دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٧١
| تتوی جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٧١ |
تَتَوی، احمد بن نصرالله فاروقی (د ٩٩٦ق/ ١٥٨٨م)،
معروف به قاضی احمد يا ملااحمد تتوی، تاریخنویس عصر تیموریان هند. تاریخ و
محل دقیق ولادت او دانسته نیست (الیت،V/١٥٠ )، اما نقوی تولد او را پیش از
٩٤٠ق و در شهر تته (تهتهه) دانسته است (ص ٢٦).
پدر او، نصرالله فاروقی، قاضی حنفی تته، نسب خود را به خلیفۀ دوم میرساند
(عبدالحی، ٤/ ٢٨؛ بدائونی، ٢/٢٢١؛ نیز نك : نقوی، همانجا). احمد در جوانی به
مذهب شیعه گروید (شوشتری، ٥٩٠ -٥٩١). پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در
تته، در ٢٢ سالگی راهی مشهد شد و نزد علمای آن دیار به فراگیری علم كلام،
حدیث، فقه و ریاضیات همت گماشت. مدتی نیز در شیراز و قزوین ساكن گردید.
آنگاه به عتبات عراق و عربستان رفت و همه جا به شاگردی نزد دانشمندان
مینشست (عبدالحی، همانجا؛ شوشتری، ٥٩١). در همین دوره مدتی را نیز نزد شاه
طهماسب صفوی در قزوین به سر برده است (عبدالحی، همانجا). آفتاب اصغر گرایش
قاضی احمد به تشیع را مربوط به همین زمان دانسته (ص ١٤٠)، ولی این
اظهارنظر مخالف گزارشهای موجود است (نك : شوشتری، همانجا؛ صدرالافاضل، ٨٣).
وی پس از مرگ شاه طهماسب در ٩٨٤ق/١٥٧٦م به هند بازگشت و مدتی در گلكنده
نزد قطب شاه اقامت گزید؛ سپس به بیجاپور رفت و در دربار علی عادل شاه با
بزرگانی چون فتحالله شیرازی و امیرنظامالدین مصاحب شد و به تدریج آوازۀ
علم و فضلش دكن را فرا گرفت، به گونهای كه او را ارسطوی زمان میخواندند
(همانجا). مهمترین مرحلۀ زندگی تتوی از ٩٩٠ق با رفتن به فتح پورسیكری و
پیوستن به دربار اكبرشاه آغاز گردید (نک : دنبالۀ مقاله).
تمام منابعی كه از تتوی یاد كردهاند، بر اعتقاد استوار او به تشیع و صراحت
در گفتار و نوشتار و پرهیز از هرگونه مصلحتاندیشی توافق دارند (نک : بدائونی،
٢/٣١٧؛ ابوالفضل، اکبرنامه، ٣/٥٢٧). شرح مباحثات مذهبی متعدد او در منابع
آمده است (شوشتری، ٥٩٢؛ شاهنوازخان، ٣/٢٦٠). این گرایش و صراحت، برخی از
متعصبان را به مخالفت با او برانگیخت كه سرانجام به قتلش منتهی شد. قاتل
او شخصی به نام میرزا فولاد برلاس، فرزند خدادادخان بود كه خاندانش سالیان
دراز در دستگاه تیموریان خدمت میكردند. پیش از آنكه تتوی بر اثر جراحات از
دنیا برود، با فرمان اكبرشاه، میرزا فولاد محكوم به قصاص گردید و كشته شد
(همو، ٣/٢٦١). صدرالافاضل(ص ٨٤)، تاریخ زخم خوردن تتوی را ٢٢ صفر و وفات او
را ٢٥ صفر سال ٩٩٦ دانسته است (قس: آقابزرگ، ١/٣٧٣؛ بهرامیان، ٥٦، حاشیه).
جسد وی را در حظیرۀ ملاحبیبالله در لاهور به خاك سپردند. به گفتۀ بدائونی،
مخالفان او در غیبت اكبرشاه، جسد را از قبر بیرون آوردند و سوزاندند و خاكستر
آن را در رودخانه ریختند (٢/٣٦٥؛ نیز نك : آل داود، ٣٢).
آتش خصومت مخالفان تتوی پس از مرگ او خاموش نشد، چنانكه بدائونی همواره
از او با دشنام یاد كرده است (٢/ ٣١٩، ٣٦٤-٣٦٥، جم ). كینۀ مخالفان تتوی از
ذكر ماده تاریخ قتل او نیز قابل فهم است كه آوردهاند: «زهی خنجر فولاد»
(همو، ٢/٣٦٤). با این همه، به وسعت معلومات و تسلط او بر علوم گوناگون حتیٰ
از سوی بدائونی نیز تصریح شده، و او را «ملای خوبی» دانسته است (نك : آل
داود، ٣١). نثر پارسی او پخته و منسجم است و استفاده از آیات و احادیث بر
تسلط او بر زبان عربی دلالت دارد (نک : دنبالۀ مقاله).
آثـار:
١. تاریخ الفی. اكبرشاه به سبب علاقه به تاریخ و متون تاریخی، خواهان
تألیف كتابی مفصل در تاریخ هزار سالۀ اسلام از رحلت پیامبر(ص) تا زمان خود
شد (الیت، همانجا؛ اكبر...، (١٢٧. تدوین این اثر را ٧ تن از نویسندگان از
جمله عبدالقادر بدائونی و نقیبخان قزوینی در ٩٩٣ق آغاز كردند. با بروز
پارهای اختلافها و به توصیۀ ابوالفتح گیلانی، تتوی مأموریت یافت این كتاب
را از ٤٦ق به بعد، به تنهایی تدوین كند. پس از قتل او، ادامۀ كار به
آصفخان قزوینی واگذار گردید. وی وقایع را تا ٩٩٧ق ادامه داد و پس از مدتی
(حداقل ٤ سال) با نظارت و تصحیح خود او و بدائونی و مقدمهای كه گویا بعدها
ابوالفضل علامی بر كتاب نوشت، تقدیم اكبرشاه گردید (بدائونی، ٢/ ٣١٨-٣١٩).
از آنجا كه در هیچ یك از نسخههای موجود این اثر، وقایع پس از سال ٩٨٤ق
نیامده است و در مقدمۀ علامی نیز دیده نمیشود، تاریخ دقیق اتمام این اثر
مشخص نیست.
بیشتر محققان، تتوی را مؤلف تاریخ الفی میدانند (عبدالحی، ٤/ ٢٨؛ حكمت، ٩٧)
و آن به سبب نگارش بخش عمدهای از كتاب، یعنی از سال ٤٦ق تا زمان
چنگیزخان است. سبك نگارش تتوی در تاریخ الفی، روان و نثر او خالی از
هرگونه تكلف است. وقایع هزار سالۀ اسلام در این کتاب به صورت سالشمار آمده،
اما مبدأ تاریخ را رحلت پیامبر (ص) گرفته است، نه هجرت. شیوۀ گزارش مطالب
نشان میدهد كه تتوی و دیگر نویسندگان اثر به مهمترین منابع تاریخی
پیشینیان و به ویژه نوشتههای مورخان تیموری در ایران دسترسی داشته، و
این منابع عموماً در كتابخانۀ اكبرشاه نگهداری میشده است (نك : بدائونی،
همانجا). نكتۀ مهم دیگر، احتمال استفادۀ تتوی از بخشهای گمشدۀ تاریخ بیهقی
است كه در ذكر حوادث مربوط به غزنویان و خصوصاً نیمۀ دوم سدۀ ٤ق از آن سود
برده است (آل داود، ١٩-٢٠).
تاریخ الفی در میان منابع گوناگون تاریخی دورۀ تیموریان جایگاهی كم نظیر
دارد. این اثر منبع بسیاری از آثار بعدی بوده است که از آن جمله میتوان به
تذكرۀ هفت اقلیم امین احمد رازی اشاره كرد (نک : ١/٤٨٧). وجود نسخههای خطی
متعدد نیز حاكی از اهمیت و رواج این اثر است. استوری فهرستی از ٤٦ نسخۀ
تاریخ الفی را برمیشمارد .(I/١٢٠-١٢١) نسخههای متعددی هم در هند و پاكستان
وجود دارد كه منزوی برخی از آنها را یادآور شده است (خطی، ٦/٤١٠٠-٤١٠٢).
بخشهایی از دو نسخۀ مصور نفیس در موزۀ هنرهای زیبای ویرجینیا و موزۀ هنری
وُرسِستر ماساچوست نگهداری میشود («صفحهای...١»؛ «حاکمی...٢»).
متن کامل تاریخ الفی به تصحیح غلامرضا طباطبایی مجد در ٨ جلد (تهران، ١٣٨٢ش) و بخش
پایانی كتاب كه در برگیرندۀ وقـایـع ٨٥٠ تا ٩٨٤ ق است، بـه كـوشش علی آل
داود (تـهران،
١٣٧٨ش) به چاپ رسیده است.
٢. احسن القصص و دافع الغصص. به تصریح تتوی، این اثر
گزیدهای از تاریخ الفی است (منزوی، همان، ٦/٤٠٩٣). در سدۀ ١٣ق احمد بن
ابی الفتح شریف اصفهانی، این كتاب را تغییراتی جزئی داد و به خود منسوب
كرد (نک : همو، حاشیه...، ٦٠٣-٦٠٤، خطی، ٦/٤٠٩١). از این تحریر نسخههای
متعددی در كتابخانههای ملی، آستان قدس، مدرسۀ سپهسالار و دانشگاه تهران
نگهداری میشود (همان، ٦/٤٠٩١-٤٠٩٣). ظاهراً تنها نسخهای كه در آن از تتوی
به عنوان نویسنده نام برده شده، نسخهای است كه مؤلف الذریعة در نجف
نزد محمد صادق كمونه دیده است (آقابزرگ، ١/ ٢٨٨).
٣. خلاصة الحیات. این اثر كه به نثری فنی و مصنوع نگاشته شده، پس از تاریخ
الفی، مهمترین كتاب تتوی است. خلاصة الحیات مشتمل است بر سرگذشت
فیلسوفان و حكیمان دوران باستان؛ هرچند كه مؤلف نزهة الخواطر، بر آن است
كه فصلی دربارۀ فیلسوفان مسلمان نیزدر این اثر وجود داشته است (عبدالحی،
همانجا). این كتاب به فرمان ابوالفتح بن عبدالرزاق گیلانی كه خود از
حكیمان دربار اكبرشاه بود، نگاشته شد (نسرین، ١٧٣-١٧٤، ١٨٣). دانش پژوه این
اثر را تألیفی از چند كتاب معدود میداند (ص ١٦٩)، اما باید گفت که تتوی در
تألیف این اثر، آثار متعددی از نویسندگان پیشین را در اختیار داشته، و به
آنها استناد كرده، و اطلاعات سودمندی براساس منابع مربوط به ایران باستان و
نكات ارزشمندی از علوم پزشكی و نجوم ارائه داده است (نک : شورا،
١٧/٥٠-٥١). در برخی از مآخذ، نام كتاب را خلاصة الحیوان فی تاریخ احوال
الحكماء الاعیان نیز آوردهاند (مركزی، ٣/٢٤٤٢؛ آل داود، ٣٤). محمدتقی بهار از
این اثر با عنوان تاریخ الحكما یاد كرده است (٣/ ٢٥٨). منزوی چندین نسخه از
خلاصةالحیات را برشمرده (فهرستواره...، ٣/٢١٢٤) كه کهنترین آن متعلق به
كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران است (نک : نسرین، ١٨٦). در كتابخانه خدابخش
نیز نسخهای از این اثر (شم(١٧٧٩ نگهداری میشود (خان، .(V/٥٥١-٥٥٢
شوشتری به ٣ اثر از تتوی اشاره كرده كه تاكنون نسخهای از آنها به دست
نیامده است: رسالهای در تحقیق تریاق فاروق كه دربرگیرندۀ مباحثی در طب و
داروشناسی بوده است؛ رسالهای در اخلاق؛ و رسالهای در اسرار حروف و رموز
اعداد بر مبنای كتاب مفاحص (ص ٥٩٢). ابوالفضل علامی نیز در آیین اكبری به
ترجمهای از معجم البلدان اشاره دارد كه تتوی با همكاری قاسم بیک، شیخ
منور و عدهای دیگر آن را تهیه كرده بودند (١/٧٦-٧٧). تتوی در دیباچۀ خلاصة
الحیات از كتاب مفصل دیگری با نام مرآة العالم نام میبرد كه در حال
تألیف آن بوده است ( شورا، ١٧/٥١).
مآخذ: آفتاب اصغر، تاریخنویسی فارسی در هند و پاکستان، لاهور، ١٣٦٤ش؛ آقابزرگ،
الذریعة؛ آل داود، علی، مقدمه بر تاریخ الفی احمد تتوی و آصفخان قزوینی،
تهران، ١٣٧٨ش؛ ابوالفضل علامی، آیین اكبری، كلكته، ١٨٩٣م؛ همو،
اكبرنامه،كلكته، ١٨٨٦م؛ بدائونی، عبدالقادر، منتخب التواریخ، به كوشش
احمدعلی كلكته، ١٨٦٥- ١٨٦٩م؛ بهار، محمدتقی، سبكشناسی، تهران، ١٣٥٥ش؛
بهرامیان، علی، «نگاهی به تاریخ الفی»، نشر دانش، تهران، ١٣٧٨ش، س ١٦،
شم ٣؛ حكمت، علیاصغر، سرزمین هند، تهران، ١٣٣٧ش؛ دانشپژوه، محمدتقی،
«تاریخنگاری فلسفه»، همراه نزهة الارواح و روضة الافراح محمد شهرزوری، تهران،
١٣٦٥ش؛ رازی، امین احمد، هفت اقلیم، به كوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛
شاهنوازخان، مآثرالامرا، به كوشش اشرف علی، كلكته، ١٢٠٩ق؛ شورا، خطی؛
شوشتری، نورالله، مجالس المؤمنین، تهران، ١٣٧٥ق؛ صدرالافاضل، مرتضیٰ حسین،
مطلع انوار، ترجمۀ محمد هاشم، مشهد، ١٣٧٤ش؛ عبدالحی، نزهة الخواطر، حیدرآباد
دكن، ١٣٧٤ق/١٩٥٤م؛ مركزی، خطی؛ منزوی، احمد، حاشیه بر ادبیات فارسی
استوری، تهران، ١٣٦٢ش؛ همو، خطی؛ همو، فهرستوارۀ كتابهای فارسی، تهران،
١٣٧٤- ١٣٧٩ش؛ نسرین، عصمت، «كتاب خلاصة الحیات»، دانش، اسلامآباد، ١٣٦٨-
١٣٦٩ش، شم ٢٠-٢١؛ نقوی، حسین عارف، تذكرۀ علمای امامیۀ پاكستان، ترجمۀ
محمدهاشم، مشهد، ١٣٧٠ش؛ نیز:
Akbar the Great Moghul, ed.S.R. Bakshi and S.K.Sharma, New Delhi, ٢٠٠٠; Elliot,
H.M., The History of India, ed. J. Dowson, Lahore, ١٩٧٦; Khan, Sh., Rare Persian
Manuscripts Preserved in Khuda Bakhsh Library, Patna, ١٩٩٥; »Page from a
Manuscript of the Tarikh-i-Alfi«, www. vmfa. state.va.us/ worlds/٦٨-٨-٤٨.html;
»A Ruler on Horseback Leading an Army«, Worcester Art Museum, www.
worcesterart.org/ Collection/Indian/١٩٨٥. ٣١٥.html; Storey, C.A., Persian
Literature, London, ١٩٢٧.
غلامرضا امیرخانی