩). ابن
هیثم بر آن بود که بنی موسى در برهان بر مقدمۀ نهم، سهوی مرتکب شدهاند و از آنجا
که در اثبات برخی قضایای کتاب مخروطات به اثبات این مقدمه نیاز بود، رسالۀ قول فی
شکل بنی موسى را به ذکر برهانی به مراتب مفصلتر از برهان بنی موسى برای این مقدمه
اختصاص داد (ص٢٩٣-٣٢١).
در اوائل سدۀ ١٨م، ادمند هالی١ ٤ مقالۀ نخست مخروطات آپولونیوس را از روی متن
یونانی و مقالات پنجم تا هفتم را نیز از تحریر بنی موسى به لاتینی برگرداند که در
١٧١٠م در آکسفرد منتشر شد. وی در ترجمۀ تحریر المخروطات، به متن عربی تلخیص
المخروطات ابوالفتح اصفهانی و تصفح المخروطات عبدالملک شیرازی (ه مم) نیز که
زودتر به لاتینی ترجمه و منتشر شده بود، مراجعه کرد. روایت لاتینی ٣ مقالۀ اخیر را
توماس هیث٢ در ١٨٩٦م به انگلیسی و پاول ور اکه٣ در ١٩٢٣م به فرانسه ترجمه کردند.
نیکس٤ نیز در ١٨٩٩م بخشی از متن عربی مقالۀ پنجم را به همراه ترجمۀ آلمانی در
لایپزیگ به چاپ رساند (تومر، ٢٥-٢٧). سرانجام، تومر در ١٩٩٠م متن عربی مقالات پنجم
تا هفتم تحریر بنی موسى را به همراه ترجمه، شرح و حواشی مفصل انگلیسی در دو مجلد در
نیویورک چاپ کرد.
ب ـ ابوالقاسم علی بن اسماعیل نیشابوری، تحریر اصول اقلیدس. در مورد این ریاضیدان
هیچ اطلاعی در دست نیست، اما با توجه به قدمت یگانه نسخۀ خطی شناخته شدۀ این تحریر،
میتوان حدس زد که وی پیش از سدۀ ٥ق میزیسته است (GAS, V/٣٨٦).
ج ـ نصیرالدین طوسی. وی افزون بر تحریر اصول هندسۀ اقلیدس، مشهور به تحریر اقلیدس و
تحریر المجسطی (ه مم) بطلمیوس، ١٧ اثر مهم ریاضی و نجومی دورۀ اسلامی را که
غالباً متوسطات نامیده میشوند، تحریر کرد؛ زیرا همچنان که خود وی تأکید کرده است،
دانشجویان ریاضیات و نجوم باید آنها را پس از اصول اقلیدس و پیش از مجسطی بطلمیوس
میخواندند (نک : ادامۀ مقاله). حاجیخلیفه این آثار را تحریرالهندسیات نامیده است
(١/٣٥٧). کهنترین نسخۀ خطی موجود این تحریرها (شم ٤٧٢٧ کتابخانۀ مدرسۀ سپهسالار)
را محمد بن احمد بن ابی الربیع زرکشی در ٦٧١ق (یک سال پیش از مرگ نصیرالدین) برای
استفادۀ خود استنساخ کرده است. این جُنگ تحریرهای خواجه از اصول اقلیدس، مجموعۀ
متوسطات و مجسطی بطلمیوس و نیز دو اثر خود خواجه ( تذکرة فی الهیئة و الرسالة
الشافیة عن الشک فی الخطوط المتوازیة) را در بر دارد (دانشپژوه، ٣/٣٣١-٣٥٠). شماری
از رسائل جزء دوم جنگ شمارۀ ٧٤٣ کتابخانۀ سلیم آغا نیز در ربیع الثانی ٦٧١ تا محرم
٦٧٢ق (تحریرهای شم ١، ٣، ٤ و ٥ مذکور در این مقاله) و دستنویس تحریر الاشکال
الکریة منلائوس نیز در ٦٧٨ق کتابت شده است (کراوزه، ٤٩٩-٥٠٣).
دائرة المعارف عثمانیه ١٦ تحریر نخست فهرست زیر را همراه با الرسالة الشافیة در
١٣٥٨- ١٣٥٩ق در مجموعۀ دوجلدی رسائل نصیرالدین طوسی منتشر کرده است. پیش از آن،
تنها تحریرهای شمارۀ ١ تا ٥ در مجموعهای به نام الاکرات و الکتب المتوسطات در
١٣٠٤ق در تهران به چاپ رسیده بود. ترتیب آثار تحریر شده در چاپ حیدرآباد چنین است
(پـس از نام هـر اثر، تـاریـخ پایان تحـریـر ــ در صورت مشخص بودن ــ آمده است. در
هر مورد، ارجاعاتی که تنها با شمارۀ صفحه آمدهاند، به همان رساله مربوط میشود که
در مجموعۀ رسائل طوسی آمده است):
جلد اول (٧ رساله، چ ١٣٥٨ق):
١. کتاب المعطیاتِ (دادهها) اقلیدس، از روی ترجمۀ عربی اسحاق بن حنین که ثابت بن
قره آن را اصلاح کرده بود، دارای ٩٥ قضیه و مسئله در هندسۀ مسطحه و مرتبط با ٦
مقالۀ نخست اصول اقلیدس(ص ٢).
٢. کتاب الاُکَر (جمادیالاول ٦٥١)، نوشتۀ تئودُسیوس (ثاوذوسیوس)، ریاضیدان سدۀ
١قم، دارای ٣ مقاله به ترتیب در ٢٢، ٢٣ و ١٤ قضیه و مسئله دربارۀ هندسۀ کروی. در
برخی نسخ این اثر قضیۀ ١١ و ١٢ مقالۀ دوم که عکس یکدیگرند، در مجموع یک قضیه شمرده
شدهاند و به همین سبب، نصیرالدین تأکید کرده است که تنها شمار قضایای این روایت (و
نه خود مطلب) کمتر از روایت دیگر است (ص٢، ١٢: و فی بعض النسخ بنقصان شکل فی العدد،
نیز ص ١٩). به گزارش وی، این اثر به فرمان المستعین عباسی (حک ٢٤٨-٢٥٢ق) به عربی
درآمد. از آغاز تا قضیۀ پنجمِ مقالۀ سوم را قسطا بن لوقا بعلبکی، و ٩ قضیۀ
باقیمانده را مترجمی دیگر به عربی درآورد و ثابت بن قره سراسر ترجمه را اصلاح کرد
(ص ٢، ١٩، ٥٢). ملامهدی فرزند ابوذر نراقی (د ١٢٠٩ق) تحریر نصیرالدین را به فارسی
ترجمه کرده است (قربانی، زندگینامه ...، ٥٠٤).
٣. الکرة المتحرکة (جمادیالاول ٦٥١)، یا الاکر نوشتۀ آوتولوکوس (اوطولوقس)
عسقلانی، ریاضیدان یونانی سدۀ ٤قم و معاصر اقلیدس، در یک مقاله و ١٢ قضیه و مسئله
دربارۀ دوایر مختلفی که بر سطح یک کره واقعاند. نصیر الدین بیآنکه از مترجم
یونانی به عربی نام برد، به اصلاح ترجمه توسط ثابت بن قره اشاره کرده است (ص ٢،
١٠). ابن ندیم نیز تنها به اصلاح روایت عربی توسط [یعقوب بن اسحاق] کندی و نه ثابت
بن قره اشاره کرده است (ص ٢٦٨). چنین مینماید که این اثر دو بار به عربی درآمده
است. روایتی که در آن نام مترجم اسحاق بن حنین (در اصل: اسحاق بن الحسن) آمده است
(شم (٣)٣٤١٤ کتابخانۀ احمد ثالث)، با عبارت «النقطة یقال انها تتحرک حرکة معتدلة
اذا سارت فی ازمان متساویة مقادیر متساویة متشابهة...» آغاز میشود. اما نسخۀ دیگر
که ترجمه و بازنگری آن به ثابت بن قره منسوب شده است (شم (٦)٢٦٧١ ایاصوفیه)، چنین
آغاز میشود: «کل النقط التی تقطع بحرکتها اقداراً متشابهة متساویة فی الازمان
المتساویة یقال لها المتحرکة علی استواء» (کراوزه، ٤٤٠, ٤٥٧). «صدر» روایت تحریر
شدۀ خواجه نصیر نیز (پس از اصلاح دو خطا) چنین است: «النقطة التی تتحرک حرکة معتدلة
هی التی تسیر فی ازمان متساویة مقادیر متساویة و متشابهة» (ص٢). با مقایسۀ این ٣
عبارت میتوان گفت که خواجه، روایت یا روایاتی از ترجمۀ منسوب به اسحاق را در دست
داشته است.
٤. کتاب المساکن تئودسیوس (٦٥٣ق)، مشتمل بر ١٢ قضیه. ترجمۀ قسطا بن لوقا بعلبکی (ص
٢).
١. Lemmata. ٢.Liber assumptorum.
٥. کتاب المناظرِ ( اُپتیکا) اقلیدس (شوال ٦٥١) دربارۀ مبانی ریاضی نورشناسی (ص ٢،
٢٤). کتاب اقلیدس احتمالاً در حدود ٢١٢ق توسط هلیا بن سرجون با عنوان اختلاف
المناظر به عربی ترجمه شده بود. ابن ندیم نیز از این کتاب با همین عنوان یاد کرده
است. هر چند خواجه دربارۀ مترجم یونانی به عربی و اختلافات احتمالی نسخ هیچ نگفته
است، اما با توجه به تفاوتهای فراوان ترجمۀ یاد شده و تحریر خواجه (البته در سیاق
عبارات و نه شمار و مضمون قضایا) میتوان دریافت که وی ترجمهای دیگر با عنوان
المناظر و احتمالاً جدید تر از ترجمۀ هلیا را در دست داشته است (نک : خیراندیش،
٢٢).
این تحریر افزون بر تهران و حیدرآباد، در ١٣٨٢ق/١٩٦٣م در ضمن مقالۀ احمد سعید
دمرداش در جلد ٩ مجلۀ معهد المخطوطات العربیة (ص ٢٥٠ بب ) نیز به چاپ رسیده است.
٦. ظاهرات الفلک اقلیدس (ربیعالثانی ٦٥٣)، ترجمۀ ثابت بن قره، دارای ٢٣ تا ٢٥ قضیه
و مسئله. خواجه تنها یک نسخۀ بسیار مغلوط از ترجمۀ ثابت و نسخهای بسیار سقیم از
شرح فضلبنحاتم نیریزی (د ح ٣١٥ق) در دست داشت. خواجه به دو اثرتحریر شدۀ
آوتولوکوسنیز استناد کردهاست(ص ٢، ٧، ١٢،٣٣).
٧. کتاب فی الایام و اللیالی یا فی اللیل والنهار تئودسیوس (جمادیالاول ٦٥٣)،
مشتمل بر دو مقاله و مجموعاً ٣٣ قضیه و مسئله (ص ٢، ٣٠).
جلد دوم (٨ تحریر و نیز الرسالة الشافیۀ طوسی، ١٣٥٩ق):
٨. تحریر معرفة مساحة الاشکال البسیطة و الکریۀ (٦٥٣ق) بنی موسى بن شاکر در ١٨ قضیه
و مسئله. ابن ندیم (ص ٢٧١) اثر بنیموسـى را ــ شاید براسـاس محتـویاتـش ــ
مساحةالاکـر وقسمة الزوایا بثلاثة اقسام متوازیة و وضع مقدار]ین[ لتتوالی على نسبة
واحدة یاد کرده است. نصیرالدین در پایان تحریر برهانی دیگر برای قضیۀ هفتم این کتاب
(دستور محاسبۀ مساحت مثلث برحسب اضلاع آن یا قضیۀ هرون) از شخصی به نام خازن
(ابوجعفر خازن؟) نقل کرده است (ص ٢، ٢٦-٢٧). کارادو وو بخشی از این تحریر خواجه
نصیر را به فرانسه ترجمه کرده است (قربانی، زندگینامه، ٤٩٩).
٩. کتاب المفروضات ثابت بن قره (٦٥٣ق) در ٣٦ یا ٣٤ قضیه و مسئله (ص ٢، ١٤). برخی به
قرینۀ رسالۀ بعدی، ثابت بن قره را به اشتباه مترجم و ارشمیدس را مؤلف آن دانستهاند
(قربانی، همان، ٥٠٠).
١٠. کتاب المأخوذات ( لِمها١) منسوب به ارشمیدس (٦٥٣ق). ترجمۀ ثابت بن قره، به
تفسیر علی بن احمد نسوی، مشهور به الاستاذ المختص، در ١٥ قضیه و مسئله (ص ٢، ١٧).
این تحریر به لاتینی ترجمه شده است٢ (قربانی، نسوینامه، ٢٦-٢٧).
١١. کتاب فی جرمی النیرین و بعدیهما، نوشتۀ آریستارخوس (ارسطرخس) ساموسی (٦٥٣ق)،
ستارهشناس برجستۀ یونانی، دارای ١٧ قضیه و مسئله (ص ٢، ٢٠).
١٢. کتاب فی الکرة والاسطوانۀ ارشمیدس در دو مقاله و ٩٨ قضیه و مسئله. ترجمۀ رایج
این اثر که توسط ثابت بن قره
اصلاح شده بود، کاستیها و نادرستیهای بسیار داشت که از فهم نادرست متن یونانی نشئت
میگرفت. نصیرالدین بهرغم کوشش فراوان، در تصحیح این متن چندان موفق نبود، تا آنکه
ترجمۀ دقیق اسحاق بن حنین از ١٤ قضیۀ نخست متن اصلی و شرح اطوقیوس عسقلانی بر همین
رساله و نیز شرح دیوکلس و دینوسوذورس را یافت و توانست کار را به انجام رساند.
نصیرالدین در این رساله مقدمهای را که ارشمیدس در قضیۀ ٤ از مقالۀ دوم (تقسیم کره
توسط یک صفحه به نسبتی معلوم) حل شده فرض کرده، با مراجعه به شروح یاد شده با تفصیل
بسیار مستدل ساخته است (ص ٢-٣، ٨٦-١٠٣). این تحریر در ١٩٩٦م نیز به طور مستقل در
بیروت به چاپ رسیده است.
١٣. مقالة فی تکسیر الدائرۀ ارشمیدس دربارۀ یافتن اندازۀ تقریبی عدد پی در ٣ قضیه.
نصیرالدین چنان که خود تأکید کرده، این تحریر را به عنوان ذیل تحریر پیشین آورده، و
در پایان این ذیل نیز مطلب جالب توجهی دربارۀ شیوۀ محاسبۀ عدد پی به وسیلۀ منجمان
افزوده است (ص ١٢٧، ١٣١-١٣٣).
١٤. کتاب الطلوع و الغروب اطولوقس (ربیعالاول ٦٥٣) مشتمل بر دو مقاله و مجموعاً ٣٦
قضیه و مسئله از روی ترجمهای اصلاح شده توسط ثابت بن قره (ص ٢، ٢٨).
١٥. کتاب فی المطالع (٦٥٣ق)، نوشتۀ هوپسیکلس (ابسقلاوس) مشتمل بر ٣ مقدمه و ٢ قضیه.
ترجمۀ قسطا بن لوقا بعلبکی و اصلاح کندی (ص ٢، ٦).
١٦. کتاب فی اشکال الکریة یا الاکر منلائوس (شعبان ٦٦٣). این کتاب را اسحاق بن حنین
به عربی ترجمه کرده بود (GAS,V/١١٦؛ قربانی، زندگی نامه، ١٢٨، ٤٣٤). نصیرالدین در
مقدمۀ این تحریر، افزون بر اشارۀ صریح به تحریر همۀ آثار مشهور به متوسطات از
مشکلات موجود در نسخ متعدد و متفاوت این اثر سخن گفته است. وی از میان اصلاحهای
ماهانی، ابوالفضل هروی و ابونصر عراق، آخری را پسندیده، و با ستایش بسیار از آن یاد
کرده است(ص ٢-٣، ١٤٧- ١٤٨).
١٧. تحریر دوبارۀ مخروطات آپولونیوس از روی ترجمـۀ ثابت بن قـره و هلال بن ابیهلال
حمصـی و تحریر بنی موسى. این تحریر چاپ نشده، و تنها دو دستنویس به دست ما رسیده
است (برایتوضیحات بیشتر تحریرهای نصیرالدین، نک : قربانی، همان،٥٠٠- ٥٠٥؛
مدرسرضوی، ٣٥٢-٣٦٤؛ مدرسی، ١٠٥-١١٣؛ آقابزرگ، ٣/٣٨٢-٣٩٢؛ ملیتبریز،١٩٦-٢٠٩).
د ـ محییالدین مغربی (د ٦٨٢ق)، تحریر اصول اقلیدس فی الاشکال الهندسیة، که در
پانزده مقاله است. بخشهایی از آن به زبان انگلیسی ترجمه و بررسی شده است (قربانی،
همان، ٤٦١؛ GAS,V/١١٤). وی روایتهای نوینی از مخروطات آپولونیوس، اکر تئودسیوس، اکر
منلائوس و کرةالمتحرکۀ آوتولوکوس نیز فراهم آورد که در برخی مآخذ از آنها با عنوان
تحریر و در مآخذ دیگر با عناوینی چون شرح یا اصلاح یاد شده است (آقابزرگ،
٣/٣٨٢-٣٨٣؛ قربانی، همانجا).
ه ـ تحریر اقلیدس چاپ رمکه بهرغم تفاوتهای بسیار با تحریر اقلیدس (ه م)
نصیرالدین به خطا به وی منسوب شده بود.
و ـ محمد بن عمر بن احمد ]بن[ هبةالله بن ابی جراده (د ٦٩١ یا ٦٩٤ق، ظاهراً فرزند
ابن عدیم مشهور)، که مقالۀ القطوع الاستوانۀ ثابت بن قره را تحریر کرد (زوتر، ١٥٨،
شم ٣٨٥). همو المناظر اقلیدس را با نام تجرید المناظر تحریر کرد که نسخۀ آن در
کتابخانۀ بادلیان آکسفرد محفوظ است(خیراندیش، ٢٣ (.
ز ـ تقیالدین ابوالخیر محمدبن محمد فارسی (سدۀ ٩ق)، تحریر اصول الهندسة یا
تقریرالتحریر. گویا وی این کتاب و نیز تحریر اثولوجیا را بخشی از کتاب مفصل خود
موسوم به صحیفةالنور قرار داده بود (حاجیخلیفه، ٢/١٠٧٦؛ آقابزرگ، ٣/٣٧٧- ٣٧٨،
٣٨١-٣٨٢؛ قس: قربانی، همان، ٢٠٢).
ح ـ تقیالدین راصد (ه م)، تحریر کتاب الاکر تئودسیوس (آقابزرگ، ٣/٣٨٣؛
حاجیخلیفه، ١/١٤٢).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ ابنندیم، الفهرست، به کوشش گوستاو فلوگل، لایپزیگ،
١٨٧١-١٨٧٢م؛ ابن هیثم، قول فی شکل بنی موسى (نک : مل ، راشد) ؛ بنی موسى،
تحریرالمخروطات (نک : مل ، آپولونیوس)؛ حاجیخلیفه، کشف؛ دانشپژوه، محمدتقی و
علینقی منزوی، فهرست کتابخانۀ سپهسالار، تهران، ١٣٤٠ش؛ قربانی، ابوالقاسم،
زندگینامۀ ریاضیدانان دورۀ اسلامی، تهران، ١٣٦٥ش؛ همو، نسوینامه، تهران، ١٣٥١ش؛
مدرس رضوی، محمدتقی، احوال و آثار... نصیرالدین، تهران، ١٣٥٤ش؛ مدرسی، محمد، سرگذشت
و عقائد فلسفی خواجه نصیرالدین طوسی، تهران، ١٣٣٥ش؛ ملی تبریز، خطی؛ نصیرالدین
طوسی، رسائل، حیدرآباد دکن، ١٣٥٨-١٣٥٩ق؛ نیز:
Apollonius, Conics, Books V to VII, the Arabic Translation of the Lost Greek
Original in the Version of the Banū Mūsā, ed. and tr. G. J. Toomer, New York,
١٩٩٠; GAS; Kheirandish, E., introd. The Arabic Version of Euclid’s Optics, New
York, ١٩٩٩; Krause, M., »Stambuler Handschriften islamischer Mathematiker«,
Quellen und Studien zur Geschichte der Mathematik, Astronomie und Physik,
Abteilung B: Studien, ١٩٣٦, vol. III; Rashed, R., Les Mathématiques
infinitésimales du IXe au XIe siècle, vol. III, London, ٢٠٠٠; Suter, H., Die
Mathematiker und Astronomen der Araber und ihre Werke, Leipzig, ١٩٠٠; Tomas, I.,
Greek Mathematics, Cambridge/Massachusetts/ London, ١٩٦٧; Toomer, G. J., introd.
Conics ... )vide: Apollonius(.
یونس کرامتی