دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٥٨٨
| پیاس جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٥٨٨ |
پَیاس، یا «قاچیق» کنونی، بندری کوچک در استان ختای ترکیه.
این نام در متون عربی به صورتهای بیاس (ابن خردادبه، ٢٥٣؛ اسکندری، ٥٢)، بیّاس
(مقدسی، ١٥٤؛ اسکندری، همانجا؛ یاقوت، ١/٧٧٢-٧٧٣) و بایاس (ابوالفدا، ٢٩) آمده است.
گفتهاند که نام این شهر برگرفته از واژهای لاتینی١ به معنای محل استحمام است
(EI٢؛ حلو، ١٣١). این بندر با ٧٠٠‘٢٧ تن جمعیت (١٣٥٩ش/١٩٨٠م) در °٣٦ و ´ ٤٧ عرض
شمالی و °٣٤ و ´١طول شرقی در شهرستان دورتیول در کرانههای شمال شرقیخلیج
اسکندرون واقع است (٣٤٥٠ , YA, V/٣٤٤٦).
این شهر در باریکۀ ساحلی میان خلیج اسکندرون و کوههای «جبل لکام» یا آمانوس قرار
دارد (EI٢). از پیاس در شرح وقایع جنگ ایسوس که میان اسکندر مقدونی و داریوش سوم
هخامنشی درگرفت و نیز در نبردی که میان خسروپرویز و هراکلیوس در حوالی انطاکیه روی
داد، یاد شده است
(IA, IX/٥٣١). پیاس در سدههای نخستین اسلامی، به سبب واقع شدن در نزدیکی مرزهای
امپراتوری بیزانس از اهمیت سوقالجیشی برخوردار، و دارای قلعههای نظامی بوده است
(ابوالفدا، همانجا؛ EI٢ ). در دورۀ عباسیان این شهر از توابع شام و از شهرهای کورۀ
قنسرین به شمار میرفته است (مقدسی، همانجا). در آن دوره پیاس شهری کوچک با
کشتزارهای سرسبز
و نخلستانهای بسیار بوده است (حدود...، ١٧١؛ ابنشداد، ١(٢)/١٦٣). در سالهای
٧٨٠-٩٨٠ق/ ١٣٧٨-١٥٧٢م این شهر جزو قلمرو بنیرمضان بوده است (لینپول، ٣١٣؛
زامباور، ٢٣٤).
پیاس در دورۀ عثمانیان به سبب داشتن موقعیت مناسب بندرگاهی، افزون بر آنکه از اهمیت
خاص تجارتی و اقتصادی برخوردار بود، موقعیت سوقالجیشی خود را نیز همچنان حفظ کرده
بود؛ به سبب اهمیت آن نزد عثمانیان، محمدپاشا در اواسط سدۀ ١٠ق/١٦م به استحکامات آن
افزود و مجموعهای شامل کاروانسرایی بزرگ و مسجد جامع (امروزه جامع کبیر)، مدرسه
و حمام عمومی و بازاری سرپوشیده در آن بنا کرد (نک : اوزون
چارشیلی، II/٦٣٧-٦٣٨؛ IA، همانجا). اولیا چلبی حدود ٥٠ سال پس از این تاریخ، از
باروها و قلعههای نظامی بسیار مستحکم آن که مجهز به توپخانه بودهاند و دیگر
ابنیۀ این شهر در سفرنامۀ خود سخن گفته است (٣/٤٢-٤٦).
در سدۀ ١٣ق/ ١٩م، شهر پیاس با حدود ٥ هزار تن جمعیت مرکز قضایی (شهرستان) به همین
نام در ولایت آدانابه شمار میرفته است. قضای پیاس نیز ٤٩ روستا و ١١ هزارتن جمعیت
داشته است که از آن میان ٨ هزار تن مسلمان و ٣ هزارتن مسیحی رومی و ارمنی بودهاند.
شهر پیاس علاوه بر مسجد جامع، دارای دو کلیسا ــ یکی برای مسیحیان ارمنی ودیگری
برای مسیحیان رومی ــ بوده است. کشاورزی نیز در این دوره رونق داشته، ومحصولاتی
چون بنشن، خرما، زیتون، لیمو و پرتقال در آن به فراوانی به عمل میآمده است (سامی،
٢/١٥٧١).
در اواخر جنگ جهانی اول (١٩١٨م) نیروهای فرانسوی پیاس را به تصرف درآوردند که این
امر با اعتراض عثمانیان روبه رو شد و سرانجام در ١٣٠٠ش/١٩٢١م با امضای معاهدهای
میان طرفین، پیاس به دولت عثمانی واگذار شد، اما به سبب واقع شدن این شهر در سرحدات
عثمانی با متصرفات فرانسه، مرکز قضا از پیاس به دورت یول منتقل شد. در ١٣١٨ش/ ١٩٣٩م
با تشکیل استان ختای، قضای دورت یول همراه پیاس ضمیمۀ این استان گردید (IA,
IX/٥٣١-٥٣٢).
مآخذ: ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه، لیدن،
١٣٠٦ق/١٨٨٩م؛ ابنشداد، محمد، الاعلاق الخطیرة، به کوشش یحیى زکریا عباره، دمشق،
١٩٩١م؛ ابوالفدا، تقویمالبلدان، به کوشش رنو و دوسلان، پاریس، ١٨٤٠م؛ اسکندری،
ابوالفتح، الامکنة و المیاه و الجبال، به کوشش مازن عماوی، فرانکفورت، ١٤١٠ق/١٩٩٠م؛
اولیا چلبی، سیاحتنامه، بهکوشش احمد جودت، استانبول، ١٣١٤ق؛ حدودالعالم، بهکوشش
منوچهر ستوده، تهران، ١٣٤٠ش؛ حلو، عبدالله، تحقیقاتتاریخیةلغویة، بیروت، ١٩٩٩م؛
زامباور،معجم الانساب و الاسرات الحاکمة، ترجمۀ زکی محمد حسن و حسن احمد محمود،
بیروت، ١٤٠٠ق/١٩٨٠م؛ سامی، شمسالدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق/١٨٨٩م؛
لینپول، استانلی، دول اسلامیه، ترجمۀ خلیل ادهم، استانبول، ١٣٤٥ق/١٩٢٧م؛ مقدسی،
محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
EI٢; IA; Uzunçarԫılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣; YA.
کاظم میرسجادی