دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٥٨
| تبسه جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٥٨ |
تِبِسّه، شهری کهن و استانی به همین نام در الجزایر:
استان تبسه: این استان با ٤٢٧،١ کمـ ٢ وسعت و ٢٣٥، ٦٧٣ تن جمعیت (١٣٨٥ش/٢٠٠٦م) در
شمال شرقی الجزایر در مجاورت مرزهای این کشور با تونس واقع است («فرهنگ جهانی١»).
استان تبسه از مراکز مهم تجارتی و کشاورزی الجزایر به شمار میرود و اقتصاد آن
برپایۀ کشاورزی و دامداری استوار است. این استان از منابع جنگلی و معادن غنی آهن و
فسفات برخوردار است و صنایع دستی به ویژه قالیبافی از دیگر منابع اقتصادی مردم
استان تبسه است («تبسه...٢»، معرفی).
شهر تبسه: این شهر که مرکز استان تبسه است، با ٦٣٣، ١٨٦ تن جمعیت (١٣٨٥ش) در °٣٥ و
´٢٨ عرض شمالی و °٨ و ´٩ طول شرقی در ١٩ کیلومتری مرز الجزایر با تونس جای دارد
(«فرهنگ جهانی»؛ «اطلس...٣»، فهرست، ١٧٤؛ بریتانیکا).
یونانیانآنرا «هکاتومپیل»و رومیان آنرا «توسته»میخواندند («تبسه»، تاریخ) و در
منابع عربی از آن به صورتهای تبسا (مقدسی، ٢٢٧؛ ابوعبید، المغرب، ٤٩؛ ابن
عبدالمنعم، ١٢٩) و تبسه (ادریسی، ١/٢٦٠؛ یاقوت، ١/ ٨٢٣) یاد شده است.
تـاریخ: دیرینگی سکونت انسان در دشتی که شهر تبسه در آن واقع است، به دورۀ پیش از
تاریخ میرسد. این شهر در سدۀ ٧قم به عنوان پادگانی نظامی در قلمرو دولت کارتاژ
قرار داشت، تا آنکه در ١٤٦قم پس از پایان سومین دورۀ جنگهای
روم و کارتاژ (جنگهای پونیک) به تصرف رومیان درآمد و از آن پس به عنوان پایگاهی
نظامی برای رومیان در فتح سرزمینهای شمالی افریقا اهمیت یافت. در اواخر سدۀ ١م به
روزگار فرمانروایی آوگوستوس (٦٣قم ـ ١٤م) تبسه مرکز نظامی سپاه سوم روم بود و در
روزگار فرمانروایی ترایانوس،
امپراتور روم (٩٨- ١١٧م) حدود ٣٠ هزار تن جمعیت داشته است و در زمان هادریانوس (حک
١١٧- ١٣٨م) شمار ساکنانش به ٥٠ هزار تن رسید. سپتیموس سوروس (حک ١٩٣-٢١١م)،
امپراتور روم آن را به یک مستعمرۀ رومی بدل ساخت و ساکنانش را به عنوان شهروند روم
به رسمیت شناخت (نک : EI٢؛ بریتانیکا؛ «تبسه»، تاریخ؛ «تِوِسته١»).
در دورۀ حضور رومیها در این شهر ساختمانهای عظیمی در آنجا برپا گشت که ویرانههای
آن تا به امروز برجاست: طاقکاراکالا متعلق بهاوایل سدۀ ٣م، معبد مینِروا متعلق به
سدۀ ٣م که دیوارهای درونی آن با کاشیهای معرّق آراسته و تزیین شدهاند، آمفی تئاتری
با ٧ هزار تن گنجایش متعلق بهسدۀ ٤م و کلیساییاز نوع کلیساهای اوایل مسیحیت،
معروف به باسیلیکای قدیسکریسپینمقدس و بناهایدیگر از جمله آثار رومی به جای
مانده در آن شهر است («فرهنگ بیزانسی...٢»، III/٢٠٧٤-٢٠٧٥؛ EI٢ ؛ «تبسه»،
باستانشناسی).
در اوایل سدۀ ٣م، مسیحیت در این شهر رواج یافت. نام برخی از شهدای مسیحی که از این
شهر برخاستهاند، مانند لوکیوس، ماکسیمیلیانوس و کریسپین، در آثاری از فرقۀ
دوناتیان یاد شده است. در کنار مسیحیت، دین مانوی نیز در این شهر پیروانی داشته است
(نک : «توسته»؛ EI٢)، اما با افتادن این شهر به دست واندالها در سدۀ ٥م، شهر
تخریب شد و انحطاط آن آغاز گشت («تبسه»، تاریخ؛ نیز «توسته»).
با استیلای بیزانسیها در زمان یوستینیانوس اول (حک ٥٢٧- ٥٦٥م) بر این شهر،
سُلُمن، سردار بیزانسی در ٥٣٥م به بازسازی ویرانیهای ناشی از تهاجمات واندالها همت
گماشت. او در مرحلۀ نخست دیواری به ابعاد ٢٩٠ در ٢٦٠ متر به دور بخش کهن شهر کشید
که ٤ دروازه داشت، یکی از این دروازهها به دروازۀ پیروزی معروف بود و آثار این
دیوار تا به امروز در تبسه برجاست. بهرغم ادعای سلمن که شهر تبسه را از نو بنیاد
نهاده است، شواهد موجود گواه بر آن است که این شهر در زمان چیرگی واندالها به حیات
اجتماعی خود ادامه داده است و او فقط آن را بازسازی کرده است («فرهنگ بیزانسی»،
III/٢٠٧٥؛ «تبسه»، تاریخ).
در منابع دورۀ اسلامی در رویدادهای فتح نواحی شمالی افریقا به دست مسلمانان از تبسه
نامیبرده نشده است، اما آنچه مسلم است، در دورۀ فتوحات مسلمانان در شمال افریقا
این شهر هم میبایست به تصرف آنان درآمده باشد (نک : بلاذری، ٣١٧-٣٢٢). از آن پس،
این شهر بخشی از قلمرو سلسلههایی از اغالبه تا حفصیان بود (نک : طالبی، ٢٦٢-٢٦٣؛
ژولین، ٤٦؛ قاضی نعمان، ١٩١؛ ابن خلدون، ٣/٤٥٣؛ عروسی مطوی، ٤٨٦، ٥٠٢، ٥١٧، ٥٤٤).
هرچند در دورۀ اسلامی تبسه اهمیت نظامی خود را از دست داد (نک : EI٢)، اما
جغرافیانویسان مسلمانی که از این شهر یاد کردهاند، آنرا شهری آباد و پردرخت ــ که
در آن انواع میوه به عمل میآمده، و محصول گردوی آن در شمال افریقا ضربالمثل بوده
است ــ دانستهاند (ابوعبید، المسالک...، ٢/ ٨٣٣؛ ابن عبدالمنعم، ١٣٠).
تبسه گاه بر اثر حملاتی که به شهر میشد، خسارات و زیانهایفراوانی میدید. در
٣٣٣ق/ ٩٤٥م ابویزید مخلد بن کیداد خارجی بر تبسه تاخت و شهر را به تصرف درآورد و
حصار آن را ویران ساخت (ابن اثیر، ٨/٤٢٢-٤٢٣؛ ابوعبید، همانجا).
تاخت و تازها بر این شهر همچنان ادامه داشت تا در ٣٩٠-٣٩١ق/١٠٠٠-١٠٠١م بادیس زیری
برای نجات شهر وارد عمل شد (ادریس، ١/١٣٢). در ٤٤٣ق/١٠٥١م تبسه از حملۀ بنی هلال
آسیب بسیار دید (همو، ٢/ ٨٢). محمد بن عبدون، از شیوخ محلی در زمان ابوبکر حفصی
(حک ٧١٨-٧٤٦ق) بر تبسه حکومت داشت و این شهـر تا ٧٣٩ق/ ١٣٣٨م از استقلال نسبی
برخوردار بود (برنسویک، ١/١٨١، ١٨٨؛ EI٢).
در ٩٨١ق/١٥٧٣م ترکان عثمانی پادگانی کوچک در تبسه بنا نهادند؛ تا آنکه در
١٢٥٣ق/١٨٣٧م شهر قُسَنطینه به دست فرانسویان افتاد و ترکان عثمانی به تونس عقب
نشستند و بزرگان شهر برای پر کردن خلأ سیاسی و حفظ شهر از هجوم طوایف صحرا گرد به
فرانسویان متوسل شدند. نیروهای فرانسوی در ١٢٦٧ق/١٨٥١م بر تبسه چیرگی کامل یافتند
(EI٢؛ «دائرة المعارف ...٣»؛ «تبسه»، تاریخ)، اما مردم محلی این امر را
برنمیتافتند. در ١٢٨٨ق/١٨٧١م محییالدین، پسر امیر عبدالقادر با وجود مخالفتهای
پدرش کوشید تا شهر را از استیلای فرانسویان به در آورد، اما سرانجام، ناکام ماند و
مطرود پدر گشت (تمیمی، ١٩١؛ «افریقاییها٤»، I/٣٠؛ EI٢).
در ١٢٩٨ق/١٨٨١م تبسه به پایگاهی نظامی برای دستیابی فرانسویان به تونس جنوبی بدل
شد و با استقلال الجزایر از فرانسه ١٣٤١ش/١٩٦٢م این شهر به عنوان مرکز استان تبسه
تعیین گردید ( الموسوعة...، ٨/٣٨٤؛ EI٢).
مآخذ: ابن اثیر، الکامل؛ ابن خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکـار،
بیروت، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ ابن عبـدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان
عباس، بیروت، ١٩٨٠م؛ ابوعبید بکری، عبدالله، المسالک و الممالک، به کوشش وان لِوِن
و ا. فره، تونس، ١٩٩٢م؛ همو، المغرب، به کوشش دوسلان، الجزیره، ١٨٥٧م؛ ادریس، ه .
ر.، الدولة الصنهاجیة، ترجمۀ حمادی ساحلی، بیروت، ١٩٩٢م؛ ادریسی، محمد، نزهة
المشتاق، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛ برنسویک، روبر، تاریخ افریقیة فیالعهد الحفصی،
ترجمۀ حمادی ساحلی، بیـروت،
١٩٨٨م؛بلاذری، احمد، فتوحالبلدان، بهکوشش عبدالله انیسطباع و عمر انیسطباع،
بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ تمیمی، عبدالجلیل، بحوث و وثائق فی تاریخ المغربی، بیروت،
١٩٧٢م؛ عروسی مطوی، محمد، السلطنة الحفصیة، بیروت، ١٩٩٢م؛ قاضی نعمان، افتتاح
الدعوة، به کوشش وداد قاضی، بیروت، ١٩٧٠م؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش
دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض، ١٤١٩ق/ ١٩٩٩م؛ یاقوت، بلدان؛
نیز:
Les Africains, ed. Ch. A. Julien et al., Paris, ١٩٧٧; Britannica, ٢٠٠٦;
Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦; EI٢; Encyclopaedia of the Orient,
Lexicorient.com/e.o/tebessa.htm; Julien, Ch.A., Histoire de l'Afrique du Nord,
ed. Roger Le Tourneau, Paris, ١٩٦٤; The Oxford Dictionary of Byzantium, ed. A.
P. Kazhdan, Oxford, ١٩٩١; Talbi, M., L'Émirat Aghlabide, Paris, ١٩٦٦; Tebessa My
Love, site. voila.fr/tebessa_ algeria.html; »Theveste«, Wikipedia, en.
wikipedia.org/wiki/Theveste; The World Gazetteer, www.world-gazetteer.com.
فریبا پات