دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٢١
| پیشاور جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٢١ |
پیشاوَر، مرکز ایالت سرحدی شمال غربی پاکستان. این شهر با
٧٧٣،٢١٨،١ تن جمعیت (١٣٨٤ش/٢٠٠٥م) در °٣٤ و ´١ عرض شمالی و°٧١ و ´٣٣ طول شرقی در ٢٤
کیلومتری دهانۀ شرقی تنگۀ خیبر بر کرانۀ غربی رودخانۀ «بارا» از شاخابههای رودخانۀ
کابل در شمال غربی پاکستان جای دارد («فرهنگ جهانی١»؛ «اطلس...٢»، ١٣٥، فهرست؛ ویکیپدیا٣؛
«شهرها...٤»، IV/٤٤٩؛ بریتانیکا).
شهر پیشاور از دو بخش قدیمی و امروزی تشکیل شده است. بخش قدیمی آن که دارای ٢٠
دروازه است، به سبک شهرهای پرجمعیت آسیای مرکزی است و خانههایی از خشت با کوچههای
تنگ و پرپیچ و خم دارد. بخش نوساز شهر که در واقع یک منطقۀ نظامی است، دارای خانههایی
بزرگ و خیابانهایی منظم و مشجر است و تأسیساتی متعلق به نیروی هوایی ارتش پاکستان
در آن قرار دارد («شهرها»، همانجا).
پیشاور یکی از شهرهای زیبا و خوشآب و هوای پاکستان است. هوای شهر اگرچه در تابستان
گرم و در زمستان نسبتاً سرد است، اما چنان نیست که برف ببارد و سرمای آن قابل تحمل
است (صافی، ١٠٤).
جمعیت پیشاور از دو گروه عمدۀ قومی پشتوها ــ کهاکثریت جمعیت شهر را تشکیل
میدهند ــ و پیشاوریها ــ که از مردمان بومی این منطقه هستند ــ تشکیل شده است.
افزون بر این دو گروه قومی، اقوام تاجیک، هزاره و همچنین کولیها نیز در
این شهر به سر میبرند. بیشتر مردم این شهر به زبان پشتو سخن میگویند؛ در عین حال،
زبانهای فارسی، هندکو، پنجابی و اردو نیز در پیشاور گویشورانی دارد ( ویکیپدیا؛
صافی، ١٠٣).
مردم پیشاور مسلمان، و پیرو مذاهب تسنن و تشیعاند
( اردو…، ٥/٦١٣).
در این شهر گروهی صنعتگر ماهر در دکههای کوچک به ساختن ظروف مسی، دستبند، گوشواره
و دیگر زیورآلات میپردازند. منسوجات ابریشمی و کتانی، فرآوردههای غذایی، تولید
کفش و سفالگری عمدهترین محصولات صنعتی این شهر است (صافی، ١٠٤؛ ویکی پدیا؛
انکارتا٥؛ «شهرها»، همانجا).
پیشینۀ تاریخی: پیشاور یکی از شهرهای ناحیۀ باستانی
گندهارا به شمار میرفته است. این سرزمین یکی از زیستگاههای اقوام مهاجر
هندواروپایی بوده است. احتمالاً پیش از مهاجرت آنها به این ناحیه دراویدیها در آنجا
میزیستهاند. این ناحیه از دیرباز با تمدن باستانی هارپا در درۀ رودخانۀ سند، و
تمدن آریاییهای درۀ کابل ارتباط داشته است. این شهر توسط پوشکال فرزند بهارات ساخته
شد و پوشکال نام گرفت («فرهنگ سلطنتی…٦»، XX/١١٤؛ ویکیپدیا).
پیشاور در زمان داریوش اول هخامنشی به قلمرو هخامنشیان افزودهشد؛ سپساسکندر
مقدونی برآن غلبه یافت. در دورۀ سلوکوس نیکاتور (سل ٣١٢-٢٨٠قم) که پس از اسکندر
بر بخش شرقی امپراتوری او فرمان میراند، به چاندراگوپتا بنیانگذار امپراتوری
ماوریا واگذار شد (همانجاها). بنا بر سنگ نوشتۀ آشوکا، آیین بودا ٥٠ سال پس از آن،
دین رسمی پیشاور شد («فرهنگ سلطنتی»، همانجا). در سدۀ ٢قم ائوکراتیدس پادشاه
یونانی ـ باکتریایی، این شهر را به قلمرو خود افزود. در سدۀ ١قم پارتیان بر این
شهر چیره شدند و چندین تن از آنها بر این سرزمین فرمانروایی یافتند که مشهورترین
آنها گوندوفارس بود که تا حدود سال ٤٦م فرمانروایی کرد. در حدود اوایل سدۀ ١م
کوشانیان پیشاور را به تصرف خود درآوردند. در این دوره پیشاور یکی از مراکز آیین
بودا بود (همانجا).
بنابر کتیبۀ کعبۀ زردشت در نقش رستم از شاپور اول ساسانی (سل ٢٤٠-٢٧٠م)، پیشاور در
قلمرو شاهنشاهی ساسانی قرار داشته است (نک : سامی، ٢/٢٥١-٢٥٢). ساسانیان از طریق
پیشاور و کابل که هر یک در دو سوی تنگۀ خیبر قرار داشتند، بر راههایی که از این
تنگه به هند میرفت، نظارت میکردند (برانر، ٧٧١). به رغم چیرگی ساسانیان بر پیشاور
این شهر همچنان یکی از مراکز آیین بودا باقی مانده بود، چنانکه فا ـ هیان زائر
بودایی چینی که در اوایل سدۀ ٥م از آنجا دیدار کرده، مذهب بودایی همچنان رایجترین
دین این شهر بوده است («فرهنگ سلطنتی»، همانجا؛ ویکیپدیا). در اواخر سدۀ ٤م نخست
کیداریان و سپس هپتالیان بر نواحی شمالی هند و از آن میان پیشاور دست یافتند (برانر،
٧٧٠-٧٧١).
به هنگام سفر هیوئنتسیانگ زائر بودایی چینی در سدۀ ١ق/٧م آیین بودایی در پیشاور رو
به انحطاط داشته است. شواهد نشان میدهد که در اواسط سدۀ ٧م مردم گندهارا و از آن
میان پیشاور کاملاً هندی بودهاند و فرمانروایان هندوشدۀ هندی ـ سکایی بر آن نواحی
حکومت داشتهاند («فرهنگ سلطنتی»، همانجا). پس از آنها هندوشاهیانِ ویهند بر نواحی
شمال غربی هند فرمانروایی یافتند.در سدۀ ٤ق/١٠م حکومت این
خاندان بر این نواحی همچنان باقی بود و مانعی در برابر نفوذ اسلام در نواحی شمال
هند، به شمار میرفت. احتمالاً نخستین برخورد مسلمانان با هندوشاهیان اقدامی دفاعی
بوده است. در ٣٦٧ق/٩٧٨م یکی از پادشاهان این خاندان به نام راجاجیپال از پیشاور به
قلمرو سبکتکین در خراسان حمله کرد، اما در محلی میان کابل ـ لمغان پس از جنگی سخت
که میان دو طرف درگرفت، شکست خورد و سبکتکین پس از عبور از درۀ رود کابل به سوی
پیشاور پیش راند (بازورث، ١٦٦-١٦٨؛ «فرهنگ سلطنتی»، همانجا). هرچند سبکتکین دیگر به
هند نرفت، اما برای حفاظت از تنگۀ خیبر پایگاهی نظامی با ١٠ هزار سپاهی در آنجا
مستقر ساخت.
پس از سبکتکین جانشین او محمود در ٣٩٦ق/١٠٠٦م به پنجاب لشکر کشید. به هنگام بازگشت
سپاهیان محمود، انندپال پسر راجاجیپال با سپاهیان محمود درگیر شد، اما در نزدیکی
پیشاور شکست خورد و به کشمیر رانده شد (همانجا؛ قس: دولافوز، ٨٤-٨٥) و پیشاور از آن
پس تحت سیطرۀ غزنویان قرار گرفت. با افول قدرت غزنویان پس از سلطان مسعود و انتقال
پایتخت آنان از غزنین به لاهور، پیشاور به سبب آنکه در مسیر نواحی شرقی خراسان به
سوی لاهور، یکی از مهمترین نقاط ارتباطی به شمار میرفت، برای غزنویان اهمیتی
افزونتر یافت (EI٢).
در ٥٧٥ق/ ١١٧٩م معزالدین غوری پیشاور را تصرف کرد (منهاج، ١/٣٩٧)؛ سپس در روزگار
سلطان محمد خوارزمشاه (حک ٥٩٦-٦١٧ق) به قلمرو خوارزمشاهیان افزوده شد (همو،
١/٣١٥)، امـا اندکی بعـد و از جانب سلطان جلالالدین خوارزمشاه ــ که در زمانحیـات
پـدرش بر نواحـیغـور و غـزنین حکـومت داشـت ــ به ملک اختیارالدین محمد بن
علی خرپوست غوری به اقطاع داده شد (همانجا، نیز ٢/١١٦).
اما دیری نپایید که با هجوم سپاهیان چنگیز به جانب خراسان و جنگ و گریزهای پیاپی
میان سپاهیان چنگیزخان و سلطان جلالالدین خوارزمشاه در ٦١٧ق سلطان جلالالدین که
تاب مقاومت در برابر سپاهیان مغول را نداشت، از غزنین به پیشاور رفت و در کنار آب
سند با مغولان مصاف داد، اما شکست بر سپاهیان او افتاد و وی با گذر از رود سند به
هندوستان گریخت (نک : همو، ١/١١٧- ١١٩، ٢/٣١٦).
پیش از هجوم تیمور طوایفی از پشتوها و تاجیکها در درۀ پیشاور ساکن شدند. در اواخر
سدۀ ١٥م گروه بزرگ دیگری از طوایف پشتو به این ناحیه مهاجرت کردند («فرهنگ سلطنتی»،
XX/١١٥). در ٩٢٥ق/ ١٥١٩م ظهیرالدین محمد بابر برای سرکوب طایفۀ یوسفزایی به پیشاور
لشکر کشید و پس از چیرگی بر آن، قلعۀ آنرا بازسازی کرد (فرشته، ١/٢٠١). پس از مرگ
بابر در ٩٣٧ق/١٥٣١م یوسفزاییها دوباره استقلال گذشتۀ خود را بازیافتند و دیلهزاکها
از دیگر طوایف ساکن در درۀ پیشاور، قلعۀ شهر را به آتش کشیدند، اما در ٩٦٠ق/١٥٥٣م
همایون پسر و جانشین بابر، مجدداً این قلعه را بازسازی کرد («فرهنگ سلطنتی»، همانجا).
شهر پیشاور تا ١١٥١ق/ ١٧٣٨م در استیلای گورکانیان هند باقی بود، تا آنکه نادرشاه
افشار در این سال پیشاور را تسخیر کرد (استرابادی، ٤٠٩-٤١٠؛ محمدکاظم، ٢/٦٣٦-٦٤٣).
پس از قتل نادر در ١١٦٠ق/١٧٤٧م احمدخان درانی بر متصرفات شرقی نادر از جمله پیشاور
استیلا یافت (نک : ه د، احمدشاه درانی). پس از درگذشت تیمورشاه، جانشین احمدشاه
در ١٢٠٧ق/١٧٩٣م پیشاور دستخوش نابسامانی شد («فرهنگ سلطنتی»، XX/١١٦). در ١٢٣٣ق/
١٨١٨م سیکها به سوی پیشاور پیشروی کردند و صدمات بسیاری بر آن وارد ساختند (همانجا).
در ١٢٣٨ق/١٨٢٣م حاکم کابل درصدد مقابله با فتنۀ سیکها برآمد و لشکری از کابل به
پیشاور گسیل داشت، اما این لشکرکشی با کامیابی روبهرو نشد و تمام ایالت پیشاور به
تصرف رانجیت سینگ، رهبر سیکها درآمد. در این زمان مردم پیشاور با پرداخت مبالغی
هنگفت به رانجیت سینگ از بروز ویرانیهای بیشتر جلوگیری کردند (همانجا). در ١٢٦٥ق/
١٨٤٩م انگلیسیها بر پیشاور استیلا یافتند و تا تأسیس ایالت سرحدی شمال غربی، این
شهر در شمار شهرهای ایالت پنجاب باقی بود ( اردو، ٥/٦٠٥).
مآخذ: اردو دائرۀ معارف اسلامیه، لاهور، ١٣٩٠ق/١٩٧١م؛ استرابادی، محمدمهدی،
جهانگشای نادری، تهران، ١٣٦٨ش؛ دولافوز، ک.ف.، تاریخ هند، ترجمۀ محمدتقی فخرداعی
گیلانی، تهران، ١٣١٦ش؛ سامی، علی، تمدن ساسانی، شیراز، ١٣٤٢ش؛ صافی، قاسم، سفرنامۀ
پاکستان، تهران، ١٣٦٦ش؛ فرشته، محمدقاسم، تاریخ، کانپور، ١٢٩٠ق/١٨٧٤م؛ محمدکاظم،
عالمآرای نادری، به کوشش محمدامین ریاحی، تهران، ١٣٦٤ش؛ منهاج سراج، عثمان، طبقات
ناصری، به کوشش عبدالحی حبیبی، تهران، ١٣٦٣ش؛ نیز:
Bosworth, C.E., »The Early Ghaznavids«, The Cambridge History of Iran, vol.IV,
ed.R.N.Frye, Cambridge, ١٩٧٥; Britannica, ٢٠٠٤; Britannica Atlas, Chicago, ١٩٩٦;
Brunner, Ch., »Geographical and Administrative Divisions: Settlements and
Economy«, The Cambridge History of Iran, vol.III(٢), ed.E.Yarshater, Cambridge,
١٩٨٣; Cities of the World, Detroit, ١٩٨٧; EI٢; Encarta Reference Library, ٢٠٠٤;
The Imperial Gazetteer of India, New Delhi, ١٩٧٢; Wikipedia,
www.en.wikipedia.org/wiki/; The World Gazetteer, www. World-gazetteer.com.
محمدرضا خسروی