دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٤٣

تذکرة الشعراء
جلد: ١٤
     
شماره مقاله:٥٨٤٣

تَذْکِرَةُ الشُّعَراء، از تذکره‌های معروف زبان فارسی، مشتمل بر زندگی ١٥١ شاعر و ادیب که توسط دولتشاه سمرقندی در سدۀ ٩ق/١٥م گردآوری شده است.
امیر دولتشاه بن امیر علاءالدوله بختیشاه غازی سمرقندی،


حدود سال ٨٤٢ق/ ١٤٣٨م به دنیا آمد. خاندانش در قرن ٩ق در خراسان از مکنت وشهرتی بسزا برخوردار بود (صفا، ٤/٥٣٢). پدرش اهل اسفراین بود (علیشیر، ١٠٨) و خودش در هرات به تحصیل علم پرداخت (همایی، ٢٧١). دولتشاه و خانواده‌اش مانند پدر، برادر و پسرعمش از رجال دربار تیموریان به شمار می‌رفتند (دولتشاه، ٣٣٧- ٣٣٨، ٤٥٥-٤٥٦؛ علیشیر، صفا، همانجاها؛ نفیسی، ١/٢٥٥).
دولتشاه در حدود ٥٠ سالگی از مناصب دولتی دوری گزید، زهد پیشه کرد و به «کسب فضائل و کمالات» پرداخت و به کار تألیف، تصنیف و سرودن شعر مشغول شد و تخلص «علایی» را برگزید (همانجاها؛ گلچین، ١/٢٦٥-٢٦٦). وی در سالهای پایانی عمر، ملازم و همنشین سلطان حسین بایقرا، علیشیر نوایی و عبدالرحمان جامی بود (رضازاده شفق، ٥٤٣) و در ٨٩٢ق/١٤٨٧م، یعنی در سن ٥٠ سالگی اثر معروف خود، تذکرة الشعراء (نک‌ : ص ١١، ١٤-١٥) را به نام علیشیر نوایی تألیف کرد.
تذکرة الشعراء دومین تذکره از نوع خود پس از لباب الالباب عوفی در تاریخ ادب فارسی است. این تذکره در یک مقدمه، ٧‌طبقه و یک‌خاتمه تدوین شده است. مقدمۀ کتاب در ذکر ١٠‌تن از شاعران عرب، از جمله فرزدق، دعبل، متنبی و ابوالعلاء معری است. در طبقات هفت‌گانۀ کتاب و خاتمۀ آن، زندگی‌نامۀ ١٤١ شاعر پارسی‌گوی آمده است که از رودکی آغاز شده، و به خواجه آصفی ختم گردیده است. طبقات، ترتیبی تاریخی دارد که از سدۀ ٤ق شروع می‌شود و به سدۀ ٩ق (روزگار مؤلف) پایان می‌پذیرد. در پایان کتاب پس از زندگی‌نامۀ شاعران، مؤلف به‌«ذکر شطری» از احوال سلطان حسین بایقرا پرداخته است (ص ٥٢١).
دولتشاه شرح احوال هر شاعر را با نثری آمیخته به نثر مصنوع و مرسل آغاز می‌کند و سپس به معرفی شاعر می‌پردازد. او ذیل هر شرح حال، مسائلی مانند نام، نسب، تخلص، آثار، ممدوح، همنشینان شاعر، گزیدۀ شعر یا گزیدۀ آثار شاعر را می‌آورد. آن چیزی که بیش از همه به چشم می‌آید، شرح حال اشخاصی است که به مناسبتی خاص در کنار شرح حال یک شاعر قرار می‌گیرد. این اشخاص غالباً از سلاطین و امیرانی هستند که ممدوح شاعر بوده‌اند. شمار این افراد در این تذکره کمتر از شمار شاعران نیست. بر این اساس است که می‌توان گفت: تذکرۀ دولتشاه نه‌تنها تذکره‌ای از شاعران پارسی‌گوی، بلکه تذکره‌ای از سلاطین و امیران ایرانی نیز به شمار می‌رود که به گونه‌های مختلف از سوی شاعران ستایش شده‌اند. شرح حال این سلاطین از نصر بن احمد سامانی (ممدوح رودکی) آغاز می‌شود و به سلطان حسین بایقرا پایان می‌پذیرد (ص ٣٢-٣٣، ٥٢١-٥٤٠). در این میان، از پادشاهانی چون سلطان محمود غزنوی، مجدالدولۀ دیلمی، قابوس بن وشمگیر، ملکشاه سلجوقی، اتسز، محمد خوارزمشاه، جلال‌الدین خوارزمشاه، اباقاخان، سلطان محمد خدابنده، محمدمظفر (امیر مبارز)، ابواسحاق اینجو و امیرتیمور گورکانی نیز یاد شده است (ص ٣٤-٣٥، ٤٣-٤٤، جم‌ ‌)، و در موردی خاص، سلسلۀ سربداران به طور کامل معرفی گردیده است (ص ٢٧٧- ٢٨٨). دولتشاه در معرفی شاعران صوفی به شرح احوال مشایخ و پیران آنان نیز پرداخته است، چنان‌که در شرح احوال حسن اسفراینی، امیرخسرو دهلوی و خواجوی کرمانی به شرح حال رضی‌الدین علی لالا، نظام‌الدین اولیاء و نجم‌الدین محمدموفق اسفراینی نیز پرداخته است (ص ٢٢١-٢٢٢، ٢٣٩، جم‌ ).
این نکته نیز بایستۀ توجه است که در خلال شرح احوال شاعران، پادشاهان و پیران، افسانه‌هایی دیده می‌شود که دولتشاه آنها را به تناسب در کتاب خود درج کرده است. شمار این افسانه‌ها آن‌قدر است که توجه هر خواننده‌ای را به خود جلب می‌کند. از نمونه‌های بارز این افسانه‌ها می‌توان به حکایاتی دربارۀ فردوسی، ناصرخسرو، نظامی، خیام، عطار، سعدی، عبیدزاکانی و حافظ اشاره کرد (ص ٣٥-٣٦، ٤٠، ٥١، جم‌ ‌).
دولتشاه در تدوین اثر خود، به منابع «معتبر» استناد کرده (ص ١٣)، و به ذکر منابعی مانند حدایق السحر، سیرالملوک، مناقب الشعراء، تاریخ گزیده، چهار مقاله، جواهر الاسرار، تاریخ آل سلجوق، تاریخ فخری، تاریخ جهانگشا، نزهة القلوب، نفحات الانس، گلستان، بوستان، نظام‌التواریخ و دیوانهای بسیاری از شاعران (نک‌ ‌: ص ٢٤، ٢٩، ٣١، جم‌ ‌) پرداخته است. این امر نشان می‌دهد که او به منابع مکتوب بیشتر اعتنا داشته، و از استناد به اقوال شفاهی مردم، امتناع ‌ورزیده است؛ چنان‌که خود دربارۀ قتل شمس‌ تبریزی گفته است: «این قول را در هیچ نسخه و تاریخ که بر آن اعتماد باشد، ندیده‌ام، بلکه از درویشان و مسافران شنیده‌ام، لاشک اعتماد را نشاید» (ص ٢٠١)، و یا دربارۀ کشته شدن امیرحسینی می‌نویسد: «در هیچ نسخه و تاریخ ندیده‌ام و نخوانده‌ام. همانا اصل ندارد، چون سخن عوام است» (ص ٢٢٥). اعتقاد به این اصل، سبب شده بود که گزیدۀ اشعار هر شاعر را، نه از روی حافظه و یا برپایۀ شنیده‌های خود، بلکه مستقیماً از آثار همان شاعر نقل کند (ص ٢٠٨، ٢١٥، ٢٤١، جم‌ ).
مجموع اظهارنظرهای دولتشاه دربارۀ سروده‌های شاعران نشان می‌دهد که او به ظرائف و دقایق و صنایع شعری، وقوف کامل داشته است؛ چنان که اشاره به بسیاری از صنایع بدیعی (ص ٣٢، ٣٤، ١٢٩، جم‌ ) و یا استفاده از اصطلاحاتی چون «متانت»، «نازک سخن»، «ملایم‌گوی و متین‌سخن»، «سخن صاف و روان» و «غزل مطبوع» (ص ٣٢، ٤٠، ٩٢، جم‌ ‌)، حاکی از داوری وی دربارۀ سروده‌های شاعران است. این داوری گاه
دربارۀ سروده‌های یک شاعر است، مانند داوریها دربارۀ نظامی‌گنجوی (ص ١٢٩)، ذوالفقار شروانی (ص ١٣١) و سلمان ساوجی (ص ٢٦٠)، و یا مقایسه‌ای است میان ارزشهای شعری دو یا چند شاعر، مانند مقایسۀ ارزشهای شعری اثیرالدین اخسیکتی، خاقانی و انوری (ص ١٢٥)، سعدی و امامی هروی (ص ١٦٧) و سلمان ساوجی و سراج‌الدین قمری (ص ٢٣٥) با یکدیگر.
یادآوری این نکته ضروری است که دامنۀ سنجش و ارزش‌گذاری دولتشاه اولاً محدود به سروده‌های فارسی است و خود را وارد شعر عربی که در ابتدای کتاب آمده، نکرده است و ثانیاً نگاه نقادانۀ خود را بیشتر متوجه سروده‌هایی کرده که مربوط است به سدۀ ٧ و کمتر به نکته‌بینی در سروده‌های سده‌های ٨ و ٩ق پرداخته است.
تذکرة الشعراء در دورۀ معاصر توسط بسیاری از منتقدان بررسی و نقد شده است. بیشترین مسائلی که دربارۀ این کتاب مطرح شده، پیرامون موضوعاتی چون ارزش و اعتبار مطالب کتاب به لحاظ تاریخی و بررسی نگرش مؤلف دربارۀ مسائل ارزشی شعر است. نخستین کسی که به نقد این اثر پرداخت، محمدتقی بهار بود. او در عین اعتقاد به نفاست تذکرة الشعراء، آن را «نمونۀ لاقیدی و تکاسل و عدم تحقیق و تتبع و آشنا نبودن مؤلف آن به کتب قدیم، خاصه کتب عربی» می‌داند (٣/١٨٥، ١٨٦، ١٨٩). بهار همچنین اشتباهات تاریخی تذکرة الشعراء را به ویژه دربارۀ کسانی مانند ابوالعلاء معری، نظامی عروضی، نظامی گنجوی، فخرالدین اسعد گرگانی و ناصرخسرو متذکر شده است (٣/ ١٨٩-١٩٢). نفیسی مطالب تذکرة الشعراء را دربارۀ شاعران پیش از سدۀ ٩ق، بی‌اعتبار می‌داند (١/٢٥٥) و زرین‌کوب این اشتباهات را در اعلام، انساب، اسناد، اشعار و انتساب کتابها می‌بیند ( نقد...، ١/٢٤٢)، ولی صفا اندکی ملایم‌تر داوری کرده، و گفته است که هرچه مطالب کتاب به سدۀ ٩ق نزدیک‌تر می‌شود، درجۀ اعتبار و اعتماد بدان افزایش می‌یابد (٤/٥٣٣).
در دفاع و یا در توجیه این اشتباهات، نظراتی نیز بیان شده است. رمضانی یکی از دلیلها را بی‌اطلاعی دولتشاه از منابع پیش از خود مانند لباب‌الالباب می‌داند (ص «ب»). زرین‌کوب
( از گذشته...، ١٥٣) علاوه بر تأیید این مطلب، به همراه صفا (همانجا)، معتقد است که اتکای دولتشاه به روایات شفاهی و اعتماد به ‌شنیده‌ها از دیگر سببهای آن می‌تواند باشد. البته دولتشاه (نک‌ : ص ٢٠١، ٢٢٥) خود آشکارا منکر این امر شده بود. رمضانی به شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران نیز توجه کرده، مـی‌گوید که دوران‌ویرانی و خرابی بعد از حملۀ مغول و آشفته‌ـ بازار دورۀ تیموری، مجالی برای تحقیق و تتبع باقی نگذاشته بود (ص «ج»). زرین‌کوب ضمن اشاره به این شرایط ، معتقد است که در این دوره، ذوق عامه به قبول شایعه و نقل روایات افسانه‌وار دربارۀ اشخاص گرایش داشت و روش دولتشاه در واقع، پاسخی مثبت به این خواستۀ جمعی بود (همانجا).
زرین‌کوب از زاویه‌ای دیگر، یعنی از نگاه نقد ادبی و جایگاه آن در تاریخ ادب فارسی، به این اثر نگریسته است. او دولتشاه را در جایگاه یک منتقد ادبی گذاشته که با دیدگاهی مبتنی بر ذوق شخصی به آثار ادبی می‌نگریسته، و در آثار خود منعکس می‌ساخته است. او معتقد است که نقد دولتشاه، نقدی صریح و عاری از مجامله است و به موازنه و مقایسه میان ارزشهای شعری شاعران نسبت به یکدیگر توجه داشته، و با شهامت نظرات خود را بیان کرده است و بدین‌طریق، تذکره‌نویسی فارسی را از محدودۀ عبارت‌پردازیهای مصنوع و منتخبات معدود که عوفی مبتکر آن بود، خارج ساخته، و به نقد و داوری آراسته است ( نقد، ١/ ٢٣٩، ٢٤٢، از گذشته، ١٥٤).
از تذکرة الشعراء دست‌نویسهای بسیاری باقی است (نک‌ : منزوی، خطی مشترک، ١١/ ٧٢٩-٧٣٢). نخستین چاپ آن در ١٣٠٥ق/١٨٨٧م به کوشش ملک‌الکتّاب شیرازی در بمبئی صورت گرفت؛ اما معروف‌ترین چاپ توسط ادوارد براون در ١٩٠٠م در لیدن صورت پذیرفت. ترجمه‌هایی از این کتاب به زبانهای آلمانی، فرانسه، انگلیسی و ترکی، انجام شده است (همو، فهرستواره، ٣/١٨٧٦).

مآخذ: بهار، محمدتقی، سبک‌شناسی، تهران، ١٣٣٧ش؛ دولتشاه سمرقندی، تذکرة الشعراء، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ١٩٠٠م؛ رضازاده شفق، صادق، تاریخ ادبیات ایران، شیراز، ١٣٥٢ش؛ رمضانی، محمد، مقدمه بر تذکرة الشعراء دولتشاه سمرقندی، تهران، ١٣٣٨ش؛ زرین‌کوب، عبدالحسین، از گذشتۀ ادبی، تهران، ١٣٧٥ش؛ همو، نقد ادبی، تهران، ١٣٦١ش؛ صفا، ذبیح‌الله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ١٣٦٩ش؛ علیشیر نوایی، مجالس النفائس، به کوشش علی‌اصغر حکمت، تهران، ١٣٦٣ش؛ گلچین معانی، احمد، تاریخ تذکره‌های فارسی، تهران، ١٣٤٨ش؛ منزوی، خطی مشترک؛ همو، فهرستوارۀ کتابهای فارسی، تهران، ١٣٧٦ش؛ نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛ همایی، جلال‌الدین، تاریخ ادبیات ایران، به کوشش ماهدخت همایی، تهران، ١٣٧٥ش.
علی میرانصاری