دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٤٩
| تبریز، انجمن جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٤٩ |
تَبْریْز، اَنْجُمَن، نهادی سیاسی در تبریز که در دورۀ مجلس
اول و نیز پس از انحلال آن در انقلاب نقش مهمی ایفا کرد.
انجمنها نهادهایی بودند سیاسی که در آستانۀ انقلاب مشروطیت در ایران پیدا شدند. این
نهادها به نظری بر اساس الگوی «ساویت١» (شورا)هایی که انقلابیون روسی در سالهای
نخست سدۀ ٢٠م و در جریان انقلاب ١٩٠٥م روسیه برپاداشتند، پدید آمدهاند (
ایرانیکا، II/٧٧). البته گروهبندیهای سرّی به منظور فعالیتهای سیاسی و انقلابی در
ایران سابقهای طولانی داشت؛ به ویژه در جریان نهضت تجددگرایی که خود مقدمۀ انقـلاب
مشـروطیت شد، چنین گروههـایـی ــ که ناخشنـودی از نظام استبدادی و اعتقاد به نوسازی
جامعه از انگیزههای عمدۀ پیوستن عناصر مختلف بــه آنها بود ــ نقش قابـل اعتنایی
در هدایت نارضاییها و پیشبرد نهضت و توفیق مشروطه خواهی داشتند (نک : لمتن، ٣٨٦-
٣٨٧، ٤٠٢، ٤٠٥).
١. soviet
در آستانۀ انقلاب مشروطه، گذشته از وجود انجمنهای سیاسی چون «کمیتۀ انقلاب» (نک :
ملکزاده، ٢/٥-١٩؛ ابراهیماف، ١٣١-١٣٩) و انجمن مخفی (نک : همو، ١٣٩ ff.؛
ناظمالاسلام، ١/٥ بب ؛ لمتن، ٣٩٨-٤٠٥)، در تهران و در بعضی از شهرهای بزرگ از آن
جمله در تبریز نیز چنین انجمنهایی وجود داشتهاند. در سالهای دهۀ نخست پیش از
انقلاب مشروطه ٣ گروه سیاسی در تبریز شناسایی شده است که در اولی روشنفکرانی چون
حسن تقیزاده، محمدعلی تربیت، حسین عدالت، محمد شبستری (ابوالضیاء)، علی قلی
صفرُف، حسن شریفزاده و...؛ در دومی مبارزانِ آزادیخواهی چون علی مُسیو، رسول
صدقیانی، جعفر آقا گنجهای و...؛ و در سومی که «انجمن اسلامیه» نامیده میشد ــ و
این غیر از انجمنی به همین نام است که در آستانۀ بمباران مجلس در تبریز تشکیل یافت
(نک : امیر خیزی، ٣١، ٣٣، ٨٨-٩٠، ٢٤٩) ــ روحانیان مبارزی چـون حاجـی میـرزا
ابـوالحسن چایکناری، شیخ اسماعیل هشترودی، شیخ سلیم، میرزا جواد ناصح زاده، میرزا
حسین واعظ و ...(نک : کسروی، تاریخ مشروطه...، ١/ ١٤٩-١٥٢) شرکت داشتند.
در این میان، با وجود صدور فرمان مشروطه در اواسط جمادیالآخر ١٣٢٤ در تهران و آغاز
کار تدوین «نظامنامۀ انتخابات» و توشیح آن در ١٩ رجب از سوی مظفرالدینشاه، دربار
هنوز از دادن آگاهی دربارۀ آنچه که در تهران اتفاق افتاده بود، جلوگیری میکرد و
«در شهرها همچنان آیین خودکامگی به کار بسته میشد» و چنان مینمود که دولت درصدد
آن است که اگر تواند، بساط مشروطه را «از تهران نیز برچیند» (نک : کسـروی، همـان،
١/ ١١٨-١٢٥). از ایـنرو، «آزادی» و«عدالت» ـ خواهان تبریز که تحت فشار خودکامگی
مضاعف محمدعلی میرزایولیعهد ــ که به خفهکردن جنبش تهران نیزمیکوشید ــ بودنـد،
به پیـروی از تهـران، از ٢٩ رجب به تحصن در کنسول ـ خانۀ انگلیس و مسجد صمصامخان
پرداختند و برای تأمین هزینۀ آنها صندوقی به نام «صندوق مصارف انجمن عدالت و مشروطه
خواهان اسلام» پدید آوردند و در پاسخ پیامهای فریبندۀ محمدعلی میرزا اعلام داشتند
که «....ما مشروطه میخواهیم». سرانجام، ١٠ روز پس از آغاز بستنشینی و تعطیل بازار
و اعتصاب عمومی، کنسول انگلیس صورت تلگراف مظفرالدین شاه دایر بر «مرحمت» اجازۀ
«تشکیل مجلس شورای ملی و نظامنامۀ آن» به «اهالی مملکت آذربایجان» را، به انضمام
دستخط ولیعهد که بر اساس دستخط شاه و در تأیید آن نوشته شده بود، به نمایندۀ
«انجمن عدالتطلبان تبریز» ـ که از قرار معلوم رهبری بستنشینان و اعتصاب عمومی را
در دست داشته است ــ ابلاغ کرد و مردم همانروز از مسجد و کنسولگری بیرون آمدند و
بازارها را باز کردند (همان، ١/١٥٣-١٦٢).
نامههای شاه و ولیعهد حاکی از آن بودند که پس از رسیدن «نظامنامه» از تهران، به
انتخاب وکلا اقدام شود؛ لیکن رهبران جنبش که از طرف مردم برانگیخته و به پا خاسته،
به جلو رانده میشدند، بیآنکه منتظر رسیدن «نظامنامه» شوند، از همان روزهای نخست،
خود به ترتیب مقدمات کار برآمدند و خانهای را که یکی از مشروطهخواهان در
اختیارشان گذاشته بود، مرکز حل و فصل امور شهر و جنبش قرار دادند و بدین منظور ٢٠
تن از سران جنبش را برگزیدند تا به همدستی علما کارها را راهبرند (همان،
١/١٦٣-١٦٥). بدینترتیب، سنگ بنای نخستین انجمن ایالتی در ایران گذاشته میشود (نک
: ایوانف، ٣٦؛ رفیعی، ٢٩) که البته ابتدا «مجلس ملی» نامیده شد و بعد نامهای دیگری
گرفت (نک : دنبالۀ مقاله). به نظر هما ناطق، انجمن تبریز را که در دورۀ مجلس اول و
نیز بعد از انحلال آن (نک : دنبالۀ مقاله) نقش مهمی در انقلاب ایفا کرد، رهبران
همان فرقۀ اجتماعیون ـ عامیون در ١٣٢٤ق/١٩٠٦م تأسیس کردند؛ لیکن نه چنان که کسروی
یاد کرده، در اکتبر / شعبان و به دنبال تحصن در تبریز، بلکه یک ماه و نیم پیش از آن
(نک : ایرانیکا، II/٧٩). بیات پس از نقل قول مذکور، انجمن تبریز را عملاً توسعه
یافتۀ فرقۀ اجتماعیون ـ عامیون دانسته است (همانجا). این فرقه که «حزب مجاهدین
تبریز» نیز نامیده شده، یک هستۀ سری به نام «مرکز غیبی» داشته است که به نظر برخی،
از نفوذ بسیاری در انجمن تبریز برخوردار بود و شاید مانند «کمیتۀ انقلاب» انجمن را
مخفیانه هدایت میکرد (نک : اتحادیه، ١٥٦؛ رفیعی، ٣٩-٤٠).
انجمن تبریز که کار خود را از ١٨ شعبان ١٣٢٤ق/٧ اکتبر ١٩٠٦م، در همان روز گشایش
مجلس شورای ملی در تهران شروع کرد (ثقةالاسلام، مجموعه...، ٢٨؛ رفیعی، همانجا؛
آفاری، ٧٩)، نهادی بود هم سیاسی و هم ایالتی، و در امور محلی نیز مداخله میکرد،
لیکن این انجمنِ «خود جوش» (سرداری نیا، ٦٨) با گذشت زمان و با توجه به ضرورتها و
تجربهها تحول و تکامل یافت؛ چنانکه، به قراری که در نخستین شمارۀ روزنامۀ ملی ــ
سخنگوی انجمن تبریز مورد بحث که کمتر از دو هفته پس از تأسیس آن شروع بـه انتشار
کـرده بـود ــ در گـزارشی تحت عنوان «انعقاد مجلس ملی» از تصمیمات جدید در
سازماندهی آن سخن رفته است. برپایۀ همین گزارش در جلسهای متشکل از «جمعی از
آقایان علما و طلاب و چند نفر از معتبرین تجار و معارف... در مجلس (انجمن) مبارک»
تصمیم گرفته میشود که در انجمن عجالتاً دو مجلس ترتیب داده شود: ١. مجلس موقتی، که
متشکل باشد از چند نفر علما و ٢٠ نفر از تجار که هفتهای ٤ شب جمع شده، در خصوص
برخی امور مشاوره و گفت و گو کنند؛ ٢. مجلس نظارت انتخابات، با عضویت نمایندگان
طبقات ششگانۀ علما، شاهزادگان، اعیان، تجار، ملاکین و فلاحین، کسبه و اصناف که
تعیین شده بودند، مشغول امور مربوط به انتخاب وکلای مجلس شورای ملی باشند.
اجلالالملک هم که مورد قبول انجمن، و برای رساندن «عرایض مجلس» به شخص ولیعهد از
طرف وی انتخاب شده بود، در آنجا حضور یابد («روزنامۀ ملی»، شم ١).
ستمدیدگان که انجمن را دادرس خود یافته بودند، از هر جای آذربایجان به آنجا مراجعه
میکردند. روز اول ذیحجۀ ١٣٢٤ در حالی که جمعیت کثیری از دادخواهان در حیاط انجمن
جمع شده بودند، مذاکراتی دربارۀ پاسخگویی به آنها و نیز برای جلوگیری از «غوغای
عظیمی» که بیم درگرفتنش میرفت، در انجمن صورت گرفت که حاصلش تصمیمگیری برای تأسیس
«مجلس عدلیه»ای با ریاست والی آذربایجان و «در تحت نظارت انجمن مقدس ملی، مرکب از
اعضایی که به تصویب حکومت جلیله و تصدیق اعضای انجمن» رسیده باشند، بود. وظیفه این
مجلس عبارت بود از رسیدگی «به عرایض متظلمین از روی کمال دقت و اهتمام». به منظور
رسیدگی به اغماضهای محتمل اعضای مجلس عدلیه هم، تصمیم به تشکیل «مجلس استینافی»
توسط اعضای انجمن ملی گرفته شد که شاکیان از مجلس عدلیه به آنجا مراجعه کنند
(«جریدۀ ملی»، ٨١- ٨٨). بدینترتیب، انجمن تبریز «مجمع مراجعات و مرکز مرافعات»
گردید (نک : رفیعی، ٦٥-٦٦).
در حالی که انجمن نظارت بر انتخابات مشغول انتخاب وکلای مجلس شورای ملی بود،
محمدعلی میرزای ولیعهد با مشاهدۀ نفوذ روزافزون انجمن، درصدد برچیدن بساط آن
برآمد؛ لیکن در حدود یک ماه پس از افتتاح انجمن، شب ١٧ رمضان که «اعضای انجمن ملی»
در منزل حاجی میرزا حسن آقا مجتهد دعوت داشتهاند، «اهالی با جمعیت آمده، به اعضا
متعرض شدند» که قرار بوده است که انجمن هیچ وقت تعطیل نشود و یا دستکم، اعضا دو
نفر را در شبهای تعطیل در انجمن بگذارند. اعضا چرا تخلف کردهاند؟ بر اثر پافشاری
اهالی و با پادرمیانی مجتهد، ولیعهد دستخطی در همان شب صادر کرد که در آن تصریح
گردیده بود: «انجمن ملی تبریز کمافی السابق برقرار بوده و یک نفر مأمور به تصدیق
اجزاء انجمن از جانب حضرت اقدس (ولیعهد) معین و در انجمن حاضر خواهد شد که اجزاء
انجمن در امورات جزئی و کلی ملت هر چه حکم نمودهاند، به موقع اجرا گذارد...»
(«روزنامۀ ملی»، ٧- ٨). فردای آن روز دستخط را چاپ و منتشر کردند تا همه از آن
خبردار شوند (نک : ثقةالاسلام، مجموعه، ٣٦).
انجمن تبریز که نهادی برآمده از درون جنبش انقلابی بود، به شرکت مردم در کارها ارج
مینهاد و با صدور اطلاعیههایی آنها را در جریان تصمیمات خود میگذاشت و از طبقات
مختلف میخواست تا هر مطلبی که «در مصالح عمومی» به نظرشان میرسد، «رأی خود را
کتباً به اطلاع انجمن برسانند» (رفیعی، ٦٣). گروههایی از مردم هم احیاناً به هدایت
و سازماندهی مرکز غیبی (نامور، ١٠٣؛ اتحادیه، ١٥٦)، گاهی وکلای انجمن را مورد خطاب
و عتاب قرار میدادند که «هر گاه شماها عاجز شدهاید، به اهالی بگویید» تا چارۀ
دیگری بجویند والا با این «سستکاری مشروطیت نمیشود...» («جریدۀ ملی»، ٢١-٢٢؛
«انجمن»، ٢٢٧- ٢٢٨).
انجمـن معمولاً تحت فشارهایی از ایـنگـونه ــ شاید برای واداشتن بعضی از اعضای
میانـهرو آن به اقدام و عمـل تندتر ــ بود؛ چنانکه ماجرای «قریۀ قراچمن» هم که
در اواخر صفر ١٣٢٥ پیش آمد، به دوتیرگی میان انجمن و مجاهدان و اخراج حاجی میرزا
حسنآقا مجتهد انجامید که در ماجرای مذکور دست داشت و به همدستی والی آذربایجان،
نظامالملک و تنی چند از اعضای انجمن، از آن جمله رئیس آن، حاجی نظامالدوله درصدد
بیرون کردن واعظان مشروطه خواه مردمی چون شیخ سلیم و میرزاعلی ویجویهای و دونفر
دیگر برآمد که در نتیجۀ شوریدن مردم و مجاهدان و همراهی پیشنمازان محلات، خود حاجی
میرزا حسن آقا مجتهد و ٣ تن از اعضای اخراجی انجمن و ... ناگزیر از ترک شهر شدند
(نک : همان، ٢٢٥-٢٣٦؛ ثقةالاسلام، همان، ٤٦- ٤٨؛ ویجویهای، ١٠-١١؛ کسروی،
تاریخ مشروطه، ١/ ٢٣٨- ٢٤٨). ناطقین به مردمی که از بازار و محلات به انجمن سرازیر
شده، و در آنجا گردآمده بودند، میگفتند که «آقایان مستبدین» چون میدانند که «تا
انجمن تبریز برقرار و مستدام است، نمیتوانند مشروطه را بر هم بزنند»، میخواهند با
دور کردن واعظینی که «با مواعظ و نصایح در منابر اهالی را از خواب غفلت و جهالت
بیدار» میکنند، از شهر دور سازند و بعد که «میدان را خالی» دیدند، «یکدفعه اعضای
انجمن را مجبور به بستن انجمن و موقوف کردن مشروطه نمایند» («انجمن»، ٢٣٢).
گردآمدگان در انجمن در مورد حاجی نظامالدوله میگفتند که او را «با احترام تمام
آورده، رئیس کردیم که طرفدار ملت باشد...بعد از ریاست او انجمن روز به روز تنزل
نموده و در میان اعضای محترم نفاق پیدا شده؛ به در انجمن قراول گذاشته، ملت را مانع
از دخول به انجمن شده...». بصیرالسلطنه هم که خودش را در داخل اعضای انجمن کرده،
«همان شخص است که از صد کرور قرض دولت دو کرور حصه برده است».
ملکالتجار هم کسی است که با وجود آنکه خیانتش به ملت سابقاً ثابت شد، «پردهپوشی
کردند» (همان، شم ٢٣٤) و سرانجام، تصمیم به اخراج ایشان و گذاشتن اشخاص دیگر به
جای آنها گرفته شد (همان، ٢٣٥). منصوره اتحادیه که گمان برده است اختلاف مورد اشاره
ریشه در منازعات قدیم محلههای مختلف شهر داشت و اختلافنظر گروههایی از قفقازیها و
تبریزیها نیز در تشدید آن بیتأثیر نبوده (نک : ص ١٦٩، حاشیۀ ٢٩)، برآن است که پس
از تجدید سازمان انجمن، تندروها در آن قویتر شدند (نک : همو، ١٥٧).
دایرۀ اقدامات انجمن چندان وسیع و عملکردهایش چندان متعدد و نامحدود و بنیادین بود
که حتى موجبات انتقاد و اعتراض مجلس شورای ملی را هم فراهم آورد؛ چنانکه در جلسۀ
آخرین روز ذیقعدۀ ١٣٢٤ مباحثهای دربارۀ آن درگرفت و در حالی که بعضی از نمایندگان
بر آن بودند که مجلس شورا یکی بیشتر نیست و «مجلس تبریز اسباب اغتشاش» شده، شاه «از
وضع مجلس تبریز» شاکی است و «قدری تند حرکت» میکند، برخی دیگر به دفاع از آن
پرداختند. روزنامۀ انجمن پس از نقل مذاکرات مجلس و تشکر از وکلایی که به دفاع از
انجمن پرداخته بودند، منشأ اظهارات وکلای مخالف را شایعات مغرضانۀ مستبدینی دانست
که چون توانایی از میان برداشتن انجمـن را ــ کـه حافظ و نگهبــان مجلس شورای ملـی
است ــ ندارند، میخواهند با شایعهپراکنیهای نفاق افکنانه آن را برهم زنند. آنهایی
که انجمن تبریز را باعث هرج و مرج دانستهاند، توجه ندارند که «هرگاه انجمن ملی
موقوف میشد و چند نفری آنجا جمع نمیگشتند، چهها و چهها واقع میگشت که علاج
آنها در قوۀ امکان هیچکس نبود...». در پاسخ این ادعا هم که «حاجی میرزا حسن آقا را
مجبور کردند اموال خودش را به ایشان (اعضای انجمن) واگذار کرد»، مطالبی نوشته شد
(مذاکرات...، ٤٩؛ مجلس، ٢)، روزنامۀ انجمن هم دربردارندۀ دفاعیۀ یکی از «اعضای
انجمن مقدس»، به نام م. ع. اصفهانی (حاجی میرمحمدعلی اصفهانی) از انجمن در برابر
مذاکرات مورد بحث است. در دفاعیه برای رد این تصور که «انجمن تبریز دعوی دارالشورا
بودندارد و...»، استدلال شده است که چنین تصوری وقتی قابلتصدیق تواند بود که«اهل
تبریز وکلا انتخاب نکرده»، آنها را به تهران نفرستاده بودند. انجمن تبریز همانطور
که برخی از وکلای مجلس اظهار داشتهاند، «انجمن ایالتی است، نه دارالشورای مرکزی».
اگر اعضای انجمن ملی با از خودگذشتگی این انجمن را تشکیل نداده بودند، «سرملت را
یکجا جمع نمیکرد ... شیرازۀ امور» از هم میپاشید و ...(نک : همان، ١-٤).
اعضای انجمن از همان اوایل که «مشغول وظایف ملی شدند» (ویجویهای، ٧)، به رفع
بسیاری از نارساییها و نابسامانیها، «از قبیل اصلاح اوزان و تغییر نرخها و
مظنهجات» (همانجا) و کاهش و تثبیت قیمتهای ارزاق عمومی برخاستند. انجمن به منظور
تأمین نان شهر به ناچار انبارهای محتکرانی را که از فروش غلات خود سر باز میزدند،
گشوده، محتویات آنها را با قیمت مناسب در اختیار نانواییها میگذاشت (آفاری، ٨٠؛
ایـوانف، ٣٧). الغـای رسوم اجحافآمیزی چـون «خدمتـانـه»
ــ پیشکشی که بایست به مأمورین دولتی پرداخت شود (رفیعی، ٦٤، ١٧٥؛ «جریدۀ ملی»،
٣٦) ــ و «قپانداری» ــ اجرت آمیخته با تقلبات در مقابل وزن کردن محصولات با قپان
(رفیعی، ١٧٥؛ «جریدۀ ملی»، ٣١) ــ از آن جمله بود.
ادعا شده است که نمایندههای فرقۀ اجتماعیون ـ عامیون در طی سفری که در آذر ١٢٨٥/
شوال ١٣٢٤ به تبریز داشتهاند، طرحی بنیادین دربارۀ اصلاحات ارضی برپایۀ تقسیم
املاک اعیان در بین دهقانان را به انجمن ملی عرضه داشتند؛ لیکن انجمن با آن ترکیب
اجتماعی که داشت، این طرح را چپگرایانه یافته، با آن مخالفت کرد (نک : شاکری،
١٨٩). در نامۀ مفصلی که به امضای «انجمن ملی تبریز» خطاب به «دارالشورای کبرى»
نوشته شده است، از اینکه مجلس تحت تأثیر «اراجیف کاذبۀ مغرضین» «زحمات یک سالۀ
انجمن» را زیر سؤال میبرد، اظهار شگفتی شده، به ویژه اظهارات یکی از وکلا که در
جلسۀ ١٩ جمادیالآخر ١٣٢٥ مجلس گفته بود «در تبریز هر کس ملک دارد، مباشرش را راه
نمیدهند و هر گاه بخواهند اقدامی بکنند، از انجمنها مانع میشوند و اسم خود را
فدایی هم گذاشتند ]گذاشتهاند[»،مورد انتقاد قرار گرفته است (مجلس، ٣).
تأسیس ادارات نوینی چون نظمیه، بلدیه، معارف، مالیه و کمیسیونهای مختلف برای ادارۀ
امور شهر از اقدامات مهم دیگر انجمن ایالتی تبریز بود. به نوشتۀ کسروی پس از جنبش
مشروطه، نخستین شهربانی (نظمیۀ) بسامان در تبریز برپا گردید. در ذیحجۀ ١٣٢٥ که زد و
خوردهایی در تبریز میان دوهچی و کویهای دیگر روی داد، وظیفۀ ایجاد آرامش و ایمنی
در شهر به دست اجلالالملک سپرده شد و او در اندک زمانی یک شهربانی مرتب و منظمی
تشکیل داد. بدینسان که به پاسبانها رختهای پاکیزۀ یکسانی از ماهوت مشکی و تفنگ، و
به سرکردگانشان سردوشیها داد و آنان را به مشق کردن واداشت (کسروی، تاریخ
هجدهساله...، ٢/ ٨٦٤، تاریخ مشروطه، ١/٥٣٣-٥٣٥؛ رفیعی، ٦٥). نظمیه و نیز بلدیه
(نک : دنبالۀ مقاله) که با تصویب انجمن تبریز و اولیای امور از اوایل محرم ١٣٢٦
«به کف کفایت» اجلالالملک سپرده شده بود، بر اثر فعالیتهای شبانهروزی وی انضباط و
کارآیی زیادی مییابد («انجمن»، ٧٣٦) و نفرات آن به همراهی صاحبمنصبان خود و نیز
رئیسشان به مناسبتهایی با نظم و ترتیب تحسینانگیزی، از جمله در روزهای ٤، ٧ و
١٨صفر ١٣٢٦ (مصادف با عید نوروز ١٢٨٧) در انجمن ایالتی حضور یافته، نظم و کفایت خود
را به نمایش میگذارند (همان، ٦٨٥-٦٩٤).
بحث لزوم تشکیل «ادارۀ بلدیه» دستکم از اواخر ١٣٢٤ق در انجمن مطرح بود (نک :
همان، ١٢٤). قاسم خان امیرتومان هم که بعدها به ریاست بلدیۀ تبریز میرسد، در همان
زمان شروع به نوشتن نظامنامۀ بلدیه کرده بود (نک : همان، ١٦٣) و بعد از آن هم
بارها به لزوم تشکیل بلدیه و تمهید مقدمات و نیز تصویب قوانین آن در انجمن اشاره
شده است (نک : همان، ٣٤٩-٣٥٢، ٤٩٣ بب ، ٦٨٧ بب ، ٧٠٧ بب ، ٧٢٣ بب ).
از قرار معلوم، ادارۀ بلدیه در ربیعالآخر ١٣٢٦ تأسیس گردیده است. ثقةالاسلام در
نامۀ مورخ ٢٤ ربیع الآخر همان سال خود به یکی از بستگان خویش از تشکیل بلدیه خبر
داده است (مجموعه، ٢٤٣، ٢٤٥). در اواخر همان ماه هم از رسیدن عدۀ وکلای انجمن بلدیه
به حدود ٣٠ نفر و اینکه اعضای انجمن بلدیه به ریاست جناب قاسمخان امیرتومان شروع
به انجام امور موظفه نموده، «عجالتاً محض رفاه حال ضعفا نرخ مناسبی به ارزاق از
قبیل شیر و ماست و پنیر و گوشت داده و متدرجاً درصدد فراهم آوردن موجبات آسایش عامه
و تنظیمات شهر هستند»، سخن رفته است (نک : «انجمن»، ٧٨٣ بب ).
اهم برخی اقدامات انجمن تا بمباران مجلس در ٢٣ جمادیالاول ١٣٢٦ به این قرار بود:
١. کمک به تشکیل انجمنهای ولایتی در شهرهای مختلف آذربایجان و فرستادن نمایندگان و
هیئتهای نمایندگی برای راهنمایی و حل مسائل و مشکلات آنها (نک : «جریدۀ ملی»،
٤٥-٤٨؛ «انجمن»،٣٥٧-٣٦٠، ٤٣٧- ٤٤٠، ٥١٣-٥١٦، ٥٨٥ بب ، ٥٩١-٥٩٤؛ فریاد، ٥، ٦)؛
کسروی، تاریخ مشروطه، ١/١٩٥-١٩٧؛ فتحی، ٢١٥-٢٣٤؛ شیخ الاسلام، ١٧- ٧٩؛ رهنما، ٦-
١١؛ آفاری، ٨٠).
٢. انتخابات دورۀ اول مجلس شورای ملی، انتخاب وکلای آذربایجان و اعزام آنها به
تهران طی مراسمی فراموش ناشدنی (نک : «روزنامۀ ملی»، ٧- ٨، ١٣-١٦؛ «جریدۀ ملی»،
١٧- ١٨، ٣٥-٣٦، ٤١-٤٢، ٤٩ بب ، ٦٥-٧٢؛ کسروی، همان، ١/ ١٨٨-١٩٣).
٣. بررسی و برشمردن بسیاری از کاستیهای قانون اساسی ٥١ اصلی که با عجله تدوین و
تصویب شده، و در ١٤ ذیقعدۀ ١٣٢٤ ــ ١٠ روز پیش از درگذشت مظفرالدین شاه ــ به توشیح
رسیده بود (رحیمی، ٨٠-٩١) و طرح پارهای پیشنهادها در تتمیم آن، موجب اختلافها و
کشمکشهایی شد. وقتی خبر اجتماع مخالفان مشروطه در توپخانه و توطئۀ دربار بر ضد
مجلس در ذیقعدۀ ١٣٢٥ به تبریز رسید، انجمن تبریز با مخابرۀ تلگرافهایی به مجلس و
دربار و انجمنهای چند شهر بزرگ، محمدعلی میرزا را به عنوان سوگندشکنی از سلطنت
خلع، و در عین حال، «صاحبمنصبان سرباز و توپچی و سوار» آذربایجانی مستقر در تهران
را تهدید کرد که در صورت دستدرازی به دارالشورا خانههایشان را در آذربایجان
ویران، و بستگانشان را دستگیر خواهند کرد. این تهدیدها چندان مؤثر واقع شد که
محمدعلی شاه به آشتی با مجلس تن در داد و و در پشت قرآنی به کلامالله
سوگندنامهای نوشته، مهر کرد که «اساس مشروطیت و قوانین اساسی را» محترم شمارد...
(کسروی، همان، ١/٥١٤- ٥٢٥؛ کتاب نارنجی، ١/٦٣، ٧٤، ٨٧؛ کتاب آبی، ١/ ١٤٨؛ «انجمن»،
٦٣٩-٦٤٦؛ ثقةالاسلام، همان، ٢٢٣-٢٢٤)
٤. انجمن در طی دورۀ مورد بحث مرتکب اشتباهاتی نیز شد که یکی پذیرفتن میرزا آقا
اصفهانی به عضویت انجمن در اوسط ربیعالآخر ١٣٢٥ (نک : «انجمن»، ٣٢٥- ٣٢٨) و
انتخاب وی به نمایندگی مجلس شورای ملی در اواخر شعبان همان سال بود (همان،
٥٢٩-٥٣٢). انجمن پس از افشای وابستگی وی به محمدعلی شاه که قصدش برای برانداختن
مشروطه آشکار شده بود، در اوایل ربیعالاول ١٣٢٦ از مجلس خواهان لغو وکالت او شد
(همان، ٧٢٧- ٧٢٨؛ نیز نک : امیرخیزی، ٣٤؛ کسروی همان، ١/٣٩٢، ٥٧١). اشتباه عمدۀ
دیگر انجمن فریب خوردن از رحیمخان چلبیانلو ــ پس از فرار او از تهران که بر اثر
فشار افکـار عمومـی زنـدانـی بـوده ــ و گـذاشتـن مبالـغ زیادی در اختیارش و مأمور
کردنش به فراهم آوردن اردویی برای دفع متمردان(!) بود (امیرخیزی، ٣٨، ٤٠-٤٥؛
ویجویهای، ١٦-١٧؛ «انجمن»، ٧٥٥-٧٦٦، ٧٧٩-٧٨٢؛ بامداد، ١/٥٠٦-٥٠٧).
٥. تا پیش از تدوین «نظامنامۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی» حدود اختیارات و وظایف
انجمن ایالتی چندان مشخص نبود؛ چنانکه گاه به کارهایی میپرداخت که «راجع به
دارالشورى» بود و «ربطی به عالم انجمن ایالتی» نداشت (ثقة الاسلام، نامهها...،
١١١) و بنابراین موجبات ناخشنودی و انتقاد مجلسیان را فراهم میآورد (نک :
همانجاها؛ «انجمن»، ٤٣٨). اما در آستانۀ بمباران مجلس، در جلسۀ ٢٧ ربیعالآخر ١٣٢٦،
اعضای انجمن به این پرسش که آیا «انجمن ایالتی موجد و مخترع یک قانون جدید است یا
به تکالیف دیگری موظف میباشد؟»، چنین پاسخ دادهاند: «تکلیف انجمن ایالتی فقط
نظارت در اعمال حکومت است و ایفای حقوق ملت. هرگز انجمن ایالتی موجد و مقنن قانون
نبوده و نخواهد بود» (همان، ٧٨٨).
انجمن ایالتی آذربایجان که در حدود دو هفته قبل از بمباران مجلس، از مقاصد سوء شاه
نسبت به مجلس و مشروطه مطلع شده بود، با مخابرۀ تلگرافی به انجمنهای ایالتی خراسان،
فارس، کرمان و اصفهان، ضمن افشای «نقض عهد و خلاف سوگند» شاه و مخالفت آشکارش با
دارالشورى و... بر لزوم آگاهی «عموم برادران غیور ایرانی نژاد» از «حرکات مخالفانه
و ... این شخص خائن دولت و ملت و وطن» و اقدامات مادی و معنوی فوری برای دفاع از
مجلس و مبعوثین و...تأکید کرده، «یک قوۀ متحدۀ ملی» را چارۀ رفع «شر و فساد خائنین»
و وسیلۀ نیل «به سعادت ابدی» دانست (همان، ٨٠٢). واپسین شمارۀ انجمن در دورۀ مجلس
اول که در ١٦ جمادیالاول ١٣٢٦، یک هفته پیش از بمباران مجلس منتشر شده، دربردارندۀ
صورت تلگرافهای مختلف مبادله شده بین انجمن ایالتی آذربایجان و شهرهای مختلف است.
با بمباران مجلس و آغاز جنگ میان هواخواهان و مخالفان مشروطیت در تبریز در دهۀ سوم
جمادیالاول ١٣٢٦، انجمن ایالتی هم با به هم خوردن ترتیب ادارات در تبریز «از پای
درآمد» (امیرخیزی، ١٦١) و در ٤ جمادیالآخر غارت گردید (ثقةالاسلام، مجموعه، ٨٠)؛
لیکن ستارخان در جریان سرنگون کردن بیرقهای سفید تسلیم در روز ١٧ جمادیالآخر، چون
به انجمن رسید و دید که بیرق آن را بردهاند، محافظت انجمن را به حسین خان باغبان
سپرد و بیرقی به انجمن فرستاد و گفت که «درفش مشروطه باید شب و روز همیشه در انجمن
متموج باشد» (امیرخیزی، ١٣٣؛ نیز نک : ویجویهای، ٣٦). باغبان چندبار حملات سواران
و مخالفان را برای پایین کشیدن بیرق دفع کرد (جورابچی، ٦). جانبداری مصرانۀ
ستارخان و باقرخان از انعقاد انجمن ایالتی (ثقةالاسلام، همان، ٨٦) و احساس نیاز
بسیاری از مشروطهخواهان به وجود مرکز ثقلی در شهر برای آنکه «مرجع و ملاذ عمومی» و
واسطۀ ارتباطهای داخلی و خارجی باشد، زمینه ساز اقداماتی برای احیای انجمن ایالتی
شد؛ لیکن چون برگذاری انتخابات انجمن موافق «نظامنامۀ انجمنهای ایالتی و ولایتی» در
آن روزها که آتش جنگ در شهر روشن بود، امکان نداشت، اهالی، بعضی از اعضای انجمن
سابق را پیدا کرده، به انجمن آوردند و عدهای را نیز که معروف به آزادیخواهی و
درستکاری بودند، انتخاب کردند و بدینترتیب، انجمن ایالتی به روایتی در اواخر
جمادیالآخر ١٣٢٦ (امیرخیزی، ١٦٢؛ جورابچی، ٧) و به روایتی دیگر در ١٧ رجب همان سال
(ویجویهای، ١٢٠) برپا گردید.
انجمن ایالتی آذربایجان در دورۀ استبداد صغیر به سرعت «زمام انقلاب را در دست گرفت»
(ملکزاده، ٥/ ٣٨- ٣٩) و «قائم مقام مجلس» (صفایی، ٢/٢٥٤، حاشیۀ ٢) و به قولی «هستۀ
مرکزی سیاست ایران» و «محور جریان مشروطیت ایران» و ... (طاهرزادۀ بهزاد، ١٥٠) شد.
گویا اهالی ایران هم که در ممالک روی زمین میباشند، رسماً به دول خبر ]دادند[ که
]تا[ مجلس شورای ملی برقرار نشده، انجمن تبریز را به منزلۀ مجلس بشناسند»
(ویجویهای، ٢٥٨).
انجمن در دورۀ جنگهای تبریز تنها نهاد طرف مذاکرۀ عینالدوله، حاکم انتصابی محمدعلی
شاه بر آذربایجان و فرمانده کل نیروهای گسیل شدۀ وی به این سرزمین بود. عینالدوله
ضمن آنکه در جریان مذاکره با نمایندگان فرستاده شدۀ انجمن به تکرار میگفت که «از
مشروطه و انجمن حرف نگویید» (نک : جورابچی، ١٠، ١١، ١٤) و «مادامی که دارالشورای
کبرى در تهران منعقد نشده است، انجمن ایالتی آذربایجان از دوایر رسمیۀ مملکت» به
شمار نمیآید («انجمن»، ٨٢٩)، با اینهمه، خطاب به «انجمن ایالتی آذربایجان» نامه
مینوشت. انجمن هم پس از مذاکرات چندباره با عینالدوله و تأکید بر خواستهای اصلی
خود که عبارت بود از صدور دستخط ملوکانه دربارۀ اعلان انتخابات وکلا و افتتاح مجلس
شورای ملی و دایرشدن انجمنهای قانونی در تمامی ولایات و ایالات و ...(«انجمن»،
٨٤٦)، سرانجام از قبول او به عنوان حکمران آذربایجان خودداری کرد و او را به شهر
راه نداد. انجمن ایالتی سعی در آن داشت که در نبود مجلس از آزادی و حقوق همۀ مردم و
تمامیت ایران دفاع کند. چنانکه به هنگام انتشار خبر تلاش شاه و دربار برای یک
استقراض خارجی جدید ــ احتمالاً در اوایل شعبان ١٣٢٦ و در گرماگرم جنگ در تبریز ــ
با انتشار اعلامیهای رسمی خطاب به تمامی نمایندگان دولتهای خارجی، ناخشنودی ملت
ایران و پایبند نبودنشان به قرضۀ مذکور را اعلام داشت.
انجمن سعادت ایرانیان که پس از اعلان مشروطیت دوم عثمانی در دهۀ دوم جمادیالآخر
١٣٢٦/ ژوئیۀ ١٩٠٨، یک ماه پس از بمباران مجلس و آغاز «انقلاب آذربایجان»، به همت
گروهی از بازرگانان و اصناف هوادار مشروطیت مقیم استانبول، در آن شهر تشکیل گردید
(برای آگاهی بیشتر، نک : علم، ٦٦٧-٦٨٩)، رابط خبری میان اکثر حوزههای درگیر
فعالیت بر ضد محمدعلی شاه و تمامی نقاط داخل ایران و مراکز و شهرهای مهم دنیا چون
پاریس، لندن، قفقاز، کلکته، استانبول و خصوصاً حججاسلام نجف اشرف با تبریز، به
ویژه انجمن ایالتی آذربایجان بود (همو، ٦٧٤-٦٧٥).
انجمن ایالتی در جریان جنگهای تبریز و به ویژه پس از تخلیۀ شهر از عوامل و نیروهای
ضد مشروطه در اواسط رمضان ١٣٢٦، با تلاشی فوقالعاده به ترمیم خرابیهای ناشی از جنگ
و برپایی ادارات شهری که در جریان جنگ از هم پاشیده بودند و نیز ادارات و
کمیسیونهای نوین مورد نیاز همت گماشت. از آن جمله بودند: کمیسیون اعانه برای
جمعآوری اعانه بر اساس نظمی قراردادی به منظور تأمین حقوق مجاهدان و هزینههای
مورد نیاز جنبش مقاومت (نک : جورابچی، ٧؛ ویجویهای، ٥٠؛ امیرخیزی، ١٦٣؛
ثقةالاسلام، مجموعه، ١٢٩-١٣٠، ١٤٠). کمیسیون اعانه بعدها تبدیل به کمیسیون مالیه
شد («انجمن»، ٩٣٨). کمیسیون اخیر که از طرف انجمن و برای رسیدگی به امور مالیه
تشکیل یافته بود (امیرخیزی، ٢٧٩-٢٨٠)، در حقیقت، بین دفتر مالیه و انجمن واسطه بود
(انجمن، ٩٢٤).
حاجی محمدباقر ویجویهای در اواخر ذیقعدۀ ١٣٢٦ خبر داده است که «اعضای انجمن مقدس»
از صبح تا شب به ترتیبات و نظامات مملکت که از هم پاشیده شده بود، مشغول بودهاند و
ادارات نظمیه برای امنیت شهر، دیوانخانۀ عدلیه برای رسیدگی به عرایض مردم، مجلس
مالیه برای دریافت مالیات، ادارۀ بلدیه برای رسیدگی به جمیع امور شهری از روی
قانون، ]ادارۀ معارف برای توسعۀ تعلیم و تربیت جدید[، انجمن معارف برای رسیدگی به
علوم شروع به کار کردهاند و روز به روز قوت گرفته، پیش میروند (ص ٢٥٧- ٢٥٨).
انجمن ایالتی که پس از تخلیۀ تبریز از نیروهای استبدادی به گسترش نفوذ خود در خارج
از تبریز و احیای نظام مشروطه در ولایات مختلف آذربایجان و احیای انجمنهای ولایتی
پرداخته بود، در آستانۀ مداخلۀ نظامی روسیه تلاش فراوانی برای جلوگیری از نزول
فاجعه انجام داد (نک : کسروی، تاریخ مشروطه، ١/ ٩٠٢-٩٠٦؛ امیرخیزی، ٤٠٧-٤١٦؛ نیز
نک : دو شمارۀ پایانی «انجمن»، یعنی شم ٤٥ در ٢٦ ربیع الآخر ١٣٢٧، ص ١-٤، نیز
شم ٤٦ در ٩ جمادیالاول ١٣٢٧، ص ١-٤).
سومین دورۀ فعالیت انجمن ایالتی که از اوایل ربیعالاول ١٣٢٧ تا اوایل محرم ١٣٣٠
ادامه داشته، در دورۀ اشغال نظامی آذربایجان و تحت انواع فشارهای نظامی و سیاسی
اشغالگران سپری شده است. بیشترین تلاش انجمن در این دوره معطوف بود به جلوگیری از
دادن بهانۀ سرکوب به نیروهای بهانهجوی
زورگوی و درگیری خانمانسوز آنان با نیروهای مردمی که هر آن انتظار لبریز شدن کاسۀ
صبرشان میرفت. سرانجام هم تشدید تجاوزات بر تدابیر انجمن غلبه کرد و درگیری خونینی
که در ٢٩ ذیحجۀ ١٣٢٩ درگرفت، عواقب فاجعه باری داشت (نک : کسروی، تاریخ هجده ساله،
٢/٢٦١ بب ) که از جملۀ آنها درهم نوردیده شدن کارنامۀ ٥ سال و نزدیک به ٥ ماهۀ
انجمن ایالتی در روز ٤ محرم ١٣٣٠ بود (همان، ٢/٢٨٦).
مآخذ: اتحادیه، منصوره، پیدایش و تحول احزاب سیاسی مشروطیت، تهران، ١٣٦١ش؛ امیر
خیزی، اسماعیل، قیام آذربایجان و ستارخان، تهران، ١٣٥٦ش؛ «انجمن»، روزنامۀ انجمن
تبریز، کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران، تهران، ١٣٧٤-١٣٧٦ش؛ ایوانف، م. س.،
انقلاب مشروطیت ایران، ترجمۀ کاظم انصاری، تهران، ١٣٥٧ش؛ بامداد، مهدی، شرح حال
رجال ایران، تهران، ١٣٥٧ش؛ ثقةالاسلام تبریزی، علی، مجموعۀ آثار قلمی، به کوشش
نصرتالله فتحی، تهران، ١٣٥٥ش؛ همو، نامههای تبریز، به کوشش ایرج افشار، تهران،
١٣٧٨ش؛ «جریدۀ ملی»، روزنامۀ انجمن تبریز، کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی ایران،
تهران، ١٣٧٤-١٣٧٦ش؛ جورابچی، محمدتقی، حرفی از هزاران کاندر عبارت آمد، به کوشش
منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان، تهران، ١٣٦٣ش؛ رحیمی، مصطفى، قانون اساسی ایران
و اصول دموکراسی، تهران، ١٣٤٧ش؛ رفیعی، منصوره، انجمن (ارگان انجمن ایالتی
آذربایجان)، تهران، ١٣٦٢ش؛ «روزنامۀ ملی»، روزنامۀ انجمن تبریز، کتابخانۀ ملی
جمهوری اسلامی ایران، تهران، ١٣٧٤-١٣٧٦ش؛ رهنما، هوشنگ، «در پیرامون آشوبهای خوی و
ماکو و سفر هیئت مصلحه»، دو سند از انقلاب مشروطۀ ایران (نک : هم ، شیخ الاسلام)؛
سردارینیا، صمد، نقش مرکز غیبی تبریز در انقلاب مشروطیت ایران، تبریز، ١٣٦٣ش؛
شاکری، خسرو، پیشینههای اقتصادی ـ اجتماعی جنبش مشروطیت و انکشاف سوسیال دموکراسی
در آن عهد، تهران، ١٣٨٤ش؛ شیخالاسلام، عبدالامیر، دو سند از انقلاب مشروطۀ ایران،
تهران، ١٣٥٦ش؛ صفایی، ابراهیم، رهبران مشروطه، تهران، ١٣٦٣ش؛ طاهرزادۀ بهزاد، کریم،
قیام آذربایجان در انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ١٣٣٤ش؛ علم، محمدرضا، «تحلیلی بر
نقش انجمن سعادت استانبول در جنبش مشروطهخواهی ایران»، مجموعۀ مقالات و سخنرانیهای
همایش بزرگداشت مشروطه، تبریز، ١٣٨٢ش؛ فتحی، نصرتالله، سخنگویان سهگانۀ آذربایجان
در انقلاب مشروطیت ایران، تهران، ١٣٥٦ش؛ فریاد، ارومیه، ٢٢ صفر، ٢٩ صفر، ٧
ربیعالاول، ١٣٢٥؛ کتاب آبی، به کوشش احمد بشیری، تهران، ج ١، ١٣٦٣ش، ج ٢، ١٣٦٢ش؛
کتاب نارنجی، به کوشش احمد بشیری، تهران، ١٣٦٧ش؛ کسروی، احمد، تاریخ مشروطۀ ایران،
تهران، ١٣٤٦ش؛ همو، تاریخ هجده سالۀ آذربایجان، تهران، ١٣٤٠ش؛ لمتن، ا. ک. س.،
ایران عصر قاجار، ترجمۀ سیمین فصیحی، تهران، ١٣٧٥ش؛ مجلس، تهران، ١٣٧٥ش، ج ١؛
مذاکرات مجلس (دورۀ اول تقنینیه)، تهران، ١٣٢٥ش؛ ملکزاده، مهدی، تاریخ انقلاب
مشروطیت ایران، تهران، ج ٢، ١٣٢٩، ج ٥، ١٣٢٨ش؛ ناظمالاسلام کرمانی، محمد، تاریخ
بیداری ایرانیان، به کوشش علیاکبر سعیدی سیرجانی، تهران، ١٣٤٩ش؛ نامور، رحیم، برخی
ملاحظات پیرامون تاریخ انقلاب مشروطیت، صوفیه، ١٣٥٢ش؛ ویجویهای، محمدباقر، تاریخ
انقلاب آذربایجان و بلوای تبریز، تبریز، ١٣٢٦ق؛ نیز:
Afary, J, The Iranian Constitutional to Revolution, ١٩٠٦-١٩١١, New York, ١٩٩٦,
Ibrāhimov )Shāhin(, T. A., Irāndā siyāsi jamiyyatlar va tashkilātlārin yāranmasi
va onlarin faāliyyati , Baku, ١٩٦٧; Iranica.
رحیم رئیسنیا