دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٣٣
| تابعی جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٣٣ |
تابِعی، تخلص چند شاعر که در سدههای ٩-١١ق/١٥-١٧م در آسیای
صغیر، ایران و افغانستان میزیستند:
١. تابعی چلبی، از شعرای عثمانی قرن ١٠ق/١٦م، اهل ادرنه. وی در زمان سلطنت سلطان
سلیم خان میزیست. پس از تحصیل به خوشنویسی روی آورد و در خط ثلث و نسخ و تعلیق
توانا شد. او بجز «شهر انگیز» (شهر آشوب)، اشعار دلاویز دیگری نیز دارد (قنالیزاده،
١/٢٣٥؛ ثریا، ٢/٤٥؛ مستقیمزاده، ١٤٦- ١٤٧).
٢. تابعی خوانساری، شاعر سدههای١٠-١١ق/١٦-١٧م. تذکرهنویسان نام او را آدینه قلی
یاد کردهاند (خاضع، ١/٦٥؛ بخشی، ٣٧؛ علی حسن خان، ٧٧). اصل او از خوانسار بود، اما
چون مدتی در یزد زیسته، به تابعی یزدی نیز شهرت یافته است (همانجاها؛ کاشانی، گ ٤١
الف).
تابعی با آنکه از علوم رایج زمان بهرهای چندان نداشت، در سرودن غزل توانا بود و از
شاعران چیره دست و مشهور روزگار خود به شمار میآمد و بسیاری از شاعران خوانسار دستپروردۀ
او هستند (اوحدی، ٢٣١). وی بیشتر اوقات در سیاحت بود و از شهرهای اصفهان، شیراز،
یزد و قزوین دیدن کرد. او در یزد با وحشی بافقی (د ٩٩١ق/١٥٨٣م) آشنا شد و با او به
مشاعره و مباحثه پرداخت؛ اما سرانجام کار آن دو به رقابت، و سپس به مهاجات کشید (همو،
نیز کاشانی، همانجاها). به گفتۀ کاشانی با آنکه وحشی، ملکالشعرای آن نواحی به شمار
میرفت، تابعی از او پیروی نمیکرد؛ و با این همه، به سبک وی شعر میسرود. از اینرو،
وحشی به دشمنی با وی برخاست و مریدان خود را به آزار و استخفاف او برانگیخت. به
ناچار تابعی از یزد خارج شد و به سیاحت در عراق پرداخت (همانجا).
او با اوحدی بلیانی (همانجا) نیز همنشین و هم سخن بوده است. وی در ٩٩٠ق/١٥٨٢م به
دارالسلطنۀ قزوین رفت و نزد امیرشمسالدین محمدکرمانی (دربارۀ احوال او، نک: واله،
٧٤٤-٧٤٥) تقرب پیدا کرد و تولیت اوقاف خوانسار از طرف او به تابعی واگذار شد. تابعی
به زادگاه خود خوانسار رفت و همانجا درگذشت (کاشانی، خاضع، همانجاها).
تاریخ درگذشت تابعی به اختلاف، سالهای ١٠١٧، ١٠١٨ و ١٠٣٥ق یاد شده است (علی حسن خان،
٧٧؛ خلیل، ٣٩؛ گلچین، ١/٢٨٠)، اما سال ١٠١٨ق درستتر به نظر میرسد (همانجا). نمونههایی
از اشعار او را در تذکرهها میتوان یافت (نک : کاشانی، همانجا؛ بخشی، ٣٨).
٣. تابعی شیرازی، میرمحمد، شاعر سدههای ١٠-١١ ق. برخی او را قمی میدانند. وی
ظاهراً به هندوستان رفته، و آنجا اقامت کرده است (عظیمآبادی، ٢٧٥؛ نورالحسن، ١٧؛
رکنزادۀ آدمیت، ٢/٤). سال فوت او را ١٠٥٠ق/١٦٤٠م و نیز ١٠٠٥ق/١٥٩٧م نوشتهاند.
ابیاتی از او در تذکرهها دیده می شود (عظیمآبادی، خلیل، همانجاها).
٤. تابعی هروی، از شاعران سدۀ ٩ق و از مردم هرات (علیشیر، ١٦٧). او در آوازخوانی،
نقاشی و نواختن نی دستی داشت و بدینسبب، به تابعی نایی و تابعی نقاش نیز مشهور بود
(همو، نیز علی حسن خان، همانجاها؛ عظیمآبادی، ٢٧٤).
سامی (٣/١٦٠٣) از شاعری با تخلص تابعی یاد کرده است. یک رباعی که او از این شاعر
نقل میکند، همان است که در مآخذ دیگر از تابعی هروی نقل شده است و به نظر میرسد
که مراد او همان تابعی هروی باشد.
مآخذ: اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٥٣٢٤؛
بخشی، یوسف، تذکرۀ شعرای خوانسار، تهران، ١٣٣٦ش؛ ثریا، محمد، سجل عثمانی (تذکرۀ
مشاهیر عثمانیه)، استانبول، ١٣١١ق؛ خاضع، اردشیر، تذکرۀ سخنوران یزد، حیدرآباد،
١٣٤١ش؛ خلیل، علیابراهیم، صحف ابراهیم، به کوشش عابد رضا بیدار، پتنه، کتابخانۀ
خدابخش؛ رکنزادۀ آدمیت، محمدحسین، دانشمندان و سخن سرایان فارس، تهران، ١٣٣٨ش؛
سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٨ق؛ عظیمآبادی، حسینقلی، نشتر عشق،
به کوشش اصغر جانفدا، دوشنبه، ١٩٨١م؛ علی حسن خان، صبح گلشن، به کوششمحمدعبدالمجید،
کلکته، ١٢٩٥ق؛ علیشیرنوایی، مجالس النفائس، به کوشش علی اصغر حکمت، تهران، ١٣٢٣ش؛
قنالیزاده، حسن، تذکرةالشعرا، به کوشش ابراهیم قتلوق، آنکارا، ١٩٧٨م؛ کاشانی،
محمد، خلاصة الاشعار، نسخۀ عکسی موجود درکتابخانۀ مرکز، شم ١/١١٣؛ گلچین معانی،
احمد، تاریخ تذکرههای فارسی، تهران، ١٣٤٨ش؛ مستقیمزاده، سلیمان، تحفۀ خطاطین،
استانبول، ١٩٢٨م؛ نورالحسن، نگارستان سخن، به کوشش محمد عبدالمجید، کلکته، ١٢٩٣ق؛
واله، محمد یوسف، خلدبرین، به کوشش هاشم محدث، تهران، ١٣٧٢ش. ملیحه مهدوی