دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٥٩
| تربت جام جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٨٥٩ |
تُرْبَتِجام، شهرستان و شهری در استان خراسان رضوی.
شهرستان تربت جام: این شهرستان با ١٨٥،٨ کم ٢ وسعت، در شمال غرب استان خراسان رضوی
واقع شده، و از شمال به شهرستان سرخس، از شمال غرب به شهرستان مشهد، از غرب به
شهرستان فریمان، از جنوب غرب به شهرستان تربت حیدریه، از جنوب به شهرستان تایباد، و
از شرق و شمال شرق به کشورهای افغانستان و ترکمنستان محدود است ( فرهنگ...،چ ١٣٨٤ش،
٥؛ اطلس...، ١٠٨). تربت جام تا ١٣٣٠ش یکی از بخشهای شهرستان مشهد از استان نهم
(خراسان) به شمار میآمد و در همان سال به شهرستان ارتقا یافت ( فرهنگ، همانجا).
این شهرستان براساس قانون تقسیمات کشوری در ١٣٨٤ش، مشتمل بر ٥ بخش به نامهای مرکزی،
نصرآباد، صالحآباد، بوژگان (بوزجان) و پایین جام، ١٠ دهستان و ٣ شهر به نامهای
صالحآباد، نصرآباد و تربتجام است ( نشریه...، ٢١). براساس سرشماری ١٣٧٥ش، جمعیت
شهرستان تربتجام ٣٤٩،٢١٠ تن بوده است (سرشماری...، شانزده).
شهرستان تربتجام دارای دو ناحیۀ کوهستانی و دشتی است (فرهنگ، همان چ، ٦). بلندیهای
شهرستان تربتجام بیشتر در جنوب غربی، مرکزی و شمال شهرستان است و کوههای بِزد
(٨٢١،٢ متر)، شاهنشین (١١٧،٢ متر) و بیبند (٩٥٥،١ متر) از مهمترین ارتفاعات آنجا
ست (همانجا). رود مرزی هریرود که بخشی از مرزهای ایران و افغانستان را تشکیل میدهد
و همچنین جامرود که یکی از شاخابههای هریرود است، از مهمترین رودهای تربتجام به
شمار میآیند (افشین، ٢/ ٣١٩-٣٢٠).
تربتجام آب و هوایی نیمهصحرایی، تابستانهایی گرم و خشک و زمستانهایی سرد دارد و
از مناطق خشک و کم بارش است. بادهای محلی فَراه، ١٢٠ روزه و سیاه بوبک که هر یک در
فصولی از سال میوزند، از دیگر ویژگیهای آب و هوایی این شهرستان است (جعفری، ٢٨٧؛
فرهنگ، همان چ، ١١، ١٩).
اقتصاد این شهرستان بر کشاورزی، دامداری و معدن استوار است. کشاورزی به سبب شرایط
آب و هوایی رونق دارد و آب آن از رودخانهها و منابع آب زیرزمینی تأمین میشود.
گندم، جو، ذرت و محصولات باغی از مهمترین فرآوردههای کشاورزی تربتجام است.
دامداری و پرورش طیور نیز در این شهرستان به صورت صنعتی و سنتی رواج دارد. بخش معدن
از دیگر منابع اقتصادی تربتجام است. زغال سنگ، سنگ نمک، بتونیت، سیلیس، سنگ
ساختمانی، اندالوزیت، طلا و تنگستن از مهمترین کانیهایی است که از معادن این
شهرستان استخراج میشوند. بخش صنعت در این شهرستان رشد کمتری دارد و بیشتر محدود به
صنایع دستی میشود. قالیهای تربتجام با نقشهای کشمیری، شال، یعقوبخانی و ترکمنی
از شهرت خاصی برخوردار است (فرهنگ، همان چ، ٢٨، نیز چ ١٣٦٣ش، ٢٦).
شهر تربتجام: این شهر که مرکز شهرستان تربتجام است، در °٣٥ و ´١٦ عرض شمالی و °٦٠
و´ ٣٧ طول شرقی و در ارتفاع ٩١٠ متری از سطح دریا واقع است (پاپلی، ١٤٢) و در
سرشماری ١٣٧٥ش دارای ١٠٢،٦٥ تن جمعیت بوده است (سرشماری، چهل).
پیشینۀ تاریخی: منطقهای که امروزه تربت جام خوانده میشود، در منابع تاریخی و
جغرافیایی نخستین سدههای اسلامی به صورت جام یا زام آمده است. علت تغییر نام آن به
تربتجام به سبب وجود آرامگاه احمد جام، ملقب به ژندهپیل از عارفان سدۀ ٦ق در آنجا
بوده است. نخستین آگاهیها دربارۀ ناحیۀ جام به دورۀ فتوحات اسلامی در خراسان باز
میگردد. به گزارش بلاذری، عبدالله بن عامر بن کریز در ٢٩ق/٦٥٠م به روزگار خلافت
عثمان در جریان پیشروی از فارس و کرمان به سوی خراسان، ابوسالم یزید بن جرشی را به
ناحیۀ زام که در آن زمان از توابع نیشابور به شمار میرفت، گسیل داشت و وی آنجا را
به جنگ گشود (ص ٥٦٧- ٥٦٨).
جغرافینویسان اسلامی تا دورۀ مغول عموماً جام را یکی از رستاقها یا کورههای تابع
نیشابور به مرکزیت شهر بوزجان یاد کردهاند. اهمیت این ناحیه و مرکز آن در این دوره
بیشتر بهسبب عبور راه نیشابور بههرات از آنجا بوده است (ابن رسته، ١٧١، ١٧٢؛
اصطخری، ٢٩٧؛ مقدسی، ٣٠٠، ٣١٩). مؤلف حدودالعالم پوژگان را شهرکی با کشت و برز
بسیار که در آنجا کرباس بافته میشده، توصیف کرده است (ص ٩١). اما این دسته از
منابع اشارهای به وضع شهر یا روستای جام ندارند. وضعیت شهر یا روستای جام تا دورۀ
ظهور و گسترش فعالیتهای شیخ احمد جام در منطقۀ جام و در مراحل بعد، تشکیل سلسلۀ
مشایخ و بناهای وابسته به خانقاه احمد جام در آنجا، چندان روشن نیست.
یاقوت مقارن با حملۀ مغول به خراسان، زام را یکی از کورههای نیشابور با ١٨٠ روستا
به مرکزیت بوزجان نوشته است (٢/٩٠٩). بهگزارش همو، بوزجان شهرکی بر سر راه
نیشابور به هرات بودهاست که با نیشابور ٤مرحله، و با هرات ٦ مرحله فاصله داشته
است و از آنجا گروه کثیری از دانشمندان برخاستهاند (١/٧٥٦).
اگرچه در ذکر هجومهای مغولان به ایران، از جام و نواحی آن نامی به میان نیامده است،
اما این ناحیه نیز میبایست چون دیگر نواحی خراسان از حملۀ مغول آسیبهای بسیاری
دیده باشد؛ ولی در دورههای بعد آبادانی و شکوفایی گذشتۀ خود را بازیافته، و
محصولات کشاورزی آن افزایش یافته است (نک : حمدالله، ١٥٣-١٥٤؛ پتروشفسکی،
١/١٥٥-١٥٧).
تا سدۀ ٧ق بوزجان همچنان مرکز ولایت جام بود، اما با برآمدن شیخ احمد جام ژندهپیل
(٤٤١-٥٣٦ق/ ١٠٤٩-١١٤٢م) و تأسیس خانقاه، تحولی در این منطقه روی داد و بوزجان به
تدریج مرکزیت خود را از دست داد و تربت شیخ جام جای آن را گرفت. در دورۀ حکومت
ایلخانیان، منگوقاآن به پاس خدمات خاندان کرت، حکومت ولایتهای جام، باخرز، هرات،
پوشنگ و مناطق دیگر را به ملک شمسالدین محمد (حک ٦٤٣-٦٧٦ق) واگذارد (اقبال، ٣٦٨).
در ٦٩٦ق/١٢٩٧م میان سپاهیان غازان و امیر نوروز، فرمانده اردوی مغول در خراسان، در
جام نبردی درگرفت که سرانجام امیر نوروز به دست دانشمند بهادر، فرمانده سپاه غازان
شکست خورد و کشته شد (رشیدالدین، ١٠٧-١١٦؛ سیفیهروی، ٤٢١-٤٢٩). در ٧١٩ق/ ١٣١٩م،
یسور از شاهزادگان مغول، به جام حمله برد و خواستار ملاقات با شیخالاسلام
شهابالدین جام از مشایخ شهر شد، اما شیخ نپذیرفت و در تربتجام به قلعهای پناه
برد. لشکریان شاهزاده یسور، آن قلعه را محاصره کردند و بسیاری از مدافعان قلعه را
کشتند (عبدالرزاق، ١/٨٠- ٨٥؛ حافظ ابرو، ذیل...، ١٥١-١٥٤).
در حدود سال ٧٣٨ق/١٣٣٧م سربداران بخشهای بزرگی از خراسان از جمله جام را به تصرف
درآوردند (ابنبطوطه، ٣٩٧؛ دولتشاه، ٢٨٠). ابنبطوطه، سیاح سدۀ ٨ق/١٤م در شرح
مشاهداتش از شهر جام ــ که در مسیر خود از هرات وارد آنجا شده بود ــ آن را شهری
متوسط و زیبا با باغها و درختان از جمله درختان توت بسیار و چشمههای فراوان توصیف
کرده است؛ به گزارش او در این شهر ابریشم بسیار تولید میشده است. او همچنین به
ملاقات خود با شهابالدین احمد جامی، از نوادگان شیخ احمد جام اشاره کرده است. به
گفتۀ او شهابالدین احمد جامی مردی ثروتمند و دارای مکنت فراوان بوده، و ادارۀ شهر
را برعهده داشته، و از پرداخت مالیات دیوانی نیز معاف بوده است (ص ٤٠٠).
ازدیاد قدرت و منافع سیاسی و اقتصادی مشایخ جام در نیمۀ دوم سدۀ ٨ق، آنان را درگیر
قدرت و تحرکات سیاسی منطقه کرده بود، چنانکه در ٧٥٢ق/١٣٥١م خواجه معینالدین جامی
از اشراف و مشایخ جام، بهرغم پیوند نسبی که با ملک معزالدین حسین کرت داشت، با
امیر غَزغَن، حاکم ماوراءالنهر رابطۀ پنهانی برقرار ساخت و از ملک معزالدین بدگویی
کرد که منجر به بروز جنگ میان این دو امیر شد (اسفزاری، ٢/١٣-١٦؛ میرخواند، ٤/٨١٠-
٨١١؛ نیز نک : امام، ١٩).
در جریان لشکرکشی امیرتیمور گورکانی به خراسان در ٧٨٢ق/١٣٨٠م، جام به تصرف او درآمد
(شرفالدین، ٣٥٠). لشکرکشیها و دیدارهای مکرر تیموریان از جام و زیارت مرقد شیخ
احمد جام (حافظ ابرو، زبدة...، ١/١١٣، ٢/٧١٥) و تکریم مشایخ و بزرگان جام را
میتوان سیاست کلی تیموریان در جلب افکار عمومی، برای مقابله با حکومتگران محلی
مانند آل کرت دانست (منز، ٢٣-٢٤). در این دوره فعالیتهای عمرانی در این ولایت صورت
گرفت که از جملۀ آن میتوان به ساخت «خانقاه مسافر پناه» اشاره کرد (نک :
خواندمیر، ١٦٥). از دیگر فعالیتهای عمرانی در این دوره ساخت بقعۀ شیخ جام است که در
٧٣٣ق/١٣٣٣م برپا شد. در دورۀ شاهرخ میرزا ساخت بناها و عمارتها نیز گسترش یافت. این
عمارتها شامل گنبدخانه، خانقاه، مدرسه و چند مسجد از جمله مسجد کرمانی، رواق و جامع
است. تیمور در سمت شمالی این محوطه طرح خانقاهی ریخته بود که چیزی از آن باقی
نمانده است (قیصری، ٦٨- ٨٥؛ پیندر ویلسن، ٧٥١-٧٥٤).
حافظ ابرو در سدۀ ٩ق/١٥م ولایت جام را از توابع و نواحی هرات برشمرده که در آن
انواع میوه به عمل میآمده، و آب آن از رودخانه و کاریز تأمین میشده است و از قرای
مشهور آن به بوزجان که دارای دیوار بوده، و تربت که مزار شیخ جام در آن بوده، و
بازاری نیز داشته، اشاره کرده است (تاریخ، ٤٠-٤١).
جام در دورۀ صفویه یکی از منزلگاههای مهم بر سر راههای ارتباطی خراسان و نواحی شرقی
آن بود و به همین سبب از نظر سیاسی و نظامی نیز اهمیت یافت. این ناحیه در دورۀ شاه
طهماسب صفوی توسط طایفۀ ذوالقدر، از قزلباشان اداره میشد (اسکندربیک، ١/١٥٣؛
مستوفی، ٩٨). در این دوره ازبکها در حمله به خراسان، بارها جام و نواحی آن را چپاول
کردند(نیز نک : اسکندربیک، ١/ ٨٨ -٩١، ١٥٢-١٥٤؛ روملو، ٢٧٤- ٢٧٩). مقابلۀ امیران
قزلباش با ازبکها در مسائل فرهنگی و جمعیتی این شهر بیتأثیر نبود. همچنین در این
دوره مستنصربالله، امام وقت اسماعیلیان، شخصی به نام ملاعبدالرحمان را برای دعوت
مردم به این فرقه به جام فرستاد (فدایی، ١٣٣).
در دورۀ حکومت شاه عباس اول صفوی با برقراری امنیت در خراسان، اقدامات عمرانی در
این منطقه صورت گرفت و برخی بناهای شهر تربت جام تعمیر گردید (نک : مشکٰوتی، ٨٤).
به گزارش میرزا رفیعا، میزان پرداخت مالیات جام به حکومت مرکزی، حدود ٦٨٢،١ تومان و
٢٠٠ دینار بوده است، همچنین ملازمان حاکم آن شهر در آن دوره حدود ٥٠٠ تن بودهاند
(ص ٧٩). در ١١٢٨ق/١٧١٦م، عبداللهخان افغان به جام حمله کرد و آن را تصرف نمود
(مرعشی، ٢١). نادر افشار در ١١٤٣ق/١٧٣٠م برای تسخیر هرات، ولایت جام را به پایگاه
سپاهیان خود بدل کرد (محمدکاظم، ١/ ١٦٨-١٧١). در ١١٤٩ق نادرشاه پس از سرکوب شورش
علیمراد بختیاری، ١٠ هزار تن از طوایف بختیاری را به ولایت جام کوچاند (استرابادی،
٢٨٠-٢٨٣؛ محمدکاظم، ٢/٤٧٥-٤٧٧).
زینالعابدین شیروانی در اواسط سدۀ ١٣ق جام را شهری نیمهویران با هزار خانه و ٢٠
روستا از توابع هرات توصیف کرده است (ص ٢٢٧). در ١٢٤٧ق/١٨٣١م هنگامیکه عباس میرزا
نایبالسلطنه برای تسخیر هرات به خراسان لشکر کشیده بود، از روابط پنهانی محمدخان
قرایی با کامران میرزا حاکم هرات آگاه شد. از اینرو، با سپاهیانی وارد جام شد و
محمدخان قرایی را از منصب خود برکنار کرد و ابراهیمخان هزاره را به جای او برگماشت
(سپهر، ١/٤٧٣-٤٨٧). اعتمادالسلطنه تربت جام را شهری با هوای معتدل که کشتزارهای آن
از آب رودخانه و یک رشته کاریز آبیاری میشد، وصف کرده است. به نوشتۀ او تربتجام
در آن زمان دارالحکومۀ ناحیۀ جام بوده است و محمدابراهیمخان، سردار قاجار بر آن
حکومت داشته است. در همین زمان، تربتجام ٣٠٠ خانوار جمعیت داشته است که بیشتر آنان
سنیمذهب بودهاند (٤/١٩٨٥).
از رویدادهای تربتجام تا سالهای اشغال ایران توسط متفقین در ١٣٢٠ش ــ که مقارن با
شورش صولتالسلطنه هزاره در خراسان بود ــ گزارشهای روشنی در دست نیست. در جریان
این شورش تربتجام بهدست صولتالسلطنه افتاد که سرانجام در زمستان همان سال با
گسیل نیروهایی به خراسان این شورش سرکوب شد (بیات، ٣٣- ٣٨، ٥٧).
مآخذ: ابن رسته، احمد، الاعلاق النفیسة، به کوشش دخویه، لیدن، ١٣٠٩ق/ ١٨٩١م؛ ابن
بطوطه، رحلة، به کوشش طلال حرب، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ استرابادی، محمد مهدی،
جهانگشای نادری، به کوشش عبدالله انوار، تهران، ١٣٤١ش؛ اسفزاری، محمد، روضات
الجنات، به کوشش محمدکاظم امام، تهران، ١٣٣٩ش؛ اسکندربیک منشی، عالم آرای عباسی، به
کوشش محمداسماعیل رضوانی، تهران، ١٣٧٧ش؛ اصطخری، ابراهیم، ممالک و مسالک، ترجمۀ
محمد بن عبدالله تستری، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٣ش؛ اطلس گیتاشناسی استانهای
ایران، تهران، ١٣٨٣ش؛ اعتمادالسلطنه، محمدحسن، مرآةالبلدان، به کوشش عبدالحسین
نوایی و هاشم محدث، تهران، ١٣٦٧ش؛ افشین، یدالله، رودخانههای ایران، تهران، ١٣٧٣ش؛
اقبال آشتیانی، عباس، تاریخ مغول، تهران، ١٣٤٧ش؛ امام، محمدکاظم، تعلیقات بر روضات
الجنات (نک : هم ، اسفزاری)؛ بلاذری، احمد، فتوح البلدان، به کوشش عبدالله انیس
طباع و عمر انیس طباع، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ بیات، کاوه، صولتالسلطنۀ هزاره و شورش
خراسان، تهران، ١٣٧٠ش؛ پاپلییزدی، محمدحسین، فرهنگ آبادیها و مکانهای مذهبی کشور،
مشهد، ١٣٦٧ش؛ پتروشفسکی، ا.پ.، کشاورزی و مناسبات ارضی در ایران عهد مغول، ترجمۀ
کریم کشاورز، تهران، ١٣٤٤ش؛ جعفری، عباس، دایرةالمعارف جغرافیایی ایران، تهران،
١٣٧٩ش؛ حافظ ابرو، تاریخ (بخش جغرافیای خراسان)، به کوشش درتئا کراوولسکی، ویسبادن،
١٩٨٢م؛ همو، ذیل جامع التواریخ رشیدی، به کوشش خانبابا بیانی، تهران، ١٣٥٠ش؛ همو،
زبدة التواریخ، به کوشش کمال حاجسیدجوادی، تهران، ١٣٧٢ش؛ حدودالعالم، به کوشش
منوچهر ستوده، تهران، ١٣٦٢ش؛ حمدالله مستوفی، نزهة القلوب، به کوشش گ. لسترنج،
لیدن، ١٣٣١ق/١٩١٣م؛ خواندمیر، غیاثالدین، مآثر الملوک، به کوشش هاشم محدث، تهران،
١٣٧٢ش؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ١٣١٨ق/١٩٠٠م؛
رشیدالدین فضلالله، تاریخ مبارک غازانی، به کوشش کارل یان، هارتفرد، ١٣٥٨ق/١٩٤٠م؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٥٧ش؛ زینالعابدین
شیروانی، بستان السیاحة، تهران، ١٣١٥ق؛ سپهر، محمدتقی، ناسخ التواریخ، به کوشش
جمشید کیانفر، تهران، ١٣٧٧ش؛ سرشماری عمومی نفوس و مسکن (١٣٧٥ش)، نتایج تفصیلی،
شهرستان تربت جام، مرکز آمار ایران، تهران، ١٣٧٦ش؛ سیفیهروی،سیف،تاریخ نامۀ
هرات، بهکوشش محمد زبیر صدیقی، کلکته،١٣٦٤ق/
١٩٤٣م؛ شرفالدینعلی یزدی، ظفرنامه، بهکوشش عصامالدین اورونبایف،تاشکند،
١٩٧٢م؛ عبدالرزاق سمرقندی، مطلع سعدین، به کوشش عبدالحسین نوایی، تهران، ١٣٧٢ش؛
فدایی خراسانی، محمد، تاریخ اسماعیلیه یا هدایت المؤمنین الطالبین، به کوشش
الکساندر سیمیونف، تهران، ١٣٦٢ش؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیهای کشور، ادارۀ جغرافیایی
ارتش، تهران، ١٣٦٣ش، ج ٤٤؛ همان، استان خراسان رضوی، شهرستان تربتجام، تهران،
١٣٨٤ش؛ قیصری، ابراهیم، «تربتجام و تایباد»، فرهنگ ایران زمین، به کوشش ایرج
افشار، تهران، ١٣٦١ش، شم ٢٥؛ محمدکاظم، عالم آرای نادری، به کوشش محمدامین ریاحی،
تهران، ١٣٦٤ش؛ مرعشی صفوی، محمدخلیل، مجمع التواریخ، به کوشش عباس اقبال آشتیانی،
تهران، ١٣٦٢ش؛ مستوفی، محمدحسن، زبدة التواریخ، به کوشش بهرام گودرزی، تهران،
١٣٧٥ش؛ مشکوٰتی، نصرتالله، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران، تهران،
١٣٤٩ش؛ مقدسی، محمد، احسن التقاسیم، به کوشش دخویه، لیدن، ١٩٠٦م؛ منز، ب. ف.،
برآمدن و فرمانروایی تیمور، ترجمۀ منصور صفتگل، تهران، ١٣٧٧ش؛ میرخواند، محمد،
روضة الصفا، به کوشش عباس زریاب، تهران، ١٣٧٣ش؛ میرزا رفیعا، تذکرة الملوک، به کوشش
محمد دبیرسیاقی، تهران، ١٣٣٢ش؛ نشریۀ عناصر و واحدهای تقسیمات کشوری، وزارت کشور،
تهران، ١٣٨٤ش؛ یاقوت، بلدان؛ نیز:
Pinder – Wilson, R., »Timurid Architecture«, The Cambridge History of Iran,
vol.VI, ed. P. Jackson, Cambridge, ١٩٨٦.
شهرام یوسفیفر