دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٥٣
| تبریزی، ملا رجبعلی جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٥٣ |
تَبْریزی، ملّا رجبعلی (د ١٠٨٠ق/ ١٦٦٩م)، حکیم مشائی حوزۀ
فلسفی اصفهان. او در تبریز به دنیا آمد. اهل سفر بود و مدتی در بغداد به ریاضت و
سلوک اشتغال داشت؛ سپس به اصفهان هجرت کرد و به تحصیل حکمت پرداخت (شاملو، ٢/٤٧).
از استادان او میرفندرسکی (د ١٠٥٠ق/١٦٤٠م) است که تبریزی در گرایش به حکمت مشائی
ابنسینا از او متأثر بوده است. برخی احتمال دادهاند که میرداماد (د ١٠٤١ق/١٦٣١م)
نیز از استادان او بوده باشد (نک : همایی، ١٩؛ آشتیانی، مقدمه بر الشواهد...، ٨٨).
تبریزی با احاطهای که بر آثار و افکار ابنسینا داشت (قزوینی، ١٥٠)، در مدرسۀ شیخ
لطفالله اصفهان به تدریس حکمت پرداخت (نصرآبادی، ١/٢٢٣؛ شاملو، ٢/ ٤٨). شاگردان
مشهور او ایناناند: ١. محمد رفیع زاهدی، معروف به پیرزاده، از نزدیکترین شاگردان
تبریزی که نزد او کلام نیز خوانده است. وی نوشتههای تبریزی را در دورانی که به سبب
ضعف جسمانی قادر به نوشتن نبود، زیر نظر او تحریر کرد (آشتیانی، منتخباتی...، ٢/
٤٤٩، ٤٥٠؛ کربن، ٧٤-٧٥؛ نیز نک : بخش آثار در همین مقاله). ٢. قاضی سعید قمی (د
١١٠٧ق/١٦٩٥م). وی بهرغم اینکه فقط در حکمت مشاء شاگرد تبریزی بوده، اما به شدت تحت
تأثیر اوست (افندی، ٢/٢٨٤؛ خوانساری، ٤/١٠-١١؛ آشتیانی، مقدمه بر الشواهد، ١٠١) و
در نوشتههای خود آراء او را نقل کرده است (نک : قاضی سعید، ٢٩٨- ٢٩٩، ٤٧١). ٣.
امیر قوامالدین محمد رازی اصفهانی، که با تداوم بخشیدن به طریق تفکر تبریزی،
نمایندۀ سنت فکری اوست (همایی، ١٨؛ نیز نک : کربن، همانجا، که افکار او را یادآور
دونس اسکوتس، فیلسوف متأله قرون وسطى دانسته است). ٤. ملاعباس مولوی (زنده در
١١٠١ق)، که در اصول الفواید خود به افکار تبریزی پرداخته است (آشتیانی، منتخباتی،
٢/ ٤٤٩؛ مشکوٰة، ٣٥). ٥. ملافریدون شیرازی، که مدفن وی در جوار قبر تبریزی است
(نصرآبادی، ١/٢٨٣). ٦. محمدبن عبدالفتاح تنکابنی، معروف به سراب و ملامحمد تنکابنی
(صفا، ٥(١)/٣٤١).
از دیگر شاگردان مشهور تبریزی، علی قلی بن قرچغای خان، محمدحسین قمی، ملاحسن
لُنبانی، ملامحمد شفیع اصفهانی، میرمحمدیوسف طالقانی، لطفعلی بیگ، میرزا عبدالله و
سیدمحمد توفیقی را نیز نام بردهاند (برای اطلاع بیشتر، نک : افندی، ٢/٢٨٣-٢٨٤؛
نصرآبادی، ١/٤٥، ٢٧٠، ٢/٧٩٦؛ همایی، کربن، همانجاها؛ آشتیانی، مقدمه بر الشواهد،
٩٢).
تبریزی به حسب مقام علمیاش نزد شاهان صفوی و درباریان مورد تکریم بود، چنانکه،
شاه عباس دوم (سل ١٠٥٢-١٠٧٧ق) خانهای در حومۀ اصفهان به او اهدا کرد و پسرش، شاه
سلیمان اول نیز به مصاحبت او اشتیاق نشان میداد (نک : نصرآبادی، ١/٢٢٣؛ شاملو،
٢/ ٤٨؛ قزوینی، ١٥١-١٥٢؛ افندی، ٢/٢٨٣).
حوزۀ درسی تبریزی تا اواخر عمر که به سبب ضعف و بیماری، تدریس را ترک گفت، در
اصفهان برقرار بود. مدفن او در مقبرۀ بابا رکنالدین شیرازی در تخت پولاد اصفهان
واقع شده است (نصرآبادی، ١/٢٢٣، ٢٨٣).
آثـار: آثار تبریزی که برخی از آنها تقریر دروس اوست (نک : آشتیانی، منتخباتی،
١/٢٦١)، عبارتاند از: ١. الاصل الاصیل (یا الاصول الآصفیة)، به عربی در فلسفه
(قزوینی، ١٥٢؛ آقابزرگ، ٢/١٧٦-١٧٧؛ آشتیانی، همان، ١/ ٢١٩)، که آشتیانی گزیدهای از
آن را به چاپ رسانده است (نک : همان، ١/٢٤٤-٢٧٠). ٢. رسالۀ اثبات واجب، به فارسی
در فلسفه و در موضوع اشتراک لفظی وجود، که با دو عنوان اشتراک الوجود و وجودالباری
نیز معرفی شده است (آقابزرگ، ١١/ ٧٨- ٧٩، ٢٥/٣٧). این اثر به کوشش عبدالله نورانی
در مجلۀ نامۀ آستان قدس (مشهد، ١٣٤٤ش، شم ١)، و نیز به کوشش جلالالدین آشتیانی در
منتخباتی از آثار حکمای الاهی ایران (١/٢٢٠-٢٤٣) چاپ شده است. آقا جمال خوانساری (ص
٢٧٥-٢٨٠) و میرزا محمد مشهدی (نک : آقابزرگ، ٢٥/٤٠) و در میان متأخران، آشتیانی
(نک : همان، ١/٢٢١، ٢٢٢، ٢٣١، مقدمه بر الشواهد، ٩١-٩٢) این رساله را نقد کرده، یا
بر آن ردیه نوشتهاند. ٣. کتاب فی الحکمة، به فارسی که قاضی سعید قمی آن را با
عنوان البرهان القاطع و النور الساطع به عربی ترجمه کرده، و آن را رسالۀ نهم از
مجموعۀ الاربعینیات خود قرار داده است (برای اطلاع بیشتر، نک : مشکوٰة، ٢٩؛
آقابزرگ، ١/٤٣٦، ٧/٥٤-٥٥). ٤. المعارف الالٰهیة (تهران، ١٣٥٤ش)، که تقریرات
محمدرفیع پیرزاده از درسهای اوست و عنوان آن را هم خود او پیشنهاد کرده است. بخشی
از این اثر را آشتیانی انتشار داده است (نک : منتخباتی، ٢/٤٥١ بب ؛ نیز آقابزرگ،
٢١/١٩٠-١٩١). ٥. ]رساله در معاد[ که قزوینی (ص ١٥١) محتوای آن را منطبق بر معارف
شریعت دانسته است. کحاله این نوشته را با الاصل الاصیل یکی پنداشته است (٤/١٥٣)،
اما به نظر نورانی این رساله همان اثبات واجب
است، زیرا تبریزی عنوان «اثبات واجب» را برآن ننهاده، و از آغاز تألیف، بدون نام
بوده است (ص ٤٧). ٦. تفسیر آیةالکرسی (آقابزرگ، ٢٣/ ١٦٩).
تبریزی شعر نیز میسرود و تخلص «واحد» داشت. چند رباعی از او در منابع نقل شده است
(واله، ٩٥٠؛ نصرآبادی، ١/٢٢٣-٢٢٤؛ هدایت، ٤٠٠؛ آقابزرگ، ٩/١٢٤٧؛ صفا، ٥(١)/٣٤٢).
آراء : رأی مشهور تبریزی، عقیدۀ او به اشتراک لفظی وجود است، به این معنا که واجب
الوجود و ممکنات در اطلاق لفظ «وجود» بر آنها اشتراک لفظی دارند (تبریزی،
«اثبات...»، ٢٢١-٢٢٧، «الاصول...»، ٢٥٧- ٢٥٩). او قائل به اصالت ماهیت بوده، و
ترکیب وجود و ماهیت را انضمامی میدانسته است. تبریزی حرکت در جوهر و وجود ذهنی و
عینیت ذات و صفات خداوند را انکار کرده است (نک : «اثبات»، ٢٣١، ٢٣٥-٢٤٣،
«الاصول»، ٢٥٤-٢٥٥، ٢٦٢-٢٦٦). وی در فقه از قائلان به وجوب تخییری نماز جمعه است
(جعفریان، ١٧١).
تبریزی را از فیلسوفان بزرگ قرن ١١ق/١٧م و نیز متکلم و فقیهی بهشمار آوردهاند که
بیش از معاصران خود در فلسفه ژرفاندیشی کرده، و سخت متأثر از معتزله بوده است.
طریق تفکر او با سنت اشراقی پیش از وی متفاوت بوده است، و نیز مخالف ملاصدرا در
مبحث اصالت و اشتراک معنوی وجود بهشمار میرود. اندیشههای او حوزۀ مستقلی را
تشکیل داد که میتوان از آن با عنوان «جریان» یا «مکتب» رجبعلی تبریزی یاد کرد (نک
: همایی، همانجا؛ آشتیانی، مقدمه بر شرح...، ٦٤، منتخباتی، ١/٢٣١؛ کربن، همانجا؛
ابراهیمی دینانی، ٣/ ٨٢). به نظر آشتیانی (مقدمه بر الشواهد، ٩١، منتخباتی، ١/٢٢٠)،
مشرب فلسفی تبریزی مشائی است. سخنانی که وی در بحث اشتراک لفظی وجود، از اثولوجیا و
از صدرالدین قونیوی (د ٦٧٣ق/١٢٧٤م) و شیخ محمود شبستری (د ٧٣٠ق/١٣٣٠م) نقل کرده
(نک : «اثبات»، نیز «الاصول»، جم)، ناظر به آراء آنها نبوده است، زیرا آنان از
قائلان به اشتراک معنوی وجودند.
تبریزی را برخی متمایل به اصالت تسمیه دانستهاند (نصر، ٣٦٥)، اما به نظر آشتیانی
(همان، ١/ ٢٤٩، ٢/٤٦٧- ٤٦٩) سخن او در سنخیت میان علت و معلول، تصریح بر اصالت وجود
میکند. کربن (همانجا) اندیشۀ او را نزدیک به آراء مکتب شیخیه و حکمت اسماعیلیه و
نیز پِرُکلُس (ه م)، فیلسوف نوافلاطونی دانسته است. ابراهیمی دینانی (٣/٤٤٢)
برخلاف نظر کربن میگوید که معارف «مکتب تفکیک» در عهد اخیر و جریان اندیشۀ تبریزی
و شاگردان او، خصوصاً قاضی سعید قمی، مشابهتهای انکارناپذیری با یکدیگر دارند.
مآخذ: آشتیانی، جلالالدین، مقدمه بر شرح رسالۀ المشاعر لاهیجی، مشهد، ١٣٤٢ش ؛
همـو، مقدمه بر الشواهد الربوبیۀ صدرالدین شیرازی، مشهـد، ١٣٤٦ش؛
همو،منتخباتی از آثارحکمای الاهی ایران،تهران، ١٣٥١-١٣٥٤ش؛آقابزرگ،الذریعة؛
آقا جمال خوانساری، محمد، رسائل، به کوشش علیاکبر زمانینژاد، قم، ١٣٧٨ش؛ ابراهیمی
دینانی، غلامحسین، ماجرای فکر فلسفی در جهان اسلام، تهران، ١٣٧٧-١٣٧٩ش؛ افندی،
عبدالله، ریاض العلماء، به کوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠١ق؛ تبریزی، ملارجبعلی، «اثبات
واجب»، «الاصول الآصفیة»، منتخباتی از آثار حکمای الاهی ایران (نک : هم ،
آشتیانی)؛ جعفریان، رسول، دین و سیاست در دورۀ صفویه، قم، ١٣٧٠ش؛ خوانساری،
محمدباقر، روضات الجنات، قم، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ شاملو، ولیقلی، قصص الخاقانی، به کوشش
حسن سادات ناصری، تهران، ١٣٧٤ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران،
١٣٨٢ش؛ قاضی سعید قمی، شرح الاربعین، به کوشش نجفقلی حبیبی، تهران، ١٣٧٩ش؛ قزوینی،
عبدالنبی، تتمیم امل الآمل، به کوشش احمد حسینی، قم، ١٤٠٧ق؛ کحاله، عمررضا، معجم
المؤلفین، بیروت، ١٣٧٧ق؛ مشکوٰة، محمد، مقدمه بر کلید بهشت قاضی سعید قمی، تهران،
١٣٦٢ش؛ نصر، حسین، سنت عقلانی اسلامی در ایران، ترجمۀ سعید دهقانی، تهران، ١٣٨٣ش؛
نصرآبادی، محمدطاهر، تذکره، به کوشش محسن ناجی نصرآبادی، تهران، ١٣٧٨ش؛ نورانی،
عبدالله، مقدمه بر «اثبات واجب»، نامۀ آستان قدس، ١٣٤٤ش، س ٦، شم ١؛ واله
داغستانی، علیقلی، ریاض الشعراء، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم ٤٣٠٤؛ هدایت،
رضاقلی، ریاض العارفین، به کوشش مهرعلی گرکانی، تهران، ١٣٤٤ش؛ همایی، جلالالدین،
مقدمه بر شرح رسالۀ المشاعر لاهیجی، مشهد، ١٣٤٢ش؛ نیز:
Corbin, H., Iranienne et philosophie comparée, Tehran, ١٩٧٧.
حسن سیدعرب