دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٧٦

تجانی
جلد: ١٤
     
شماره مقاله:٥٧٧٦

تِجانی، خاندانی بزرگ، از اهل علم و ادب و متصدی امور دیوانی در دولت حفصیان تونس (حک‌ ٦٢٥-٩٨١ق/ ١٢٢٨-١٥٧٣م). این خاندان به قبیلۀ تِجان در مراکش منسوب است (عبدالوهاب، مقدمه...، ٧).
ظاهراً ابوالقاسم تجانی (د ح ٥٥٥ ق/١١٦٠م) نخستین فرد از این خاندان بوده است که به تونس درآمد و به همراه سپاه موحدون، به فرماندهی عبدالمؤمن بن علی (حک‌ ٥٢٤- ٥٥٨ق/ ١١٣٠-١١٦٣م) در فتح تونس حضور یافت (همانجا؛ نیز نک‌ : فروخ، ٦/٣٧٦). وی سپس در دیوان رسائل تونس به کار پرداخت. در همان روزگار، فرزندش، محمد به دنیا آمد که بعدها در خدمات دولتی و دیوانی، جانشین پدر شد (عبدالوهاب، همان، ٨). محمد در تونس شاهد قیام بنوغانیه، از بازماندگان مرابطون، و تسلط یحیی بن اسحاق بر آن سرزمین بود. در این مدت، بنوغانیه هزینه‌های سنگینی به عنوان جریمه بر دوش او نهادند (همانجا).
در ٦٢٥ق/ ١٢٢٨م، حفصیان در تونس استقلال یافتند و ابراهیم و احمد، فرزندان محمد به دستگاه دیوانی آنان پیوستند. این دو تن از چهره‌های صاحب‌نام و پرنفوذ در دربار ابوزکریای اول (حک‌ ٦٢٥-٦٤٧ق)، مؤسس سلسلۀ حفصیان بودند (همان، ٩). گویند ابراهیم (د ح ٦٦٠ق/١٢٦٢م) در حمایت از ابن ابار (ﻫ م) که برای نجات شهر بلنسیه در قصیده‌ای از ابوزکریای اول یاری جسته بود، کتاب موازرة الوافد و مبارزة الناقد فی الانتصار لابن الابار را نوشت که شگفتی و تقدیر فراوان معاصرانش را در پی داشت (همان، ٩-١٠). برخی از چهره‌های علمی و ادبی، از فرزندان و نوادگان این دو برادر اینان‌اند:
١. ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ ابراهیم (٦٣٥-٧١٣ق/ ١٢٣٨-١٣١٣م)،فقیه، ادیب و شاعر چیره‌دست تونسی. وی از ابوعبدالله ابن ابّار قُضاعی اجازۀ روایت دریافت نمود. ابوالحسن نزد مادر شاعر خود کسب دانش کرد (نک‌ ‌: ابن طواح، ١٦٢) و المقامات را نزد پدر فرا گرفت. او در محضر درس ابوعلی غسانی، ابن شقر، سوسی رعینی و دیگران نیز حضور یافت. وی همچنین مدایح بسیاری دربارۀ ابن طیر قابسی سروده است (همو، ١٦٣). ابوالحسن پس از مرگ استاد خویش، ابن غماز (د ٦٩٣ق)، به جمع‌آوری اخبار و آثار او در کتاب تسلیة القلب الحزین فی میراثی قاضی قضاة المسلمین پرداخت (نک‌ : ابن عبدالملک، ١(١)/٤١٣؛ محفوظ، ١/٢١٥). برخی کتاب علامة الکرامة فی کرامة العلامة را اشتباهاً به او منسوب می‌دانند (همو، ١/٢١٦). عبدری در رحلۀ خود، وی و خانوادۀ عالمش را بسیار ستوده، و خود را همنشین و شاگرد او در ادب خوانده، و اخبار و اشعاری از وی نقل کرده است (نک‌ : ص ٢٥٧-٢٦٣). ابوالحسن مدتی ناخواسته در طرابلس اقامت گزید و در ٦٨٤ق راهی مکه شد و پس از به جای آوردن مناسک حج به تونس بازگشت. ابن طواح (ص ١٦٥) تاریخ درگذشت او را ٧١٣ق و در حدود ٨٠ سالگی دانسته، اما عبدالوهاب (همان، ١٣) پس از ٧٠٨ق/ ١٣٠٨م نوشته است.
٢. ابوحفص عمر بن ابراهیم، برادر ابوالحسن، دبیر دانشمند. عبدری (نک‌ : ص ٢٦٢) در تونس با وی دیدار کرده است. خواهرش، زینب نیز از ادبای مشهور تونس بود (نک‌ : عبدالوهاب، همان، ١٣-١٤). عبدری او را به نام نخوانده، اما دو قطعه از شعرش را به نقل از برادرش، علی آورده است (همانجا).
٣. ابوالفضل محمد بن علی بن ابراهیم (د ح ٧١٨ق/ ١٣١٨م)، ادیب، شاعر و دبیر نامدار عصر حفصیان. وی به روزگار سلطان ابوعصیده (حک‌ ٦٩٤- ٧٠٩ق)، ابویحیى زکریا لحیانی (حک‌ ٧١١-٧١٧ق) و پسرش، محمد ابوضربه (حک‌ ٧١٧- ٧١٨ق)، در خدمت دولت حفصیان بود (عبدالوهاب، همان، ١٥؛ محفوظ، ١/٢١٧). او

در ٧١٨ق در جریان نبرد سلطان ابوضربه با ابوبکر حفصی، حاکم مراکش کشته شد (عبدالوهاب، همان، ١٥-١٦؛ محفوظ، همانجا). پسرعمویش، عبدالله، مؤلف رحلة، سخت شیفتۀ وی و فصاحت گفتارش بود. قصاید و نامه‌های فراوانی که این دو به یکدیگر نوشته‌اند، در رحلة (نک‌ : ص ٨٨- ٨٩، ٢٢١-٢٢٧، ٢٨٠-٢٩٥) موجود است. کتاب الناسم، یا الناسخ دربارۀ دانشمندان زمان (همان، ٢٢٣) و الحلی التیجانیة و الحلل التجانیة (نک‌ : ابن طواح، ١٦٤؛ مقری، ٤/١٢١) از آثار او ست که اینک در دسترس نیست (نک‌ : عبدالوهاب، همان، ١٦-١٧).
وی برادری به نام ابوزکریا یحیى داشته که در رحلۀ عبدالله تجانی (ص ١٩٠-١٩١) از او به عنوان فقیهی بزرگ یاد شده، و مؤلف در نامه‌ای به وی، ابراز لطف، اشتیاق و تفاخر نموده است.
٤. ابوعبدالله محمد بن احمد بن محمد (د پس از ٧١٠ق/ ١٣١٠م)، شاعر، ادیب و دبیر دورۀ حفصیان. در منابع کهن و متأخر گاه میان او و شخصیت و آثار فرزندش، عبدالله خلط شده است (مثلاً نک‌ ‌: زرکشی، ٦٣؛ حاجی خلیفه، ١/٣٧٠، ٧١٣؛ بغدادی، ٢/١٤١؛ زرکلی، ٥/٣٢٤؛ کراچکوفسکی، ١/٣٨٣ بب‌ ‌(. اما در رحلۀ فرزندش، عبدالله، نام وی محمد آمده است (نک‌ : ص ٢٣٥، سطر ١١، ص ٢٨١، سطر ٦، ص ٢٩٦، سطر ١). ابن طواح (ص ١٦٥-١٦٦)، دانش او را ستوده، و پنداشته که وی راوی ابن ابار (د ٦٥٨ق) بوده است (نیز نک‌ ‌: مقری، ٤/١٢٠-١٢١). محمد نزد علما و ادیبان مشهوری چون ابن برطله، احمد غماز بلنسی (د ٦٩٣ق)، قاضی تونس، ابن عمر هواری و دیگران دانش آموخت (عبدالوهاب، مقدمه، ١٧).
وی در ٦٨٤ق/١٢٨٥م به درخواست امیر بجایه، به آن شهر رفت و از ندیمان الواثق باللـه ابوزکریا یحیى (حک‌ ٦٨٣- ٦٩٨ق) شد. سپس به دستور ابویحیى زکریای لحیانی (حک‌ ٧١١-٧١٧ق) به تونس بازگشت و مقام ارجمندی در دیوان انشاء برعهده گرفت (همان، ١٧- ١٨). آن‌گاه امیر لحیانی در ٧٠٦ق/١٣٠٦م، به قصد حج، تونس را ترک گفت و محمد را در رأس دیوان انشاء نهاد (همان، ١٨). این امیر نامه‌ای در احوال فرزندش، عبدالله، به خط خود، برای تجانی فرستاد (نک‌ ‌: تجانی، رحلة، ١٩٤-١٩٦). این امر، درجۀ تقرب او را نسبت به امیر آشکار می‌سازد. عبداللـه، فرزندش، اشعاری را که وی در مناسبتهای گوناگون سروده بود و نیز برخی قصاید و نامه‌های پدر را در رحلة گرد آورده است (نک‌ ‌: ص ١١٧، ١٢٩-١٣٠، ١٩٤-١٩٦، ١٩٨، ٢٣٤-٢٣٥، ٢٩٤).
مضمون بیشتر قصاید و نامه‌های وی، ابراز اشتیاق به فرزند و امیر لحیانی و ابومحمد ازدی عسیلی و شِکوه از دوری آنان است. مقری تلمسانی (٤/١٢١، ٥/١٨٢-١٨٣) نیز ابیاتی از او را در کسب مجوز روایت از ابن ابار و ٢ بیت حکمت‌آمیز آورده است. اسماعیل بن یوسف غرناطی، حاکم اندلس، قلم شیوا و اشعار زیبای او را در کتاب مستودع العلامة ستوده است (عبدالوهاب، همانجا). برخی تحفة العروس و نزهة النفوس و الوفاء ببیان فوائد الشفاء را اشتباهاً به وی منسوب نموده‌اند (مثلاً نک‌ : حاجی خلیفه، ١/٣٧٠؛ بغدادی، ٢/١٤١-١٤٢؛ آربری، V/٦٢؛ زرکلی، همانجا). از او فرزند دیگری هم به نام ابوالعباس احمد بر جای مانده بود (عبدالوهاب، همان، ١٩) که در شعر و ادب توانا بوده (نیفر، ١/٢٩٢)، و قصیدۀ بلند و زیبای او خطاب به برادرش، عبدالله در رحلۀ عبدالله تجانی (نک‌ : ص ١٩٨-٢٠٣) آمده است.
٥. ابومحمد عبدالله بن محمد بن احمد (میان سالهای ٦٧٠-٦٧٥ ـ پس از ٧١٨ق/ ١٣١٨م)، دبیر، فقیه، شاعر و سفرنامه‌نویس مشهور تونسی در عصر حفصیان (حک‌ ٦٢٥-٩٨١ق). از زندگی وی، به‌رغم شهرت و اعتبار فراوانی که داشته، اطلاعات بسیار اندکی دردست است و در برخی منابع، میان شخصیت و بعضی از آثار او با پدرش خلط شده است. حتى دربارۀ نام او نیز اتفاق نظر وجود ندارد. پژوهشگری که دربارۀ او و خاندانش بیشترین اطلاعات را به دست می‌دهد، حسن حسنی عبدالوهاب، محقق رحلۀ وی است. در جاهای مختلف این اثر، نام او عبدالله و کنیه‌اش ابومحمد ضبط شده است، اما در عنوان کتابش تحفة العروس و نزهة النفوس (به کوشش ابوهاجر، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م)، وی را ابوعبدالله محمد بن احمد خوانده‌اند که نام پدرش است. حاجی خلیفه (١/٣٧٠) و زرکشی (همانجا) نیز او را چنین خوانده‌اند، با این تفاوت که زرکشی (همانجا)، وی را فرزند ابراهیم می‌داند و حاجی خلیفه (همانجا) او را بجایی گفته که تصحیف است.
عبدالله در تونس متولد و بزرگ شد (نک‌ ‌: نیفر، ١/٢٨٣؛ عبدالوهاب، ورقات...، ٣/١٦٢). وی نزد پدرِ عالم و ادیب خویش دانش آموخت و در مجالس تفسیر، حدیث و علوم ادبی حضور یافت (همانجا). از دیگر استادان او می‌توان به ابوبکر بن عبدالکریم عوفی (د ٦٩٨ق)، ابوالقاسم کلاعی، علی و عمر تجانی، و ابوعلی عمربن علوان (د ٧١٠ق) اشاره کرد (همان، ٣/١٦٣-١٦٤).
عبدالله در آغاز سدۀ ٨ق/١٤م، در زمان سلطان ابوعصیده (حک‌ ٦٩٤- ٧٠٩ق/١٢٩٥- ١٣٠٩م) به عضویت دیوان انشاء درآمد و با دبیران مشهوری چون ابن حسینه (د ٧٤٠ق/ ١٣٣٩م)، عبدالرحمان ابن نزار، ابوعبدالله محمد هواری، محمد بن ابی زالی بلوی، محمد بن یعیش، احمد رصافی و دیگران ارتباط یافت (همان، ٣/ ١٦٨). سپس ابویحیى لحیانی او را به عنوان دبیر مخصوص خود برگزید. عبدالله تجانی در رحلة (ص ٤) می‌نویسد که وی در ٧٠٦ق/ ١٣٠٦م به همراه امیر لحیانی برای ادای فریضۀ حج از تونس خارج شد و پس از ٩٧٥ روز در صفر ٧٠٨ق/ ١٣٠٨م به تونس بازگشت (همان، ٣٩٣). او در این سفر، همراه سرور خویش از تونس و بخشی از غرب لیبی کنونی دیدن کرد (نک‌ : همان، ٣٦٢، ٣٧٦، ٣٩٣؛ فروخ، ٦/ ٣٧٨). امیر لحیانی در نامۀ خود به پدر عبداللـه در تونس احوال فرزند او را وصف کرده است (تجانی، همان، ١٩٤). وی پس از جلوس بر تخت سلطنت در تونس در ٧١١ق/١٣١١م، عبدالله تجانی را به ریاست دیوان انشاء برگزید (نک‌ : زرکشی، ٦٢-٦٣؛ نیز نک‌ : EI٢) و چندی بعد (٧١٧ق/ ١٣١٧م) وظیفۀ مهرداری سلطان نیز به او واگذار شد (زرکشی، ٦٣). عبداللـه ظاهراً به طور مستمر از کتابخانۀ حفصیه سود می‌جسته، و بی‌شک، کتب نفیس و مخطوطات ارزشمندی در اختیار داشته است (عبدالوهاب، مقدمه، ٢٤؛ نیز نک‌ : EI٢).
با کناره‌گیری امیر لحیانی از قدرت در ٧١٧ق و انتقال سلطنت به فرزندش، محمد ابوضربه، دیگر خبری از عبدالله تجانی و اعضای خاندان او نیست. شاید آنها در پی نبرد دشوار ابوضربه با سلطان ابوبکر حفصی، حاکم قسنطینه کشته شده، و یا به سرزمینهای دور گریخته باشند (عبدالوهاب، همان، ٢٨- ٢٩؛ فروخ، ٦/٣٧٧). برخی تاریخ درگذشت او را ٧٢١ق/١٣٢١م نوشته‌اند (نک‌ : مخلوف، ٢٠٦؛ زرکلی، ٤/١٢٥)، اما عبدالوهاب (همان، ٢٩) این ادعا را بی‌اساس خوانده است. عبدالله ظاهراً فرزندی به نام علی داشته است (همان، ١٠)، اما از احوال او اطلاعی دردست نیست.
آثـار:
الف ـ چاپی: ١. رحلة، که مهم‌ترین اثر عبدالله تجانی است و به کوشش حسن حسنی عبدالوهاب، همراه با مقدمه‌ای سودمند و فهارس جامع در تونس (١٣٧٧ق/ ١٩٥٨م) منتشر شده است. این اثر، پیش‌تر به کوشش ویلیام مارسه در تونس (١٣٤٥ق/١٩٢٧م) چاپ شده بود؛ اما با استقبال چندانی مواجه نشد (نک‌ : عبدالوهاب، همان، ٤٤-٤٥).
اسلوب رحلۀ عبدالله تجانی ادیبانه و نثر آن مرسل و به دور از تعقیدات و تکلف و تصنع است. این سفرنامه با ستایش خداوند آغاز شده است (نک‌ : ص ٣) و با قصیدۀ اندرزآمیز مؤلف در مدح پیامبر(ص) و توسل جستن به وی پایان می‌یابد (ص ٣٩٣-٣٩٥). رادس نخستین اقامتگاه وی پس از خروج از تونس بود. عبدالله آن‌گاه از حامة الجزیرة، مرناق، جزیرۀ شریک، باشو، صلتان، اهریقلیه، سوسه، منستیر، وردانین، جمّ، ساحل، صفاقس، جبنیاته، لبیده، محرس، قابس، جربه، قشتیل، طره، بشری، تاکمرت، توزر، غمراسن، زواوه، زواغه، زنزور، طرابلس، تاجوره، مهدیه و... دیدن کرده، و به معرفی امیران، شاعران، دانشمندان، پارسایان و فقهای آنها پرداخته است. او ویژگیهای

نظامی، وسعت، وجه تسمیه، محصولات کشاورزی، قدمت و دیگر خصوصیات اماکن مزبور را نیز تشریح کرده، و پیوسته جنبه‌های تاریخی را با مسائل جغرافیایی و ادبی درهم آمیخته است. عبدالله تجانی به مؤلفان مختلف و کتابهای معتبری چون المسالک ابوعبید بکری، الانموذج ابن رشیق، انسابِ قریش زبیر ابن ابی‌بکر، خریدة القصر عمادالدین کاتب اصفهانی و... استناد کرده، و نامه‌ها و اشعار دوستان و بعضی از افراد خاندان خویش را به تفصیل آورده است (مثلاً نک‌ : ص ٨٨- ٨٩، ١١٧، ١٢٩-١٣٠، ١٤٠، ١٤٧- ١٤٨، ١٦٤- ١٦٨). وی همچنین مکاتباتی با دانشمندان و فقیهان و ادیبان عصر خویش داشته که متن آنها را در اثر خود آورده است (مثلاً نک‌ : ص ١٤٠، ١٤٨- ١٤٩، ١٦٩-١٧٢، ١٩١، ٢٢٤- ٢٢٧، جم‌ ‌(.
ابن خلدون (د ٨٠٨ق/١٤٠٦م) از سفرنامۀ وی ستایش بسیار کرده، و در کتاب العبر خود، در فصل ویژۀ شمال افریقا، از آن استفادۀ فراوان برده است (نک‌ : کراچکوفسکی، ١/٣٨٤). روسو١، خاورشناس فرانسوی نیز گزیده‌ای از رحله را در ١٢٦٨- ١٢٦٩ق/ ١٨٥٢-١٨٥٣م ترجمه کرده است؛ اما ترجمۀ او بر طبق اصول معینی نبوده، و گاهی به کج فهمی درافتاده است (نک‌ ‌: EI٢). آماری٢ نیز گزیده‌های بلندی از آن را به ایتالیایی ترجمه، و منتشر کرد. بل٣ هم بخش کوتاهی از رحله را در کتاب «بنوغانیۀ» خود (چ الجزیره، ١٣٢١ق/١٩٠٣م) به فرانسوی ترجمه کرد (نک‌ : همانجا).
٢. تحفة العروس و نزهة النفوس، کتابی است در ٢٥ باب. این اثر دائرةالمعارف جامعی است در باب آداب معاشرت با زنان، اخلاق و صفات و وصف اعضای ایشان، عفاف، زینت، آیین استفادۀ عطر، حقوق متقابل زن و مرد، تعصب نکوهیده و پسندیده و جز آنها. خاتمۀ آن مشتمل بر داستانهای خنده‌آور و دل‌انگیز دربارۀ زناشویی است و در آن از آیات و احادیث و شرح و تفسیر آنها استفاده شده است (نک‌ : ص ١٢-١٥).
١. A. L. Rousseau ٢. Amari, M., Biblioteca arabo-sicula, ١٨٥٧. ٣. Bel, A., Les Benoû Ghânya.
عبدالله تجانی به اشعار شاعران بزرگی چون نابغۀ ذبیانی، اعشى، فرزدق، شریف رضی و دیگران نیز استشهاد کرده است. تحفة العروس پیش‌تر در ١٣٠١ق/١٨٨٣م در قاهره منتشر شده بود؛ سپس در ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م به کوشش ابوهاجر در بیروت تجدید چاپ شد. در همین سال، محمدابراهیم دسوقی آن را در قاهره چاپ کرد. روسو نیز متن مختصر و بسیار مغلوطی از آن را به فرانسوی برگردانده که در ١٢٦٤ق/ ١٨٤٨م در الجزایر و پاریس چاپ شده است (عبدالوهاب، ورقات، ٣/١٨٤؛ نیز نک‌ ‌: EI٢). عبدالله تجانی در این اثر به شیخ خود، ابن علوان هذلی و درگذشت او در ٧١٠ق/١٣١٠م اشاره نموده است(نک‌ : دسوقی، ٦).
از این‌رو، تاریخ تألیف این اثر فوق را باید پس از آن تاریخ و شاید به گفتۀ بغدادی (٢/١٤٢)، ٧١١ق/١٣١١م دانست.
ب ـ خطی: الوفاء ببیان فوائد الشفاء، و آن شرحی بوده است بر الشفاء بتعریف حقوق المصطفى اثر قاضی عیاض در ٤ جزء که اکنون دو جزء آن در کتابخانۀ جامع الزیتونه موجود است (فهرس...، ١/٦١-٦٢؛ عبدالوهاب، همان، ٣/ ١٧٨).
ج ـ یافت نشده:
١. اداء اللازم فی شرح مقصورة حازم، که آن را در ٦٩٩ق/١٣٠٠م در شرح الفیۀ حازم قرطاجنی در مدح خلیفه مستنصر بالله بن ابی زکریای اول حفصی تألیف نمود (عبدالوهاب، همان، ٣/١٧٧).
٢. الدرر النظیم (تجانی، رحلة، ٣٦٦)، در ادبیات و شرح حال شاعران و ادیبان حفصی (عبدالوهاب، همان، ٣/ ١٧٩-١٨٠).
٣. نفحات النسرین فی مخاطبة ابن شبرین، که حاوی گفت‌وگوها و مکاتبات وی با ادیب اندلسی، ابن شبرین سبتی بوده است (تجانی، همان، ١٦٤).
٤. تقیید على صحیح مسلم، که آن را در طرابلس در ٧٠٧ق/١٣٠٧م پس از قرائت صحیح مسلم نزد عبدالعزیز سبائی نوشته است (نک‌ : همان، ٢٥٥؛ عبدالوهاب، مقدمه، ٣٥، ورقات، ٣/١٨٠).
٥. تقیید علی المسند الصحیح للبخاری، که در همان سال و همان‌جا تألیف شده بود (تجانی، همان، ٢٥٦؛ عبدالوهاب، همانجاها).
٦. علامة الکرامة فی کرامة العلامة، که ظاهراً در تشریح اهمیت علامت کوچک و بزرگی بوده که با قلم درشت در بالای فرمانها و اوامر سلاطین حفصی و حاکمان مراکش می‌نوشته‌اند (عبدالوهاب، همان، ٣/١٨٢).
٧. احکام مغیب الحشفة، و آن چنان که از تحفة العروس تجانی (ص ٣٤٢) برمی‌آید، از نخستین آثار او در جوانی و مشتمل بر ٥٠ حکم در تصحیح و تکمیل آراء ابن علوان هذلی (د ٧١٠ق) بوده است.
شعر تجانی: از عبدالله اشعاری پراکنده در رحله باقی مانده که در مناسبتهای مختلف و خطاب به فقیهان، علما و ادیبان عصر خویش و غالباً در پاسخ به مکاتبات آنان سروده شده است؛ اما سروده‌های وی، غالباً از مضامین بکر و زیبا و تخیلات شاعرانه تهی است.مخاطبان شعر او در رحله اینان‌اند: ابن‌ نزار سهمی (نک‌ ‌: ص ١٤٠)، ابوبکر نفزاوی و ابراز ارادت و اشتیاق نسبت به وی (ص ١٤٧- ١٤٩، ١٧٥-١٧٧)، ابوبکر محمد بن شبرین (ص ١٦٩-١٧١)، ابومحمد عبدالواحد بن ابی یغمور هنتاتی (ص ١٧١)، ابوابراهیم بن حسینه (ص ١٧١، ١٩٢-١٩٤، ٢٣١-٢٣٢)، دو پسر عمویش، ابوالحسن علی تجانی (ص ١٩٠-١٩١) و ابوالفضل محمد (ص ٢٢٤-٢٢٦، ٢٨٠-٢٨١، ٢٨٥-٢٨٧)، ابوعبدالله محمد هواری و محمد بلوی (ص ٢٢٨-٢٣٠، ٢٩٧- ٢٩٩)، ابومحمد عبدالله ازدی (ص ٢٣٦)، ابوعبدالله محمد بن یعیش (ص ٢٩٥، ٣٠٤-٣٠٥)، احمد رصافی (ص ٣٠٠)، ابوالقاسم بن محمد بن ملجوم (ص ٣٠١)، محمد بن رأس حجله (ص ٣٠١-٣٠٢)، محمد جزری (ص ٣٠٢-٣٠٣)، شیخ عبدالعزیز بن عبید (ص ٣٠٦-٣٠٧) و مدح پیامبر اکرم(ص) و توسل جستن به وی در قصیده‌ای زیبا و اندرزگونه (ص ٣٩٣-٣٩٥) که در آن از آیات قرآنی اقتباس نموده است (مثلاً نک‌ ‌: ص ٣٩٣، بیتهای ٢، ٥، ص ٣٩٤، بیتهای ١، ٢، ٦، ٧) و شاید بتوان آن را زیباترین و بهترین سرودۀ او برشمرد.

مآخذ: ابن طواح، محمد، سبک المقال لفک العقال، به کوشش محمد مسعود جبران، بیروت، ١٩٩٥م؛ ابن عبدالملک، محمد، الذیل و التکملة للکتابی الموصل والصلة، به کوشش محمد بن شریفه، بیروت، دارالثقافه؛ بغدادی، هدیه؛ تجانی، عبدالله، تحفة العروس و نزهة النفوس، به کوشش ابوهاجر، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛ همو، رحلة، به کوشش حسن حسنی عبدالوهاب، تونس، ١٣٧٧ق/ ١٩٥٨م؛ حاجی خلیفه، کشف؛ دسوقی، ابراهیم، مقدمه بر تحفةالعروس تجانی، قاهره، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٨م؛ زرکشی، محمد، تاریخ الدولتین الموحدیة و الحفصیة، به کوشش محمد ماضور، تونس، ١٩٦٦م؛ زرکلی، اعلام؛ عبدالوهاب، حسن حسنی، مقدمه بر رحلة (نک‌ : هم‌ ، تجانی)؛ همو، ورقات عن الحضارة العربیة بافریقیة، به کوشش محمد عروسی مطوی، تونس، ١٣٩٢ق/١٩٧٢م؛ عبدری، محمد، رحلة، به کوشش محمد فاسی، رباط، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛ فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، دارالعلم للملایین؛ فهرس المخطوطات المصورة، ادب، کویت، ١٤٠٥ق/١٩٨٤م؛ کراچکوفسکی، ا. ی.، تاریخ الادب الجغرافی العربی، ترجمۀ صلاح‌الدین عثمان هاشم، قاهره، ١٣٨١ق/١٩٦١م؛ محفوظ، محمد، تراجم المؤلفین التونسیین، بیروت، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ مخلوف، محمد، شجرة النور الزکیة، بیروت، ١٣٥٠ق/١٩٣٥م؛ مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، دارصادر؛ نیفر، محمد، عنوان الاریب، به کوشش علی نیفر، بیروت، ١٤١٦ق/١٩٩٦م؛ نیز:

Arberry ; EI٢.
هادی نظری منظم