دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٨٣٠

تدبیر منزل
جلد: ١٤
     
شماره مقاله:٥٨٣٠

تَدْبیرِ مَنْزِل، دومین شاخۀ حکمت عملی در فلسفۀ مشائی که موضوع آن چگونگی ادارۀ امور خانه و نحوۀ مشارکت مرد با زن و فرزند و خدمتکار است.
ترکیب «تدبیر منزل» ترجمۀ اصطلاح «اویکونومیا١»ی یونانی است که از دو جزء «اویکوس٢» به معنای «خانه» و «نوموس٣ » به معنای «قانون» تشکیل شده است (اسکات، ١٢٠٤). اصطلاح تدبیر منزل در متون کهن معادلهای دیگری نیز داشته است، مانند «سیاست منزل»، «تدبیر الخاصه»، «حکمت منزلیه» و «الاقتصاد المنزلی» (نک‌ : ارسطو، ٢١٩؛ خوارزمی، ١٥٤؛ ابن ‌سینا، دانشنامه...، ٢؛ سهروردی، ١/٣؛ سراج‌الدین ارموی، ٢١٩؛ قطب‌الدین شیرازی، ١٢٩).
کهن‌ترین کاربرد اصطلاح اویکونومیا را در بحثهای پراکندۀ افلاطون در کتاب «قوانین٤» (ص ‌ ٧٧٢-٧٩٤ ، جم‌ ) می‌توان یافت. فیلسوفان مسلمان نیز با آموزه‌های او به خوبی آشنا بوده‌اند (نک‌ : فارابی، «تلخیص...» ، ٦٩-٧٤، ٧٩-٨٠؛ نیز اشتراوس، ٣٢٢-٣٣٧؛ ‌والتسر، ٢٤٤-٢٤٧). با این حال، به واسطۀ آثار ارسطو در حکمت عملـی و در پرتو نگـاه نقادانۀ او به فلسفـۀ سیاسـی‌ـ اجتماعی افلاطون بود که تدبیر منزل در ادبیات یونانی ـ هلنی جایگاه خاصی یافت.
١. oikonomia ٢. oikos ٣. nomos ٤. Nomoi. ٥. Ethica Nicomaches. ٦.Politica.
ارسطو که در فصل هشتم از کتاب ششم « اخلاق نیکوماخس٥» (گ ١١٤١ b، سطرهای ٢٢-٣٤) فلسفۀ عملی را به «تدبیر منزل» و «قانون‌گذاری» و «سیاست» به معنای جنبه‌های اجرایی و قضایی آن تقسیم کرده، و در کتاب اول و هشتم «سیاست٦» به موضوع تدبیر منزل پرداخته است. او کتاب اول را با بحث‌ از اهمیت‌ خانواده ‌آغاز ‌کرده (گ ١٢٥٢ a، سطر ٢٤، گ ‌١٢٥٢ b، سطر ١٤، گ ١٢٥٣ b، سطرهای ١-١٣)، و آنگاه


بر اساس روابط حاکم بر هر منزلی، یعنی رابطۀ خدایگانی و بندگی، رابطۀ همسری، رابطۀ پدر و فرزندی و رابطۀ مال و صاحب مال، تقسیمات چهارگانۀ تدبیر منزل را مطرح کرده است (همانجا). ارسطو در کتاب هشتم «سیاست» نیز به بحث از تربیت فرزند پرداخته، و در مواردی همچون توجه به بازی و موسیقی با افلاطون هم‌رأی است (گ ١٣٣٧، سطر ٢٤ - گ ١٣٣٨ a، سطر ٣٠). وی همچنین در کتاب دوم «سیاست» به نقد آراء افلاطون دربارۀ اشتراک در اموال و زن پرداخته است (گ ١٢٦١ a ببـ ).
اکنون با آنکه به واسطۀ فهرستهای دیوگنس لائرتیوس (هـ م) و هسوخیوس از رساله‌ای با عنوان اویکونومیکوس١ در میان آثار ارسطو آگاهیم، ولی فهرست‌نگاران متأخرتر همچون بطلمیوس غریب، از آن یادی نکرده‌اند (دانش‌پژوه، «فن...»، ١١٧-١١٨)، و چنان‌که ابوعلی مسکویه هم در رسالۀ ترتیب السعادات تصریح‌می‌کند(ص ١٢٥)،‌ این اثر به‌زبان عربی ترجمه نشده است.
١. Oikonomikos. ٢. Poleteia ٣. Bryson ٤. J. Tricot

پس از ارسطو، سنت متأخر هلنی‌ـ اسکندرانی، با ایجاد تغییراتی در تقسیم‌بندی سه‌گانۀ فلسفۀ عملی به «تدبیر منزل» و «قانون‌گذاری» و «سیاست مدن»، با توجه به کتاب « اخلاق نیکوماخس»، «اخلاق» را جانشین ‌«قانون‌گذاری» کرد (دربارۀ پولس پارسی به عنوان نمونه‌ای مشخص از متفکران چنین جریانی، نک‌ : گوتاس، ٢٦١). از این‌رو، بی‌سبب نیست که در فهرستهای کهن جهان اسلام و منابع برجای مانده از نهضت ترجمۀ آثار یونانی به عربی، از طبقه‌بندی آثار ارسطو در فلسفۀ عملی به «تهذیب اخلاق»، «تدبیر منزل» و «سیاست مدن» سخن به میان می‌آید (برای نمونه، نک‌ : فارابی، «ما ینبغی ...»، ٣؛ ابن سینا، «اقسام...»، ٦٩؛ صاعد اندلسی، ١٧٤). تأثیر این طبقه‌بندی را از همان نخستین متنهای برجای ماندۀ عهد اسلامی می‌توان بازجست؛ چنان که المنطق ابن مقفع (ص ٣-٤) و حدود المنطق ابن بهریز (ص ١١١، ١١٣) و جوامع العلوم ابن فریغون (نک‌ : خدیوجم، ١٥٩) و رسائل اخوان الصفا (١/٢٧٤)، در هماهنگی کامل با این نظام متأخرِ طبقه‌بندی آثار ارسطو در فلسفۀ عملی به نگارش درآمده‌اند. از این رساله‌ها، در المنطق ابن مقفع (همانجا)، از «عمل» به «سیاست و تدبیر» تعبیر شده است که اکنون از همسان گرفتن این دو مفهوم، به گذار از نوموس یونانی به پولتیا٢ و همسان گرفتن آن دو یاد کرده‌اند. گفتنی است که در رساله‌های یاد شده، به جای اصطلاح «تدبیر منزل» از اصطلاح «السیاسة الخاصة» و «السیاسة الخاصیة» استفاده شده است که از نظر زمانی بر ترجمۀ اویکونومیکوس بروسن٣ نوفیثاغوری که در سدۀ ٢م نگاشته شده، و در سده‌های ٣ و ٤ق/
٩ و ١٠م به زبان عربی درآمده است، تقدم دارد.

رسالۀ اویکونومیکوس بروسن را نخستین اثر ترجمه شده از یونانی به عربی دربارۀ تدبیر منزل می‌توان دانست که به سبب از میان رفتن اصل یونانی آن، بعدها مبنای ترجمه‌های عبری و لاتینی نیز شد (ابن‌ندیم، ٣٧٧؛ ابن سینا، همانجا؛ نیز نک‌ : مادلونگ، ٨٦؛ سارتن، II/٤٦٣, III/١٠٩٦). رسالۀ بروسن به پیروی از تقسیمات چهارگانۀ ارسطویی، با بحث از مال و تدبیر آن آغاز می‌شود و با تدبیر بندگان و خدمه ادامه می‌یابد و پس از بحث دربارۀ تدبیر زن، با بحث از تدبیر فرزند پایان می‌پذیرد. بروسن رسالۀ خود را در پیروی از اندیشۀ سعادت دنیوی ارسطو به نگارش در آورده است. از مهم‌ترین مباحث مطرح کردۀ او در این ٤ باب، به این موارد می‌توان اشاره کرد: ١. تأکید بر نیاز آدمی به زندگانی در جمع، برای برآورده شدن خواسته‌هایش از جمله تهیۀ غذا و پرداختن به صناعاتی مانند بنایی، نجاری و آهنگری که همۀ آنها از عهدۀ یک نفر برنمی‌آید. بروسن در این باب، همچنین به وجود قوۀ یادگیری و آموزش به عنوان سبب دیگری برای روی آوردن آدمیان به یکدیگر یاد می‌کند (ص ١٦٣-١٦٤)؛ ٢. دربارۀ نیاز به مال یا نقود برای انجام معاملات و چگونگی گردآوری آن با بحث دربارۀ دوری جستن از «جور» و «عار» و «دنائت» در کسب (ص ١٦٤-١٦٦)؛ ٣. بیان چگونگی حفظ مال از راه تنطیم نسبت درآمد و مخارج و تأکید بر دوری جستن از ٥ خصلت «خست»، «تقتیر»، «اسراف»، «فخرفروشی» و «سوءتدبیر» به هنگام انفاق (ص ١٦٦-١٦٧)؛ ٤. در بحث از تدبیر خدمتکاران و بندگان، بندگی به رِقّ و شهوت و طبع تقسیم گردیده، و مطالبی مانند آراء ارسطو در کتاب نخست «سیاست» (گ ١٢٥٣b، سطر ١٥- گ ١٢٥٤b، سطر ٣١) دربارۀ طبیعت بندگان و لزوم فرمان‌پذیری آنان یاد شده است؛ آنگاه از بندگانِ شهوت، پرهیز داده شده و بندگانِ به رقّ را که از فضایل انسانی بی‌بهره‌اند، برای انجام کارهای خاص و بندگانِ به طبع را شایستۀ کارهای دشوار دانسته است (ص ١٦٨-١٧٠)؛ ٥. در بحث از تدبیر زن گفته می‌شود: غرض از همسر گزینی، از سویی بقای نوع و از سوی دیگر نیاز مرد به حضور شریکی است که حوایج او را در خانه برآورده سازد. بروسن این دو غرض را به ترتیب، طبیعی و اختیاری نامیده است (ص ١٧١-١٧٤)؛ ٦. سرانجام در چهارمین بخش از این رساله، مسئلۀ تدبیر فرزند از جنبه‌های گوناگون بررسی شده است (ص ١٧٤-١٨١).
از دیگر آثار یونانی ترجمه شده به ‌زبان عربی دربارۀ تدبیر منزل به رساله‌ای منسوب به ارسطو می‌باید اشاره کرد که اصل یونانی و ترجمۀ لاتینی بخشی از آن موجود است و بنابر رأی مترجم فرانسوی متن (تریکو٤)، در ٣ کتاب تنظیم شده است و

با آموزه‌های مطرح شده در قوانین افلاطون و تدبیر منزل گزنفن و سیاست ارسطو پیوستگی دارد (دانش‌پژوه، همان، ١٢٠). آنچه اکنون از متن ترجمه شدۀ این رساله به زبان عربی می‌دانیم، منحصر است به گزیدۀ نخستین کتاب آن که ابوالفرج بن طیّب عراقی نسطوری (د ٤٣٥ق)، در کتاب الثمار الطبیّة و الفلسفیة آورده است. به همین سبب دربارۀ چگونگی تأثیر آن بر آثار متفکران دورۀ اسلامی سخنی نمی‌توان گفت (برای متن موجود، نک‌ : همان، ١٢١-١٢٤).
در دوران اسلامی، به رغم ترجمۀ بخشهایی از اندرزنامه‌های پهلوی به عربی و به رغم بهره‌گیری آزاد شماری از تألیفات عربی از این اندرزنامه‌ها (برای نمونه‌ای از ترجمۀ آزاد و بازنگری شدۀ اندرز آذرباد مارسپندان و ترجمۀ کامل و درخشان ایاتکار بزرگمهر، نک‌ : ابوعلی مسکویه، الحکمة الخالدة، ٢٦- ٢٨، ٢٩- ٣٧؛ قس: هنینگ، ٧٦-٧٧؛ دوفوشه کور، ٤٢، حاشیۀ ٥٧)، از آموزه‌های ایرانی مرتبط با تدبیر منزل کمتر نشانی می‌توان یافت. متنهای به جا مانده از تمدن ایرانی پیش از اسلام و به ویژه اندرزنامه‌های پهلوی، مشتمل بر پاره‌ای آموزه‌های اخلاقیِ قابل طرح در مباحث کلی تدبیر منزل است، اما در آنها از مباحث اصلی مربوط به اقتصاد خانواده کمتر سخن به میان آمده است. شاید مهم‌ترین وجه تمایز این اندرزنامه‌ها با متنهای یونانی مشابه را در این نکته دانست که در اندرزنامه‌ها اصول اخلاقی و غایت اخروی بیشتر موردتوجه بوده، در حالی که در آثار یونانی، مبانی اقتصادی و غایت دنیوی ملحوظ شده است. با وجود برخی نقش‌مایه‌های زروانی در برخی اندرزها (برای نمونه دربارۀ تأکید بر خودداری از راز گفتن به زنان، نک‌ : «اندرز آذرباد مارسپندان»، ١٠٠، بند ١١)، بیشتر متنهای ایرانی پیش از اسلام، بر خلاف تعالیم یونانی، بر حقوق زن و نقش فعال او در خانواده تأکید می‌کنند (ماتیکان هزار داتستان، ١٢-١٥, ٣٣-٣٦؛ «پیمان کدخدایی»، ١٧٣-١٧٤، بند ٦-٧؛ مکنزی، ٥٥٦٩-٥٥٧٠؛ روایت پهلوی، فصل ٣٩، ٥٣؛ صد در بندهش، فصل ٣٩؛ ارداویراف‌نامه، فصل ٦٨).
در برخی از آثار فلسفی عهد اسلامی، مباحث تدبیر منزل با آموزه‌های یونانی و ایرانی درآمیخته است. شاخص این آثار، کتاب السعادة و الاسعاد ابوالحسن عامری (د ٣٨١ ق) است که به ویژه به مسئلۀ تربیت فرزند توجه خاصی کرده است (ص ٣٤٨- ٣٨٨). هرچند که تأمل در شیوۀ تقسیم‌بندی مطالب کتاب و نگاه جُنگ پردازانۀ مؤلف در تدوین مطالب (ارکون‌، ٥٥ ff.) نشان می‌دهد که او در این مباحث بیشتر تحت تأثیر آموزه‌ها و سنت ایرانی بوده، و در این کار از مجموعه‌های ارزشمندی از اندرزنامه‌ها بهره گرفته است (نک‌ : دانش‌پژوه، «السعادة و الاسعاد»، ٤٨-٥٢). ابوالحسن عامری با پیروی از افلاطون، سیاست را بر ٥ نوع دانسته، و از تدبیر منزل با تعبیر «السیاسة البیتیة» به عنوان سیاست نوع چهارم یاد کرده است (ص ٢٠٩-٢١٠)، هرچند که او به تمام اجزاء و ابواب این نوع سیاست نپرداخته، و صرفاً به ارائۀ برخی نکات مهم دربارۀ روابط مرد با زن و فرزند و وظایف هر یک نسبت به دیگری ‌بسنده کرده است (برای نمونه، نک‌ ‌: ص ٣٤٨- ٣٥٠، ٣٥٥، جم‌ ‌).
اثر ابوالحسن عامری در عین حال، نمونه‌ای است از تألیفاتی که نمایندۀ التقاط فکری در زمینۀ اخلاق است و در آن سنتهای ایرانی، عربی، یونانی، هندی و حتى یهودی و نسطوری در هم آمیخته‌اند (برای نمونه‌های دیگر، نک‌ ‌: گرینیاسکی، ٨٣ ff.). بدین‌سان، به نظر می‌رسد که برای دست‌یابی به مضمونهای ایرانیِ ناب دربارۀ تدبیر منزل باید به متون ادب فارسی مراجعه کرد. در این میان بر شماری از آثار اخلاقی و اندرزنامه‌های منثور ادب فارسی می‌توان تأکید کرد که با وام‌گیری گسترده از آموزه‌های ایرانی به نگارش درآمده‌اند و مباحث مستقل از آموزه‌های یونانی را در بر دارند. از این آثار، قابوس‌نامۀ عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر و نصیحة الملوک محمد غزالی و تحفة الملوک علی بن ابی حفص اصفهانی اهمیت خاصی دارند.
مباحث مربوط به تدبیر منزل، به تفصیل در بابهای ٢١ تا ٢٧ قابوس‌نامه آمده‌اند. نویسنده در این بابها، به بیان وظایف مرد برای برخورداری از یک زندگی مطلوب پرداخته است که برخی از آنها بدین قرارند: غافل نبودن از گردآوری مال و کوشش برای نگاهداری و مصرف بایستۀ آن از طریق قناعت، و اعتدال پیشه کردن در خرج و داشتن حساب آن، با تأکید بر اینکه فضیلت مرد ثروتمند در انفاق به مستحقان است (عنصرالمعالی، ١٠٣-١٠٦)؛ لزوم آگاهی از راه و رسم خرید برده، خانه، زمین، اسب و مانند اینها (همـو، ١١١- ١٢٨)؛ ویژگیهـای همسر مطلوب ــ متأثر از سنت انـدرزنامه‌های ایرانـی ــ نقش زن به عنوان کسی که عهده‌دار ادارۀ امور خانه است و شریک مرد در اموال خانه، تأکید بر ایجاد تعادل در مناسبات آن دو (همو، ١٢٩-١٣١)؛ تعلیم و تربیت فرزندان و گزاردن حق ایشان (همو، ١٣٢- ١٣٨).
نصیحة‌الملوک محمد غزالی و تحفة الملوک علی بن ابی‌حفص به تدبیر منزل چنان نپرداخته‌اند که عنصرالمعالی در قابوس‌نامه. نامنسجم بودن مباحث آنها در این زمینه، از سویی در شاکله و ساخت این دو اثر، و از سوی دیگر، در هدف و غایت مؤلفان آنهاست.
از این دو اثر، تحفة الملوک در قالب جُنگی از اندرزنامه‌های کهن ایرانی ـ یونانی ـ هندی و با هدف ارائۀ کلیاتی از مباحث اخلاقی‌سنتی تدوین شده است و آن را آمیزه‌ای از نصیحت‌نامه‌ها و آداب الملوک و موعظه‌های اخلاقی می‌توان دانست (برای نمونه دربارۀ تعلیم و تربیت فرزند، نک‌ ‌: علی بن ابی حفص، ٦٣-٦٥). در نصیحة الملوک بحث غزالی در واپسین بخش کتاب دربارۀ صفات زنان و شیوۀ رفتار با ایشان قابل توجه است که در آنجا ترکیبی از حکایتها و اندرزهای ایرانی و اسلامی به چشم می‌خورد (نک‌ : ص ٢٦١-٢٨٦).
‌دیگر آثار منثور ادب فارسی نیز کم و بیش از آموزه‌های مطرح شده در متنهای مورد بحث پیروی کرده‌اند. البته، پراکندگی و نابسامانی متداول در این مبحث، از ویژگیهای این متنها نیست و آن را در آثار فلسفی سده‌های ٤ و ٥ق نیز می‌توان دید. در این گونه آثار، نخستین توجه به تدبیر منزل را در رسالۀ فصول منتزعۀ ابونصر فارابی (د ٣٣٩ق) می‌توان یافت که با پیروی از رأی ارسطو در کتاب سیاست، منزل را تشکیل یافته از نسبتهای چهارگانۀ شوهر و زن، خدایگان و بنده، پدر و فرزند، و مال و صاحب مال تعریف کرده است (ص ٤٠). فارابی با اینکه از رسالۀ تدبیر منزل در میان آثار ارسطو در حکمت عملی، در رسالۀ «ما ینبغی ان یقدّم قبل تعلّم الفلسفة» (ص ٤) یاد کرده، در فصول منتزعة از تعبیر «تدبیر منزل» سخنی به میان نمی‌آورد و از سرپرست و پیونددهندۀ نسبتهای چهارگانۀ یاد شده، صرفاً به عنوان «مدبّر» و «ربّ منزل» یاد می‌کند و هدف این نسبتها را برآوردن آبادانی منزل در سعادت و حفظ آن می‌داند (ص ٤٠-٤١). به نظر او، جایگاه مدبر منزل به جایگاه مدبر مدینه مانند است و این هر دو به کالبد آدمی و پاره‌های گـوناگون با ترتیب خـاص و هدف واحـدشان شباهت دارنـد (ص ٤١).
پس از فارابی، ابوالحسن عامری نیز به رغم اشارۀ ابن ندیم (ص ٣٧٧) به متن عربی رسالۀ بروسن، از آن بی‌خبر بوده است. در واقع، به نظر می‌رسد که ابوعلی مسکویه (د ٤٢١ق) نخستین فیلسوفی است که ضمن یاد کردن از تدبیر منزل به عنوان یکی از اقسام حکمت عملی (نک‌ : ترتیب، ١٢٥)، در کتاب تهذیب الاخلاق و تطهیر الاعراق خود (ص ٥٥) به تصریح از بروسن نام برده، و در فصل «تأدیب الأَحداث و الصبیان الخاصة»، بخشهای مفصلی از رسالۀ تدبیر منزل او را دربارۀ ‌شیوۀ تربیت و ادب آموختن به فرزند نقل کرده است (ص ٥٥-٦٢). اکنون بر اثر پژوهش اِسید (ص١٩٧-٢٠٣) روشن شده است که ابوعلی مسکویه در کتاب الهوامل و الشوامل (ص ٣٨٥- ٣٨٩) نیز در پاسخ به پرسش ابوحیان توحیدی دربارۀ چرایی استفادۀ مردم از طلا و نقره در معاملات از رسالۀ بروسن بهره گرفته بوده است؛ هرچند که با مراجعه به آثار او، تدبیر منزل را موضوع بحث مستقلی نمی‌توان یافت.
پس از ابوعلی مسکویه به رسالۀ السیاسۀ ابن سینا (د ٤٢٨ق) می‌توان اشاره کرد که شاید آن را بتوان نخستین اثر مستقلی دانست که در جهان اسلام به موضوع تدبیر منزل پرداخته است. شیخ الرئیس در این رساله، پس از مقدمه‌ای در بیان اختلاف مردمان در منزلت و مراتب اجتماعی، از تفاوت احوال مردم در خرد و اندیشه به عنوان اساس بقای آنها یاد می‌کند (ص ٨٢) و در ادامه از سیاست ملوک و ارباب نعم و ارباب منازل سخن می‌گوید و با اشاره به نیاز مردمان به تدبیر منزل (ص ٨٣-٨٦)، مطالب رسالۀ خود را در ٥ فصل با این عنوانها سامان می‌دهد:
١. دربارۀ سیاست نفس که در آن به مسئلۀ کشف عیوب نفس و چگونگی علاج آنها پرداخته، و آنگاه آراسته شدن به فضایل را امر لازمی بر‌شمرده است (ص ٨٧-٩٢). در این فصل روی سخن ابن سینا بیشتر با حاکمان و والیان جامعه است.
٢. دربارۀ سیاست درآمد و هزینۀ خانه (ص ٩٣-٩٧)، که مهم‌ترین مباحث مطرح شده در آن اینها ست: اصناف مردم در معیشت، انواع صناعات اهل مروت و مسئلۀ زکات و صدقات و نفقات. در این فصل، ابن سینا آشکارا براساس تعالیم اسلامی سخن می‌گوید. در عین حال، سخنان او در مواردی چون شرایط نیکوکاری و تعجیل در آن و کوچک برشمردنش نزد دیگران و کتمان آن و استمرارش و اختیار موضع، به روشنی از آشنایی او با آموزه‌های اهل فتوت خبر می‌دهد؛ آموزه‌هایی که در رسالۀ العشق (ص ٣٨٣) او نیز بازتابی آشکار دارند. گفتنی است که توجه وی به ضرورت آموختن صناعتی خاص و بحث از انفاق را در رسالۀ تدبیر منزل بروسن می‌توان دید.
٣. دربارۀ سیاست اهلِ خانه (نک‌ : السیاسة، ٩٨-١٠٠)، که مهم‌ترین مسائل مطرح شده در آن اینها ست: صفات زن و چگونگی رفتار با او که به شیوه‌ای روان‌شناسانه بر رفتار توأم با هیبت و کرامت تأکید دارد. نکتۀ قابل توجه در این فصل اصرار ابن سینا بر امر زناشویی است و آشکار نمودن این امر و کوشش در استواری پایه‌های آن تا آنکه از جدایی میان زن و شوهر تا حد امکان جلوگیری شود. در عین حال او به پیروی از آموزه‌های ارسطویی، زن را موجودی سست خِرد می‌داند که از خشم وهوس خویش پیروی می‌کند و به همین سبب روا نیست که درصدد تسلط بر مرد برآید و او را فرمانبر خویش سازد. وی همچون بروسن (ص ١٧١) هدف مرد را در همسر گزینی، هم در مصلحت اقتصادی آن برای اندوختن و حراست اموال مرد و هم در تولید مثل و بقای نوع آدمی می‌داند. صفات شایستۀ زن از دیدگاه ابن سینا اینها ست: عاقل بودن، دینداری، حیا، زیرکی، مهربانی، زایایی، کوته‌زبانی، فرمان‌برداری و پاک‌دامنی (همان، ٩٨). ابن‌سینا در عین حال از حرمت نهادن مرد به وی سخن می‌گوید و به رفتار با اخلاص مرد با زن ــ هر چند با احتیاط ــ توصیه می‌کند.
٤. دربارۀ سیاست فرزند، که در آن تربیت کودک و مراحل آموزش او از شیرخوارگی تا رشد کامل مورد توجه و بحث قرار گرفته است (همان، ١٠١-١٠٦).
٥. دربارۀ سیاست خدمتکاران منزل، که مهم‌ترین مطالب آن دقت در گزینش ایشان و چگونگی رفتار با آنها به هنگام وقوع مسائلی مانند بیماری و نافرمانی است (ص ١٠٧-١١١). وی در اینجا کاملاً به رسالۀ تدبیر منزل بروسن نظر داشته، تا آنجا که سخن او دربارۀ تشبیه بندگان به اعضای بدن ارباب، برگرفته از بروسن است.
دربارۀ منابع رسالۀ تدبیر منزل ابن سینا آراء مختلفی طرح شده است. برخی برآن‌اند که ابن سینا در تألیف این رساله به آثار ابن مقفع نظر داشته است، به ویژه به رساله‌های الادب الکبیر و الادب الصغیر. اینان در تأیید سخن خود، به کار ابن‌مقفع در جست‌وجوی معایب نفس و ارائۀ چگونگی اصلاح آن استناد کرده‌اند و در بهره‌گیری شیخ‌الرئیس از مطالب آثار ابن مقفع تردیدی ندارند (نک‌ : فاخوری، ٥١٠).
اما احمد فؤاد اهوانی (ص ١٩٦) ضمن آنکه در صحت انتساب این اثر به ابن سینا تردید می‌کند، آراء او را در این زمینه، بهره گرفته از رساله‌های جمهوریت افلاطون و سیاست ارسطو و آراء فارابی در باب مدینۀ فاضله دانسته‌ است. به نظر او ابن سینا در فلسفۀ سیاسی خود ــ که بخش مهمی از آن را در رسالـۀ السیـاسـة می‌تـوان دید ــ دربارۀ طبقات سه‌گانۀ گردانندگان و نگاهبانان و پیشه‌وران جامعه و نیز دربارۀ نیروهای سه‌گانۀ نفس آدمی، از افلاطون تأثیر پذیرفته، و مسئلۀ مراتب اعضای جامعه را از فارابی برگرفته است. با این حال دیدگاههای ابن سینا با افلاطون و فارابی اختلافهایی نیز دارد. گذشته از اختلاف اساسی او با افلاطون دربارۀ زناشویی و مالکیت خصوصی، تفاوت دیگر توجه ابن سینا به مدینۀ واقعی به جای توجه به مدینۀ خیالی فارابی است.
سرانجام از احتمال بهره‌گیری ابن سینا از آثار طبی نگاشته شده در روزگار وی می‌توان سخن گفت؛ چرا که معاصر او که ابوالحسین احمد طبری، فصل پنجاهم از نخستین مقالۀ کتاب المعالجات البقراطیۀ خود را به فن تدبیر منزل اختصاص می‌دهد (نک‌ : دوفوشه کور، ٤٤٣-٤٤٤)، و بعید نیست که ابن سینا نیز به عنوان یک پزشک با چنین آثاری آشنایی داشته، و در آراء خویش از آنها تأثیر پذیرفته باشد.
سبب نام‌گذاری این رساله به السیاسة را هم در به‌کارگیری اصطلاح «سیاست» به جای «تدبیر» می‌توان دانست. نیز باید گفت که کاربرد چنین اصطلاحی به ابن سینا اختصاص ندارد، چرا که دیدیم که در همان نخستین متنهای برجای مانده در این زمینه، تعبیرهای «السیاسة الخاصة» و یا «السیاسة الخاصیة» به جای «تدبیر منزل» به کار می‌رفته است.
پس از ابن سینا، آراء مربوط به تدبیر منزل تحت تأثیر آموزه‌های او و رسالۀ بروسن شکل گرفته‌اند. بحثی که غزالی در احیاء علوم‌الدین در باب تربیت فرزند آورده است (٣/٢٠٠-٢٠٤)، رد پایی از آموزه‌های بروسن را در کنار تعالیم اسلامی نشان می‌دهد، هرچند که دربارۀ بهره‌گیری مستقیم او از رسالۀ بروسن سندی در دست نیست و بسا که تهذیب الاخلاق ابوعلی مسکویه واسطۀ این آشنایی بوده باشد (نک‌ : EI٢). الاشارة الی محاسن التجارة اثر جعفر بن علی دمشقی (نگاشتۀ نیمۀ دوم سدۀ ٥ ق) در مباحث مربوط به گردآوری و حفظ مال (ص ٢٨-٣١، ١١٣-١١٩) و سلوک المالک فی تدبیر الممالک اثر ابن ابی الربیع (ص ٧٥-٨٢) در قسم دوم از «فی سیرة الانسان» خود از رسالۀ بروسن بهره گرفته‌اند. این اثر را به عصر معتصم عباسی (حک‌ ٢١٨-٢٢٧) منتسب دانسته‌اند، اما به نظر نمی‌رسد که تا بدین پایه کهن باشد.
نخستین رسالۀ فارسی دربارۀ تدبیر منزل را در رسالۀ پنجاه و هفتم جامع العلوم فخرالدین رازی (د ٦٠٦ق) (ص ٤٧٠-٤٧٥) می‌توان یافت. قرار گرفتن این بحث پس از «علم السیاسات» را به بی‌اعتنایی فخرالدین رازی نسبت به تأثیر تدبیر منزل در سیاست تعبیر کرده‌اند (دوفوشه کور، ٤٢٨). وی در این رساله در ٩ اصل، آراء فصول چهارگانۀ رسالۀ بروسن را با افزوده‌هایی از دیدگاههای اسلامی به بحث گذاشته است.
پس از فخرالدین رازی در سدۀ ٧ ق از ٤ اثر شاخص می‌توان یاد کرد که به تدبیر منزل توجه خاصی دارند. از آنها اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی در «مقالت دوم» در ٥ فصل به تفصیل از تدبیر منزل بحث کرده است (ص ٢٠٥-٢٤٤). منابع او در این بحث اینها ست: رسالۀ السیاسۀ ابن سینا، رسالۀ بروسن و مواعظ متقدمان و متأخران (نک‌ : ص ٢٠٨؛ نیز سارتن، II/١٠١١). خواجه در پایان فصل چهارم، از آداب شراب خوردن (ص ٢٣٥) سخن می‌گوید که در سنت حکمای مسلمان بی‌سابقه است و استفادۀ او را از رسالۀ بروسن (ص ١٧٧) نشان می‌دهد. وی در ادامه، فصلی در رعایت حقوق والدین (ص ٢٣٦-٢٤٠) آورده که مورد توجه حکمای پس از او قرار گرفته است. لطائف الحکمۀ سراج‌الدین ارموی هم «در بیان حکم و معدلت کردن در منزل خود» براساس آموزه‌های اسلامی، صرفاً به مسئلۀ تربیت فرزند پرداخته است (ص ٢١٩-٢٢٥). در حالی که قطب‌الدین شیرازی در بخش حکمت عملی کتاب دُرة التاج (ص ١٢٩-١٤٧) از «سیاست منزلی» در ٦ فصل ــ والدین، ازدواج، اولاد، اِخوَه، اقارب و عَبید ــ بحث کرده، و برخلاف سنت آثار یونانی، به مبحث مال توجه نکرده است. او در بحث اولاد از لطائف الحکمۀ سراج‌الدین ارموی بهره‌ای آشکار گرفته، و در انتهای قاعدۀ دوم همین بخش، قسمتی از فصول منتزعۀ فارابی را به فارسی ترجمه کـرده‌ است که بحث‌ تـدبیر منزل ‌را در آن می‌توان‌ یافت (ص ٩٦- ٩٧). شمس‌الدین محمد شهرزوری هم در رسالۀ سوم از کتاب الشجرة الالهیۀ خود به تفصیل به تدبیر منزل پرداخته و از آن با عنوان «حکمت المنزلیة» یاد کرده است (نک‌ : ضیایی، ٩٤)؛ به نظر می‌رسد که او از خواجه نصیرالدین طوسی، تأثیر فراوانی پذیرفته است.
در سدۀ ٨ ق هم از مقالۀ سوم الرسالة الشاهیة فی الاخلاق عضدالدین ایجی (د ٧٥٦ق) (ص ٣١٤-٣٢١) و نیز نفائس الفنون شمس‌الدین محمد آملی (٢/٣٩٤-٤١٢) نگاشتۀ سالهای ٧٣٦ تا ٧٤٢ق می‌توان یاد کرد که مؤلف در کتاب اخیر از اخلاق ناصری بهره برده است. وی فصلی را به «تدبیر اِخوان و اقارب» بر اساس روایات ائمه (ع) اختصاص داده است.
انیس الناس شجاع (ص ٨٢-١١٧، ٢١٣-٢٧٢) و لوامع الاشراق جلال‌الدین محمد دوانی (ص ١٩١ بب‌ ( در سدۀ ٩ق به فارسی نوشته شده‌اند که اولی از قابوس‌نامه و اخلاق ناصری بهره گرفته (برای نمونه، نک‌ ‌: ص ١٩٨-١٩٩) و دومی در جهت پیوند آراء خواجه نصیرالدین طوسی با آموزه‌های اسلامی و روایات رسول اسلام (ص) کوشیده است (برای نمونه، نک‌ ‌: ص ١٩٨-١٩٩، ٢٠٦، ٢١١، ٢١٦). در این سده، همچنین از انموذج العلوم محمد قناری چلبی (د ٨٣٩ق) و سیاسة الخَلق بتحسین الخُلق عبدالله بن علی شافعی قادری (د ٨٤٠ق) می‌باید یاد کرد که مؤلفان به تدبیر منزل توجه داشته‌اند.
در سدۀ ١٠ق از اخلاق علایی علی بن امرالله حنایی (د ٩٧١ق) به زبان ترکی می‌توان نام برد که با بهره‌گیری از اخلاق ناصری خواجه نصیرالدین طوسی و لوامع الاشراق دوانی تألیف شده است. غیاث‌الدین منصور دشتکی (د ٩٤٩ق) هم، افزون بر نگارش رسالۀ مستقلی در تدبیر منزل (نک‌ : مرکزی، ١/٧٢٣)، در رسالۀ الحکمة العملیۀ خود (ص ١١٢-١٢١)، با حذف حقوق والدین، خلاصه‌ای از آراء خواجه نصیر در اخلاق ناصری را به زبان عربی فراهم آورده است.
از اواخر سدۀ ١٠ق با رکود بحث تدبیر منزل در ایران، آموزه‌های حکمای ایرانی از طریق ترجمه‌های ترکی و اردوی الرسالة الشاهیۀ عضدالدین ایجی و لوامع الاشراق دوانی در امپراتوری عثمانی و شبه قارۀ هند، گسترش می‌یابد که تألیف اخلاق علایی حنایی و اخلاق عالم آرای محسن فانی کشمیری (ص ١١٣-١١٥) از دستاوردهای آن است. اما حکمای متأخر ایرانی، مانند ملامهدی نراقی (١/٣٥) به مباحث تدبیر منزل و حتى سیاست مدن توجهی نشان نداده‌اند.
مآخذ: آملی، محمد، نفائس الفنون، به کوشش ابراهیم میانجی، تهران، ١٣٧٩ش؛ ابن ابی الربیع، احمد، سلوک المالک فی تدبیر الممالک، به کوشش عارف احمد عبدالغنی، دمشق، ١٩٩٦م؛ ابن بهریز، «حدود المنطق»، همراه المنطق (نک‌ : هم‌ ، ابن مقفـع)؛ ابن سینا، «اقسام العلوم العقلیة»، تسع رسائل فی الحکمة و الطبیعیات، قم،
١٣٧٠ش؛ همـو،دانشنامۀ علائـی، به کوشش محمـد معین، تهـران، ١٣٥٣ش؛ همـو،

«السیاسة»، مجموع فی السیاسة، به کوشش فؤاد عبدالمنعم احمد، اسکندریه، ١٤٠٢ق؛ همو، «العشق»، رسائل، قم، ١٤٠٠ق؛ ابن مقفع، المنطق، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، تهران، ١٣٥٧ش؛ ابن ندیم، الفهرست؛ ابوالحسن عامری، السعادة و الاسعاد، به کوشش مجتبى مینوی، تهران، ١٣٣٦ش؛ ابوعلی مسکویه، «ترتیب السعادات و منازل العلوم»، به کوشش ابوالقاسم امامی، گنجینۀ بهارستان، به کوشش علی اوجبی، تهران، ١٣٧٩ش؛ همو، تهذیب الاخلاق، به کوشش قسطنطین زریق، بیروت، ١٩٦٦م؛ همو، الحکمة الخالدة، به کوشش عبدالرحمان بدوی، تهران، ١٣٥٨ش؛ همو، الهوامل و الشوامل، به کوشش سید کسروی، بیروت، ١٤٢٢ق/٢٠٠١م؛ ارداویراف‌نامه، ترجمه و تحقیق ژاله آموزگار، تهران، ١٣٧٢ش؛ ارسطو، الاخلاق، ترجمۀ حنین بن اسحاق، به کوشش عبدالرحمان بدوی، کویت، ١٩٧٩م؛ «اندرز آذرباد مارسپندان»، متون پهلوی، ترجمۀ سعید عریان، تهران، ١٣٧١ش؛ اهوانی، احمد فؤاد، «نظریة ابن سینا فی السیاسة»، کتاب المهرجان لابن سینا، ج ٣، تهران، ١٣٣٥ش؛ بروسن، «کتاب تدبیر المنزل»، به کوشش لویس شیخو، المشرق، ١٩٢١م، س ١٩، شم‌ ٣؛ «پیمان کدخدایی»، متون پهلوی، ترجمۀ سعید عریان، تهران، ١٣٧١ش؛ خدیو جم، حسین، «کتاب جوامع العلوم»، نامۀ مینوی، به کوشش ایرج افشار و حبیب یغمایی، تهران، ١٣٥٠ش؛ خوارزمی، محمد، مفاتیح العلوم، به کوشش ابراهیم ابیاری، بیروت، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛ دانش‌پژوه، محمدتقی، «السعادة و الاسعاد»، راهنمای کتاب، تهران، ١٣٣٨ش، س ٢؛ همو، «فن تدبیر منزل»، نشریۀ دانشکدۀ الاهیات و معارف اسلامی مشهد، ١٣٥٥ش؛ دشتکی، غیاث‌الدین منصور، «الحکمة العملیة»، به کوشش عبدالله نورانی، مقالات و بررسیها، تهران، ١٣٧٤ش، شم‌ ٥٧- ٥٨؛ دمشقی، جعفر، الاشارة الى محاسن التجارة، به کوشش فهیمی سعد، بیروت، ١٤٠٣ق؛ دوانی، محمد، لوامع الاشراق، لکهنو، ١٣١٦ق؛ رسائل اخوان الصفاء، بیروت، ١٩٥٧م؛ روایت پهلوی، ترجمۀ مهشید میرفخرایی، تهران، ١٣٦٧ش؛ سراج‌الدین ارموی، محمود، لطائف الحکمة، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ١٣٥١ش؛ سهروردی، یحیى، مجموعۀ مصنفات، به کوشش هانری کربن، تهران، ١٣٧٣ش؛ شجاع، انیس الناس، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٤ش؛ صاعد اندلسی، التعریف بطبقات الامم، به کوشش غلامرضا جمشیدنژاد اول، تهران، ١٣٧٦ش؛ صد در نثر و صد در بندهش، به کوشش ا.ب. دابار، بمبئی، ١٩٠٩م؛ ضیایی، حسین، «معرفی و بررسی نسخۀ خطی شجرۀ الٰهیه»، مجلۀ ایران‌شناسی،، ١٣٦٩ش، س ٢، شم‌ ١؛ عضدالدین ایجی، الرسالة الشاهیة فی الاخلاق، نسخۀ خطی شم‌ ١٨٠٥ کتابخانۀ مجلس شورای اسلامی؛ علی بن ابی حفص اصفهانی، تحفة الملوک، به کوشش علی‌اکبر احمدی دارانی، تهران، ١٣٨٢ش؛ عنصرالمعالی کیکاووس، قابوس‌نامه، به کوشش غلامحسین یوسفی، تهران، ١٣٨٢ش؛ غزالی، محمد، احیاء علوم الدین، بیروت، ١٤١٢ق؛ همو، نصیحة الملوک، به کوشش جلال‌الدین همایی، تهران، ١٣٦٧ش؛ فاخوری، حنا و خلیل جر، تاریخ فلسفه در جهان اسلامی، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٥٨ش؛ فارابی، «تلخیص نوامیس افلاطون»، افلاطون فی الاسلام، به کوشش عبدالرحمان بدوی، تهران، ١٩٧٤م؛ همو، فصول منتزعة، به کوشش فوزی متری نجار، بیروت، ١٤٠٥ق؛ همو، «ما ینبغی ان یقدم قبل تعلم الفلسفة»، المنطقیات، ج ١، به کوشش محمدتقی دانش‌پژوه، قم، ١٤٠٨ق؛ فانی کشمیری، محسن، اخلاق عالم آرا، به کوشش خ. جاویدی، اسلام‌آباد، ١٣٦١ش؛ فخرالدین رازی، جامع العلوم، به کوشش علی‌ آل داود، تهران، ١٣٨٣ش؛ قطب‌الدین شیرازی، محمود، دُرّة التاج، به کوشش محمد مشکوٰة، تهران، ١٣٦٩ش؛ مرکزی، میکروفیلمها؛ مکنزی، دیوید نیل، «نمونۀ قبالۀ زناشویی در زبان پهلوی»، ترجمۀ ع. شاپور شهبازی، ناموارۀ دکتر محمود افشار، ج ٩، به کوشش ایرج افشار، تهران، ١٣٧٥ش؛ نراقی، محمدمهدی، جامع السعادات، به کوشش محمد کلانتر، نجف، ١٣٧٧ق؛ نصیرالدین طوسی، اخلاق ناصری، به کوشش مجتبى مینوی و علیرضا حیدری، تهران، ١٣٦٩ش؛ نیز:

Aristotle,Ethica Nicomaches; id, Politica; Arkoun, M., »La Conquête du bonheur selon Abû-l-Ħasan al-'Âmirî«,Studia Islamica, Paris, ١٩٦٣, vol. XIX; De Fouchécour,Ch.-H.,Moralia(les notions morales dans la littéra-


ture persane Du٣e/٩e au ٧e/١٣e siècle), Paris, ١٩٨٦; EI٢; Essid, Yassin, A Critique of the Islamic Economic Thought, Leiden, ١٩٩٥; Grignaschi, M.,»La Nihā- yatu-l- 'Arab fi aңbāri-l-Furs wa-l-'Arab et les Siyaru mulūki-l-'Ağam du Ps. Ibn-al-Muqaffa'«, Bulletin d'Etudes Orientales, ١٩٧٣, vol. XXV; Gutas, D., »Paul the Persian on the Classification of the Parts of Aristotle's Philosophy«,Der Islam, ١٩٨٣, vol.LX; Henning, W.B., »Eine arabische Version mittelpersischer Weisheitsschriften«, ZDMG, ١٩٥٦, vol.CVI; Madelung, W., »NaŞīr ad-Dīn Ŧūsī’s Ethics between Philoso-phy,Shi'ism and Sufism«,Ethics in Islam, ed. R.G. Hovannisian, Malibu, ١٩٨٥; Mātikān ē Hazār Dātastān, tr. S.J.Bulsara, Bombay, ١٩٣٧; Plato, Nomoi ; Sarton, G., Introduction to the History of Science, Washington, ١٩٤٨; Scott, R.,A Greek-English Lexicon, Oxford, ١٩٦١; Strauss,L.,»How Fārābī Read Plato's Laws«, Méllanges Louis Massignon, Damascus, ١٩٥٧, vol. III; Walzer, R., Greek into Arabic, London, ١٩٦٣.
حمیده نورانی نژاد