دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٧١

تاج العلما
جلد: ١٤
     
شماره مقاله:٥٦٧١

تاجُ الْعُلَما، علی محمد فرزند محمد بن دلدارعلی نقوی نصيرآبادی (١٢٦٢-١٣١٢ق/١٨٤٦-١٨٩٤م)، فقيه و اصولی شيعی و نويسندۀ پرکار لکهنوی.
تاج العلما در خاندانی اهل علم از فقيهان اصولی نصيرآباد لکهنو متولد شد (برای اختلاف در تاريخ تولد، نك‌ : لکهنوی، ٢/١٥٣؛ صدرالافاضل، ٣٦٥؛ آقابزرگ، طبقات...، ١(٤)/١٦٢٤؛ حسينی، ١/٤١٢). پدر او سلطان العلما از عالمان بزرگ بود و برخی از او با عنوان مجتهد زمان و مروج دين ياد کرده‌اند (آقابزرگ، الذريعة، ٤/١٢٠). نيای او، دلدارعلی نيز اهل علم و دارای اشتهار فراوان بوده است. تاج العلما علوم اوليه را نزد بزرگانی همچون محمدعلی لكهنوی، ملقب به قائمة الدين، محمد عباس شوشتری و احمدعلی احمدآبادی فراگرفت و سپس نزد پدرش به آموختن فقه، اصول و برخی علوم عقلی و نقلی پرداخت. پس از درگذشت پدرش (١٢٨٤يا ١٢٨٥ق)، برای زيارت عتبات و بهره گيری از عالمان آن ديار راهی کربلا شد. وی که در آن زمان به حد مطلوبی از رشد علمی رسيده، و آثار متعددی را تأليف نموده بود، در آنجا با اکرام و احترام برخی بزرگان همچون ميرزا علی نقی طباطبايی روبه‌رو شد. طباطبايی طی اجازه‌ای در روايت، به يادکرد جايگاه علمی او و خاندانش نيز پرداخت (لکهنوی، ٢/١٥٣-١٥٦). او همچنين برخی از عالمان شيعی آن ديار چون زين العابدين مازندرانی، علی بحرالعلوم، راضی نجفی و حسين فاضل اردكانی را درک، و از همۀ آنها اجازۀ روايت دريافت کرد (همو، ٢/١٥٦-١٥٧؛ صدرالافاضل، ٣٦٦؛ حسينی، همانجا). بر پايۀ تاريخ اين اجازات که حدود ماههای شوال تا ذيقعده را شامل می‌شود، به نظر نمی رسد که بيش از چند ماه در آن ديار مانده باشد (همانجا). ظاهراً پس از اين سفر به سرزمين خود بازگشته، و زمانی ديگر برای ادای فريضۀ حج راهی حجاز شده است (صدرالافاضل، همانجا). او افزون بر تربيت شاگردان بسياری که نام آنها در منابع آمده است، مدتها امامت مسجدجامع «باغ نواب» را بر عهده داشت. تاج العلما در لکهنو از دنيا رفت (لکهنوی، ٢/١٥٧- ١٥٩).
شخصيت علمی و اجتماعی: دربارۀ جايگاه علمی تاج العلما نزد عالمان امامی، کافی است به بيان آقابزرگ در يادکرد جايگاه علم قرآن و تفسير نزد شيعيان اشاره شود. وی ضمن گرامی‌داشت علم تفسير و مفسران شيعی، در فهرست ارائه شدۀ خود که با ابان بن تغلب آغاز گشته، نام تاج العلما را در کنار کسانی چون سیدمرتضى، طبرسی، قطب راوندی و طريحی آورده است ( الذريعة، ٤/٢٣٣). اما واقعيت اين است که اهميت وی تنها به سبب جايگاه او در ميان اماميان نيست؛ چه، حضور او در متن جامعۀ هند، او را با گروههای گوناگونی از پيروان و صاحبان انديشه‌های مختلف پيوند داده است. نخست بايد دانست که برخلاف انبوهی آثار تأليفی تاج العلما، از زندگی علمی وی اطلاع مشخصی در منابع ديده نمی‌شود. بر همين اساس، با بهره‌گيری از عنوانهای آثار وی و نگاهی کلی به آنچه در جامعۀ علمی آن زمان مسلمانان هند، وجود داشته است، می‌توان شکل تقريباً روشنی از زيست علمی او ترسيم کرد. آنچه در نگاهی گذرا به زندگی‌نامه و فهرست آثار تاج العلما توجه را به خود جلب می‌کند، ابعاد چندگانۀ شخصيت اجتماعی- علمی اوست: در بعد مذهبی، فقيهی اصولی در مذهب امامیه، در بعد اجتماعی، مسلمانی شديداً وابسته به شيوه‌های سنتی در آراء نظری و عملی، و در بعد فرادينی، پرجوش در ارتباط با پيروان اديان و فرق گوناگون. حضور انگليسيها در هند، و نوع نگرش مسلمانان آن ديار به اين حضور، بروز انديشه های جديد در ميان ايشان، گرايش و توجه شديد جامعۀ اسلامی هند به مفهوم حکومت، و نيز تقابل انديشه‌های متعارض به ويژه در ميان فرق و اديان گوناگون درمتن کلی جامعۀ هند، در کنار برخی آراء معارض درون محافل امامی، و کيفيت و ميزان حضور حلقه های اخباری و اصولی در هند و عراق، در شخصيت علمی و اجتماعی تاج‌العلما اثر داشته است که بازتاب آشکار آنها را می‌توان به روشنی در حيات علمی او مشاهده نمود.
در حالی که با فزونی قدرت حلقۀ اصولی در عراق و ضعف روزافزون اخباريان، دامنۀ نفوذ پيروان انديشۀ اخباری بسيار محدود گشته بود، هنوز هند ميدانی برای تقابل انديشۀ اخباری و اصولی بود. تاج العلما که در خاندانی از فقيهان مجتهد اصولی رشد يافته بود، به عنوان يکی از مهم‌ترين کسان در حلقۀ لکهنو، ضمن سفر به عراق، با حضور در جمع اصوليان آن ديار، آثار برخی از قدما و انديشمندان مؤثر در انديشۀ اصولی، همچون صاحب جواهر، کاشف الغطاء، بحرالعلوم و به ويژه محمدباقر بهبهانی را از مشايخ عراقی زمان خود فراگرفت (نك‌ : لکهنوی، ٢/١٥٤-١٥٥). بدين ترتيب، همان‌گونه که طباطبايی نيز در صورت اجازۀ خود به وی اشاره کرده است، توانست در لکهنو به نشر دانش بپردازد و حلقۀ اصوليان آن ديار را پر توان‌تر، در برابر اخباريان بپروراند. فهرستی که صدرالافاضل از برخی از شاگردان او به دست داده است و تأکيد او بر مجتهد بودن ايشان، کاملاً جلب نظر می‌کند و نشان می‌دهد که مکتب اصولی تاج‌العلما بسياری کسان را پرورده است (نك‌ : ص ٣٦٧- ٣٦٨).
وی برای تثبيت و تبيين اصول عقايد فقهی خود، کتابی با عنوان عماد الاجتهاد در فقه‌استدلالی تأليف‌کرد (لكهنوی، ٢/‌١٦٢؛ آقابزرگ، همان، ١٥/٣٣٠)؛ افزون بر اين، به تأليف آثار بسیاری نيز دست زده که نشان از تقابل او با اخباريان دارد. آثاری چون الاذانية، جنة‌الله الواقية رساله ای در رد برخی از اخباريان، نصر المؤمنين در رد ميرزا محمد اخباری، و نيز رسالۀ مختصری در جواب رقعۀ يک اخباری نمونه‌هايی از رديه‌های وی بر اخباريان است. او همچنين با تأليف کتاب فقهی فصل الخطاب فی حلية شرب التتن با ترجمۀ فارسی آن با عنوان الخطاب الفاصل به بيان آراء اصولی در قبال نظریات فقيهان اخباری در اين باره پرداخته است (لکهنوی، ٢/١٦٠-١٦٢؛ آقابزرگ، همان، ١/٤٠٦، ٥/ ١٥٩، ١٦/ ٢٢٩؛ مدرس، ١/ ٣١٩). به نظر می‌رسد که درخواست جوابيه به عنوان حَکَم درمناظرۀ يک شيخی (با توجه به نزديکی به اخباريان) به نام شيخ محمدعلی با حسام الاسلام سيدنثار حسين (نك‌ : صدر الافاضل، ٣٦٦) نيز در همين راستا بوده باشد.
وجود برخی نشانه‌ها، بيانگر اعتدال و ميانه‌روی در فقه اصولی تاج العلماست که توجه او به درايه و آثار خاصی از شيخ بهايی نشان از اين امر دارد. تأليف ٣ شرح صغير و وسيط و کبير بر الوجيزۀ شيخ بهايی در علم درايه، به نامهای الجوهرة العزيزة (يا نهاية الدراية؛ چ سنگی لکهنو)، سلسلة الذهب و شرح صغير، بيانگر چگونگی نگاه وی به جايگاه خبر و نيز تلاش برای حفظ تعادل در اين انديشه است. به اين فهرست بايد شرحی بر زبدة الاصول شيخ بهايی را نيز افزود (همو، ٣٦٨؛ لكهنوی، مدرس، همانجاها؛ آقابزرگ، طبقات، ١(٤)/١٦٢٥). همچنين نبايد از نظر دور داشت که در زندگی‌نامه، اجازات و آثار تاج العلما، نام و يادی از انديشۀ اصولگرای شخصی چون شيخ انصاری، به عنوان نماد اصول جدید امامیه به چشم نمی‌خورد.
به هر روی، بايد پذيرفت که جايگاه علمی او به عنوان يک مجتهد چنان بود که از بسياری شهرهای مختلف نامه‌ها و رسالات پرسشی برای حل مشکلات فقهی نزد او فرستاده می‌شد. وجود برخی جوابيه‌های او حکايت از همين امر دارد که برای نمونه به برخی از آنها همچون جواب مسائل حيدرآبادیه و جواب‌ مسألۀ ‌لندنيه (فارسی) در نجاست اهل كتاب (لكهنوی،‌ ٢/‌١٦١؛ صدرالافاضل، همانجا؛ آقابزرگ، الذريعة، ٥/ ٢١٩) می‌توان اشاره کرد. در اين ميان، اثر اخير ميزان ارتباط تنگاتنگ مسلمانان با پيروان ديگر اديان در هند را به روشنی نشان می‌دهد و به طور طبيعی از موضوعات مبتلابه مسلمانان در اين باره، مبحث طعام اهل کتاب بوده است. جوابيه‌های تاج العلما به بسياری از استفتائات دربارۀ مسئلۀ حرمت طعام اهل کتاب همچون الذبيحة (چ سنگی لكهنو، ١٢٨٦ق)، الاستفتاء(چ سنگی لكهنو، ١٢٨٩ق)، و جواب مسئلة الطعام (فارسی؛ چاپی) از اين دست است. دربارۀ ميزان ارتباط پيروان اين اديان، آنچه به عنوان رساله در نجاست كفار نيز آقابزرگ (طبقات، همانجا) از آن ياد کرده، قابل توجه است.
دربارۀ آثار فقهی تاج العلما بايد گفت که وی افزون بر برخی تک‌نگاریها، آثاری چون رسالۀ حكميه، رساله در نماز جمعه، رسالۀ قصاص، مسئلة ربائية، مناسك الحج، و نيز وقاية الذمار، به مبحث صوم نيز توجه ويژه داشته است. وی افزون بر ارشاد الصائمين الى احکام الدين، در اثری با عنوان المتن المتين با بذل توجه به مبحث روزه، رأی و حکم خود دربارۀ مفطر نبودن غبار و دخان را بيان داشته است. اين اثر را محمد حسين شهرستانی در کتابی با عنوان الشرح المبين به نقد کشيده، و تاج العلما در دفاع از رأی خود، التعليق الانيق را تأليف کرده است. اين مجموعه با هم و يکجا در لکهنو به صورت سنگی به چاپ رسيده است (نك‌ : لكهنوی، ٢/١٦٠-١٦٣؛ صدرالافاضل، ٣٦٨؛ آقابزرگ، الذريعة، ١٩/٧١- ٧٢).
مسئلۀ دیگر رویارویی تاج‌العلما با نواندیشی دینی است که شاخص آن در سدۀ ١٣ق سر سيد احمدخان (د ١٣١٦ق/ ١٨٩٨م) است؛ تفکر عقلانی جديد که سيد احمدخان بر آن پای می‌فشرد و از سويی نظر وی دربارۀ مماشات با انگليسيها و دوری از تخاصم، اسباب بروز بسياری از بحث و جدلها را در محيط عالمان مسلمان آن ديار برانگيخته بود. تاج‌العلما به عنوان فقيهی سنت گرا، با آنچه به عنوان نگاه عقل‌گرايانه، با منظر فطرت انسانی و طبيعت گرايی در عقايد سيد احمدخان بروز می‌يافت، و نيز نگرش کاملاً تعقلی وی نسبت به‌اصول و مبانی دينی (نك‌ : ه‌ د، ٩/٢٤٧؛ اسميث،(١٥ ff. که به انديشۀ «نيچری» و طبیعی شهرت داشت، شديداً مخالف بود. تاج العلما به مثابۀ يکی از مؤثرترين شخصيتهای حلقۀ امامی شيعيان لکهنو، در حواشی القرآن (چاپ شده) خود با نگاهی انتقادی به آراء سيداحمد که به ويژه در تفسير وی موسوم به تفسير القرآن و هو الهدى و الفرقان بازتاب داشت، نظریات او را که با شيوۀ عمومی تفکر مسلمانان هند ناسازگار بود، به نقد کشيد. وی در اثر ديگر خود با عنوان الاحتجاج العلوی يا ضربت علويه (فارسی) به رد آراء نيچـری ــ که به دهری نيز شهـرت داشت ــ پرداخت (لكهنوی، ٢/١٦١؛ آقابزرگ، الذريعة، ١/٢٨٣، ١٥/١١٦). البته برخلاف تقابل انديشۀ تاج العلما با سيد احمدخان در موضوع طبيعت گرايی، در مواردی نیز با وی دارای موضعی يکسان بود که حمایت از زبان اردو يکی از آنهاست.
در تقابل زبان اردو (مورد پذيرش مسلمانان هند) با زبان هندو (زبان هندوان) و تثبيت يکی از آن دو، انگليسيها از زبان هندو جانبداری می‌کردند. طرح مسئلۀ خط و زبان رسمی در دادگاهها و مراجع عمومی که در ١٢٨٧ق/١٨٧٠م بيان شد، و متعاقب آن طرح رسميت يافتن زبان هندو در مدارس ابتدايی در ١٢٩٩ق/١٨٨٢م، و پشتيبانی انگليسيها از زبان هندو، ميان جامعۀ بزرگ مسلمان و هندو کشمکشهای فراوانی به بار آورد (احمد، ٢٦٠-٢٦١). تشکيل «انجمن حمايت اردو» توسط سيد احمدخان و سپس «جامعۀ دفاع از اردو» و جامعۀ مشابهی در لکهنو آشکارا جنبشی در مقابله با اين امر بود (زکريا، ١٣ff.؛ هاردی، ١٨٩بب‌ ). در چنين فضايی تاج العلما تأليف و ترجمه به زبان اردو را آغاز کرد. او قرآن کريم را به زبان اردو ترجمه کرد (آقابزرگ، همان، ٤/١٢٧). افزون بر ترجمه‌ای از مفاهيم نماز و نيز ترجمۀ الفيۀ شهيد به اين زبان، در يک نگاه کلی می توان گفت: آثار اردوی او بيشتر دارای زمينه‌های اصلی مواعظ و اخلاق هستند. آثاری مانند الارشادية ( المواعظ الجنفورية)؛ تحفة الواعظين؛ دُرّ بی بها؛ شرح زيارة الناحية؛ مواعظ اکبرپورية؛ مواعظ جوادية و مواعظ يونسية را می‌توان در اين گروه قرار داد که غالباً هم انتشار يافته‌اند (نك‌ : لکهنوی، ٢/١٦٠-١٦٢؛ صدرالافاضل، ٣٦٨؛ مدرس، ١/٣٢٠؛ نیز منزوی، ٤/٢٢٣٤). دور نيست که تأليف کتاب تنبيه الاطفال در تربيت کودکان، به همين زبان (نك‌ : رضوی، II/١٤٩)، گونه‌ای از موضع گيری او در برابر طرح بيان شده در ١٢٩٩ق برای مدارس ابتدايی بوده باشد.
در آنچه به مقابله با انگليسيها مربوط می‌شد، صرفاً از آن رو که تاج العلما با مخاصمه و جنگ با ايشان مخالف بود (برای چنين موضعی از سوی سيداحمد، نك‌ : فخرداعی، ١/«ج»)، در کنار سیداحمد جای می‌گرفت. اين بدان معناست که تاج العلما نيز همچون سيداحمد وجود مشکل در نوع انديشۀ سياسی حکومتی مسلمانان هند و ضعف ناشی از آن را حس می‌کرد، و حتى بر همين اساس به تأليف اثری دربارۀ چرايی اين مشکل با عنوان ملال سبب ضعف رياست اسلام و علاج آن (لكهنوی، ٢/ ١٦٢) پرداخت؛ اما راه رهايی را در شورش و جنگ نمی‌ديد. او که به مبحث سياست و حکومت توجه داشت و حتى کتاب مسائل عجيبه را در سياست مدن (همانجا) تأليف نمود، با برخی شالوده‌های فکری بر اساس عقايد امامی دربارۀ غيبت، در رساله ای با عنوان عدم جواز جهاد در غيبت امام زمان(ع) (صدرالافاضل، همانجا)، رأی خود را در اين باره تبيين نمود. در منابع اثری با عنوان رسالۀ جهاديه در فقه نيز از او ياد شده است (لكهنوی، ٢/١٦١؛ آقابزرگ، همان، ٥/ ٢٩٧) که دور نيست با اثر پيش ياد شده هماهنگيهايی داشته باشد.
آنچه به عنوان باورهای امامی بدان اشاره شد، به ويژه در دو گروه از آثار وی، يعنی ترجمه‌ها و شروح بر نهج‌البلاغة و برخی ادعيه و آثاری در بيان انديشۀ اماميان در مواردی چون تقيه، غدير خم و جز آن در مجموعه تأليفهای تاج العلما قابل پی‌گيری است (نقوی، ١/١٠٥؛ لکهنوی، ٢/١٦١-١٦٢؛ آقابزرگ،‌همان، ٤/ ١٨، ١٠/١٧٣، ١٣/٢١٤، ٢٢٤). در اين ميان، ترجمۀ فارسی او از دعای عديله و شرح زيارت ناحيه با عنوان موعظۀ عظيم آباديه به اردو (چاپی) به ويژه به سبب ارتباط آنها با امام زمان (ع) قابل توجه است (همان، ٤/١٠٢، ١٣/٢٥٤، ٢٣/٢٧١). گفتنی است که هم او و هم شاگرد وی، ابوالحسن علی بن نقی شاه کشميری لکهنوی (که سواء السبيل را در شرح الزاد القليل استادش تأليف کرده، نك‌ : همان، ١٢/ ٢٣٩)، هر دو در اثبات وقوع ازدواج قاسم بن حسن آثاری تأليف کرده‌اند (همان، ٦/٢٦٤، ١٧/٤). از جمله موضوعات مورد توجه تاج العلما، مبحث اخلاق بوده که گاه با توجه به زندگانی و اخلاق امامان و بزرگان دين بدان پرداخته است. از جمله اين آثار است: خلق حسنی، الخلق الحسينی، خلق محمدی، و نيز رسالة فی الاخلاق و شرح اخلاق ناصری از خواجه نصيرالدین طوسی (همان، ٧/٢٤٥؛ لکهنوی، ٢/١٦٢).
از برخی اطلاعات موجود در منابع چنين برمی‌آيد که وی با اهل کتاب ارتباط داشته است. اين رابطه‌ها تا آنجاست که چون تاج العلما بيمار می‌شود، حتى يکی از کشيشان آن ديار برای عيادت، به ديدن او می‌رود و در آن ملاقات برخی مفاهيم اعتقادی نيز به مباحثه گذارده می‌شود (صدرالافاضل،٣٦٦-٣٦٧؛ رضوی، همانجا). اين مطلب خود نشان دهندۀ ميزان ارتباط نزديک مسلمانان با اهل کتاب در آن سرزمين است، و انبوهی آثار تاج‌العلما هم که غالباً به شکل رديه نمود يافته، در همين راستا ست. الاحتجاج العلوی در مناظره با پيروان ديگر اديان و فرق؛ رد بر كشيش عمادالدين؛ رسالة فی السم اليهودية للنبی؛ الصولة العلوية للذب عن الملة المحمدية (فارسی)؛ عماد الدين ملاذ المؤمنين در رد بر نصارا؛ لحن داوودی در رد بركتاب نغمۀ طنبوری اثر یکی از نصارا؛ و يهودية (لكهنوی، ٢/١٦١-١٦٢؛ صدرالافاضل، ٣٦٨؛ آقابزرگ، همان، ١٢/٢٣٢، ١٥/٣٣١، ١٨/٢٩٧) نمونه‌هايی از اين دست آثار هستند. همچنين وی در اثری با عنوان الاثنا عشرية فی بشارة الاحمدية، به استخراج بشاراتی دربارۀ رسالت حضرت محمد (ص) در عهدين پرداخته است (مشار، فهرست...، ١٨، مؤلفين...، ٤/٥٩٦).
به نظر می‌رسد نوع ارتباط ميان مسلمانان و به ويژه مسيحيان، خاصه در برخی زمينه‌های کلامی، گونه‌ای از تقابل فرهنگی ـ دينی را موجب شده بوده است؛ برای نمونه با توجه به جواز به تصوير کشيدن و نيز تجسيم بزرگان دين مسيحی همچون ساخت پيکرۀ حضرت عيسى(ع)، و بازخورد آن در فرهنگ اسلامی، کسی چون تاج العلما را بر آن می‌دارد که به تأليف اثری در اين باره بپردازد؛ اين مطلبی است که نياز پاسخ‌گويی بدان احساس می‌شده است. اين مبحث را که شيخ طوسی نيز بدان توجه داشته (نك‌ : آقابزرگ، همان، ١٥/٣٤٣)، تاج العلما در اثر فارسی خود، عديمة المثالية فی تجويز التصوير غير المجسم بررسی کرده است (لکهنوی، ٢/١٦٠؛ آقابزرگ، طبقات، ١/(٤)١٦٢٦).
اين‌گونه برداشت کلامی را در نگاه تاج العلما از برخی مفاهيم اسلامی خاص نيز می‌توان بازجست. بررسی مسائلی جدی در کلام اسلامی همچون توحيد و عدل، در اثری با عنوان الزاد القليل (چ ١٣٢٨ق)، يا مبحث عصمت حضرت آدم (ع)، در جوابيه‌ای به مسائلی مطرح شده از زنگبار (جواب المسائل الزنجبارية) که چاپ سنگی آن هم در لکهنو صورت پذيرفته، از اين دست است. به اين مجموعه می‌توان آثاری مانند کتاب طريق النجاة فی بعض المسائل الكلامية (فارسی) (آقابزرگ، الذريعة، ١٥/ ١٦٩-١٧٠)، و مبحثی کاربردی در رساله‌ای کلامی دربارۀ مسئلۀ سرتراشيدن (لكهنوی، ٢/١٦٢) را نيز افزود. تاج العلما آثاری در زمينۀ منطق هم تأليف نموده است (نك‌ : همو،
٢/١٦٠-١٦١؛ آقابزرگ، همان، ٢١/٢٨٢؛ مشار، فهرست، ٢٦٥). در ميان آثار کلامی تاج العلما، تأليفات فارسی او همچون ضربت علويه و طريق النجاة قابل توجه است (لکهنوی، ٢/١٦٠-١٦٢؛ آقابزرگ، همان، ١٥/ ١٦٩-١٧٠).
اساساً تاج‌العلما با توجه به احاطه به زبانهای فارسی و اردو آثـاری به اين زبانها داشته است که در دو زمينۀ تأليف و ترجمه به چشم می‌خورد. با نگاهی آماری، در ميان تأليفات فارسی وی، شمار آثار فقهی بيشتر به نظر می‌رسد: رساله‌ای در حليت طعـام (ظاهراً اهل کتاب)، فصل الخطاب، گوهر شب چراغ و وقاية النار (الذمار) از اين دست‌اند (نك‌ : همان، ٥/١٩١، ١٨/٢٥٠؛ لکهنوی، ٢/١٦١-١٦٢؛ نيز صدرالافاضل، ٣٦٨؛ مدرس، ١/ ٣١٩).
مآخذ: آقابزرگ، الذریعة؛ همو، طبقات اعلام الشيعة، بخش نقباء البشر، مشهد، ١٤٠٤ق؛ حسينی، احمد، تراجم الرجال، قم، ١٤١٤ق؛ صدرالافاضل، مرتضى حسین، مطلع انوار، کراچی، ١٤٠٢ق/١٩٨٢م؛ فخرداعی گيلانی، محمدتقی، مقدمه بر ترجمه و تفسير القرآن سيد احمدخان، تهران، علمی؛ لکهنوی، محمدمهدی، نجوم السماء، قم، ١٣٩٦ق/١٩٧٦م؛ مدرس، محمدعلی، ريحانة الادب، تبریز، انتشارات شفق؛ مشار، خانبابا، فهرست کتابهای چاپی عربی، تهران، ١٣٤٤ش؛ همو، مؤلفين کتب چاپی فارسی و عربی، تهران، ١٣٤٢ش؛ منزوی، خطی مشترک؛ نقوی، حسين عارف، فهرست آثار چاپی شيعه در شبه قاره، اسلام آباد، مرکز تحقيقات فارسی ايران و پاکستان؛ هاردی، پ.، مسلمانان هند بريتانيا، ترجمۀ حسن لاهوتی، مشهد، ١٣٦٩ش؛ نيز:
Ahmad, A., Studies in Islamic Culture in the Indian Environment, Lahore, ١٩٧٠; Rizvi, A. A., A Socio- intellectual History of the Isnā ‘Asharī Shī’īs in India, New Delhi, ١٩٨٦; Smith, W. C., Modern Islam in India, London, ١٩٤٦;Zakaria, R., introd. Glimpses of Urdu Literature, Bombay, ١٩٦١.
فرامرز حاج منوچهری