دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٤٧
| تاج جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٤٧ |
تاج، تخلص، نام یا لقب چند شاعر پارسیگوی سدۀ ٦ق/١٢م:
. تاجبخارایی، تاجالدینعمربن مسعود، ملقب به برهانالاسلام و صدرالشریعه. وی
از خاندان آل برهان (ه م) و از بزرگان ماوراءالنهر و معاصر سلطان قلج طمغاجخان
ابراهیـم و پسرش نصرتالدین قلج ارسلان عثمان، از سلاطین آل افراسیاب بود و
رباعیاتی در مدح این سلاطین سروده است (عوفی، ١/١٧٠-١٧١؛ رازی، ٣/٤٠٥؛ صفا، ٢/٨٣٣).
وی مردی فاضل، دانشمند و ادیب بود و در علوم گوناگون دینی و ادبی مانند همۀ بزرگان
آل برهان از سرآمدان روزگار بود (عوفی، ١/ ١٦٩-١٧٠). عوفی مؤلف لباب الالباب، به
گفتۀ خود از ملازمان و شاگردان تاجالدین بخارایی بود و در خدمت وی الفائق زمخشری
میخواند (همانجا). کتاب خالصة الحقائق لمافیه من اسالیب الدقائق در اخلاق که مؤلف
آن ابوالقاسم عمادالدین محمودبن احمد فارابیاست، در ٥٩٧ ق/١٢٠١م به نامتاج
بخارایی تألیف شده است (صفا، همانجا).
تاج بخارایـی در جوانی شعر ــ بـه ویژه رباعی ــ میسـرود و درآوردن صنعت ایهام و
ذوالوجهین در اشعار خود شهرت داشت (عوفی، همانجا؛ اوحدی، ٢٢٦). از تاج بخارایی
اشعاری به طور پراکنده در تذکرهها بر جای مانده است (نك : عوفی، ١/١٧٠-١٧١؛
اوحدی، همانجا؛ علیحسنخان، ٢٩٤).
٢. تاج الدین تمرانشاه، ملقب به ملک معظم. دربارۀ شرح حال وی اطلاع چندانی در دست
نیست، جز اینکه او یکی از شاهزادگان و امرای هندوستان بود که از جانب غیاثالدین
محمد پسر سام غوری (٥٥٨-٥٩٩ق/١١٦٣-١٢٠٣م )، حکمرانی تمران، از ولایات غور را در
درههای کوه اشک بر عهده داشت (نفیسی، ١/ ٧٩؛ اوحدی، ٢٢٨؛ احمدعلی، ٤٠٠).
تاجالدین تمرانشاه نه تنها خود شعر میسرود، از امرای شاعرپرور نیز به شمار
میرفت و گویند که یکی از کنیزان وی به نام دختر کاشغری به سرودن شعر به زبان فارسی
معروف شد (عوفی، ١/٥٠؛ خلیل، ٢/٥؛ نفیسی، همانجا).
تاجالدین تمرانشاه با طغانشاه بـن المؤید و تاجالکتاب ظهیرالدین سرخسی (نك :
دنبالۀ مقاله) مکاتباتی داشته است (اوحدی، همانجا). از آثار این شاعر جز چند رباعی،
اثر دیگری بر جای نمانده است (نك : همو، نیز عوفی، همانجاها).
٣. تاج الکتاب سرخسی، ظهیرالدین یحیى. او مدتها منشی دیوان سلطان غیاثالدین
ابوالفتح بن سیفالدین بود. وی با تاجالدین تمرانشاه مکاتباتی داشته است (عوفی،
١/١٣٧؛ اوحدی، همانجا؛ نفیسی، ١/٩٠؛ نیز نك : احمدعلی، ٤٠١-٤٠٢). در منابع اشعار
پراکندهای از وی بر جای مانده است (نك : عوفی،١/١٣٧-١٣٩؛ آقا بزرگ، ٩(١)/ ١٦٥).
٤. تاج سمرقندی، از شاعران، کتّاب و فضلای بزرگ زمان خویش بود که با رضیالدین
نیشابوری (د ٥٩٨ق)، مصاحبتها داشته، و در مدح وی نیز قطعهای سروده است (هدایت،
١/٤١٤). اوحدی بلیانی مهارت و استادی وی را در همۀ فنون و بهخصوص در سخنوری و فن
بیان میستاید (ص ٢٢٧).
در تذکرهها، از شاعران و سخنسرایان دیگری نیز با تخلص یا لقب تاج یاد شده است، از
جمله:
١. تاجالدین آبی سرخسی،که از بزرگان سرخس و وزرای خراسان بوده است، ولی از احوال و
آثار او اطلاع چندانی در دست نیست. لقب او را فخرالرؤسا نیز خواندهاند. چند بیت
پراکنده هم از وی بر جای مانده است (عوفی، ١/١٤٥-١٤٧؛ آقابزرگ، ٩(١)/١٦٥؛ اوحدی،
٢٢٨؛ احمدعلی، ٤٠٣).
٢. تاج فارسی، از شاعران سدۀ ٧ق و از مردم زیراه دشتستان فارس که در دهلی مسکن گزید
)فسایی، ٢/١٣٤٠؛ هدایت، ١/٤٦٤؛ رکنزادۀ آدمیت، ٢/٥). او دبیری سلطان شمسالدین
دهلوی (حک ٦٠٧-٦٣٣ق) را عهدهدار بود (اوحدی، ٢٢٧). بجز قصایـدی کـوتـاه و
پراکنده اثری از او برجای نمانده است (رکنزادۀ آدمیت، همانجا).
مآخذ: آقا بزرگ، الذریعة؛ احمدعلی هاشمی سندیلوی، مخزن الغرائب، به کوشش محمدباقر،
لاهور، ١٩٦٨م؛ اوحدی بلیانی، محمد، عرفات العاشقین، نسخۀ خطی کتابخانۀ ملی ملک، شم
٥٣٢٤؛ خلیل، علی ابراهیم، صحف ابراهیم، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛ رازی،
امین احمد، هفت اقلیم، به کوشش جواد فاضل، تهران، ١٣٤٠ش؛ رکنزادۀ آدمیت، محمدحسین،
دانشمندان و سخنسرایان فارس، تهران، ١٣٣٨ش؛ صفا، ذبیحالله، تاریخ ادبیات در
ایران، تهران، ١٣٧٨ش؛ علی حسن خان، صبح گلشن، بهوپال، ١٢٦٥ق؛ عوفی، محمد، لباب
الالباب، به کوشش ادوارد براون، لیدن، ١٩٠٦م؛ فسایی، حسن، فارسنامۀ ناصری، به کوشش
منصور رستگار فسایی، تهران، ١٣٦٧ش؛ نفیسی، سعید، تاریخ نظم و نثر در ایران و در
زبان فارسی، تهران، ١٣٤٤ش؛ هدایت، رضا قلی، مجمع الفصحا، به کوشش مظاهر مصفا،
تهران، ١٣٣٦ش. پریسا سنجابی