دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٩١
| تاراچی جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٩١ |
تارانْچی، گروهی از ترکان اویغور جدید ساکن در شمال غربی
چین و آسیای مرکزی. واژۀ تارانچی به معنای کشاورز برگرفته از واژۀ مغولی «تاری» است
که در آن زبان به معنای شانه زدن است و به استعاره از آن معانی شخم زدن، کشاورز،
رعیت و روستایی مستفاد میشود (IA, XI/٧٦٨ ).
ظاهراً نخستینبار نام تارانچی در اواسط سدۀ ١٣ق/ ١٩م برای این گروه از اویغورهای
جدید بهکار رفته است. در آن زمان، حکومت چین گروهی متشکل از ٦ هزار خانوار از
ترکیزبانان موسوم به کاشغریها را در درۀ رود ایلی اسکان داد. این مهاجران کشاورز
بودند و به همین سبب، چینیها این عده را تارانچی یا کشاورز نامیدند (آکینر، ٣٤٥).
١٠٠‘٤ خانوار از آنان در کرانۀ راست رود ایلی، و ٩٠٠‘١ خانوار در کرانۀ چپ آن مستقر
شدند (همو، ٣٨٠).
١. Kathā-saritsāgara.
از ١٢٣٥ق/١٨٢٠م به مدت٤٠ سال ترکستان چین دستخوش ناآرامیهایی بود که ناشی از
ناخرسندی مسلمانان ترکیزبان آنجا از حکومت چین بوده است(چو، ٨؛ یوآن، ١٣٨-١٣٩).
در١٢٨٠ق/ ١٨٦٣م، عصیانهای مسلمانان در ترکستان چین رو به فزونی نهاد. این شورشها در
اندک زمانی مناطق شمالی و غربی چین را فرا گرفت (فرچتلینگ، ٤٧٢؛ چو،٢٧؛ بنیگسن،
١٩٨؛ یوآن، ١٤١-١٤٩) و در نتیجه، دو منطقه تحت دو رهبری مجزا، نخست در منطقۀ خوقند
به رهبری بزرگْ خان، و دیگری در منطقۀ کولجا به رهبری قرقیزها تشکیل شد. این امر
فرصتی برای تارانچیها پدید آورد که با قیام برضد چینیها به رهبری سلطان ابول اُغلان
یک حکومت محلی تشکیل دهند (فرچتلینگ، همانجا).
دورۀ شکوفایی کوتاهمدت حکومت محلی تارانچیها مصادف با به قدرت رسیدن یعقوب بیک در
١٢٨٢ق/١٨٦٥م بود که امیرنشین مستقل کولجا را بنیان نهاد. سرانجام، پس از ٧ سال
(بنیگسن، همانجا؛ EI٢, X/٢٢١) با تصرف ترکستان چین توسط نیروهای روسیه در
١٢٨٨ق/١٨٧١م به حکومت یعقوب بیک پایان داده شد (چو،١٩؛ آکینر، همانجا؛ تاریخ...،
٢٥٠). در ١٢ ربیعالاول ١٢٩٨ق/ ١٢ فوریۀ ١٨٨١م بنابر معاهدۀ سن پترزبورگ، ترکستان
شرقی به چین واگذار شد و روسها این سرزمین را تخلیه کردند. در این زمان، شمار
تارانچیها ٥١ هزار تن تخمین زده میشد. از این شمار ٣٧٣‘٤٥ تن به روسیه مهاجرت
کردند و در ناحیۀ سمیرچیه اسکان داده شدند (آکینر، همانجا؛ EI١, VIII/٦٦٤؛ یوآن،
١٦٢؛ IA، همانجا).
در سرشماری ١٣١٥ق/١٨٩٧م، تارانچیها در روسیه حدود ٦٦هزار تن برآورد شدند. این آمار
سپس تا حدود ٨٣ هزار تن افزایش یافت،و در ١٣٢٩ق/١٩١١م از جمعیت ٢٥ هزار نفری شهر
یارکند حدود ١٦ هزار تن از آنان تارانچی بودند (EI١، نیز IA، همانجاها). در اوایل
سدۀ ٢٠م هنوز ٢٠٠‘٨ تن از تارانچیها در چینساکن بودند(آکینر،همانجا).
پساز١٣٠٠ق/١٨٨٣م، تارانچیها به دفعات به صورت دسته جمعی مجبور به مهاجرت شدند. در
این مهاجرتها گروهی از تارانچیها در حوالی بایرام علی، واقع در جمهوری ترکمنستان
امروزی مستقر شدند (IA، همانجا).
تارانچیها ابتدا در روسیهبهکشاورزی وباغداری میپرداختند، اما سپـس در کارهای
صنعتـی نیز مهارت یافتند و از آنها در برپا ساختن بناهای آجری به عنوان معمارانی
بیرقیب یاد شده است (همانجا). در ١٣٠٠ش/١٩٢١م، بنابر توافقی که میان تارانچیها و
دیگر ترکیزبانان کاشغری در تاشکند حاصل شد، مقرر گردید که همۀ مردم ترکیزبان
مهاجر از ترکستان چین به روسیه را اویغور بنامند (آکینر،٣٤٧). با اینهمه، در
سرشماری ١٣٠٥ش/ ١٩٢٦م که درشوروی سابقصورتگرفت، شمار تارانچیها ٠١٠‘ ٥٣ تن برآورد
شد که ٨٠٣‘٥١ تن، یعنی٧/٩٧٪ آنهادر قزاقستان ساکن بودهاند (همو، ٣٨٠). چینیها در
١٣٢٤ش/١٩٤٥م، شمار تارانچیهای ساکن منطقۀ سینکیانگ را ٢٩٦‘٧٩ تن برآورد کردند (EI٢,
X/٢٢١).
پس از انقلاب کمونیستی چین در ١٣٢٨ش/ ١٩٤٩م و چیرگی دوبارۀ چینیها بر منطقۀ
سینکیانگ، تارانچیها در شمار اویغور
درآمدند و در سرشماریها به صورت مستقل از آنان نامی برده نشد (همانجا). در
١٣٤١ش/١٩٦٢م در پی شورشهای ترکیزبانان منطقۀ ایلی برضد چینیها، بسیاری از مردم آن
ناحیه قتل عام شدند. از اینرو، در یک کوچ بزرگ و اجباری موج دیگری از مهاجرت
ترکیزبانان منطقۀ ایلی به شوروی صورت گرفت. بنابر آمار منتشر شده از سوی شورویها
بیش از ١٠٠ هزار تن از مردم ناحیۀ ایلی به شوروی کوچیدند؛ اما چینیها شمار مهاجران
را ٦٠ هزار تن ذکر کردهاند (بنیگسن، ١٩٩).
تارانچیها به یکی از گویشهای ترکی شرقی موسوم به قارلقی گفتوگو میکنند. در زبان
آنها واژگان بسیاری از زبانهای فارسی، عربی، چینی و مغولی به عاریت گرفته شده است
(نک : EI٢، همانجا). تارانچیها مسلمانِ سنی، و حنفی مذهباند (آکینر، همانجا).
مآخذ: بنیگسن، الکساندر و مری براکساپ، مسلمانان شوروی، گذشته، حال و آینده، ترجمۀ
کاوه بیات، تهران، ١٣٧٠ش؛ تاریخ چین، از جنگهای تریاک تا جنگ فرانسه ـ چین،
١٨٤٠-١٨٨٥م، ترجمۀ شهرنوش پارسیپور، تهران، ١٣٧٤ش؛ نیز:
Akiner, Sh., Islamic Peoples of the Soviet Union, London, ١٩٨٣; Chu, Wen-Djang,
The Moslem Rebellion in Northwest China, ١٨٦٢-١٨٧٧, Paris, ١٩٦٦; EI١; EI٢;
Frechtling, L. E., »Anglo-Russian Rivalry in Eastern Turkistan, ١٨٦٣-١٨٨١«,
Journal of the Royal Central Asian Society, New York, ١٩٦٤, vol. XXVI; IA; Yuan,
Tsing, »Yakub Beg )١٨٢٠-١٨٧٧( and the Moslem Rebellion in Chinese Turkestan«,
Central Asiatic Journal, Wiesbaden, ١٩٦١, vol. VI.
داوود باقر وند ارشد