دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٧٠
| تاج العروس جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٧٠ |
تاجُ الْعَروس، فرهنگ عربی به عربی سدۀ ١٢ق/ ١٨م اثر زبیدی (د ١٢٠٥ق/١٧٩١م). تاج
العروس من جواهر القاموس خود شرحی است بر القاموس فیروزآبادی.
فرهنگنویسی در زبان عربی، تا قبل از خلیل بن احمد، به مجموعـههـایی منحصر بـود
کـه بیشتر در یک موضوع واحـد ــ شایدبرایاستفادۀشخصی ــ گرد میآمد و هیچگاه
ترتیبیخاص در آنها مراعات نمیشد. از اینرو، العین خلیل را در ابتدای سدۀ ٢ق/ ٨م،
میتوان آغازی در امر فرهنگنویسی دانست (برای اطلاع از نخستین فرهنگها، نك :
هیوود، ٨١؛ GAS, VIII/٧-٢٠).
در سدۀ ٤ق، با ظهور جمهرةاللغة ابندرید، دیوان الادب فارابی، البارع قالی، تهذیب
اللغة ازهری، المحیط ابنعباد، الصحاح جوهری و المجمل قزوینی و کتابهای دیگری از
این قبیل، فن فرهنگنویسی پویا و بالنده شد، تا سرانجام در مجموعۀ بزرگ لسان العرب
تألیف ابنمنظور (٦٣٠-٧١١ق/١٢٣٢-١٣١١م) و سپس در القاموس فیروزآبادی (د ٨١٧ق/١٤١٤م)
به درجۀ کمال نزدیک شد. چنین بهنظر میآید که پس از القاموس، لغتشناسان دیگر چیز
تازهای برای عرضه نداشتند و برای بازنگری، تکمیل و یا اصلاح مجموعههای پیشین به
تدوین مجموعههای بزرگ دیگری دست زدند؛ اما دیگر هیچگاه تحول تازهای از نظر
روششناسی در این زمینه پدید نیامد، چه، لغتنامههای جدید، یا تقلیدی صرف از
فرهنگهای پیشین بود، یا به شرح و نقدنویسی بر فرهنگهای دیگر محدود میشد. نمونۀ
بارز این کوششها تاجالعروس است که میتوان آن را در شمار آخرین معجمهای مفصل و
طولانی به حساب آورد.
فیروزآبادی نخستین کسی بود که به سبب گستردگی کار، نام قاموس (دریای بزرگ) را بر
کتاب خویش نهاد (نك : قاموس، ١/ ٩٩). چه، وی ــ علاوه بر توضیح مصطلحات پزشکی، ذکر
اسامی خاص، استفاده از نشانههای اختصاری، ضبط دقیق واژگان و تفاوت گذاشتن میان حرف
علۀ واوی و یایـی ــ خود نیز حدود ٢٠ هزار واژه به کتابهای لغوی پیشینیان چون
المحیط ابنعباد، العباب صغانی، المحکم ابنسیده و البحر المحیط و النهر الماد
اندلسی و الصحاح جوهری افزود (همانجا؛ شلاش، ١٣٣؛ هیوود، ٩٠). با وجود این، کتابش
عاری از پیچیدگی و ابهام نبود. چه، در اینگونه کتابها، از آنجا که کلمات هیچگاه
در بستر تاریخی قرار نگرفتهاند، نمیتوان به ارزش کلمه از نظر بار تاریخی ادبی و
عاطفی پیبرد و بدینسان، معانی حقیقی و مجازی بازشناخته نمیشوند. از دیگر معایب
قاموس میتوان به عدم تمییز میان کلمۀ فصیح و غیرفصیح، درهم بودن شکلهای گوناگون
کلمه، عدم بیان معانی متضاد کلمه و توضیحات زائد و خارج از چارچوب علم فرهنگشناسی
دربارۀ بسیاری از کلمات، اشاره کرد.
زبیدی در مقدمۀ پرتکلف و مسجع خود که بیشتر الفاظ غریب را در آن به کار برده، با
برشمردن ١٠ هدف، به علل تألیف کتابش اشاره کرده است که از جمله میتوان به نواقص
کار فیروزآبادی و گستردگی زبان عربی اشاره کرد ( تاج...، ١/١٢-٤٧؛ شلاش، ٣٩٦-٤١٠؛
برای ویژگیهای تاج نسبت به معجمهای قبل از خود، نك : قاسم، ٧٥؛ شلاش، ٤٢٧- ٤٢٨).
تاجالعروس در واقع چون دیگر کتابهای لغت آن زمان، نه تنها لغتنامه، بلکه در نوع
خود موسوعهای از علوم مختلف چون علماللغه، بلدان، اعلام، تاریخ، انساب، حیوانات،
گیاهان، پزشکی و دیگر علوم آن روزگار است.
زبیدی ٢٩ساله بود (١١٧٤ق) که بهاین کار دست یازید و ١٤ سال در پای آن زحمت کشید
(همو، ١١٢، ٤٣٧). در این کار، وی حدود ٥٠٠ منبع را پیش روی داشت (نك : تاج،
١/٥-٩؛ درویش، ١٠٧؛ هیوود، ٨٩؛ قس: لین، مقدمه، ١٨-١٩، که تنها بیش از ١٠٠ منبع
دانسته است). شلاش تنها به استناد منابع ذکر شده در متن تاج، سعی کرده است این
کتابها را استخراج و بر اساس موضوع، تقسیمبندی کند که از جمله میتوان به این
موارد اشاره کرد: حدود ٢٦ کتاب لغت، ١٥ معجمخاص، ٢٧ کتاب دربارۀ اسماء و صفات، ١٦
کتاب دربارۀ مثلثات، اضداد، نوادر، فروق و ...، ٦ کتاب معرب و دخیل، ٢٣ کتاب در علم
نحو، ١٨ کتاب در علم صرف و ٢٤ کتاب در باب پژوهشهای لغوی (ص ٢٧١- ٣٨٨).
زبیدی علاوه بر زبان مادریاش، به زبانهای فارسی و ترکی نیز آگاهی داشت (همو، ٧٦).
به همین سبب، در بسیاری از جایها
به ریشهیابی لغات معرب پرداخته است (مثلاً نك : تاج، ذیل واژههای فرنجمشک،
سدیر، فرهادجرد، نرد، اصبهان و شیرین؛ نیز نك : شلاش، ٧٦-٨١، ١٤٠، ٢٣١، ٢٣٤). از
جمله منابع وی در این زمینه میتوان به المعرب جوالیقی، شفاءالغلیل خفاجی، برهان
قاطع و دیوان سنایی اشاره کرد ( تاج، ١/٦، ٩؛ شلاش، ٧٨-٧٩).
اگرچه زبیدی اساس کار خود را حدود ٢٠ نسخه از قاموس قرار داده بود (شلاش، ٢٣٨-٢٤٠)،
اما لین (مقدمه،١٩-٢٠ ) را اعتقاد بر این است که سهچهارم یا نهدهم تاج برگرفته از
لسانالعرب است (نیز نك : هیوود، همانجا). با این همه، زبیدی حدود ٤٠ هزار ریشۀ
کلمه بر لسان افزوده است (شلاش، ٤٢٤؛ هیوود، ٨١، که تاج را شامل ١٢٠ هزار ریشۀ کلمه
دانسته است). زبیدی هنگام استفاده از نسخههای متعدد کتابهای دیگر، با حفظ امانت،
به نسخه بدلها نیز اشاره دارد (شلاش، ٢٤٤-٢٤٧).
یادآوری این نکته لازم است که زبیدی کتابی به نام التکملة و الصلة و الذیل لمافات
صاحب القاموس من اللغة داشته است. اگر چه وی در مقدمۀ تاج بدان اشاره کرده است
(١/٤١)، اما گویا آن زمان، آن را به انتها نرسانده بود و به موازات تألیف تاج،
التکملة را هم در دست تألیف داشته است (در اینباره، نك : حجوی، ١٠٦- ١٠٩؛ شلاش،
١٤٠-١٤٥).
گفتهاند: وی را زمان مرگ بیش از ٢٥ هزار کتاب بوده که از بیشتر آنها، در شرح قاموس
بهره برده است (همو، ٧١-٧٦).
زبیدی در تنظیم واژهها همچون فیروزآبادی، روش پایانی ـ الفبایی را که همان «روش
قافیهای» یا «روش باب و فصل» بود، برگزید. در این روش با توجه به حرف پایانی کلمه،
آن را بر اساس ترتیب الفبایی در باب مخصوص آن حرف جای میدهند. سپس با رعایت حرف
اول و دوم و سوم و چهارم واژه، آن را در فصلی که درون این باب قرار دارد، مینهند.
به عبارت دیگر، الگوی اصلی برای یافتن ریشۀ سه حرفی «فعل» به این ترتیب است: اول،
ل؛ دوم، ف؛ سوم، ع. بنابر آنچه گذشت، کتاب ٢٨ باب، و هر باب ٢٨ فصل به شمارۀ حروف
الفبا خواهد داشت. البته در برخی از بابها، شمارۀ فصول به ٢٨ نمیرسد، مانند باب
حاء، سین، شین و ظاء (نك : تاج، ذیل همین حروف؛ نیز: شلاش، ٤٢١-٤٢٣).
وی گاه به تاریخ پایانگیری حرفی که در دست تألیف داشته، اشاره کرده است (نك :
فراج، «ک»؛ شلاش، ١٨٤-١٨٦) و در پایان کتاب نیز تصریح میکند این کار در رجب ١١٨٨
به انتها رسیده است (فراج، «دی»؛ شلاش، ١٨٦). بنا بر آنچه زبیدی خود بدان اشاره
کرده است، بعد از اتمام تاج العروس این کتاب از استقبال بسیاری برخوردار شد. مثلاً
بزرگانی چون سلطان دارفور، پادشاه مغرب و روم یک نسخه از کتابش را درخواست کردند
(صدیق حسنخان، ٣/٣٠؛ شرقاوی اقبال، ٢٣٦؛ شلاش، ١١٣، ١٩٤) و علمای غزه، دمشق، حلب،
آذربایجان، تونس، دیار بکر و ...خواستار اجازۀ روایت شدند (همو، ١١٤، ١١٨)؛ همچنین،
در وصف آن اشعاری چند سروده شده است (نك : جبرتی، ٤/١٤٤-١٤٥؛ شلاش، ١٩١).
پژوهشگران معاصر نیز گاه به تاجالعروس عنایت داشتهاند. از جمله عطاردی خبوشانی،
نام همۀ کسانی را که زبیدی به آنها استناد کرده، در دو جلد به نام الرجال فی تاج
العروس گرد آورده است (چ حیدرآباد دکن، ١٤٠١ق/١٩٨١م). همچنین شوقی معری در
پایاننامۀ دکتری خود، همۀ مسائل مربوط به دستور زبان کتاب را به نام معجم مسائل
النحو و الصرف فی
تاج العروس استخراج کرده است (بیروت، ١٩٩٦م). هاشم طه شلاش نیز در تز دکتری خود به
نام الزبیدی فی کتابه تاج العروس، بعد از پرداختن به زندگینامۀ مؤلف، سعی کرده است
به تفصیل چگونگی کار زبیدی را در تاج العروس بررسی کند (بغداد، ١٤٠١ق/ ١٩٨١م).
تاج العروس نخستین بار در ١٢٨٦-١٢٨٧ق به طور ناقص در ٥ مجلد به چاپ رسید، سپس در
١٣٠٧ق در ١٠ مجلد به طور کامل چاپ شد، اما این چاپ نیز کاستیهای فراوانی داشت، تا
آنکه چاپخانۀ دارالفکر در بیروت (بدون ذکر سال چاپ) به سرپرستی جواد علی این کتاب
را به شکلی مقبول به چاپ رساند. لین آن را به انگلیسی ترجمه کرده، و مد القاموس
(بیروت، ١٩٨٠م) نام نهاده است. عاصم افندی نیز این کتاب را به ترکی ترجمه کرده است
(نك : لین، مقدمه، ١٩؛ شلاش، ١٩٣).
مآخذ: تاجالعروس، کویت، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛ جبرتی، عبدالرحمان، عجائب الآثار، به کوشش
حسن محمد جوهر و دیگران، قاهره، ١٩٦٥م؛ حجوی، محمد، «کتاب التکملة و الصلة و
الذیل»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٩٣٢م، ج ١٢، شم ١ و ٢؛ درویش، عبدالله،
المعاجم العربیة، قاهره، ١٩٥٦م؛ شرقاوی اقبال، احمد، معجم المعاجم، بیروت،
١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ شلاش، هاشم طه، الزبیدی فی کتـابـه تاج العروس، بغداد، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛
صدیق حسنخان، محمد صدیق، ابجد العلوم، به کوشش عبدالجبار زکار، دمشق، ١٩٨٩م؛ فراج،
عبدالستار احمد، مقدمه بر تاج العروس (هم )؛ قاسم، ریاض زکی، المعجم
العربی،بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ قاموس، بیروت، ١٤١٢ق/١٩٩١م؛ نیز:
GAS; Haywood, J. A., Arabic Lexicography, Leiden, ١٩٦٥; Lane, E. W., An Arabic -
English Lexicon, Beirut, ١٩٨٠.
رضوان مساح