دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٥٧
| تبریزی، یعقوب جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٥٧ |
تَبْریزی، یعقوب بن جعفر حلّی نجفی(١٢٧٠- ١٣٢٩ق/١٨٥٤-
١٩١١م)، واعظ، خطیب و شاعر شیعی ایرانی تبار. نیاکان وی از تبریز به نجف کوچیدند،
به همین سبب، وی را عجم تبریزی لقب داده بودند (خاقانی، ٥/٤٥٥، به نقل از کاشف
الغطا در الحصون المنیعة؛ قس: امینی، ٣/١٣٦٧، که لقب وی را برگرفته از کنیۀ شخصی یا
مسائل نظامی در زمان عثمانیان میداند).
وی در نجف متولد شد و همانجا پرورش یافت (حرزالدین، ٣/٢٩١؛ خاقانی، همانجا؛
یعقوبی، ٣/١٤٤). او در ١٩ سالگی پدر را از دست داد و تربیت و تعلیم وی به وصی پدرش،
مهدی قزوینی واگذار شد؛ اما قزوینی بدان سبب که غالباً در حله بود، یعقوب را به
ملاعلی خلیلی (د ١٢٩٧ق/١٨٨٠م) سپرد. وی همچنین از محضر شیخ حسین صغیر (د
١٣١٨ق/١٩٠٠م) بهرهها برد (همو، ٣/١٤٤-١٤٥)؛ در نجف نزد شیخ جعفر شوشتری
(د ١٣٠٣ق) روش وعظ و خطابه آموخت (خاقانی، همانجا؛ یعقوبی، ٣/١٤٥، نیز نک : شبر،
٨/٢٣١-٢٣٢) و اخلاق و عرفان را نزد ملاحسینقلی همدانی (د ١٣١١ق)، و ادبیات را نزد
ابراهیم طباطبایی (د ١٣١٩ق) فراگرفت (حرزالدین، خاقانی، همانجاها؛ یعقوبی، ٣/١٥٠) و
در سن ٢٥ سالگی از سوی مهدی قزوینی و محمدحسین کاظمی، دو مجوز روایت دریافت کرد که
بیانگر اعتماد آن دو به اوست (یعقوبی، ٣/١٤٥).
تبریزی حوالی سال ١٣٠٠ق/١٨٨٣م، نجف را به قصد سماوه ترک گفت و بیش از ١٠ یا ١٥ سال
در آنجا به ایراد خطابه و ارشاد و تبیین واقعۀ کربلا پرداخت (حرزالدین، خاقانی،
همانجاها؛ نیز نک : امینی، ٣/١٣٦٦-١٣٦٧). حرزالدین (همانجا) انگیزۀ ترک نجف را
تنگی معیشت وی میداند، اما یعقوبی در سبب ترک شهر گوید: میان او و برادرانش بر سر
نحوۀ ادارۀ املاک پدر مشاجراتی درگرفت و در نتیجه، یعقوب را مغرضانه به شعبۀ وظیفۀ
عمومی دولت عثمانی معرفی کردند. همین امر موجب شد وی شهر را ترک گوید (٣/١٤٧).
تبریزی در ١٣١٣ق/١٨٩٥م، به نجف بازگشت و بار دیگر به خدمت سربازی فراخوانده شد، از
اینرو، به حله رفت و با کمک محمد قزوینی تابعیت ایران را اختیار کرد (همانجا).
یعقوب در حله و پیشتر در سماوه، شاگردان و قاریان بسیاری پرورش داد (خاقانی،
همانجا). وی سپس در پی یک بیماری به نجف بازگشت و در ١٤ ربیعالآخر ١٣٢٩ درگذشت و
در آرامگاه وادیالسلام آن شهر به خاک سپرده شد (حرزالدین، همانجا؛ سماوی، ٢/ ٤٣٨؛
خاقانی، همانجا؛ آقابزرگ، ٩/١٣١٢).
از ویژگیهای مهم خطابههای او آن است که میتوانست مضامین خود را در شکلها و
قالبهای دلنشینی جا دهد، پیوسته در وحدت بخشیدن به موضوع بکوشد و در عین حال، با
ذکر اخبار و اشعار سخن را متنوع سازد و بدینسان، دل مخاطبان را به سوی خود کشاند
(نک : یعقوبی، ٣/١٤٥-١٤٦).
مجموع سرودههای تبریزی که در حدود ١٥ هزار بیت بالغ است، به همت فرزندش، محمدعلی
جمعآوری شد؛ اما حاصل تلاشهای وی در واقعۀ عاکف در حله به سال ١٣٣٥ق/١٩١٧م از دست
رفت (یعقوبی، ٣/١٥٠؛ آقابزرگ، همانجا). او بعدها اشعار برجای مانده را از منابع و
کلیات مختلف فراهم آورده، در
دیوانی مشتمل بر حدود دوهزار بیت در نجف (١٣٨٢ق/١٩٦٢م) منتشر کرد.
تبریزی در آغاز جز رثای امام حسین (ع) شعری نمیسرود. اما بعدها دیگران را هم مدح
کرده است. در گزیدههایی از شعر او که صاحب الذریعه (آقا بزرگ، ١١/ ٢٩٤) نقل کرده،
اشعاری که در رثای امام حسین (ع) سروده شده، همه فاخر و ارجمند است. شاعر در قصائد
خود به مصائب حضرت میپردازد و حتى میکوشد ماجراهای اندوهبار خاندان را با ذکر
نام، یک به یک برشمارد. گزینش الفاظ در آنها به رغم گرایش به گفتار عامیانه، عمداً
گزینشی ادیبانه است و او از به کاربردن کلمههای بسیار دشوار کهن بیم ندارد. گویند
وی در شأن امامحسین (ع) ٣ روضه سروده است: نخستین روضه به زبان فصیح عربی است؛
روضۀ دوم به زبان عامیانه؛ و روضۀ سوم شامل نوحه سرایی است که آن هم به زبان
عامیانه است. تبریزی دربارۀ روضۀ اول خود، شعری سروده و به تضمین از سعدی گفته است
که «از گلستان من ببر ورقی» (شبر، ٢/٢٣٢).
وی امام علی (ع) (نک : همو، ٨/٢٣٣: دو بیت) را نیز مدح گفته است. از معاصران، حبیب
بیگ را ستوده، و به مناسبت عید فطر به او تبریک گفته است (خاقانی، ٥/٤٥٦: ٢٢ بیت).
برای محمد قزوینی مدحیهای سروده (امین، ١٠/٣١٥)، و خلاصه اقدام میرزا حسن شیرازی
را به سبب تحریم تنباکو در ایران ستوده، و به شدت تحت تأثیر اقدام جسورانۀ میرزا
قرار گرفته است؛ دراینباره گفته است که این کار چنان عظیم بوده که شهریاران روی
زمین از میرزای شیرازی بیمناک شدهاند (حرزالدین، ٣/٢٩٢-٢٩٣: قطعهای در ٢١ بیت).
اشعار تبریزی تقلیدی، آکنده از اغراقگویی و سرشار از آرایـههای لفظـی چـون جنـاس،
موازنـه و … است و گـاه نیـز از ابیاتحکمتآمیز تهی نیست(مثلاً نک : خاقانی،
همانجا: بیتهای ٣، ١٦، ٢١).
تبریزی در پرداختن ماده تاریخ زبردست بود و بر حوادث مهمی چون پیروزی ارتش عثمانی
بر یونان در ١٣١٤ق/١٨٩٦م (شبر، همانجا) و وفات جعفر شوشتری (همو، ٨/٢٣٤) تاریخ
نهاده است.
غزلیات او بسیار ناچیز، اما روان و دلنشین، و از دشواریهای لغوی و پیچیدگیهای نحوی
به دور است (مثلاً نک : سماوی، ٢/٤٣٧- ٤٣٨؛ شبر، ٨/٢٣٤- ٢٣٥). تبریزی روی همرفته
شاعری ممتاز نیست و اشعار او همه متوسط است (حرزالدین، ٣/٢٩١؛ سماوی، ٢/٤٣٧).
از تبریزی افزون بر دیوان، آثار دیگری به نامهای الروضة الزهراء (به زبان عامیانه،
در ٣ جزء) و مجموعة المراثی یاد کردهاند (یعقوبی، ٣/ ١٤٨؛ آقابزرگ، ١١/٢٩٤،
٢٠/١٠٥؛ امینی، ١٠/٣١٥). همچنین کتابی با عنوان مناهل الوراد، به او نسبت داده شده
است (یعقوبی، ٣/١٥٠، به نقل از طهرانی در نقباء البشر). گزیدهای از شعر او نیز
توسط فرزندش، محمدعلی یعقوبی در البابلیات (نک : ٣/ ١٤٨-١٧٢) بهچاپ رسیده است
(عواد، ٣/ ٤٦٩).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ امین، محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت،
١٩٩٣م؛ امینی، محمدهادی، معجم رجال الفکر و الادب فی النجف، نجف، ١٤١٣ق/ ١٩٩٢م؛
حرزالدین، محمد، معارف الرجال، به کوشش محمدحسین حرزالدین، قم، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛
خاقانی، علی، شعراءالحلة، نجف، ١٣٧٢ق/١٩٥٢م؛ سماوی، محمد، الطلیعة من شعراء
الشیعة، به کوشش کامل سلمان جبوری، بیروت، ١٤٢٢ق/٢٠٠١م؛ شبر، جواد، ادب الطف،
بیروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٩م؛ عواد، کورکیس، معجمالمؤلفین العراقیین، بغداد، ١٩٦٩م؛
یعقوبی، محمدعلی، البابلیات، نجف، ١٩٦٥م. هادی نظری منظم