دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٦٢
| تاج الدین تبریزی جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٦٢ |
تاجُ الدّینِ تَبْریزی، علی بن عبدالله (٦٧٧ – رمضان
٧٤٦ق/ ١٢٧٨- ژانویۀ ١٣٤٦م)، محدث و فقیه شافعی با گرایشهای صوفیانه. وی در اردبیل
به دنیا آمد و در تبریز سکنا گزید (صفدی، ٢/٢٠٧). او برخی دانشها همچون ریاضیات و
فلسفه، اصول فقه، علم خلاف و نحو را به ترتیب نزد کسانی چون کمالالدین حسن
شیرازی، قطبالدین شیرازی، علاءالدین نعمان خوارزمی و رکنالدین حسن استرابادی
آموخت (تاجالدین، ٢٠٧- ٢٠٨). وی در ٣٠ سالگی به دریافت اجازۀ افتا نایل آمد و از
آن پس به افتا، تولیت خانقاه و تدریس در مدارس پرداخت (همانجا؛ نیز نك : افلاکی،
١/٥٠٣).
او در همان دهههای نخست، زمانی که در دیار خود به سر میبرد، به تصوف نیز گرایش
یافت؛ کمالالدین احمد بن عربشاه اوحدی از شاگردان اوحدالدین کرمانی او را تلقین
ذکر گفت، و تاجالدین ابراهیم، مشهور به شیخ زاهد (دربارۀ وی، نك : معصومعلیشاه،
٢/٣١١) بر او خرقه پوشاند و بدینسان، به صوفیان طریقۀ سهروردیه پیوست (تاجالدین،
٢٠٨).
به درستی دانسته نیست که او در چه زمانی اردبیل را به قصد تبریز ترک کرد؛ با این
حال، با توجه به یادکرد تاجالدین از تلقین ذکر به وی در اردبیل (همانجا)، به نظر
نمیآید خروج از آنجا در سنین کودکی روی داده باشد. در همین دوران به مراغه،
سلطانیه و شهر زور هم سفر کرد (همانجا؛ ابن رافع، ١٤٩). به نظر میرسد در همین حدود
زمانی توانسته است با کسانی چون بیضاوی ملاقات کند (نك : تاجالدین، همانجا).
تاجالدین در حدود ٤٠ سالگی راهی بغداد شد (نك : همانجا) و ٥ سال اقامت در عراق
امکان همنشینی و مناظره با عالمانی همچون علامۀ حلی را برای وی فراهم کرد و آنگاه
در ٧٢١ق/١٣٢١م از بغداد به قصد حج راه مکه، و سپس مصر را در پیش گرفت (همانجا). از
آن پس تا پایان عمر در قاهره ماند و در مدرسۀ حسامیه سکنا گزید (اسنوی، ١/٣٢١-٣٢٢)
و از محدثان بزرگ آن دیار همچون علی بن عمر وانی، یوسف بن عمر ختنی، یونس بن
ابراهیم دَبوسی و بدرالدین ابن جماعه حدیث شنید (ابن رافع، ١٤٦). گویا بیشتر سماع
حدیث وی در قاهره بوده است (نك : ابن حجر، ٤/٨٧). او در آن شهر متولی و مدرس مدرسۀ
حسامیۀطُرُنطای شد و به افتا پرداخت (ابن رافع، همانجا).
تاجالدین افزون بر حدیث و فقه، در زمینۀ تفسیر هم توانا بود. ضمن آنکه داوودی نام
وی را در شمار مفسران (١/٤١٠-٤١٢) آورده، سبکی هم به نگارش اثری در تفسیر توسط وی
(١٠/ ١٣٨) اشاره کرده است.
شاگردی او نزد برخی مؤلفانِ آثار مشهور شرق جهان اسلام، و تقیّد وی در به دست آوردن
کتابها با اهتمام به سنت اقراء کتاب نزد صاحبان نسخههای مجاز و یا راویان اصلی
آنها از جملۀ دیگر اسباب شهرت وی در قاهره بوده است. برای نمونه، تاجالدین شرح
مشهور رکنالدین حسن استرابادی بر کافیۀ ابنحاجب در علم نحو را از خود او
(تاجالدین، ٢٠٧)، و الحاویالصغیر نجمالدین عبدالغفار قزوینی در فقه شافعی را به
واسطۀ علی بن عثمان عفیفی از مؤلف روایت میکرد (ابن قاضی شهبه، ٣/٣٦). احاطۀ وی را
در تدریس این کتاب فراوان ستودهاند (صفدی، ٢/ ٢٠٨؛ اسنوی، ١/٣٢١).
از دیگر نشانههای تأکید او بر به دست آوردن کتابها از طریق اقراء، نوشتاری از وی
در آغاز نسخهای از المَنهَل الروی است که از قرائت کتاب در پی مجالساتی با مؤلف آن
ابنجماعه خبر میدهد (نك : زرکلی، ٤/٣٠٦، تصویر صفحۀ نخست نسخه؛ نیز برای دیگر
نمونهها، تاجالدین، ٢٠٧- ٢٠٨). افزون بر اینها، ابن رافع اشاره کرده (همانجا) که
وی بیشتر روایات را با سماع به دست آورده است.
در میان شاگردان وی نام بزرگانی همچون ابن رافع سلامی (همانجا)، ابن هشام انصاری
(ابن حجر، ٣/٩٣) و ابوالفتح سُبکی (همو، ٥/٢٧٥) به چشم میخورد. از دیگر شاگردان و
راویان او محمد بن جنکلی ابن بابا (مقریزی، ٥/ ٥٠٨)، برهانالدین ابن رشیدی،
محبالدین ناظر الجیش، شهابالدین ابن نقیب (ابن قاضی شهبه، ٣/٣٦-٣٧)، جمالالدین
امیوطی (ابن تغری بردی، ١/١٦١)، و موسی بن کُجَک (ابن حجر، ٦/١٤٥) نامبُردارند.
با وجود شهرت تدریس او، نسبت به آگاهیهای وی در دانش حدیث دید خوشبینانهای حاصل
نگشته است. برای نمونه، ابن حجر (٤/٨٧) از صفدی نقل کرده که تاجالدین در علوم حدیث
از آگاهی کافی برخوردار نبوده است؛ اما به برخی دیدگاههای فقهی و ادبی وی، دست کم
تا یک سدۀ بعد استناد میشده است (برای نمونه، نك : عراقی، ١٠٣؛ شربینی، ١/٤٢٢).
گزارش افلاکی (١/٥٠٣-٥٠٤) از شیوۀ رویارویی و بیان نقادانۀ تاجالدین نسبت به
معاصران خویش در تبریز، و تعابیر افلاکی برای یاد کرد وی در ضمن این رویدادها،
حکایتگر ستیزههای او با دیگر صوفیان است. افزون بر این، گفتهاند: به سبب دوری
گزیدن وی از مردم و بدبینی نسبت به ایشان، در قاهره نیز بدنام گشت (اسنوی، ١/٣٢١).
صفدی (همانجا) هم به تعریض گفته است: «گرچه شایعاتی بیپایه دربارۀ وی رواج یافت،
این بار از مصر خارج نشد». از مجموع این گزارشها میتوان تصور کرد که وی برخوردار
از روحیهای ستیزهجویانه و خویی انزواگر بوده است؛ روحیهای که شاید با فراوانی
سفرها در حدود میانسالی، و هم دوری گزیدن وی از اصحاب سیاست که اشاراتی دربارۀ آن
در برخی منابع بازتاب یافته است (نک : اسنوی، همانجا)، بیارتباط نباشد.
تاجالدین در قاهره از دنیا رفت و همانجا نزدیک خانقاه دُوَیداریه به خاک سپرده شد
(همو، ١/٣٢٢).
آثـار: ١. القسطاس المستقیم فی الحدیث الصحیح القویم، که نسخهای از آن در کتابخانۀ
موزۀ توپکاپی سرای موجود است. آنچنان کهخود در مقدمۀ این اثر یادآور شده، در
اینکتاب روایـات صحیح و حسن را گرد آورده است (نك : .(TS, II/٢٢٨ ٢. الموضوع،
رسالهای است دربارۀ موضوع، مبادی و مسائل علوم مختلف که نسخهای از آن به شمارۀ
١٨٠٥ در کتابخانۀ شهید علی پاشا در استانبول موجود است (ششن، ١/٢٣٠). ٣. الکافی فی
علوم الحدیث، موجود در کتابخانۀ موزۀ توپکاپیسرای (TS, II/٥-٦). شاید این کتاب
همان خلاصهای است که از مقدمۀ ابن صلاح تهیه کرده است (نك : ابن قاضی شهبه،
٣/٣٦). ٤. المعیار السقیم للاحادیثِ المُعَلَّلة، در مجموعهای از برخی احادیث
موضوعه در ٢ جلد که براساس آنچه او خود در مقدمۀ القسطاس یادآور شده، پیش از نگارش
این کتاب، گرد آورده است (نك : TS, II/٢٢٨؛ برای برخی آثار یافت نشده، نك : ابن
قاضی شهبه، ابن حجر، همانجاها؛ حاجیخلیفه، ١/٦٢٦، ٢/١٣٧٥؛ بغدادی، ١/ ٧١٩).
گفتههایی مختصر نیز از تاجالدین دربارۀ زندگیاش در منابع مختلف نقل شده است که
ابن رافع ضمن نقل قسمتهایی از آن (ص ١٤٦- ١٤٩)، گزارش میدهد که این مطالب را در
نوشتاری به خط خود وی دیده بوده است.
مآخذ: ابن تغـری بردی، المنهـل الصافی، به کـوشش محمـد محمدامین، قاهـره، ١٩٨٤م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الکامنة، حیدرآباد دکن، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ ابن رافع سلامی،
محمد، تاریخ علماء بغداد، به کوشش عباس عزاوی، بغداد، ١٣٥٧ق/ ١٩٣٨م؛ ابن قاضی شهبه،
ابوبکر، طبقات الشافعیة، به کوشش حافظ عبدالعلیمخان، بیروت، ١٤٠٧ق؛ اسنوی،
عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩٠ق/١٩٧٠م؛ افلاکی،
احمد، مناقب العارفین، به کوشش تحسین یازیجی، تهران، ١٣٦٢ش؛ بغدادی، هدیه؛
تاجالدین تبریزی، علی، «زندگینامۀ خودنوشت»، ضمن ج ٢ اعیان العصر (نك : هم ،
صفدی)؛ حاجیخلیفه، کشف؛ داوودی، محمد، طبقات المفسرین، بیروت، ١٤٠٣ق/١٩٨٣م؛ زرکلی،
اعلام؛ سبکی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الکبرى، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو و
محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٣ق/١٩٦٤م؛ شربینی، محمد، مغنی المحتاج، قاهره،
١٣٧٤ق/١٩٥٥م؛ ششن، رمضان، نوادر المخطوطات العربیة، بیروت، ١٩٧٥م؛ صفدی، خلیل،
اعیان العصر، به کوشش فؤاد سزگین، فرانکفورت، ١٤١٠ق/١٩٩٠م؛ عراقی، عبدالرحیم،
التبصرة و التذکرة، بیروت، دارالکتب العلمیه؛ معصومعلیشاه، محمدمعصوم، طرائق
الحقائق، به کوشش محمدجعفر محجوب، تهران، ١٣٣٩-١٣٤٥ش؛ مقریزی، احمد، المقفی الکبیر،
به کوشش محمد یعلاوی، بیروت، ١٤١١ق/١٩٩١م؛ نیز: TS.
مجتبى تقدیسی