دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٩٣
| تجن جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٩٣ |
تَجَن، رودخانهای در استان مازندران و نیز نام بخش سفلای
رودخانۀ هریرود که قسمتی از مرز طبیعی ایران و ترکمنستان را تشکیل میدهد.
١. تجن مازندران: تجن یکی از رودخانههای دائمی و مهم حوضۀ آبریز دریای مازندران
بهشمار میرود. این رودخانه از ٣ شاخۀ اصلی زارم رود در شمال و شاخۀ اصلی تجن در
مرکز و شاخۀ سفیدرود در جنوب حوضۀ آبریز تشکیل میشود و افزون بر آنها در مسیر خود
ریزابههایی مانند درۀ ببرچشمه، پلاروی، شیرین رود، سالار دره، آب تیرجاری و جز
آنها را دریافت میدارد (جعفری، ١٤٦، ٢٤٦، ٢٧٣؛ افشین، ٢/١٠١-١٠٢؛ فرهنگ...،
٢/٢٤١).
شاخـۀ اصلـی تجن به درازای ١٤٠ کمـ از دامنۀ کوه شادر (ارتفاع ٢٥١‘٣ متر) واقع در
٦٠ کیلومتری جنوب خاوری بهشهر سرچشمه میگیرد (افشین، جعفری، همانجاها). مسیر این
شاخه از سرچشمه تا ٨ کیلومتری ساری، کوهستانی، و پس از عبور از این نقطه وارد جلگۀ
ساری میشود و پس از عبور از میان شهر ساری، در شمال بندر فرحآباد (خزرآباد
امروزی) به دریای مازندران میریزد. این رودخانه نخست در جهت جنوب باختری جریان
دارد، اما در ادامۀ مسیرش در جنوب روستای بَرد تغییر مسیر میدهد و با یک قوس
راستگرد به سوی شمال خاوری جریان مییابد (همانجاها).
قسمت علیا و وسطای رودخانۀ تجن دارای بستری سنگلاخی است، اما پس از پل فلزی که بر
روی این رودخانه بین ساری و گرگان احداث شده است، کف آن ماسهای میگردد و سپس به
طول ١٦ کمـ تا دریا ادامه مییابد. پهنای رودخانۀ تجن در طول آن متفاوت است،
چنانکه در ساری به حدود ٢٠٠ متر میرسد و در حوالی مصب از پهنای آن کاسته میشود و
به ٤٦ متر و ژرفای یک متر میرسد. منبع تغذیۀ این رودخانه نزولات جوّی است و آب آن
در قسمت بالای رودخانه به مصرف میرسد و مازاد و جریانهای سیلابی آن به دریا
میریزد (نک : افشین، همانجا؛ شایان، ٢٥؛ فرهنگ، همانجا).
رودخانۀ دائمی زارم رود به طول١٢٠ کمـ ، یکی از مهمترین شاخههای رودخانۀ تجن است.
این رودخانه در ٤٢ کیلومتری جنوب شرقی بهشهر از به هم پیوستن دو رودخانۀ بَندبُن
و آبسیاهخانی در شرق آبادی تجرخیل تشکیل میگردد. مساحت حوضۀآبریز این رودخانه
٩٥٠ کمـ ٢ استکهتمامی آن در مناطق مرتفع کوهستانی واقع، و پوشیده از جنگل است
(افشین، همانجا؛ فرهنگ، ٢/٢٤٣). این رودخانه در روستای بالاکولا واقع در ١٦
کیلومتری ساری به شاخۀ اصلی تجن میپیوندد (افشین، همانجا).
رودخانۀ دائمی سفیدرود یا سفید به طول ١٠٠ کمـ یکی دیگر از شاخههای اصلی تجن است
که از تلاقی دو شاخۀ اولیه به نامهای بورتله (بورطلا) و تنگ کاورد در ٦٨ کیلومتری
جنوب خاوری ساری تشکیل میشود. این رودخانه در مسیر خود پس از دریافت دو ریزابه به
بزدره و لاجیم در روستای تازهآباد، در ٢٦ کیلومتری جنوب خاوری ساری به رودخانۀ تجن
میریزد. وسعت حوضۀ آبریز این رودخانه حدود ١٤٥ کمـ٢ است و بیشتر آن پوشیده از جنگل
است (همو، ٢/١٠٥؛ جعفری، ٢٧٣).
رودخانۀ تجن از لحاظ اقتصادی نقش بسزایی در زندگی مردم ساکن کرانههای آن دارد،
چه، این رودخانه در مسیر خود حدود ٤ هزار هکتار از زمینهای شالیزار بخشهایی از
دهستانهای دودانگه و چهاردانگه، رودپی، اندرود، میاندورود و شهرخواست را آبیاری
میکند و افزون بر آن محل صید ماهیهای مختلف خاویاری و پولکدار، و جایگاه تخمریزی
ماهیان است و از این حیث از اهمیت بسیاری برخوردار است (شایان، ٢٦-٢٥؛ مفخم، ١١٨).
ظاهراً نخستینبار در سدۀ ٤ق، مؤلف حدودالعالم از این رودخانه با نام تیژنرود ــ
یکیاز رودخانههای ناحیۀ طبرستان ــ یاد کرده است. مسیری که او برای این رودخانه
نوشته، منطبق با مسیر کنونی آن است. به نوشتۀ وی، تیژن از کوههای قارن سرچشمه
میگرفته، و پس از گذر از نزدیکی پریم و ساری به دریای مازندران میریخته است (ص
٤٩). افزون بر آن در این کتاب از ناحیهای به نام تجن به عنوان یکی از نواحی
هفتگانۀ سرزمین گیلان در کرانۀ شرقی رودخانۀ سپیدرود نیز یاد شده است (ص ١٤٩).
نام این رودخانه در منابع تاریخی به صورتهای طیزنه رود، میاندورود (ابن اسفندیار،
١/ ١٥٨، ١٧٩)، تجینه رود، تیجنه رود (مرعشی، ٧٢، ٣١٩)، طبری رود (سهراب، ١٤٨)، و
تیجن نیز آمده است (اعتمادالسلطنه، ١/ ٢٨٩).
رودخانۀ تجن در منطقهای از مازندران جاری است که از دیرباز راههای ارتباطی اصلی
این سرزمین از آنجا میگذشته است. به همین سبب از دیرگاهان، برای پیوند دادن دو
سوی رودخانۀ تجن پلهایی بر روی آن بهویژه در ساری و حوالیاش ساخته شده است.
کهنترین پلی که در منابع از آن یاد شده، پلی است که ابن اسفندیار در وقایع نیمۀ
نخست سدۀ ٢ق از آن یاد کرده است. بهنوشتۀ او ابوالعباس طوسی، عامل خلیفۀ عباسی در
١٤٠ق گروهی نظامی بهشمار ٥٠٠ تن بهفرماندهی مظفر بن حکم بشری برای نگاهبانی از
پلی بر روی تجن در محلی بهنام اورازباد گسیل داشت. همچنین ابن اسفندیار در وقایع
نیمۀ اول سدۀ ٣ق از پلی در ساری بر روی رودخانۀ تجن یاد کرده است (١/ ١٧٨-
١٧٩،٢٤٤). بهگزارش مرعشی،در ٣٢٥ق رودخانه تجن طغیانکرد و بر اثر آن
بخشهایبزرگی از ساریویرانشد(ص٧٢).
بیشتر پلهای بسته شده بر روی تجن متعلق به دورۀ صفویه و پس از آن است. از آنجاییکه
مادر شاه عباس اول صفوی اهل مازندران بود (نک : فلسفی، ١/٣-٤)، شاه عباس را توجه
و عنایتی خاص به این سرزمین بود و هرساله به مازندران سفر میکرد و مدتی از سال را
در آنجا به سر میبرد (مهجوری، ٢/٨٢). به دستور او پلی بر روی تجن در شهر فرحآباد
ساخته شد که به پل شاه عباسی مشهور است. این پل که ویرانههای آن برجاست، ٧ دهانه
داشت که امروزه به جز دو دهانه از آن برجای نمانده است. پایههای این پل دارای یک
آببر نیمدایره، و مصالح آن در پایهها از سنگ با ملات ساروج و در طاقها و بدنه،
آجر با ملات گچ است(اسکندربیک، ٢(٢)/٨٥٠؛ مخلصی، ١/٢٢٦؛ وفایی، ١٥٥). از دیگر پلهای
منسوب به شاه عباس بر روی این رودخانه، پلی است با نام تجن در شهر ساری که دارای
١٦٠ متر طول، ٥ متر عرض، ٦ متر ارتفاع و ١٨ چشمه است (شایان، ١٠٨).
در روزگار نادر شاه افشار، چون پل شاهعباسی در نزدیکی ساری خراب شده بود، پلی با
١٧ چشمه طاق بر روی تجن ساخته شد که در دورۀ قاجار تعمیر گردید (معصوم علیشاه،
٣/٦٥٥).
عکسهایی از دو پل بر روی تجن از مجموعۀ عکسهایی که توسط ناصرالدین شاه گرفته شده،
باقی مانده است که وی آنها را به محمدحسن خان و آقامحمدخان قاجار منسوب داشته است
(نک : ستوده، ٤(١)/٥٦٦-٥٦٧). پلی دیگر نیز در نزدیکی ساری وجود داشته است که آن
را منسوب به مقیم خـان ساروی ــ کـه از طرفعادلشاه حکمرانساری بودهاست ــ
دانستهاند (مهجوری، ٢/١٢٤). به هنگام احداث راهآهن سراسری در ١٣١٥ش، پلی معلق بر
روی رودخانۀ تجن در ساری برای آمدوشد قطار بر روی رودخانۀ تجن ساخته شد. درازای این
پل ١٠٠ متر، پهنای آن ٦ متر و ارتفاعش نیز ٦ متر است (شایان، همانجا).
٢. تجـن (بخش سفلای هریرود): این رودخانه که بخشـی از
مرز طبیعی ایران و ترکمنستان را تشکیل میدهد، در حقیقت امتداد جریان هریرود است که
پسازتلاقی کشفرود به رودخانۀ هریرود در محلی به نام پل خاتون، تجن خوانده میشود
و سپس از این محل مرز ایران و ترکمنستان را تشکیل میدهد و پس از ادامۀ مسیر به سمت
شمال و عبور از روستاهای شیرتپه، سنگر، نوروزآباد، دولتآباد و قوش سربزی، وارد
سرخس میگردد و در شمال این شهر در پاسگاه جهانبانی از مرز ایران خارج میشود و
وارد خاک جمهوری ترکمنستان میگردد و سرانجام در نزدیکی شهر تجن در ریگزارهای
قرهقوم فرو میرود (افشین، ٢/ ٣٠٩؛ جعفری، ٤٧٨؛ سعیدی، ٧٨؛ رزمآرا، ١٩).
هریرود تا پیش از احداث سد دوستی بر روی آن، از مرداد ماه در محل پل خاتون به کلی
خشک میشد و پس از ٤ ماه خشکی دوباره آب در آن جریان مییافت، با اینهمه، در فصول
خشک در حوالی دولتآباد و نورآباد آب قدری از زمین خارج میشد و در سرخس ایران و
ترکمنستان به مصرف میرسید (همانجا).
به منظور بهرهبرداری بهینه و ذخیره و تنظیم آب رودخانه و توزیع آن در دیگر ماههای
سال، در ١٣٠٥ش/١٩٢٦م، احداث سدی در محل پل خاتون مورد توجه دو کشور ایران و اتحاد
جماهیر شوروی (سابق) قرار گرفت. پس از یک وقفۀ طولانی، در شهریور ١٣٥٣ مطالعات
احداث آن آغاز شد، اما به مرحلۀ اجرا درنیامد، تا اینکه پس از استقلال ترکمنستان،
عملیات اجرایی سد با عنوان سد دوستی در ١٣٧٥ش آغاز گردید و در فروردین ١٣٨٣ به
بهرهبرداری رسید («سد دوستی١»، npn.).
اینکه از چه زمانی این بخش از رودخانۀ هریرود، تجن خوانده شده است، معلوم نیست؛
ظاهراً نام تجن نخستینبار در شرح زندگی شیخ ابوسعید ابوالخیر به صورت «توجن» آمده
است و در این مورد هم ظاهراً از مفهوم این نام نه خود رود تجن، بلکه اشاره بهمحلی
در نزدیکی دلتای مصب آن است (نک : بارتولد، ٥٩، ٦١).
جغرافیانویسان سدههای نخستین اسلامی در ذیل وصف شهر سرخس از رودخانهای که از میان
این شهر میگذشته، عموماً با نام هریرود (رود هرات) یاد کردهاند (نک : ابن رسته،
١٧٣؛ اصطخری، ٢٨٦؛ ابن حوقل، ٣٧١-٣٧٢). ابن رسته مسیر سفلای هریرود را پس از عبور
از سرخس «خشک رود» خوانده، و طبق گزارش وی این رودخانه در بین سرخس و ابیورد در
نیزاری فرو میرفته که در پیرامون آن چراگاهها و کشتزارهای فراوانی بودهاست و
حکومتهای وقت از آن مالیات ارضی«عُشر» دریافت میکردهاند (همانجا)، مقدسی از رودی
که رستاق سرخس را
آبیاری میکرده، با نام سنفغر یاد کرده است (ص ٣٣٠). این رود ظاهراً یکی از
ریزابههای هریرود بوده است که از دو فرسنگی سرخس سرچشمه میگرفته است (نک :
بارتولد، ٦٠).
در منابع دورۀ مغول نیز از بخش سفلای هریرود با نام تجن یاد نشده است (نک :
حمدالله، ١٥٨- ١٥٩). حافظ ابرو نیز در سدۀ ٩ق/١٥م، اشارهای به نام رود تجن نکرده
است. وی رودخانهای را که اراضی ناحیۀ سرخس را آبیاری میکرده، رود هرات (هریرود)
خوانده است (ص ٧٦-٧٧)، اما همو در جایی که بلوکات ولایت ابیورد را برمیشمرد، از
بلوکی به نام بلوک طژن یاد کرده کـه تـوسط ٥ نهـر ــ که نام هریک از آنها را نیز
برشمرده ــ آبیاری میشده است (ص ١٠٠، ١٠٢).
مآخذ: ابناسفندیار، محمد، تاریخطبرستان، بهکوشش عباس اقبال آشتیانی،تهران،١٣٦٦ش؛
ابـن حـوقل، محمد، صـورةالارض، بیـروت، ١٩٩٢م؛ ابن رستـه، احمـد، الاعلاق النفیسة،
به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٩ق/١٨٩١م؛ اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اصطخری، ابراهیم؛ ممالک و مسالک، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش ایرج افشار، تهران،
١٣٧٣ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث،
١٣٦٧ش؛ افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛ بارتولد، و. و.، آبیاری در
ترکستان، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، ١٣٥٠ش؛ جعفری، عباس، رودها و رودنامۀ ایران،
تهران، ١٣٧٦ش؛ حافظ ابرو، عبدالله، تاریخ، به کوشش درتئا کراوولسکی، ویسبادن،
١٩٨٢م؛ حدودالعالم، به کوشش منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛ حمدالله مستوفی،
نزهةالقلوب، به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣٣ق/١٩١٥م؛ رزمآرا، علی، جغرافیای نظامی
ایران، خراسان، تهران، ١٣٢٠ش؛ ستوده، منوچهر، از آستارا تا استارآباد، تهران،
١٣٦٦ش؛ «سد دوستی» (مل )؛ سعیدی، عباس، سرخس دیروز و امروز، تهران، ١٣٥٤ش؛ سهراب،
عجائب الاقالیم السبعة، به کوشش هانس فون مژیک، وین، ١٣٤٧ق/ ١٩٢٩م؛ شایان، عباس،
مازندران، جغرافیای تاریخی و اقتصادی، تهران، ١٣٤٦ش؛ فرهنگ جغرافیایی رودهای کشور،
سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٨٢ش؛ فلسفی، صرالله، زندگانی شاهعباس
اول، تهران، ١٣٤٤ش؛ مخلصی، محمدعلی، پلهای قدیمی ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛ مرعشی،
ظهیرالدین، تاریخ طبرستان و رویان و مازندران، به کوشش محمدحسین تسبیحی، تهران،
١٣٤٥ش؛ معصوم علیشاه، محمد معصوم، طرائق الحقایق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران،
١٣٣٩ش؛ مفخم پایان، لطفالله، دریای خزر، ترجمۀ جعفر خمامیزاده، رشت، ١٣٧٥ش؛
مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ مهجوری، اسماعیل، تاریخ
مازندران، ساری، ١٣٤٢ش؛ وفایی، شهربانو، سیمای میراث فرهنگی مازندران، تهران،
١٣٨١ش؛ نیز:
»Sade Dosti«, www.khrw.ir/dosti.asp.
امیرحسین مرادخانی