دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٩٤
| تجوید جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٩٤ |
تَجْوید، عنوان دانشی دیرپای در مجموعۀ علوم قرآنی و فنون
عربیت که از آغاز با مطالعات آواشناسی زبان عربی همراه بوده، و مسائل و مباحث آن
همواره با علم وقف و ابتدا، علم الاداء و علم قرائات همپوشانی داشته است.
«تجوید» مصدری است عربی به معنای نیک خواندن و نیکگردانیدن، برگرفته از جَوْدَت
(نیکویی) و جَیِّد (نیکو) متضاد رَدِیّ (وازده و نامرغوب) که در اصطلاح نیز نزدیک
به همین معنا گرفته شده است (نک : بستانی، ١٣٤؛ قمحاوی، ٩).
ترکیب اضافیِ «تجوید قرآن» یک اصطلاح متأخر است و سابقۀ آن به گذشتۀ دور باز
نمیگردد، اما اصل مباحث تجوید از کهنترین موضوعات مطرح شده در حیطۀ علوم قرآن
بوده است. در قرآن کریم، از واژههای هم خانوادۀ تجوید، تنها دو واژۀ جودیّ (محل
استقرارکشتی نوح پس از طوفان، هود/١١/٤٤) و جِیاد (جمع جَواد: اسبان نژاده، ص /
٣٨/٣١) و در احادیث نبوی تنها مورد «تجوید المَضْغ» (نیکجویدن) در باب آداب
غذاخوردن به کار رفته است ( المعجم...، ٤/٩٢٢). در عهد صحابه و تابعین نیز، تنها دو
مورد از کاربرد واژۀ تجوید برای قرآن گزارش شده است: یکی، روایت منسوب به ابن
مسعود: «جَوّدوا القُرآنَ» (ابن جوزی، النشر...، ١/٢١٠؛ سیوطی، ١/٢٨١) که
احتمالاً تصحیف یا نقل به معنا در آن راه یافته (نک : علینقیان، ٨٧)، و دیگری سخن
مشهور حضرت امام علی (ع): «الترتیل تجوید الحروف و معرفة الوقوف» (ابوعمرو، ٥٧؛
سیوطی، ١/٢٣٠) که به صورت «الترتیل هو حفظ الوقوف و بیان الحروف» نیز روایت شده ست
(فیض، ٢/٢٢٥؛ نیز نک : ه د، ترتیل).
تجوید قرآن در اصطلاح قاریان و مُقریان عبارت است از تلفظ کردن حروف عربی از مخارج
آنها و ادای حق آنها با رعایت صفات و احکام هر یک از حروف، به تنهایی و در ترکیب با
دیگر حروف (نک : تهانوی، ١/١٩٦؛ ابن جزری، همان، ١/٢١٤-٢١٥؛ ابوریمه، ١١)، و از
دیدگاه زبانشناسان مسلمان، «تجوید» صوتشناسی زبان عربی فصیح قرآنی است
(یارمحمدی، ٦٩؛ نیز نک : عبدالتواب، ٤٥٣-٤٥٧، ٤٦٠).
«علم تجوید» دانش یا هنری است که به قواعد و مسائل و مباحث مربوط به مخارج حروف و
چگونگی صفات لازم و صفات عارضیِ حروف در تلاوت قرآن مجید میپردازد (برای تعاریف
دیگر، نک : احمدنگری، ١/٣١٤؛ فاضل گروسی، ١٠٣-١٠٥؛ فضلی، ١٢٦-١٢٧؛ نیز نک : نصر،
١٢) و موضوع آن حروف و کلمات قرآن (یا قرآن و حدیث: قمحاوی، ١٠) است. بنابراین،
مباحث و مسائل تجوید به مخارج حروف، ترقیق، تفخیم، اِخفاء، اظهار، ادغام (ه م)،
اِقلاب، رَوْم، اِشمام، اِماله (ه م) و دیگر شیوههای ادای حروف و کلمات محدود
میگردد (حاجی خلیفه، ١/٣٠٥؛ عطیةالله، ١/٤٣٣) و مباحث مربوط به وقف و ابتدا، بجز
قواعد وقف بر اواخر کلمات (نک : سلطان القرّاء، ٧؛ شمس، ١٤٤-١٤٥)، به رغم آنکه در
متون تجویدی جایی برای خود باز کردهاند، موضوعاً از علم تجوید خارجاند (ابن
جزری، همان، ١/٢٢٤؛ قس: صدیق حسن خان، ٢(١)/١٨٧؛ ستودهنیا، ٥-٦). افزوده شدن
مباحثی از علمالاداء (مهارت قرائت هنری قرآن یا فن خوشخوانی قرآن)، علم رسم محصف،
علم قرائت و جز آن نیز، بر توجیهاتی از قبیل صرفهجویی، ترغیب به فراگیری علوم و
فنون مرتبط با تجوید قرآن و تأکید بر لزوم جامعیت علمی و
عملی قاریان و مُقریان مبتنی است (نک : تهانوی، ١٩٦؛ نیز نک : صغیر، ١٠٣- ١٣٩،
فصل چهارم با عنوان «الاداء القرآنی»)؛ همچنان که متون مختصر و مفصل علم قرائات ــ
به رغم استقلال دیرینۀ علم تجوید ــ معمولاً بخش عمدهای از مباحث تجوید را در بر
داشتهاند (نک : فضلی، ١٢٧؛ قس: ضبّاع، شرح...، ٣٠٩؛ نیز برای فهرستی از این
مباحث، نک : شمس، ٨٨-٩٢).
برخی از پژوهشگران معاصر، ظاهراً به استناد قراینی ناظر بر تقدم تدوین علم قرائات
بر تألیفات سیبویه و دیگران، علم تجوید را انشعاب یافته و نشأت گرفته از علم
قرائات و زاییدۀ آن دانستهاند (بیگلری، ٥٦؛ اسرار، ٣؛ خرمشاهی، ١٠٢؛ ستودهنیا،
١٣-١٤)، حال آنکه طرح و شرح مباحث آواشناختی در حوزۀ علوم و فنون اسلامی در نیمۀ
دوم سدۀ ٣ق با کتاب سیبویه (د ١٧٧ق) آغاز شده است (ناتل خانلری، ٩٩؛ نیز علینقیان،
همانجا) و پیشینۀ ورود مباحث تجویدی به کتب قرائات به اواخر سدۀ ٣ق باز میگردد
(شمس، ٨٨). از این گذشته، ماهیت علم قرائات، روایی و ماهیت علم تجوید، دِرایی است و
مسائل و مباحث آن دو با یکدیگر متغایر و متفاوتاند (فضلی، ١٤٥؛ نیز نک :
آقابزرگ، ٣/٢٦١).
مباحث بنیادین علم تجوید، در آغاز، با نکته سنجیهای لغویان و نحویان شکل گرفت و سپس
به حوزههای قرائت راه یافت و به موازات علم قرائات، وسعت و رونق و رواج پیدا کرد.
علمای نحو و لغت با دستیاری قاریان و مُقریان نخستین ــ که گاه اهل ادب، لغت، نحو
و بلاغت بودند ــ بیآنکه بنای تأسیس دانشی نوین را داشته باشند، با کوشش و کاوش در
جهت حفاظت و صیانت از تلفظ صحیح و اصیل حروف و کلمات قرآن کریم، همانگونه که در
عهد رسول خدا (ص) تلفظ میشدهاند، همچنین مصونیت بخشیدن به دستگاه صوتی قاریان از
اشتباه و ارتکاب خطا در قرائت کتاب خدا (نک : ابوریمه، همانجا؛ نیز صفاقسی، که
کتاب خود را تنبیه الغافلین و ارشاد الجاهلین عمّا یقع لهم من الخطأ حالَ تلاوتهم
لکتاب الله المبین نام نهاده است) عملاً دستگاه آوایی زبان فصیح عربی را (تونی، ٧)
آنچنان تعریف و تثبیت کردند که در طول بیش از ١٤ سده، به رغم پدیداری دگرگونیهای
فراوان اجتنابناپذیر در نحوۀ تلفظ حروف و اصوات دیگر زبانها و حتى لهجههای
عامیانۀ زبان عربی، دستگاهآوایی زبان فصیح عربی ثابت و استوار بر جای مانده است
(مبارک، ٢٥١؛ کلّاک، ٣٣-٣٥؛ صغیر، ٧٣).
پیشینۀ آواشناسی زبان عربی و علم تجوید، در دانشهای کهن یونانیان و هندیان بیش از
دیگران قابل مطالعه و ردیابی است؛ چنانکه ظاهراً افلاطون نخستینبار، آواهای زبان
یونانی را دسته بندی و بررسی کرد (نک : روبینز، ٦٢). یونانیان حروف ملفوظ را بر
پایۀ چگونگی استماع آنها طبقهبندی میکردند، اما هندیان بررسیهای خود را بر کیفیت
حدوث و تولید حروف مبتنی ساخته، و در توصیف آواهای ملفوظ بسیار دقیقتر بودند (ناتل
خانلری، ٩٩-١٠٠). وجود چنین پیشینهای در ایران پیش از اسلام نیز، به ویژه نزد
موبدان و در ارتباط با خواندن ادعیه و کتب آسمانی، دور نیست و بایستۀ پژوهش است
(همو، ١٠٢؛ طالقانی، ١/٥٤؛ پورفرزیب، ٣٣).
در جهان اسلام، نخستین طلایه داران مطالعات صوتی و آواشناختی عمدتاً خلیل بن احمد
فراهیدی، سیبویه و ابن جنّی بودهاند (برای گزارش کارنامۀ مختصر دیگر علما و ادبای
اسلامی، نک : تونی، ٣١-٣٤). خلیل بن احمد فراهیدی (د ١٧٥ق) نخستین بار، اصوات و
حروف زبان عربی را با نگاهی آواشناسانه بررسی کرد و الفبای عربی را بر آن اساس با
شیوهای بیسابقه مرتب ساخت ــ کـه از حرفعیـن آغـاز میگردید ــ و هر دسته از
حروف را به اختصار توصیف کرد (نک : ١/٢٣، ٤٨، ٦٠؛ ناتل خانلری، ١٠٣) و به این
ترتیب، لغتشناسی را با آواشناسی پیوند زد (صغیر، ٥٣). سیبویه (د ١٧٧ق)، مبانی مکتب
آواشناسی خلیل را پیگرفت (سیبویه، ٢/ ٤٨٨) و مباحث آواشناسی را وسعت و انسجام
بخشید (صغیر، ٥٣-٥٥). ابن جنی (د ٣٩٢ق) دستاوردهای این دانش نوپای اسلامی را در دو
کتاب سرّ صناعة الاعراب و الخصائص با شرح و بسط کافی به مرحلۀ نظریهپردازی رسانید
(صغیر، ٥٦-٦٢) و هموست که نخستینبار اصطلاح «علم الاصوات» را به کاربرد (همو، ٥٦).
ابن سینا (د ٤٢٨ق) دیگر دانشمند بزرگ مسلمان است که در راستای رشد و تحول علم
آواشناسی، فراتر از حوزۀ تجوید قرآن و زبان عربی، سهم بسزایی داشته است (نک :
سپنتا، ١٤-٢٦؛ سهیلی، ٥٩-٦٩). نام اصلی رسالۀ ابن سینا «مقالة فی اسباب حدوث
الحروف و مخارجها» است که با نامهای مخفف و مختلف منتشر شده، و شهرت یافته است. وی
در این رساله ــ که متن آن در قاهره به سال ١٣٣٤ق، ترجمۀ آلمانی آن در ١٩٣٤م، ترجمۀ
انگلیسی آن در ١٩٦٣م، و ترجمۀ روسی آن در ١٩٦٦م
به چاپ رسیـده است (ناتل خانلری، ٧-١٥) ــ فصل نخست را به مطالعۀ سبب حدوث اصوات،
فصلی دیگر را به سبب حدوث حروف، و فصل سوم را به تشریح حنجره و زبان اختصاص داده
است که هیچیک از این مباحث پیش از ابن سینا مطرح نبوده است (همو، ١٠١؛ نیز، تونی،
٤١-٤٢) و در فصل ششم آن نیز به یک بحث بیسابقه راجع به اصوات و حروف پرداخته است
که بیشتر جنبۀ هنری دارد (ناتل خانلری، ١٠٣).
دیگر علما، فقها، اُدبا، بلاغت شناسان و مفسران نیز در زمانها و مکانهای مختلف به
انحای گوناگون در بسط و نشر و ترویج تجوید و آواشناسی سهیم بودهاند (صغیر، ٧٨-٨٠،
٨٥-٩٣). هر چند گفتنی است که اهل تجوید بیشتر با اینگونه تحقیقات و تدقیقات فلاسفه
و علمای اسلامی چندان کاری نداشتهاند و پیوسته راه خود را میرفتهاند (تونی،
همانجا)؛ همچنین اروپاییان، به رغم آنکه اذعان دارند پیشرفت و توفیق مسلمانان در
این شاخه از مطالعات زبانشناسی از لحاظ صحت و دقتِ توصیف به مراتب بیشتر از رومیان
و یونانیان بوده است (روبینز، ٢١٤)، از آنجا که در سدۀ ١٩م از طریق هندیان به دانش
آواشناسی دست یافتهاند (ناتل خانلری، ١٠٠)، کم و بیش وامداری خویش را در این زمینه
به دانش مسلمانان انکار کردهاند (همو، ١٠٠-١٠١، به نقل از یسپِرسِن١).
فن تجوید، از آغاز پدیداری و در مراحل پیشرفت و گسترش، همواره با آواشناسی زبان
عربی (علمالاصوات) همراه بوده است، جز آنکه تجوید به آواهای زبان عربی فصیح (زبان
قرآن) اختصاص یافتـه است. امـا در سدۀ اخیر، آواشناسی ــ به عنوان یک رشتۀ مهم از
دانشهای زبان شناسی ــ به پیشرفتهای چشمگیری نایل آمده، و آواشناسی زبان عربی و
تجوید را، با فاصلهای نسبتاً زیاد، پشت سر نهاده است (تونی، ٢٣) و امروزه، نیاز به
تدارک و تدوین یک اطلس تلفظ عربی بر اساس آواشناسی تجربی به شدت محسوس است؛ همچنین،
تبیین جایگاه آواشناسی زبان قرآن (تجوید) به تحقیقات نظری و عملی گستردهتر و
اصولیتری نیازمند است (باکالا، مقدمه، ٣٤).
نخستین اثر مستقل در علم تجوید، قصیدۀ رائیۀ ابومزاحم خاقانی (د ٣١٥ق/٩٢٧م) است
(نک : ابن جزری، غایة...، ٢/٣٢٠-٣٢١) که به گواهی شروح متعدد آن، قرنها کتاب درسی
تجوید بوده است و طالبان تجوید متن آن را از بر میکردهاند و با عناوین مختلف
قصیدة ابی مزاحم الخاقانی، القصیدة الخاقانیة فی القراءة، القصیدة الخاقانیة فی
تجوید القرآن الکریم، و منظومۀ فی القراءات السبع شناخته میشده است (نک : مرعشلی،
١/٤٣١؛ ابن جزری، همان، ٢/٣٢١؛ حاجی خلیفه، ١/٣٥٤، ٢/١٣٣٧؛ شواخ، ٤/١٣٥-١٣٦) و
غانم قدوری الحَمَد متن آن را در ١٩٨٠م در مجلۀ کلیة الشریعة بغداد، به چاپ رسانیده
است.
مشهورترین متون تجویدی نیز، دو اثر کمنظیر از شمسالدین ابن جزری (د ٨٣٣ق/١٤٣٠م)
است: یکی کتاب التمهید فی علم التجوید (نک : مآخذ) و دیگری منظومۀ المقدمة فیما
یجب علی قارئه ان یعلمه (شواخ، ٤/١٦٢)، یا هدایة المَهَرة (مرعشلی، ١/٤٤٣؛ صفار،
٥٣٥) مشهور به «المقدمة الجَزَریة» (نک : مآخذ؛ نیز برای متن کامل آن، نک :
مجموع...، ٥٩٣-٦٠٠). رسائل و کتب تجویدی، همانند متون مختصر و مفصل قرائات، در عصور
مختلف اسلامی بسیار متنوع بوده، و در عصر حاضر نیز فراواناند (برای فهرست مفصل و
مرتب شدهای از متون قدیم و جدید تجویدی، نک : شمس، ١٠٨- ١٣٨).
١. O. Jespersen
علم تجوید، در پرتو پیوند با قرآن مجید، همواره در جوامع اسلامی از نوعی ویژگی و
قداست برخوردار بوده است. اهل تجوید، با اعتقاد به اینکه خداوند قرآن را با تجوید
نازل فرموده، و از سوی پیامبر اکرم (ص) با تجوید به ما رسیده است، فراگیری و رعایت
قواعد تجوید را بر عموم مسلمانان لازم، و قرائت قرآن را بدون رعایت تجوید ــ در حال
نماز و چه بیرون از نماز ــ گنـاه و نـاروا و «غش در تلاوت» تلقـی کردهاند (ابن
جزری، «المقدمة...»، ٢٧- ٢٨، ٤٤، النشر، ١/٢١٠-٢١٣؛ سیوطی، ١/٣٤٠؛ نیز برای توجیه و
توضیح این حکم صادر از ناحیۀ قُرّاء، نک : رعد، ٢٣؛ پورفرزیب، ٣٢؛ قس: احادیث
مستفیض نبوی، از جمله ابوداوود، ٤/٣٧؛ کلینی، ٤/٤٢٤؛ هندی، ١/٥١٣، ٢/ ٣١٩، ٣٢٠) و
«حق تلاوت» (تلاوت راستین و بایستۀ قرآن) را منوط و مشروط به تعلیم و تعلم و رعایت
دقیق تمامی قواعد تجوید دانستهاند (حلی، ١١؛ طباطبایی، ١/٢٦٦؛ نیز نک : ه د،
تلاوت). این امر تا جایی است که در سراسر جهان اسلام به شهرت پیوسته است که تعلیم و
تعلم تجوید شرعاً واجب کفایی و رعایت قواعد آن به هنگام قرائت قرآن واجب عینی است
(ضباع، الاضاءة...، ٥؛ قمحاوی، ٩-١٠؛ ابوریمه، ١١-١٢؛ قس: همو، ٥١). اما فقهای
مذاهب اسلامی، از آنجا که موضوع کارشان افعال مکلفان بوده است و با نگاهی کاربردی و
فراگیر به موضوعات و مسائل تجوید نگریستهاند، در مقام فتوا، عملاً قواعد تجویدی را
به لازم و غیر لازم تقسیم کردهاند و تنها رعایت قدر لازم از تجوید را در مواردی
واجب، و در مواردی مستحب دانستهاند (نک : عاملی، ١٣٥- ١٣٨؛ طباطبایی یزدی، ١/٦٥٣؛
صغیر، ١٣٤-١٣٩؛ نیز نک : حاج حسن، مقدمه، که همین مبنا را برای تدوین کتاب درسی
تجوید در نظر گرفته است).
فقها به استناد آنکه عمدۀ مباحث تجویدی در عهد نبوی (ص) مطرح نبوده، و در سدههای
بعدی توسط قراء اختراع شده است (صاحب جواهر، ٩/٢٩١، ٢٩٦؛ خویی، ١٥١-١٥٢)، نه عُرف
اهل تجوید و قرائت، بلکه عرف عربزبانان را ملاک صحت و مقبولیت قرائت از نظر شرعی
دانستهاند (نیشابوری، ٣٨، ٦٦- ٦٨، ٧٥، ١٥٢) و جواز و وجوب تجویدی در اصطلاح قاریان
و مقریان را از وجوب و جواز شرعی نزد فقیهان و مجتهدان متمایز گردانیدهاند (عاملی،
١٥٢؛ صاحب جواهر، ١/ ٢٨٨-٢٩٠)؛ حتى برخی از عرفا، فقها و قراء دربارۀ پرداختنِ
فراوان به مُحسِّنات تجویدی و تقیّد افراطی نسبت به رعایت ظرایف تجوید، هشدار داده،
و گاهی آن را تلبیس ابلیس و حجاب میان انسان و قرآن تلقی کردهاند (فیض، ٢/٢٤١؛
خمینی، آداب...، ١٩٥، چهل حدیث...، ٤٠٤؛ ابوریمه، ٥١؛ نیز نک : ابن جزری،
التمهید...، ٥٥-٥٧، النشر، ١/٢١٢-٢١٣؛ سیوطی، ١/٢٨٥).
دانش تجوید، در واقع، مجموعهای از مقدمات و مبانی نظری برای زیباخوانی قرآن مجید
است که به عنوان یک هنر اصیل در حوزۀ هنر اسلامی از جایگاهی ویژه و والا برخوردار
است؛ چنانکه از دیرباز قاریان، تجوید را «حلیة القراءة» (سیوطی، ١/٢٨١) و «حلیة
التلاوة» و «زینة القراءة» که (آرایۀ تلاوت و پیرایۀ قرائت) خوانده (ابن جزری،
همان، ١/٢١٢)، و بر این امر تصریح کردهاند که صرفاً فراگیری قواعد تجوید بدون
ریاضت وممارست برای به کارگیری عملی آن سودمند نمیافتد (صفاقسی، ٣٠؛ رعد، همانجا؛
پورفرزیب، ٣٥). بیتوجهی به این نکتۀ مهم باعث آن گردیده است که در ممالک اسلامی،
به ویژه کشور مصر، از یک سوی، به رغم تفاوت و مغایرت روشی و موضوعی علم تجوید با
علم الاداء، آن چنان دانش تجوید با هنر خوشخوانی قرآن درآمیزد که با آن یکی
شناخته شود (بلاشر، ١٨). از سوی دیگر، تجوید که یک مقولۀ تخصصی است، جزء لاینفک
آموزش همگانی قرآن تلقی گردد و تعلیم قرآن را که در صدر اسلام در پرتو حکمت و تدبیر
اُسوۀ حسنۀ نبوی (ص) کاری بس آسان برای همگان و بخشی دلپذیر از زندگانی طبیعی
مسلمانان به حساب میآمده است، با چالشهای گوناگون و دشواریهای فراوان درگیر
گرداند. نیز، به جهت معلوم و متمایز نبودن جایگاه تجوید در ردهبندی علوم اسلامی و
انسانی، در مقالات و کتابهایی که به ویژه در عصر حاضر در راستای تعریف و ترویج و
تعلیم دانش تجوید نگاشته شدهاند، نشانههای نااستواری و تردید از نظر شناخت مخاطب،
شناخت جریان، روش شناسی،کتاب شناسی و غیر آن مشهود است.
مآخذ: آقا بزرگ، الذریعة؛ ابن جزری، محمد، التمهید فی علم التجوید، به کوشش غانم
قدوری الحمد، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٦م؛ همو، غایة النهایة، به کوشش گ. برگشترسر، قاهره،
١٣٥٢ق/١٩٣٣م؛ همو، «المقدمة الجزریة»، همراه الدقائق المحکمة فی شرح المقدمة
الجزریۀ انصاری شافعی، به کوشش نسیب نشاوی، دمشق، ١٩٨٦م؛ همو، النشر فی القراءات
العشر، به کوشش علی محمد ضباع، بیروت، دارالکتب العلمیه؛ ابوداوود سجستانی، سلیمان،
السنن، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٣٦٩ق؛ ابوریمة، محمد محمود
نجار، هدایة المستفید فی احکام التجوید، بیروت، ١٩٨٨م؛ ابوعمرو دانی، عثمان،
المکتفى
فی الوقف و الابتدا، به کوشش یوسف عبدالرحمان مرعشلی، بیروت، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛
احمدنگری، عبدالنبی، دستور العلماء، به کوشش قطب الدین محمود حیدرآبادی، حیدرآباد
دکن، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ اسرار، مصطفى، فرهنگ اصطلاحات تجوید، تهران، ١٣٧٥ش؛ بستانی،
بطرس، محیط المحیط، بیروت، ١٩٩٣م؛ بلاشر، رژی، در آستانۀ قرآن، ترجمۀ محمود رامیار،
تهران، ١٣٥٩ش؛ بیگلری، حاج حسن، سرالبیان فی علم القرآن، تهران، انتشارات سنایی؛
پورفرزیب، ابراهیم، تجوید جامع، تهران، ١٣٧٤ش؛ تونی، مصطفى، آلیات النطق عند علماء
التجوید، قاهره، ١٩٩٠م؛ تهانوی محمد اعلى، کشاف اصطلاحات الفنون، کلکته، ١٨٦٢م؛ حاج
حسن، شمسالدین، روخوانی قرآن و روش تدریس آن، تهران١٣٦٠ش؛ حاجی خلیفه، کشف؛ حلّی،
حازم سلیمان، اصول التلاوة، نجف، ١٤٠٧ق/١٩٨٧م؛ خرمشاهی، بهاءالدین، قرآن شناخت،
تهران، ١٣٧٤ش؛ خلیل بن احمد فراهیدی، العین، به کوشش مهدی مخزومی و ابراهیم
سامرایی، قم، ١٤١٤ق؛ خمینی، روحالله، آدابالصلوة، تهران، ١٣٧٣ش؛ همو، چهل حدیث،
تهران،١٣٧١ش؛
خویـی، ابوالقاسم، البیان، بیـروت، ١٣٩٤ق/١٩٧٤م؛ رعـد، حسن، المنهج القویم فی
تلاوة القرآن الکریم، بیروت، ١٤١٢ق/١٩٩٢م؛ روبینز، ر ه .، تاریخ مختصر
زبانشناسی، ترجمۀ علی محمد حقشناس، تهران، ١٣٧٠ش؛ سپنتا، ساسان، «ابن سینا و
ابتکارات زبان شناسی»، آینده، تهران، ١٣٥٨ش، شم ١-٣؛ ستوده نیا، محمدرضا، بررسی
تطبیقی میان علم تجوید و آواشناسی، تهران، ١٣٧٧ش؛ سلطان القراء، محمود، جواهر
القرآن فی علوم الفرقان، نسخۀ خطی موجود در کتابخانۀ مرکز؛ سهیلی، ابوالقاسم،
«اشارهای به نظریههای زبانشناختی بوعلی سینا»، پژوهشنامۀ فرهنگستان زبان ایران،
تهران، ١٣٥٧ش، شم ٣؛ سیبویه عمرو، الکتاب، بیروت، ١٩٦٧م؛ سیوطی، الاتقان، به کوشش
محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ شمس، مرادعلی، پژوهشی پیرامون تاریخ
علم تجوید، تهران، ١٣٨٠ش؛ شواخ اسحاق، علی، معجم مصنفات القرآن الکریم، ریاض،
دارالرفاعی؛ صاحب جواهر، محمد حسن، جواهر الکلام، بیروت، ١٩٨١م؛ صدیق حسن خان، ابجد
العلوم، به کوشش عبدالجبار زکار، دمشق، ١٩٨٨م؛ صغیر، محمدحسین علی، الصوت اللغوی فی
القرآن، بیروت، ١٤٢٠ق/٢٠٠٠م؛ صفار، ابتسام مرهون، معجـمالدراسات القرآنیة، موصـل،
١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ صفاقسی، علی، تنبیه الغافلین،
مکتبةالثقافة الدینیه، ١٩٨٦م؛ ضبّاع، علیمحمد، الاضاءة فی بیان اصول القراءة،
قاهره، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨م؛ همو، شرح الشاطبیة، قاهره، مکتبة محمدعلی صبیح؛ طالقانی،
محمود، پرتوی از قرآن، تهران، ١٣٥٠ش؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، قم، جامعۀ
مدرسین؛ طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، بیروت، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٨م؛ عاملی،
محمدجواد، «قواعد التجوید»، ضمن نصوص الدراسة، به کوشش محمدحسین حسینی جلالی،
بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ عبدالتواب، رمضان، مباحثی در فقه اللغة و زبان شناسی عربی،
ترجمۀ حمید رضا شیخی، مشهد، ١٣٦٧ش؛ عطیة الله، احمد، القاموس الاسلامی، قاهره،
١٣٨٣ق/١٩٦٣م؛ علینقیان، حسین، «نگاهی به کتاب پژوهشی پیرامون تاریخ علم تجوید»،
آینۀ پژوهش، ١٣٨٢، س ١٤، شم ٣؛ فاضل گروسی، عبدالحسین، تجوید استدلالی، به کوشش
محمدعلی کوشا، ١٣٧٤ش؛ فضلی، عبدالهادی، القراءات القرآنیة، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ فیض
کاشانی، محمد، المحجة البیضاء، به کوشش، عبدالجبار زکار، دمشق، ١٩٨٨م؛ قرآن کریم؛
قمحاوی، محمدصادق، البرهان فی تجوید القرآن، بیروت، ١٤٠٥/١٩٨٥م؛ کلاک، ادریس
عبدالمجید، نظرات فی علم التجوید، بغداد، ١٤٠١ق/١٩٨١م؛ کلینی، محمد، الکافی، به
کوشش علیاکبر غفاری، تهران، ١٣٦١ش؛ مبارک، محمد، فقهاللغة و خصائص العربیة،
١٣٩٥ق؛ مجموع المتون الکبیر، قاهره، ١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ مرعشلی، یوسف عبدالرحمان و
دیگران، تعلیقات بر البرهان، زرکشی، بیروت، ١٤١٠ق/١٩٩٠م؛ المعجم المفهرس، تهران،
١٣٧٩ش؛ ناتل خانلری، پرویز، «چند یادداشت»، مخارج الحروف ابن سینا، تهران، ١٣٤٨ش؛
نصر، محمدمکی، نهایة القول المفید فی علم التجوید، لاهور، ١٣٩١ق؛ نیشابوری،
غلامرضا، استفتائات قرآنی، تهران، ١٣٧٥ش؛ هندی، علی، کنزالعمال، به کوشش بکری حیانی
و صفوة السقا، بیروت، ١٤٠٥ش/١٩٨٥م، یارمحمدی، لطفالله، شانزده مقاله در زبانشناسی
کاربردی و ترجمه، شیراز، ١٣٧٢ش؛ نیز:
Bakalla, M. H., Arabic Linguistics, An Introduction and Bibliography, London.
١٩٨٣.
محمدعلی لسانی فشارکی