دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٦٠
| تربت حیدریه جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٨٦٠ |
تُرْبَتِ حِیْدَریّه، شهرستان و شهری در استان خراسان رضوی.
شهرستان تربت حیدریه: این شهرستـان بـا ٥/٢٨٧،٩ کمـ ٢ وسعت و ٨٧٠‘٣٢٢ تن جمعیت
(نامۀ فرمانداری...)، از شمال به شهرستانهای مشهد و نیشابور، از شرق به شهرستانهای
فریمان، تربت جام و تایباد، از جنوب به شهرستانهای خواف، رشتخوار و گناباد، و از
غرب به شهرستان کاشمر محدود است ( اطلس...، ١٠٨). بر اساس قانون تقسیمات کشوری در
١٣٨٤ش، این شهرستان شامل ٦ بخش به نامهای مرکزی، بایک، جلگه رخ، جلگه زاوه،
فیضآباد و کدکن، ١٣ دهستان و ٦ شهر به نامهای تربت حیدریه، بایک، رباط سنگ،
دولتآباد، فیض آباد و کدکن است ( نشریه...، ٢١).
شهرستان تربت حیدریه از لحاظ ناهمواریها به دو ناحیۀ کوهستانی و جلگهای تقسیم
میشود. بخشهای شمالی این شهرستان را بلندیها و کوهها، و بخشهای جنوبی آن را
جلگههای متعددی دربرگرفته است (خسروی، ٢٣٤-٢٣٥، ٢٤٠). کوههای چهل تن (٠١٣‘ ٣ متر)،
چهل مَن (٨٢٠‘٢ متر)، تیغ سرخ (٥٢٦‘٢ متر)، پَتوکته (٥٣٧‘٢ متر) و جونگاه (٦٧٤‘٢
متر) مهمترین کوههای شهرستان تربت حیدریهاند ( فرهنگ جغرافیایی کوهها...، ٤/٣١،
٤٦، ٤٩، ٦٠، ٦١).
رودخانههای این شهرستان بیشتر خشکرود هستند که در فصول بارانی آب دارند. رودهای
تنگل آقاسو، چشمه یاقوت، داغی، دربند، سالاری (کال اسفیز) و کدکن که بیشتر به
رودخانۀ شور سبزوار میریزند، از مهمترین رودخانههای تربت حیدریه است. (افشین،
٢/٣٥٤-٣٥٥، ٣٥٦، ٣٥٨، ٣٦٩).
آب و هوای تربت حیدریه در نواحی کوهستانی و مرتفع معتدل مایل به سرد و در دشتها
معتدل است و از نظر بارندگی جزو نواحی خشک به شمار میآید (جعفری،
دایرةالمعارف...، ٢٨٧).
اساس اقتصاد شهرستان تربت حیدریه بر پایۀ کشاورزی، دامداری، صنایع دستی و مخصوصاً
فرش بافی استوار است (فرهنگ جغرافیایی آبادیها...٤١). آب کشاورزی این شهرستان از
رودخانههای فصلی و کاریز تأمین میشود (نک : خسروی، ٢٣٦-٢٣٩). کشاوزی در این
شهرستان رونق خاصی دارد و به صورت مکانیزه و سنتی صورت میگیرد. از مهمترین
محصولات کشاورزی آن زعفران، گندم، جو، چغندر قند،یونجه و محصولات باغی را میتوان
نام برد (همانجا؛ نامۀ فرمانداری).
دامداری نیز به سبب وجود چراگاهها، به ویژه در کوهستانهای شمالی از اهمیت خاصی
برخوردار است. پرورش کرم ابریشم نیز در آنجا رایج است. صنایع دستی مانند پشمریسی،
نمدمالی، بافتقالی و قالیچه هم در تربت حیدریه رواج دارد و قالی و قالیچههای آن
جنبۀ صادراتی دارد (فرهنگ جغرافیایی آبادیها، ٤١-٤٢). همچنین تربت حیدریه کانهایی
دارد که از نظر اقتصادی مهم است؛ از معادن آن کرومیت، سنگ آهک، سنگ ساختمانی را
میتوان نام برد (همان، ٤١).
شهر تربت حیدریه: این شهر که مرکز شهرستان تربت حیدریه است در °٣٥ و ´١٦ عرض
جغرافیایی و °٥٩ و´ ١٣ طول جغرافیایی در ارتفاع ٣٥٠،١ متری از سطح دریا واقع است
(پاپلی، ١٤٢). بر اساس سرشماری آبان ماه ١٣٧٥ این شهر ٦٤٧‘٩٤ تن جمعیت داشته است
(سرشماری...، «سی و نه»).
رودخانۀ شصت درّه که از کوه شصت دره سرچشمه میگیرد، در مسیر خود به سمت جنوب، از
غرب تربت حیدریه میگذرد و پس از آبیاری قسمتهایی از نواحی باختری و جنوبی تربت، در
شمال گناباد به کال شور میریزد؛ شهر تربت حیدریه در قسمت جلگهای شهرستان تربت
حیدریه واقع است (افشین، ٢/ ٤٠٨؛ جعفری، رودها...، ٢٩٤).
آب و هوای شهر تربت حیدریه معتدل و خشک است. دمای هوا در تابستان به °٤٠
سانتیگراد، و در زمستان به °١٠- سانتیگراد میرسد. میزان بارندگی سالیانه در این
شهر تا ٢٥٠ میلیمتر در نوسان است (همانجا).
نامگذاری: تربت حیدریه تا سدۀ ٩ق زاوه نامیده میشد. زاوه واژهای است برگرفته از
زاب یا زاو که به معنی شکاف، رخنه و دره و همچنین آبخیز یا جلگهای نهاده بر آب به
کار رفته است و این مفهوم با توجه به موقعیت جغرافیایی تربت حیدریه بیمناسبت
نمینماید (خسروی، ٢٢-٢٣). تغییر نام زاوه به تربت حیدریه بدان سبب است که
قطبالدین حیدر، عارف همعصر عطار و سرسلسلۀ طریقت حیدریه از ترکستان به زاوه مهاجرت
کرد و در همانجا درگذشت و مدفون شد و شهر به حرمت او به تدریج تربت قطب الدین حیدر
و بعدها تربت حیدری نام گرفت و سرانجام، به تربت حیدریه معروف شد (همو، ٤٠-٤٣).
پیشینۀ تاریخی: هر چند از تاریخ پیش از اسلامِ این منطقه آگاهی چندانی در دست
نیست،اما بناهای به جای مانده از روزگار ساسانیان، مانند آتشکدهای ٤ طاقی و همچنین
ویرانههای دو قلعۀ تاریخی و کهن به نامهای قلعۀ دختر و قلعۀ پسر بر فراز کوهستان،
و بر دو قسمت این آتشکده (نک : مشکوٰتی، ٨٤)، نشان از اهمیت این ناحیه در آن
روزگار دارد.
با توجه به آنکه تقسیمات کشوری ساسانیان تا نخستین سدههای اسلامی همچنان دست
نخورده باقی مانده بود، میتوان نتیجه گرفت که زاوه به روزگار ساسانیان از توابع
نیشابور بوده است (نک : بلاذری، ٥٦٨؛ مقدسی، ٣٠٠).
ظاهراً نخستین بار بلاذری از این شهر در ذکر فتوحات عربها در خراسان به روزگار
خلافت عثمان در ٣٠ق/٦٥١م یاد کرده است (ص، ٥٦٧- ٥٦٨). در اواخر سدۀ ١ق/٧م گروهی از
زردشتیان سنجان، از توابع زاوه برای حفظ دین خود به جزیرۀ هرمز مهاجرت کردند. پس از
چندی از آنجا به جزیرۀ دیبا رفتند و پس از اقامتی طولانی،رهسپار گجرات هند شدند و
بهیاد زاد ـ بوم خود، شهر سنجان را در سواحل اقیانوس هند پی افکندند و آتش بهرام
را برافروختند؛ بنابراین، روشن ماندن ٥٠٠،١ سالۀ آتش مقدس زردشتیان را میتوان
مدیون کوچ زاویها به هند دانست (پورداود، ٢-٢٦؛ زرینکوب، ٣٧٦-٣٧٧). در منابع
تاریخی نخستین سدههای اسلامی تا حملۀ مغولان به ایران، از زاوه کمتر یاد شده است.
سمعانی در سدۀ ٦ق زاوه را روستایی از توابع پوشنگ نزدیک بوزجان و میان هرات و
نیشابور یاد کرده است (٣/١٢٤). یاقوت در سدۀ ٧ق زاوه را از رستاقهای نیشابور و
کورهای از کورههای آن که قصبۀ آن بیشک نام داشته، آورده است که در آن روزگار حدود
٢٢٠ قریه داشته، و پیرامون آن را نیز رستاقهایی دربر میگرفته است (٢/٩١٠).
در ربیع الاول ٦١٧ق/مۀ ١٢٢٠م لشکریان مغول در تعقیب سلطان محمد خوارزمشاه، به زاوه
نیز یورش بردند؛ مردم زاوه در برابر آنان پایداری کردند و دروازههای شهر را بستند،
اما مغولان آنجا را محاصره کردند و دست به کشتار و غارت فراوان زدند و شهر را به
آتش کشیدند (جوینی، ١/١١٣؛وصاف، ٣٢١). در ٦٥٥ق/١٢٥٧م هولاکو، از نوادگان چنگیز در
حرکت خود به سوی ایران از زاوه گذر کرد و آن عده از اهالی زاوه را که از کشتار
نخستین سپاهیان مغول جان سالم به در برده بودند، به قتل رساند (نک :
رشیدالدین، ٢/٩٨٣-٩٨٤)، اما پس از این وقایع، به سبب شرایط مناسب جغرافیایی، این
شهر بار دیگر آبادانی گذشتۀ خود را بازیافت و مردمی که از برابر مغولان گریخته
بودند، به شهر بازگشتند و ظاهراً جمعیت قابل ملاحظهای در آنجا ساکن بوده است، زیرا
به گزارش فصیح خوافی در پی زمینلرزهای که در ٧٣٧ق/١٣٣٧م در ولایت خواف روی داد و
بر اثر آن بیماریهای واگیردار شایع شد، ١١ هزار تن از اهالی زاوه جان خود را در اثر
بیماری وبا از دست دادند (٣/٥١-٥٣).
در ٧٤٣ق/١٣٤٢م میان وجیهالدین مسعود، امیر سربداران و ملک معزالدین حسین کرت،
فرمانروای هرات در زاوه نبردی درگرفت. در این جنگ ابن یمین، شاعر پارسی گوی سدۀ ٨ق
شرکت داشت. امیرمسعود در جنگ شکست خورد و از میدان گریخت و گروهی از یاران او به
اسارت افتادند. دیوان اشعار ابن یمین در این گیرو دار ناپدید گردید و او خود نیز
گرفتار، و به حضور ملک حسین کرت برده شد (فصیح، ٣/٦٣؛ عبدالرزاق، ١/١٨٧- ١٨٨؛
اقبال، ٤٧١).
حمدالله مستوفی، مؤلف سدۀ ٨ق ولایت زاوه را که مرکز آن نیز شهر زاوه بود، دارای دژی
گلین و استوار، با ٥٠ روستا وصف کرده است. به گزارش او آب زاوه از رودخانه و کاریز
تأمین میشده، و محصولاتش ابریشم، غله، پنبه، انگور و میوۀ فراوان بوده است. او
همچنین به مزار شیخ قطبالدین حیدر در زاوه اشاره کرده است (ص ١٥٤). ابنبطوطه،
سیاح سدۀ ٨ق نیز در سفر خود به زاوه، آنجا را شهر شیخ قطبالدین حیدر معرفی کرده
است (ص ٤٠١).
در سدۀ ٩ق ولایت زاوه و محولات از توابع و ولایات هرات به شمار میرفته که مرکز آن
شهر زاوه با ٣٩ مزرعه و توابع بسیار بوده، و قریۀ تربت مقدس مزار شیخ قطبالدین
حیدر یکی از روستاهای آن به شمار میرفته است (حافظ ابرو، ٤١). ظاهراً در آن دوره،
قریۀ تربت شیخ حیدر در حدود ٣٠ کیلومتری غرب شهر کهن زاوه قرار داشته است (خسروی،
٣٢٢-٣٢٣).
در دورۀ صفویه زاوه به سبب داشتن موقعیت مناسب جغرافیایی و اهمیت سوقالجیشی و قرار
گرفتن بر سر راه هرات، غالباً در معرض تاخت و تاز ازبکها، ترکمنها و افغانها بوده
است و در منابع از آن با نامهای «حصار تربت» و «قلعۀ تربت» یاد شده است (روملو،
٥٥٢؛ اسکندربیک، ١/٢٨٤؛ خواندمیر، ٤/٢٥١؛ خسروی، ٥٩).
در دورۀ شاه اسماعیل صفوی در ٩٢٩ق/١٥٢٣م تربت به صوفیان خلیفۀ روملو واگذار شد
(جهانگشای...، ٥٩٥). در ٩٧٤ق/١٥٦٦م که شاهزاده محمد میرزا به قصد حکومت هرات،
رهسپار خراسان شد، عبدالله خان ازبک، فرزند اسکندرخان، حاکم ماوراءالنهر راه را بر
او بست، و شاه زاده به حصار تربت پناه برد (روملو، ٥٥٢-٥٥٣). در ٩٨٥ق/١٥٧٧م سلطان
محمد خدابنده در جنگ با ازبکان به قلعۀ تربت رفت و ازبکان را شکست داد (همو، ٦٥٠).
اسکندربیک منشی دربارۀ اهمیت نسبی قلعۀ تربت در این دوره آورده است: هر گاه قلعۀ
تربت در ٦ ماه گشوده نشود، تسخیر قلعۀ هرات در عرض یک سال امکانپذیر نخواهد بود
(همانجا).
در اوایل دورۀ قاجار اسحاق خان قرایی (د ١٢٣١ق/١٨١٦م)، مشهورترین فرد از طایفۀ
قرایی که بر تربت حیدریه حکومت میکرد، برای مقابله با تهاجم ترکمنها به بازسازی
قلعۀ آن پرداخت و برگرد این شهر حصاری کشید و کاروانسرایی در آنجا ساخت و برج و
باروی تربت حیدریه سامان یافت و به قلعهای مربع شکل تبدیل شد. پس از آن، شهر
نوبنیاد تربت حیدریه، به تربت اسحاقخان معروف شد (زینالعابدین شیروانی، ٢١٨-٢١٩؛
اعتمادالسلطنه، ١/٦٧٠-٦٧١). با مرگ اسحاق خان و آغاز درگیـریهای حکام خراسان با
دولت مرکزی، جمعیت تربتـ حیدریه رو به کاهش نهاد (همو، ١/ ٦٦٩؛ خسروی، ٧٥ بب ).
در دورۀ مبارزات مشروطیت، در تربت حیدریه نیز کار حکومتگران آشفته شد؛ در
ربیعالآخر ١٣٢٧/مۀ ١٩٠٩م سالار تربتیِ بلوچ به بهانـۀ حمایت از مشروطـهخـواهان،
شجیـعالملک، حاکم تـربتـ حیدریه و صدرالعلماء تربتی را که از گروه مستبدین بودند،
به قتل رساند. معززالملک از سوی مستبدین به جنگ سالار تربتی رفت، ولی مغلوب وی شد و
تربت حیدریه مانند دیگر ولایات خراسان به تصرف مشروطهخواهان درآمد (ناظمالاسلام،
٢/ ٣٤٨، ٣٩٢-٣٩٣؛خسروی، ١٢٩-١٣٠). با شروع جنگ جهانی اول،تـربتـ حیدریه برای
مدتی صحنۀ رقابت دولتهای روسیه و انگلیس از یک سو و آلمان از سوی دیگر شد. روسیه و
انگلستان درصدد بودند تا از نفوذ آلمانیها در نواحی مشهد، تربت حیدریه، تون (فردوس)
و بیرجند بکاهند (همو، ١٣٠-١٣١). موقعیت راهبردی تربت حیدریه در این زمان سبب شد تا
دولتهای روسیه و انگلیس کنسولگریهایی در این شهر دایر سازند (همو، ١٣٢).
با اشغال ایران در شهریور ١٣٢٠ به دست نیروهای متفقین، محمدیوسف خان صولتالسلطنه
هزاره که در ١٣١١ش بر اثر سیاست قلع و قمع سران عشایر و طوایف که از جانب رضا شاه
دنبال میشد، املاکش را در خراسان از دست داد و به جای آن املاکی در فارس به وی
داده شده بود، از ضعف دولت مرکزی و فروپاشی تشکیلات ارتش بهره جست و دست به شورش
زد. در این میان، تربت حیدریه نیز مدتی به دست صولتالسلطنه افتاد، اما در بهمن
همان سال با بازسازی تشکیلات ارتش، نیروهایی به خراسان گسیل، و این شورش سرکوب شد
(بیات، ٥٢-٥٤؛ ادیب هروی، ٣١٨-٣٢١).
آثار تاریخی: آثـار و ابنیۀ تاریخـی در شهرستـان تـربت ـ
حیدریه از دیرباز بر جای مانده است که از آن جمله است:
١. مزار قطبالدین حیدر که بنای اصلی مزار به دست سلطان محمود تربتی، حاکم تربت در
١٠٢٣ق/١٦١٤م ساخته شد. اما ضریح چوبی داخل مزار بنا بر کتیبۀ حک شده بر چوب آن، در
٩٨٧ق/ ١٥٧٩م نصب شده است (خسروی، ٣٨١-٣٨٤).
٢ مسجد جامع قدیم تربت که در زمان شاه صفی در ١٠٤٠ق/١٦٣٠م به کوشش خواجه عبدالله
تربتی بنا شده، و در کنار مزار قطبالدین حیدر هنوز پابرجا ست.
٣. بقایای رباط بیبی، متعلق به اوایل سدۀ ١٠ق در کنار روستای ظهیرآباد محولات که
به وسیله حاجی محمد رضا لاری، تاجر تربتی بازسازی شده است (افضل الملک، ١١٦).
مآخذ: ابنبطوطه، رحلة، به کوشش طلال حرب، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ ادیب هروی، محمدحسن،
الحدیقة الرضویة، مشهد، ١٣٢٦ش؛ اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، تهران، ١٣٥٠ش؛
اطلس گیتاشناسی استانهای ایران، تهران، ١٣٨٣ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآة
البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛ افشین، یدالله،
رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛ افضلالملک، غلامحسین، سفرنامۀ خراسان و کرمان،
به کوشش قدرت الله روشنی زعفرانلو، تهران، ١٣٦١ش؛ اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول،
تهران، ١٣٤١ش؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان،به کوشش عبدالله انیس طباع و عمر انیس
طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ بیات، کاوه، صولت السلطنۀ هزاره و شورش خراسان، تهران،
١٣٧٠ش؛ پاپلی یزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور، مشهد، ١٣٦٧ش؛
پورداود، ابراهیم، ایرانشاه، بمبئی، ١٩٢٥م؛ جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی
ایران، تهران، ١٣٧٩ش؛ همو، رودها و رودنامۀ ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛ جوینی، عطاملک،
تاریخ جهانگشای، به کوشش محمد قزوینی، لیدن، ١٣٢٩ق/١٩١١م؛ جهانگشای خاقان، به کوشش
الله دتا مضطر، اسلام آباد، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ حافظ ابرو، عبدالله، تاریخ (بخش جغرافیای
خراسان)، به کوشش درتئا کراوولسکی، ویسبادن، ١٩٨٢م؛ حمدالله مستوفی، نزهةالقلوب،
به کوشش لسترنج، لیدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ خسروی، محمد رضا، جغرافیای تاریخی ولایت زاوه،
مشهد، ١٣٦٦ش؛ خواندمیر، حبیبالسیر، تهران، ١٣٣٢ش؛ رشیدالدین فضلالله،
جامعالتواریخ، به کوشش محمد روشن و مصطفى موسوی، تهران، ١٣٧٣ش؛ روملو، حسن، احسن
التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٧ش؛ زرینکوب، عبدالحسین، تاریخ
ایران بعد از اسلام، تهران، ١٣٦٨ش؛ زینالعابدین شیروانی، بستان السیاحة، تهران،
١٣٢٢ق؛ سرشماری عمومی نفوس و مسکن (١٣٧٥ش)، نتایج تفضیلی، شهرستان تربت حیدریه،
مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛ سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر
باردوی، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین و مجمع بحرین، به
کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٣ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور، تربت حیدریه،
سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٦٣ش، ج ٤٣؛ فرهنگ جغرافیایی کوههای کشور،
سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، تهران، ١٣٧٩ش؛ فصیح خوافی، احمد، مجمل فصیحی، به
کوشش محمود فرخ، مشهد، ١٣٣٩ش؛ مشکوٰتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن
باستانی ایران، تهران، ١٣٤٩ش؛ مقدسی، محمد، احسنالتقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن،
١٩٠٦م؛ ناظمالاسلام کرمانی، تاریخ بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی
سیرجانی، تهران، ١٣٦٢ش؛ نامۀ فرمانداری شهرستان تربت حیدریه، ٣/٥/١٣٨٣، شم ٢٨١،١١؛
نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور، تهران، ١٣٨٤ش؛ وصاف، تاریخ،
تحریر عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٤٦ش؛ یاقوت، بلدان. محمد رضا خسروی