دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٦٨
| تاج الدین مکی جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٦٨ |
تاجُ الدّینِمَکّی(د ربیعالاول ١٠٦٦/دسامبر ١٦٥٥)،
فرزند احمد بن ابراهیم، معروف به ابنیعقوب، شاعر، کاتب و قاضی مالکی عصر والیان
دولت عثمانی در مکه. آگاهی ما از زندگانی وی بیشتر برگرفته از گزارش مفصل علی خان
مدنی است که او را در مکه، به هنگام کهنسالی ملاقات کرده (ص ١٣٣)، و شرح احوال او
را به صورت مجموعهای از اخبار و اشعار در سلافة العصـر فراهم آورده است. گـویا
اجداد وی در مدینـه میزیستند و به همین سبب، در منابع گاه او را مدنی نیز
خواندهاند (ازهری، ١١٨؛ محبی، خلاصة...، ١/٤٥٧؛ کحاله، ٣/٨٧).
تاجالدین در مکه زاده شد و همانجا رشد یافت و از محضر استادانی چون عبدالقادر
طبری، عبدالملک عصامی (صاحب سمط النجوم العوالی، که در این کتاب به شاگردش اشاراتی
دارد) و خالد مالکی دانش آموخت. پس از دریافت اجازه از ایشان، در مسجدالحرام به
تدریس مشغول شد و همانجا امامت مسجد مالکیان را برعهده گرفت. او علاوه بر رسیدگی
به امور مذهبی مردم، به کار قضا نیز میپرداخت (ازهری، علیخان مدنی، همانجاها؛
محبی، همان، ١/ ٤٥٨).
وی در نثر متکلف عربی تبحر داشت و نیز خطیبی توانا بود (ازهری، محبی، همانجاها؛
برای نمونههای نثر وی، نك : علیخان مدنـی، ١٣٥- ١٣٩، جم ). زندگانی وی هم
زمان با ولایت ٥ تن از والیـان دولت عثمانی مکـه بود و او بیشتر اشعار خود را در
مـدح یا رثای آنان سـروده است. با مقایسۀ تاریخ وفـات شاعر و اولین مدحیهای که
برای والیان عثمانی سروده، میتوان گفت که او از همان دوران جوانی به مدح ایشان
پرداخته است. از جمله در ١٠١٩ق/١٦١٠م، قصیدهای ٥٤ بیتی در ستایش شریف محسن بن حسین
(ولایت مشترک: ١٠١٢- ١٠١٩ق) سرود (همو، ١٥٠-١٥٢). در ١٠٢٨ق/ ١٦١٩م، قصیدهای ٥٤
بیتی در مدح شـریف ادریس بن حسن (ولایت مشترک: ١٠١٩-١٠٣٤ق) سرود و از وی خلعت گرفت
(همو، ١٤٨-١٥٠). در ١٠٣٤ق/١٦٢٥م، زمانـی که شریف محسـن والی مکه شد، تاجالدین در
یک میمیۀ ٢٠ بیتی ولایتش را تبریک گفت (همو، ١٥٤-١٥٥)، تا آنکه در ١٠٣٩ق مسعـود بن
ادریـس به جای وی نشست. اینبار نیز شاعـر در یک قصیـدۀ ٥٠ بیتی او را ستود. وی در
این قصیده به معارضه با قصیـدۀ احمد بن عیسى مرشدی پرداخته است (همـو، ١٥٢-١٥٤؛
محبـی، همان، ١/ ٤٥٨-٤٦٠). آخرین والیای که تـاجالدین در زمان وی میزیست، شریف
زید بن محسن (ولایت: ١٠٤٥-١٠٧٧ق) بـود. تاجالدین نامههای بسیاری برای وی کتـابت
کرد و در ١٠٥٣ق/١٦٤٣م) او را بـه سبب احداث راه و ایجـاد آب انبار مـدح گفت (عصامـی
مکی، ٤/٤٦٣-٤٦٤).
شاعر در سوگ این والیان نیز اشعاری سروده است، از جمله در رثای شریف ادریس (د
١٠٣٤ق)، شریف محسن (د ١٠٣٨ق)، شریف مسعود و دیگران (نك : همو،٤/٤٠٧- ٤٠٩،
٤١٤-٤١٦). اگر چه شاعر ٤٧سال این والیان را ستود و در مرگشان مرثیه سرود، اما
هیچگاه نتوانست به دربارشان راه یابد و مقامی شایسته کسب کند. آنچه امروزه از شعر
تاجالدین میشناسیم، از ٤٧١بیت درنمیگذرد و هیچ یک از منابع به دیوان وی اشارهای
ندارند.
او در بیشتر موضوعات شعر گفته، اما مدح و رثا بر همۀ آنها غالب است. دیگر موضوعات
مورد علاقۀ او اینهاست: مکاتبات شعری با برخی بزرگان چون عبدالملک عصامی (٥ بیت)،
قاضی احمد مرشدی (٣ بیت، ٢٨ بیت و ٥ بیت دیگر) (نك : ازهری، ١١٩؛ علیخان مدنی،
٥٢-٥٥، ٩٦-٩٧، ١٢٣-١٢٤، ٢٣٠،جم ؛ محبی،همان، ١/٤٦١، ٤٦٣، نیز نفحة...، ٤/ ٨٨،
٨٩، ٩٢)؛ و سرودن اشعاری به مناسبتهای مختلف، همچونبازسازی گنبد مسجدالحرام
در١٠٦٣ق (عصامی مکی، ٤/ ٤٦٨- ٤٦٩)، و نیز مدح حضرت رسول (ص) در ٣٨ بیت، به هنگام
زیارت قبر آن حضرت در ١٠٥٤ق (همو، ٤/١٤٥-١٤٦؛ برای دیگر اشعار وی، نك : علیخان
مدنی، ١٣٨، ١٥٦- ١٥٨؛ محبی،خلاصة، ١/٤٦٢-٤٦٣، نفحة، ٤/ ٨٩-٩١؛ عصامی مکی ، ٤/١٤٧-
١٤٨).
آثار خطی: ١. تاجالمجامیع، شامل دو مجموعه، یکی نامهها، نوشتهها و فتاوی فقها،
دوم خطبههای عید و نماز جمعه و دعای استسقا (GAL,S,II/٥١١؛ هوتسما، ١٧؛ آربری،
VI/١٣٩؛ دوسلان، شم ٣٤٢٠). ٢. تطبیق المحو بعد الصحو على قواعد الشریعة و النحو
(GAL,S، همانجا). این رساله شرحی است برقصیدۀ عفیفالدین تلمسانی (ه م) که
تاجالدین عنوان رسالۀ خود را از بیت آغازین آن وام گرفته است. ٣. دیوان الانشاء فی
المکاتبات و المراسلات (دانش پژوه، ١٥٥؛ آستان...، ٧/٨١٧).
٤. قصیدههایی در مدح شریف ادریس، شریف محسن بن حسین و مسعود بن ادریس ( آلوارت،
شم ٧٩٨٦؛ GAL,II/٤٩٧). این قصاید در سلافة العصر علی خان مدنی (ص ١٤٨-١٥٤) نیز
آمده است. ٥. منهاج الترجیح و التجریح (GAL,S، همانجا؛ جبوری،٣/١٧٤-١٧٥) در شرح دو
بیت شعر.
آثار یافت نشده: ١. بیان التصدیق، رسالهای در باب عقاید که بیشتر برای مبتدیان
تألیف شده است (ازهری، همانجا؛ کحاله، ٣/٨٧). ٢. تاج خطب منابر النبلاء (بغدادی،
١/٢٤٥). ٣. تذکرة، در شرح حال علما. علیخان مدنی خود آن را دیده، و قطعاتی از آن
را آورده است (مثلاً نك : ص ٢٥، ٢٧- ٢٨، ٥٧). ٤. الجادةالقویمة الى تحقیق مسألة
الوجود و تعلق القدرة القدیمة، رسالهای در کلام در پاسخ به سؤالهایی که از بلاد
جاوه دربارۀ «وجود» رسیده بود (ازهری، کحاله، همانجاها). ٥. فصوص الادلة المحققة
فینصوص الاستغفار المطلقة، رسالهای در باب استغفار (همانجاها). ٦. الفواتح
القدسیة و الفوائح العطریة، در فتاوی فقها (بغدادی، همانجا).
مآخذ: آستان قدس، فهرست؛ ازهری، محمد بشیر، الیواقیت الثمینة، قاهره، ١٣٢٤ق؛
بغدادی، هدیه؛ جبوری، عبدالله، فهرس المخطوطات العربیة فی مکتبة الاوقاف العامة فی
بغداد، بغداد،١٩٧٤م؛ دانشپژوه، محمدتقی، فهرست نسخههای خطی کتابخانۀ دانشکدۀ
ادبیات، تهران، ١٣٣٩ش؛ عصامی مکی، عبدالملک، سمط النجوم العوالی، قاهره، ١٣٨٠ق؛
علیخان مدنی، سلافة العصر، تهران، کتابخانۀ مرتضویه؛ کحاله، عمر رضا، معجم
المؤلفین، بیروت، ١٩٧٥م؛ محبی دمشقی، محمدامین، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق؛ همو،
نفحة الریحانة، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٩ق/١٩٦٩م؛ نیز:
Ahlwardt ; Arberry ; De Slan ; GAL; GAL,S; Houtsma, M. Th., Catalogue d’une
collection de manuscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦.
رضوان مساح