دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٨٥
| تادلا جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٨٥ |
تادْلا، یا تادله، منطقهای وسیع در نواحی مرکزی مراکش. این
منطقه مشتمل بر دشتـی مثلثی شکلِ وسیع و اراضی کوهپایهای و کوهستانی است. منطقۀ
تادلا با میانگین ٥٠٠ متر بلندی از سطح دریا، در شرق از سرچشمۀ رودهای امالربیع و
مولویه آغاز میشود و در بلندیهای اطلس میانی (فزاز) در مسیر فوقانی رودخانۀ
امالربیع تا محل تلاقی آن با رودخانۀ عبید (وادی العبید) ادامه مییابد. از این
نقطه دشتهای تادلا در هر دو بخش این دو رودخانه تا معادن فسفات در شمال پیش میرود
و از سوی غرب تا شهرهای سراغنه و شاویه گسترش مییابد و از جنوب،
دامنههایرشتهکوههای اطلس بزرگ(دِرِن)را دربرمیگیرد (لئون افریقی، ١/١٧٦؛
بنعربی،٩١-٩٢؛ EI٢).
بجز زمینهای کوهپایهای که آب و هوایی مدیترانهای دارد، دیگر نواحی تادلا
نیمهخشک و خشک است و میانگین سالانۀ بارندگی در آن به ٣٥٠ میلیمتر میرسد
(همانجا). رود امالربیع به درازای ٥٨٠کمـ ، زمینهای دشت تادلا را مشروب میسازد؛
افزون بر آن، رودخانۀ عبید که درگذشته حد فاصل ناحیۀ آب و هوایی هسکوره و تادلا به
شمار میرفت، از دیگر رودخانههای این دشت است که در مسیر خود سرانجام به امالربیع
میپیوندد (زبیب، ٤/٥٨؛ لئون افریقی، ١/١٦٣، ٢/٢٤٦).
دشت تادلا به سبب برخورداری از شرایط آب و هوایی مناسب و خاک حاصلخیز، از نواحی پر
رونق کشاورزی و دامداری است. در منابع تاریخی نیز از عمران و آبادانی آن یاد شده
است. مرغزارهای پهناوری که در جای جای این دشت گسترده است، امکان پرورشانواع دام
را در آنجا فراهم میسازد؛ چندانکه پشم این ناحیه شهرت جهانی دارد. عمدهترین
کانونهای کشاورزی دشت تادلا در کرانههای رودخانۀ امالربیع گسترده است. بیشههای
انبوه و باغهای سرسبزی که در آنها انواع میوهها به بار مینشیند، بر زیبایی این
دشت افزوده است. مرغوبیت محصول پنبۀ تادلا از دیرباز شهرت داشته، و به دیگر نقاط
مغرب صادر میشده است (ادریسی، ٧٥؛ لئون افریقی، ١/٧٢؛ بنعربی، همانجا).
نخستین ساکنان تادلا بربرها بودند که به همراه کشاورزان زناته، در دشتها، و نیز
چوپانان هسکوره ـ صنهاجه، در نواحی کوهستانی به سر میبردند (ادریسی، همانجا؛ EI٢
). عمدهترین آبادی و مرکز این منطقه، شهر کهن تادلا بود که به نوشتۀ ابنعبدالمنعم
در سدۀ ٩ق آثار بسیاری از قرون گذشته در آنجا پابرجا بوده است (ص ١٢٧). این شهر از
اهمیت نظامی نیز برخوردار بوده (حجی، ٢/٧٣٧)، و دژهای استوارش (حرکات، ١٨٤)، همواره
مورد توجه حکمرانان مغربی یا شورشیان محلی بوده است. گذرگاههای ارتباطی تادلا که
شمال و جنوب مغرب را به یکدیگر متصل میساخت، و نیز وجود منابع طبیعی سرشار و خاک
حاصلخیز، بر اهمیت این شهر میافزود، و همین امتیازات به مرور زمان موجب پدید آمدن
فرهنگ و تمدنی درخشان در تادلا شد و از همان آغاز فتح اسلامی اعتبار یافت (حجی،
٢/٧٣٧- ٧٣٨).
نخستین تماس تادلا با مسلمانان هنگامی بود که عقبة بن نافع (د ٦٣ق) در بازگشت از
سوس از تادلا گذر کرد (زبیب، ٢/ ٢٩؛ EI٢). در ١٧٢ق/ ٧٨٨م ادریس بن عبـدالله (د
١٧٧ق) به یاری بربرهای فاس و مکناس، تادلا را به تصرف خویش درآورد. با تأسیس امیر
نشین ادریسی در منطقه، اسلام نیز در آنجا گسترش یافت. تا پیش از این زمان بیشتر
مردمان تادلا مسیحی یا یهودی بودند. گذرگاههای ارتباطی که شهرهای عمدۀ مغرب همچون
فاس و تلمسان را به یکدیگر متصل میساخت (ادریسی، ٧٦، ٨١)، سبب شده بود که این شهر
از تجارتی پررونق برخوردار گردد، چنانکه بازرگانان فاس آنجا را محل مناسبی برای
عرضۀ کالاهای خود همچون پوشاک، زین و لگام اسب، چاقو و شمشیر یافتند و از آنجا اسب،
پوست و محصولات دیگر میخریدند (لوتورنو، ١/ ٦٠٨-٦٠٩).
هنگامیکهمحمدبن ادریس (حک ٢١٣-٢٢١ق) ازامرایآلادریس (ه م)، قلمرو خود را
میان برادرانش تقسیم کرد، احمد بر تادلا و مکناس امارت یافت (نک: ابنابی زرع،
الانیس...، ٢٠، ٥١؛ ابونصر، ٧٩؛ لوتورنو، ١/٦٠). از لحاظ عمران و آبادی و اهمیت در
میان شهرهای ناحیۀ تادلا، تنها شهر دای واقع در کوهپایهها قابل مقایسه با شهر
تادلا بود (EI٢). به گزارش ابوعبید بکری، دای قلعهْ شهری بود با تجارت پررونق که
بازرگانانی از فاس، بصره، سجلماسه و دیگر شهرها، برای داد و ستد بدانجا آمد و شد
داشتند (٢/٨٤٤). افزون بر موقعیت ممتاز بازرگانی، این شهر دارای منابع غنی معدنی به
ویژه معادن مس بود (ادریسی، ٧٤)؛ شاید به سبب همین مزیتها بود که دای شهر اصلی و
مهم قلمرو آل ادریس به شمار میرفت (EI٢).
در سدۀ ٤ق بنییفرن (نک: ه د، یفرن، بنی) از شاهزادگان بربر زناته که بر شاله
وسلا حکومت داشتند، به یاری متحدان خود ایالت تادلا را به تصرف خود درآوردند (ابن
خلدون، ٧(١)/٤٤) و تا ٤٤٩ق/١٠٥٧م که مرابطون بر تادلا چیره شدند، در دست آنها بود
(ابنابی زرع، همان، ١٢٩، ١٤٢؛ ابنخلدون، ٧(١)/٩٥؛ سلاوی، ٢/١٤-١٥). ظاهراً این
کشمکشها آسیبهای فراوانی بر شهر دای وارد ساخت ، زیرا به هنگام استیلای مرابطون در
سدۀ ٥ق، این شهر با تعمیرات و مرمتهای بسیار به صورت شهر نوبنیادی درآمد و از آن
پس تا حدود ١٧٠ سال مرکز ناحیۀ تادلا بود (حجی، ١/ ٢٧٨، ٢/٧٣٦-٧٣٧؛ EI٢). با حاکمیت
مرابطون بر تادلا مذهب مالکی نیز در آن ناحیه رواج یافت (زبیب، ٢/٢٣٥). دوران حکومت
مرابطون بر تادلا در٥٢٦ق/١١٣٢م با چیرگی موحدون
بر آن پایان یافت (ابن ابی دینار، ١١٤؛ ابن اثیر، ١٠/ ٥٧٨)، اما شهر دای در
درگیریهای میان آنان ویران شد (EI٢).
در دورۀ موحدون شهر تادلا صحنۀ جنگ و گریز و کشمکشهای میان حکمرانان محلی و
قبایل بومی بود که از آن میان، میتوان به شورشابوالربیع سلیمانو
ادریسبنبطان صنهاجی اشاره کرد (نک : مراکشی، ٢٧٦-٢٧٧؛ ابن خلدون، ٦(٣)/٥١٠؛
بیذق، ٧٥-٧٦، ١٠٣، ١٢٥). احتمالاً ریشۀ این درگیریها، مخالفت مردم تادلا با برخی از
گرایشها و باورهای موحدون از قبیل اعتقاد به مهدویت بوده است؛ به هر حال، بر اثر
این ناآرامیها تادلا آسیبهای بسیار دید (نک : حجی، ٢/٧٣٧؛ EI٢).
در سدۀ ٧ق/١٣م بنیمرین (نک : ه د، مرین، بنی) پس از به قدرت رسیدن درمغرب
آهنگ تصرف تادلا کردند؛ اماکوششهای آنان بینتیجه ماند، زیرا سپاهیان موحدی به
یاری قبایل عرب منطقه، آنان را منهزم ساختند؛ به همین سبب، در ٦٦٦ق/ ١٢٦٨م یعقوب بن
عبدالحق مرینـی(حک ٦٥٦-٦٨٥ق) برای سرکوب هم ـ پیمانان عرب موحدون به تادلا تاخت و
آسیبهای بسیاری بر این شهر وارد ساخت. تادلا که بر اثر شورشها و ناآرامیهای دورۀ
موحدون آبادانی خود را از دست داده بود، بر اثر این درگیریها یکسره ویران شد (نک :
ابن ابیزرع، الذخیرة...، ١١٦؛ ابن خلدون، ٧(٢)/٣٢٦، ٣٧٤-٣٧٥، ٧(٣)/٦٤٣، ٦٧٤؛ ابن
قطان، ٣٥؛ سلاوی، ٤/٣٢، ٥٣-٥٤؛ EI٢). بنیمرین به تدریج سیطرۀ خود را بر سراسر
ناحیۀ شرقی، غربی و شمالی مغرب تا ام الربیع و ناحیۀ تادلا گسترش دادند (ژولین،
٢/٢١٥)، تا آنکه در ٩٤٣ق/١٥٣٦م به دست سعدیون سرنگون شدند و از آن پس فرمانروایان
سعدی بر تادلا حکومت یافتند (٦٠٢/VII،EI١).
در ٩٩٢ق/١٥٨٤م، زیدان، از شاهزادگان سعدی از سوی پدرش احمد منصورذهبی نایب
الحکومۀ ایالت تادلا شد. به فرمان وی شهری در کرانۀ رودخانۀ ام الربیع بنا شد که به
قصبۀ زیدانیه موسوم گشت. این قصبه پس از درگذشت احمد منصور، در جنگهایی که میان
پسران او روی داد، ویران شد (EI٢).
دیری نپایید که علویان بر ایالت تادلا چیره شدند. در دورۀ فرمانروایی آنان، این
ناحیه در آرامش نسبی به سر میبرد و حکمرانان علوی شورشهای محلی را که گاه با تحریک
شیوخ دلاییه روی میداد، سرکوب میکردند (ژولین، ٢/٢٩٣-٢٩٤) و برای برقراری نظم و
قانون و عمران منطقه میکوشیدند (نک : ابنزیدان، ٢/ ١١٩-١٢١؛ سلاوی، ٩/١٦٤،
١٦٨).
مولای اسماعیل از سلاطین علوی مغرب دستور داد تا در سراسر مغرب قصبههای استواری
بنا کنند؛ یکی از این قصبهها، در ١٠٩٩ق بر فراز صخرهای عظیم مشرف بر رودخانۀ ام
الربیع ساخته شد تا سپاهیان فرزندش، احمد ذهبی در آنجا استقرار یابند؛ از این رو،
همۀ امکانات و تجهیزات مورد نیاز را در آنجا تدارک دید. احمد ذهبی که از جانب پدرش
به فرمانروایی ایالت تادلا منصوب شده بود، در عمران و آبادانی آنجا کوشید و قصبۀ
دیگری در محدودۀ قصبۀ مولای اسماعیل بنا کرد و در نزدیکی آن نیز قصری برای خود برپا
داشت؛ این دو قصبه بر روی هم، قصبۀ تادلا خوانده میشد. افزون بر اینها، در دورۀ
فرمانروایی علـویان، پل مشهور تادلا بـه درازای١٥٠ متر بر روی رود امالربیع ساخته
شد (بن عربی، ٩١-٩٢؛ EI٢ ).
تادلا در طول تاریخ خود به سبب تماس با مراکز مهم فکری، شاهد فعالیتهای فرهنگی و
گرایشهای صوفیگری بسیار بود؛ از اینرو، زاویههای متعددی در سراسر این ایالت بر
پا شد که نفوذ فراوانی بر جریانات منطقه داشتند و زمینۀ رشد فکری، معنوی، دینی و
فرهنگی مردمان تادلا را فراهم ساختند. از این میان، میتوان زاویههای دلاء، بوجعد،
تَمَجّوت و اَحَنصال را نام برد. بیشتر علما و صوفیان این منطقه نام قومی تادلی
دارند، در حالی که برخی از آنها مطابق با زاویه یا قبیله یا منطقهای که به آن تعلق
داشتند، شناخته میشدند (نک : حجی، ١/٣١٦، ٢/٧٣٦، ٧٣٨؛ زبیب ٣/٣٨٧؛ EI٢).
در اوایل سدۀ ٢٠م، فرانسویها درصدد سیطره بر مغرب و از جمله تادلا برآمدند، اما
حکمرانان محلی از هیچ کوششی برای رهایی سرزمین خود از سلطۀ فرانسویان دریغ نورزیدند
و افزون بر آن، مقاومتهای مردمی نیز در منطقه توانست تا حدودی پیشروی نیروهای
فرانسوی را سد کند. با این همه، سرانجام فرانسویان توانستند در فاصلۀ سالهای ١٩١٣
تا ١٩١٤م تادلا را به همراه دیگر مناطق مغرب به تصرف خود درآورند (ابونصر، ٣٥٧
٣٥٦-؛ بنعربی، ٩٢).
١.The World…
بنابر نخستین تقسیمات کشوری مراکش که پس از استقلال آن کشور، در ٢٨ آذر ١٣٣٤ش /١٩
دسامبر ١٩٥٥م به تصویب رسید، ایالت بنی ملال یکی از ایالتهای سیزدهگانۀ مراکش
تعیین شد که در برگیرندۀ بیشتر اراضی تادلا اعم از دشتها و کوهستـانها بود. در
١٣٥٣ش/١٩٧٤م ، این ایالت به دو ایالت بنیملال و ازیلال تقسیم شد. محدودۀ جدید
ایالت بنیملال، شامل دشتهای تادلا بود و ایالت ازیلال نواحی کوهستانی تادلا را
دربرمیگرفت (EI٢). اما پس از چندی بر اساس تغییراتی که در تقسیمات کشوری مراکش
صورت گرفت، ایالتی به نام تادلا ـ ازیـلال بـه وسعت ١٢٥، ١٧ کمـ ٢ شکل گرفت کـه
شامـل بخشهای عمدهای از ایالت تاریخی تادلا بود. جمعیت این ایالت در١٣٨٤ش/٢٠٠٥م،
٢٧٧‘ ٤٦٢ ‘١ تن برآورد شده است و قصبۀ تادلا با ٣٤٤‘٤١ تن جمعیت یکی از شهرهای تابع
این ایالت است («فرهنگ...١»).
مآخذ: ابن ابی دینـار، محمد، المؤنس، بهکـوشش محمد شمام، تونس، ١٣٨٧ق؛
ابن ابی زرع، علی، الانیس المطرب، رباط، ١٩٧٢م؛ همو، الذخیرةالسنیة، رباط، ١٩٧٢م؛
ابن اثیر، الکامل؛ ابنخلدون، العبر؛ ابن زیدان، عبدالرحمان، اتحاف اعلام الناس،
رباط، ١٣٤٩ق/١٩٣١م؛ ابن عبدالمنعم حمیری، محمد، الروض المعطار، به کوشش احسان
عباس، بیروت، ١٩٧٥م؛ ابن قطان، حسن، نظم الجمان، به کوشش محمود علی مکی، بیروت،
١٩٩٠م؛ ابوعبیدبکری، عبدالله، المسالک و الممالک، به کوشش وانلون و ا. فره، تونس،
١٩٩٢م؛ ادریسی، محمد، صفة المغرب و ارض السودان و مصر و الاندلس، لیدن، ١٩٦٥م؛ بن
عربی، صدیق، کتاب المغرب، بیروت، ١٤٠٤ق/١٩٨٤م؛ بیذق، ابوبکر، اخبار المهدی بن
تومرت، به کوشش عبدالحمید حاجیات، الجزایر، ١٩٨٦م؛ حجی، محمد، جولات تاریخیة،
بیروت، ١٩٩٥م؛ حرکات، ابراهیم، النظام السیاسی و الحربی فی عهد المرابطین،
دارالبیضاء، منشورات مکتبة الوحدة العربیه؛ زبیب، نجیب، الموسوعة العامة لتاریخ
المغرب و الاندلس، به کوشش احمد ابن سوده، بیروت، ١٤١٥ق/١٩٩٥م؛ ژولین، ش. ا.، تاریخ
افریقیا الشمالیة، ترجمۀ محمد مزالی و بشیربن سلامه، تونس، ١٩٨٣م؛سلاوی، احمد،
الاستقصاء، به کوشش جعفر ناصری و محمد ناصری، دارالبیضاء، ١٩٥٤م؛ لوتورنو، روژه،
فاس قبل الحمایة، ترجمۀ محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٤٠٦ق/١٩٨٦م؛ لئون افریقی،
حسن بن محمد وزان، وصف افریقیا، ترجمۀ محمد حجی و محمد اخضر، بیروت، ١٩٨٣م؛ مراکشی،
عبدالواحد، المعجب فی تلخیص اخبار المغرب، به کوشش محمد سعید عریان و محمد عربی
علمی، قاهره، ١٣٦٨ق/١٩٤٩م؛ نیز:
Abun –Nasr, J. M., A History of the Maghrib, Cambridge, ١٩٧١; EI١; EI٢; The
World Gazetteer, www. world. gazetteer. com.
عزت ملا ابراهیمی