دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٢٤
| پیشکار جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٢٤ |
پیشْکار، از مشـاغل دیوانـی کـه حدود وظایف آن در دورههای مختلف تاریخی متفاوت
بوده، اما در دورۀ قاجار به طور اخص به مسئولان امور مالی به ویژه در ایالات اطلاق
میشده است. در اصطلاح امور دیوانی دورۀ قاجار، پیشکار به صاحب منصبی فرهیخته و
خبره در سیاست و ادارۀ امور مالی ومالیاتی ذیحسابیگفته میشد که از سوی دولت مرکزی،
یا از سوی والی محلی ایالت، برای تدوین و تنظیم کتابچۀ دستورعمل جمع و خرج و بودجۀ
کل مملکت یا محل مأموریت، به دستیاری سررشتهداران، مستوفیان، تحصیلداران و دیگر
مأموران تحت امر خویش، به کارمیپرداخت و موظف بود تراز حسابِ سالیانه را به والی
یا دولت تقدیم کند.
منصب پیشکاری در ایران و جهان پیشینهای کهن دارد؛ ولی در هر دوره از آن با
عنوانهای گوناگون یاد شده استکه به نظر میرسد هر کدام، ناظر به بخشی خاص از وظیفههای
این صاحب منصب به شمار میرفته است.
بر اساس گزارش منابع، چنین مینماید که نخستین بار اصطلاح «پیشکار» در عصر سلجوقیان
به کار برده شد. ابوالقاسم بوزجانی، ملقب به سالار بوژگان عنوان پیشکار سلجوقیان را
داشت. برخی از خلفای عباسی هم «پیشکار» داشتند (نک : بنداری، ٩-١٠؛ ظهیرالدین، ١٨-
١٩؛ اقبال، ٣٩-٤٠)، چنان که ابوالقاسم علی ابن حسن ابن مَسلَمه، رئیس الرؤسا لقب
داشت و مدبّر و پیشکار خلیفه القائم هم به شمار میرفت (همانجاها).
به گزارش ابنبلخی، از حدود روزگار المقتدر (٢٩٥-٣٢٠ق/ ٩٠٨-٩٣٢م) و از دورۀ
سامانیان «امرا، پیشکاران خلیفه را خواندندی، هیچ کس را امیر نگفتندی مگر ایشان را»
(ص ١٧١). در منابع دیگر از «مدبران» دولت سامانیان، و «دستوران»سلطنت محمودیان، و
وزیران دولت سلجوقیان، و «پیشکاران» درگاه خوارزمشاهیان، و«کدخدایی جهان» و «قهرمانی
ممالک» و «قهرمانی سلطنت» و وزارت در کنار هم یاد شده است (نک : راوندی، ١٠٤؛ نظامالملک،
٢١٨؛ فخرالدین اسعد، ١٩؛ عتبی، ٣٣٨؛ ناصرالدین، ٣، ٥٨، ١٠٣).
آقسرایی در سخن از سلجوقیان روم (٤٦٦- ٦٩٩ق/ ١٠٧٤-١٣٠٠م) «پیشکاران نیک اندیشِ نیک
رای را در اقامت شرایط مملکت، برای ارکان دولت رکنی اعظم و اصلی محکم» شمرده است و
دولتها را از خطر «پیشکاران مجهول» برحذر میدارد و بیشتر فساد ملوک را از ناحیۀ «پیشکاران
مفلوک» میداند (ص ٨٨، ٩٩، ١٥١، ١٩٧، ٢٠٠).
ابناثیر (د ٦٣٠ق/١٢٣٣م) در تاریخ دولت اتابکان موصل، پیشکار را به معنای وزیر به
کار برده، و نظری مشابه نظر آقسرایی ابراز کرده است (ص ١٨٤). گاهی در دولت سلجوقی،
عنوان «اتابک» (ه م)، ودر دولت ممالیک (٦٢٨-٩٢٣ق/١٢٣١-١٥١٧م) عنوان «استادالدار»
(ﻫ م) به جای «پیشکار» به کار رفته است (کلاوسنر، ١٠٣-١٠٥؛ انوری، ٢١٠-٢١١؛EI٢,
X/٩٢٥ ).
در اروپای اسلامی، به ویژه در دربار امویان اندلس (١٣٨-٤٢٢ق/٧٥٥-١٠٣١م) نیز «نظام
پیشکاری» معمول بوده است و برخی از پیشکاران ایشان به مقام وزارت نیز رسیدند، همچون
منصور بن ابی عامر که نخست مناصبی همچون پیشکاری و مباشرت املاک مواریث اشبیلیه
داشت و سپس به مقام وزارت و سرانجام به فرمانروایی رسید (نک : ابنعذاری،
٢/٢٨٤؛ کیلانی، ٢٩٥- ٢٩٧؛ جمشیدنژاد، ٣٧- ٣٩). در شبه قارۀ هند هم، نظام پیشکاری
مرسوم بوده است، به ویژه در دربارگورکانیان (٨٨٨-٩٣٦ق/١٤٨٣-١٥٣٠م) که «پیشکار»
معناییگسترده داشت، و از متولی امور جشنها و پذیرایی گرفته، تا عامل و متولی امور
مالی و نایب سررشتهدار و نایب تحصیلدار را «پیشکار» میخواندند (بختاورخان، ١/١٦٦؛
دهلوی، نیز فیروزالدین، ذیل پیشکار).
در دورۀ صفویه (٩٠٧- ١١٤٩ق/١٥٠١-١٧٣٦م) و افشاریه و زندیه، واژۀ پیشکار معانی
متفاوت یافت وگاه به جای «وزیر» به کار میرفت، چنان که کلمۀ وزیر همگاه جای «پیشکار»
را در مشاغل دیوانی میگرفت و حتى شهرهای کوچک در کنار حاکم، وزیر هم داشتند.
در متون عهد قاجار (١٢١٠-١٣٤٤ق/١٧٩٥- ١٩٢٥م)، پیشکار بسیار به کار رفته است، زیرا
فتحعلیشاه فرزندان
کم سن و سال خود را به حکومت ایالتها میگماشت و مردان فرهیخته و کارآزمودهای
به عنوان پیشکار یا وزیر همراه آنان میکرد تا رشتۀ امور را در دست گیرند. حاکم
واقعی ایالات این پیشکاران بودند که در عین حال شاهزادگان را نیز تربیت میکردند (نک
: ظل السلطان، ١/٥٦، ٥٨، ١٧٠؛ بامداد، ٣/٤٦٢-٤٦٣، ٤/٣٢).
پیشکاری آذربایجان در این دوره، همچون برخی ادوار پیشین، غیر از پیشکاری سایر
ایالتهای ایران بود؛ زیرا آذربایجان پرجمعیتترین و مهمترین ایالات بود و مقر
ولیعهد نیز به شمار میرفت. آذربایجان دوپیشکار داشت: یکی پیشکار کل که در حقیقت «قائم
مقام» ولیعهد بود و امور عمومی ایالت را اداره میکرد و رواج لقب قائم مقام نیز از
همینجا ست؛ دوم پیشکار مالیه که کار دادوستد و محاسبۀ مالیاتی را از روی کتابچۀ
دستورعمل ارسالی از مرکز برعهده میگرفت (افضل الملک، ٧٦؛ مستوفی، ٢٠٩). بعداً
تعیین پیشکار، برای تصدی امور مالی و مالیاتی در ٣ ایالت دیگر، یعنی فارس، خراسان و
کرمان نیز متداول شد؛ ولی در دیگر نقاط وزیرِ حاکم یا پیشکار کل، کارهای مالیاتی را
هم اداره میکرد (همانجا). در این دوره، حـوزۀ عمل پیشکاران، همواره رو به گسترش
بود، چنانکه علاوه بـر ادارۀ مستقیم وظایف خـود، در محاکمات هم مداخله داشتنـد و
به امور دعـاوی ایـالت نیز رسیدگـی میکردند (ویلـز، ٩٨).
پیشکارها در دورههایی امور نظامی را نیز در اختیار داشتند. در عهد ناصری علاوه بر
ولایات، در تهران نیز پیشکارانی بودند؛ چنانکه اعتمادالسلطنه از ٩ تن با سمت «وزارت
طهران و پیشکاری حکومت» نام برده است (ص ٥٣). پیشکاران بهخصوص در امور مالی و
مالیاتی اهمیت بسیار داشتند، تا آنجا که هرگاه والی پیشکار خود را برکنار میکرد،
امور مالیاتی مختل میگردید (نک : بامداد، ١/٤٤٠) و برعکس هرگاه پیشکاری مدبر بر
ایالتی میگماشتند، اگر چه «در آن مملکت گرانی بود و گندم تسعیری داشت، او طوری
رفتار میکرد که اهالی آسوده میبودند و کار به هرج و مرج نمیکشید» (نک : افضل
الملک، همانجا). پیشکارانِ با کفایت و مدبر، در سلسله مراتب دیوانی همواره ارتقا مییافتند
و گاهی به منصبهای عالی میرسیدند. پس از انقلاب مشروطه در ایران، پیشکاران زیرنظر
وزیر مالیه کار میکردند و بعدها، این اصطلاح تنها در حوزۀ مالیاتی بهشکل «پیشکار
مالیه یا دارایی» باقی ماند (نک : مصدق،٢٣-٢٤).
مآخذ: آقسرایی، محمود، مسامرة الاخبار و مسایرة الاخیار، به کوشش عثمان توران،
آنکارا، ١٩٤٣م؛ ابناثیر، علی، التاریخ الباهر، به کوشش عبدالقادر احمد طلیمات،
قاهره، ١٩٦٣م؛ ابنبلخی، فارسنامه، به کوشش لسترنج و نیکلسن، کیمبریج، ١٩٢١م؛ ابن
عذاری، احمد البیان المغرب، به کوشش دوزی، لیدن، ١٨٤٩م؛ اعتمادالسلطنه، محمد حسن،
المآثر والآثار، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٦٢ش؛ افضل الملک، غلامحسین، افضل
التواریخ، بهکوشش منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، ١٣٦١ش؛ اقبال آشتیانی،
عباس، وزارت در عهد سلاطین بزرگ سلجوقی، به کوشش محمدتقی دانش پژوه و یحیى ذکاء،
تهران، ١٣٣٨ش؛ انوری، حسن، اصطلاحات دیوانی دورۀ غزنوی و سلجوقی، تهران، ١٣٥٥ش؛
بامداد، مهدی، شرح حال رجال ایران، تهران،١٣٥١ش؛ بختاورخان، محمد، مرآة العالم:
تاریخ اورنگزیب، به کوشش ساجده س. علوی، لاهور، ١٩٧٩م؛ بنداری، فتح، تاریخ دولة آل
سلجوق (زبدةالنصرة)، بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ جمشید نژاد اول، غلامرضا، تعلیقات بر
ترجمۀ التعریف بطبقات الامم صاعد اندلسی، تهران، ١٣٧٦ش؛ دهلوی، احمد، فرهنگ آصفیه،
لاهور، ١٩٨٦م؛ راوندی، محمد، راحة الصدور، به کوشش محمد اقبال ومجتبى مینوی، تهران،
١٣٦٤ش؛ ظل السلطان، مسعودمیرزا، خاطرات، به کوشش حسین خدیو جم، تهران، ١٣٦٨ش؛
ظهیرالدین نیشابوری، سلجوقنامه، تهران، ١٣٣٢ش؛ عتبی، محمد، تاریخ یمینی، ترجمۀ
ناصح جرفادقانی، به کوشش جعفر شعار، تهران، ١٣٥٧ش؛ فخرالدین اسعد گرگانی، ویس و
رامین، به کوشش مجتبى مینوی، تهران، ١٣٣٨ش؛ فیروزالدین، فیروزاللغات، لاهور،
سنترلیمیتد؛ کلاوسنر، کارلا، دیوان سالاری در عهد سلجوقی، ترجمۀ یعقوب آژند، تهران،
١٣٦٣ش؛ کیلانی، کامل، نظرات فی تاریخ الادب الاندلسی، قاهره، ١٣٤٢ق/١٩٢٤م؛ مستوفی،
عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ١٣٦٠ش؛ مصدق، محمد، اصول و قواعد و قوانین مالیه
در ممالک خارج و ایران، تهران، ١٣٧٧ش؛ ناصرالدین منشی کرمانی، نسائم الاسحار، به
کوشش جلالالدین محدث ارموی، تهران، ١٣٦٤ش؛ نظامالملک، حسن، سیرالملوک (سیاستنامه)،
به کوشش هیوبرت دارک، تهران، ١٣٥٥ش؛ ویلز، چارلز جیمز، تاریخ اجتماعی ایران در عهد
قاجاریه، ترجمۀ سید عبدالله، تهران، ١٣٦٣ش؛ نیز: EI٢.
غلامرضا جمشید نژاد اول