دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٤٩
| تاجالافاضل جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٤٩ |
تاجُ الْاَفاضِل، ابوسعد فخرالدین خالدبن ربیع کاتب طورانی هروی، دبیر، خوشنویس و
شاعرپارسیگوی دربار سلجوقیان بهویژه دربار سلطان سنجر (سل ٥١١-٥٥٢ق/١١١٧-١١٥٧م).
او اهل طوران از روستاهای هرات بود (سمعانی، ١/٢٦٣؛ یاقوت، ٣/٥٥٧). ظاهراً تحصیلات
وی نیز در همین منطقه بوده است، چنان که سمعانی و یاقوت به سماع حدیث از او در هرات
اشاره دارند (همانجاها). وی در خوشنویسی و دبیری دستی داشت و به دو زبان فارسی و
عربی شعر میسرود (سمعانی، همانجا). عوفی او را به فصاحت، بلاغت و تازگی شعر و نثر
ستوده است (ص ٣٤٢) و صفا برپایۀ سرودههای اندکی که از این شاعر باقی مانده، غزلهای
وی را لطیف و زیبا، قصایدش را قوی، و در مجموع او را ماهر در سرودن شعر دانسته است
(٢/٦٠٥). به گواهی غزلی که از این شاعر باقی مانده، تخلص او «خالد» بوده است (عوفی،
٣٤٧). هدایت نیز این معنا را تأیید کرده است (٢/٩٣٧).
تاجالافاضل به لحاظ ویژگیهای فردی، شخصی خوشمشرب، ظریف و مهرورز بود (سمعانی،
همانجا). ویژگیهای علمی و خصوصیات فردی او سبب شده بود تا دوستان و همنشینانی از
میان رجال علم و ادب به دست آورد؛ از آن جمله سمعانی است که مکاتبات و دوستی عمیقی
میان آن دو برقرار بود (همانجا؛ برای مبادلۀ کتاب، نك : فروزانفر، ٣٥٨، به نقل از
سمعانی). انوری از دیگر یاران تاجالافاضل بود. میان آن دو، مشاعره، مکاتبه و
رابطهای دوستانه وجود داشت و یک بار نیز انوری به واسطۀ دریافت ابیاتی از تاج
الافاضل از توطئهای که سلطان علاءالدین حسین غوری ملکالجبال برای وی ترتیب داده
بود، آگاه شد و از خطر مرگ رهایی یافت (عوفی، ٣٤٢-٣٤٣؛ صفا، ٢/٦٠٤). انوری نیز در
قصیدهای به ستایش وی پرداخته است (ص ٢٥٣-٢٥٥). از دیگر معاشران و همنشینان
تاجالافاضل، باید
به مجدالدین ابوالفضل محمدبن عمر انصاری ادیب اشاره کرد (ابنفوطی، ٤/٥٢٢).
صفا در جنب تمام ویژگیهای علمی و ادبی تاجالافاضل، وی را از جمله امیران و رجال
نظامی دورۀ سلجوقی نیز به شمار آورده است (٢/٦٠٤، ٦٠٥). وی دستکم در دو دربار
سلطان سنجر (٥١١-٥٥٢ق) و سلطان علاءالدین حسین غوری (٥٤٥-٥٥٦ق) به خدمت پرداخته
است (نك : عوفی، همانجا؛ خواندمیر، ٢/٥٠٩).
تاریخ مرگ تاجالافاضل ثبت نشده، ولی صفا با قیاس به برخی از رویدادهای تاریخی، مرگ
او را پس از ٥٤٨ق/١١٥٣م دانسته است (همانجا).
تاکنون اثری از وی به طور مستقل به دست نیامده، اما سرودههایی در قالب قطعه، غزل و
رباعی به صورت پراکنده در برخی منابع از او درج شده است (نك : یاقوت، همانجا؛
عوفی، ٣٤٣، ٣٤٤-٣٤٧؛ شروانی، ٨٧، ٢٤٣، جم ؛ هدایت، همانجا).
مآخذ: ابنفوطی، عبدالرزاق، مجمعالآداب، به کوشش محمدکاظم، تهران، ١٤١٦ق؛ انوری،
محمد، دیوان، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٣٧ش؛ خواندمیر، غیاثالدین، حبیبالسیر،
به کوشش محمددبیرسیاقی، تهران، ١٣٥٣ش؛ سمعانی، عبدالکریم، التحبیر، به کوشش منیره
ناجی سالم، بغداد، ١٣٩٥ق/١٩٧٥م؛ شروانی، جمال خلیل، نزهة المجالس، به کوشش
محمدامین ریاحی، تهران، ١٣٦٦ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در ایران، تهران،
١٣٦٣ش؛ عوفی، محمد، لباب الالباب، به کوشش سعید نفیسی، تهران، ١٣٣٥ش؛ فروزانفر،
بدیعالزمان، سخن و سخنوران، تهران، ١٣٥٠ش؛ هدایت، رضاقلی، مجمعالفصحا، به کوشش
مظاهر مصفا، تهران، ١٣٣٩ش؛ یاقوت، بلدان. علی میرانصاری