دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٧٤٠
| تباله جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٧٤٠ |
تَباله، شهر و وادیای بههمین نام در جنوب غربی شبهجزیرۀ
عربستان. این شهر کهن و باستانی در °٤٢ و ´٢٣ طول غربیو°١٩ و ´٥٧ عرض شمالی در
فاصلۀ ٢٠٠ کیلومتری از دریایسرخ و ١٠٠ کیلومتری غرب شهر بیشه در جنوبغربی
عربستان سعودی واقع است ( انکارتا١، نقشۀ عربستان سعودی؛ EI٢).
اهمیت این شهر در گذشته به سبب قرار داشتن آن بر سر راه حجاج یمنی به مکه بوده، و
از اینرو، تجارتی پر رونق داشته است. تباله در دامنۀ تپهای سرسبز واقع بوده، و
پیرامون آنرا باغها و نخلستانهای بسیاری در برمیگرفته است. خرمی و سرسبزی این شهر
به حدی بود که نزد عربها ضربالمثل بوده است (نک : یعقوبی، ٨١؛ ابنخردادبه،١٣٤؛
همدانی، ٢٩٦، ٣٨١، ٣٨٥؛ ادریسی، ١/١٤٦؛ حازمی، ١/١٥٣؛ ابن عبدالمنعم، ١٢٩؛
ابنخلدون، ٢/٣٠٤؛ EI١).
ساکنان تباله پیش از اسلام بت سنگی سفیدی موسوم به ذوالخَلَصه (یا ذوالخُلُصه، نک
: ابنهشام، ١/ ٨٨) را میپرستیدند که بنیامامه از قبیلۀ باهله پردهداری آن را
برعهده داشتند (کلبی، ٤٩-٥٠). دربارۀ محل دقیق این بت و قبایلی که آن را
میپرستیدند و اینکه ذوالخلصه، نام خود بت یا نام پرستشگاه آن بوده، روایات مختلفی
ذکر شده است (در اینباره، نک : ملحس، ١/٣٧٤بب ؛ ابن حبیب، ٣١٧؛ ازرقی، ١/١٢٤).
در صفر ٩ق/ ژوئن٦٣٠م، پیامبر اسلام (ص) گروهی از مسلمانان را به فرماندهی قطبة بن
عامر برای سرکوب مشرکان به تباله گسیل داشت؛ در این سریه شکست بر مشرکان افتاد و
مسلمانان با غنایم درخور توجهی به مدینه بازگشتند (ابن سعد، ٢/١٦٢، ٣/ ٥٧٩؛ بلاذری،
انساب...، ١/٤٦٠).
پس از فتح مکه، در رمضان ١٠ ق/ دسامبر ٦٣١م پیامبر (ص) جریر بن عبدالله بجلی را به
همراه گروهی از مجاهدان برای نابود ساختن بت ذوالخلصه به تباله گسیل داشت و در جنگی
که درگرفت، بسیاری از مشرکان کشته شدند و مسلمانان غالب آمدند و جریر ذوالخلصه و
پرستشگاه آن را در آتش بسوزاند و آن را ویران ساخت (کلبی، ٥٠-٥١؛ ابن فهد، ١/٥٦٧-
٥٦٨). بنا به روایتی، مردم تباله در همان سال بدون جنگ به اسلام گرویدند و پیامبر
اکرم (ص) مقرر داشت تا هر آنچه مردم تباله به هنگام مسلمان شدن داشتهاند، از آنِ
ایشان باقی بماند و هر یک از اهل کتاب آنجا جزیهای به مبلغ یک دینار بپردازند
(بلاذری، فتوح...، ١/٧١؛ یاقوت،١/٨١٦).
پیامبر (ص) در حجةالوداع عکرمة بن ابی جهل را به نمایندگی از خود به تباله فرستاد.
وی پس از وفات آن حضرت، همچنان در سمت خود باقی بود، تا آنکه سرانجام در زمان خلافت
ابوبکر در نبرد اجنادین به شهادت رسید (نک : ابنسعد، ٥/٤٤٤-٤٤٥). در روزگار خلافت
امویان، همواره کارگزارانی از جانب دستگاه خلافت برای تباله تعیین میشد؛ حجاج بن
یوسف ثقفی از جملۀ این کارگزاران بود که از جانب عبدالملک بن مروان به این سمت
منصوب شده بود (نک : ابناثیر، ٤/٢٠٤، ٧/ ٢٨؛ ابن خلکان، ٦/٣٤٣؛ ابن قاسم، ١/٢٢٧-
٢٢٨).
مآخذ: ابن اثیر، الکامل؛ ابن حبیب، محمد، المحبر، به کوشش ایلزه لیشتن اشتتر، حیدر
آباد دکن، ١٣٦١ق/١٩٤٢م؛ ابنخردادبه، عبیدالله، المسالک و الممالک، به کوشش دخویه،
لیدن، ١٨٨٩م؛ ابن خلدون، العبر، به کوشش خلیل شحاده و سهیل زکار، بیروت، ١٩٨١م؛ ابن
خلکان، وفیات؛ ابن سعد، محمد، الطبقات الکبرى، بیروت، ١٤٠٥ق/١٩٨٥م؛ ابن عبدالمنعم
حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٨٠م؛ ابن فهد، عمر،
اتحاف الورى باخبار امالقرى، به کوشش فهیم محمد شلتوت، قاهره، ١٩٨٣م؛ ابنقاسم،
یحیى، غایة الامانی فی اخبار القطر الیمانی، به کوشش سعید عبدالفتاح عاشور و
محمدمصطفى زیاده، قاهره، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛ ابن هشام، عبدالملک، السیرةالنبویة، به کوشش
مصطفى سقا و دیگران، قاهره، ١٣٥٥ق/١٩٣٦م؛ ادریسی، محمد، نزهةالمشتاق، پورت سعید،
١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛ ازرقی، محمد، اخبار مکة، به کوشش رشدی صالح ملحس، مکه، ١٣٨٥ق/١٩٦٥م؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به کوشش محمود فردوس عظم، دمشق، ١٩٩٧م؛ همو، فتوح
البلدان، به کوشش صلاح الدین منجد، قاهره، ١٩٥٦م؛ حازمی، محمد، الاماکن، به کوشش
حمدجاسر، ریاض، ١٤١٥ق؛ کلبی، هشام، الاصنام، به کوشش محمد عبدالقادر احمد و احمد
محمدعبید، قاهره، ١٩٩٠م؛ ملحس، رشدی صالح، تعلیقات بر اخبار مکة (نک : هم ،
ازرقی)؛ همدانی، حسن، صفة جزیرة العرب، به کوشش محمد بن علی اکوع، بیروت،
١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ یاقوت،بلدان؛ یعقوبی، احمد، البلدان، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛ نیز:
EI١; EI٢; Encarta Reference Library, ٢٠٠٣.
عزت ملاابراهیمی