دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٢٠
| پیری محمد پاشا جلد: ١٤ شماره مقاله:٥٦٢٠ |
پیریْمُحَمَّدْپاشا (د٩٣٩ق/١٥٣٢م)، دولتمرد عثمانی و صدر
اعظم سلطان سليم اول و پسرش سليمان قانونی. تاريخ تـولد او روشن نيست. وی در قرهمان
(لارنده) يا آماسيه
متولد شد و همانجا پرورش يافت (ثريا،٢/٤٣؛ هامرپورگشتال، تاريخ...،٢/٩٥٥). برخی
مآخذ از او با لقب «پير» نيز ياد کردهاند (اوزون چارشيلی، II/٥٤٤، حاشيۀ ٢؛ پچوی،
١/ ٧٩؛ عثمان زاده، ٢٢-٢٣). وی نسب خود را از طـريق جمال الدين آقسرايی به ابوبكـر
خليفۀ اول میرساند(ثريا، عثمانزاده، همانجاها) و به سبب انتساب به همين جمالالدين
به جمالی نيز معروف است (عطايی، ١٠٢؛ مجدی، ٣٢٤). پدرش محمد جلالالديـن پسر احمد
چلبی ونيای مادریاش مـولاناحمزةالديـن لارندهایقرهمانی است (اوزونچارشيلی،II/٥٤٤
) و به اين سبب، او را قرهمانی هم خواندهاند (پچوی، همانجا).
پيری محمد در شهر آماسيه از عالـمان زمـان خود كسب علـم كرد و پس از اتمام تحصيل،
در شهرهای صوفيه، سيلوری، غَلطه (گالاتا)، بر مسند قضا نشست، و همچنين توليت «عمارت
عامرۀ» سلطان محمد دوم فاتح در استانبول را نيز بر عهده داشت (ثريا، مجدی، اوزون
چارشيلی، همانجاها). وی در زمان بايزيد دوم عثمانی، دفتردار خزانۀ عامره شد (اوزون
چارشيلی، همانجا) و در زمان سلطان سليم نيز سمت «باش دفتردار» ــ مسئـول كل امـور
مالی (نک : ه د، باب دفترداری) ــ را بر عهـده گرفت وبا همين عنوان در جنگ
چالدران همراه سليم بود (عثمان زاده، همانجا؛ هامرپورگشتال، دولت...،٤/١٣٤-١٣٥).
چون سليم به چالدران رسيد، برخی اميران عثمانی خواهان استقرار و استراحت لشكر در
آنجا بودند، لیكن پيری محمد پاشا با توجه به وجود عناصر شيعه در ميان سپاه عثمانی و
احتمال پيوستن شبانۀ آنها به لشكر ايران پيشنهاد كرد كه بدون اتلاف وقت به حمله
بپردازند (همانجا). سليم اين نظر را پذيرفت و به همين سبب، گفتـهاند كه پيری پاشا
هميشـه مورد توجـه سليم بـود (اوزون ـ چارشيلی، همانجا).
پس از پيروزی سليم در چالدران (برای تفصيل، نك: روملو، ١٤٣ بب ؛ هامر پورگشتال،
همان، ٤/١٣٤-١٤٠)، محمدپاشا همراه با دوقهكينزادهاحمد ــ صدر اعظم ــ و ادريس
بدليسی (ه م) برای تصرف تبريز و فراهم آوردن مقدمات ورود و پذيرايی از سليم، به
اين شهر رفتند (منجمباشی، ٣/٤٥٥). سلطان سليم پس از ٨ روز اقامت در تبريز (هامرپورگشتال،
همان، ٤/١٤٠-١٤١؛ پارسا دوست، ٤٨٧) ناچار به بازگشت شد. چون به نخجوان رسيد،
مصطفى پاشا را كه سبب ناخشنودی ينیچريان از ادامۀ جنگ میدانست، از مقام خود عزل (هامرپورگشتال،
همان، ٤/١٤٢)، و پيرمحمد پاشا را به جای او به وزير سومی منصوب كرد (فريدون بك،
١/٤٦٤؛ هامرپورگشتال، همانجا) و او را برای تدارك آزوقه و مهمات برای تجديد پيكار
با ايرانيان، به شهر بايبورد فرستاد (همانجا). محمد پاشا از آنجا به شهر آماسيه رفت
و در همانجا به تدارك ساز و برگ پرداخت. ينیچريها كه با ادامۀجنگ مخالف
بودند،ناخشنودی خود را با حمله بــهاقامتـگاه پيــری پاشـا و حليمـی ــ معلـم
سلطان ــ و دوقهکینزاده نشان دادند (سعدالدين، ٢/٢٨٧؛ منجم باشی، ٣/٤٥٧؛
هامرپورگشتال، همان، ٤/١٤٤).
سليم كه دوقهكينزاده احمد را محرك اين شورش میدانست، بیدرنگ او را به قتل رساند
(همانجاها؛ اوزون چارشيلی، II/٢٧٠؛ صولاق زاده، ٣٧٣) و ساير محركان اين واقعه، يعنی
آغای ينیچری و قاضی عسكر را با مرگ كيفر داد (سعدالدين، ٢/ ٢٩٨؛ منجمباشی، همانجا؛
صولاقزاده، ٣٧٧) و حتى پيریپاشا نيز مورد بیمهری قرارگرفت؛ اما بعد از مدتی و
در آستانۀ لشكركشی سليم به مصر، پیری پاشا فراخوانده شد و قائم مقامی و محافظت از
پايتخت، يعنی شهر استانبول برعهدۀ اوگذاشته شد (سعدالدين، ٢/٣٧٧؛ صولاقزاده، ٤١٢؛
شمعدانیزاده، ٤٩٧؛اوزون چارشيلی، II/٢٨٣).
هنگام بازگشت سليم از مصر و در پی اعدام يونس پاشا، صدراعظم، پيری پاشا به شام
احضار گرديد و به جای صدراعظم مقتول به صدارت برگزيده شد (ثريا، ٢/٤٣؛ عثمان زاده،
٢٣؛ هامرپورگشتال، همان، ٤/ ٢٣٩-٢٤٠). سليم سپس به استانبول بازگشت و پیری پاشا را
با عدهای از سواران قاپی قولی، روم ايلی، آناتولی و عربستان برای جلوگیری از حملات
ايرانيان و حراست از مرزها در منطقۀ ديار بكر و ساحل فرات باقی گذاشت (سعدالدين،
٢/٣٨٣؛ صولاق زاده، ٤١٣؛ هامر پورگشتال، همان، ٤/٢٤٦). محمدپاشا مدتی در منطقه توقف
كرد و چون حمله و حركتی از جانب ايران ديده نشد، بعد از فتح چند قلعه (اوزونچارشيلی،
II/٢٩٦) در ٩٢٥ق/ ١٥١٩م به نزد سليم بازگشت (سعدالدين، همانجا).
پيریپاشا مدت ٣ سال تا درگذشت سليم (٨ شوال ٩٢٦ق/٢١ سپتامبر ١٥٢٠م) در مقام صدارت
باقی ماند؛ پس از درگذشت سليم، وليعهدش سليمان را كه بعدها به قانونی ملقب شد،
برتخت نشاند و خود تا٩٢٩ق/١٥٢٣م صدارت او را برعهده گرفت (هامرپورگشتال، همان،
٤/٢٥٠-٢٥١؛ اوزون چارشيلی، II/٣٠٢؛ پچوی، ١/ ٧٩). سرانجام در بازگشت سلطان سليم از
فتح جزيرۀ رودس (همانجا)، پيری محمد با سعايت دشمنانش از جمله احمد پاشا كه به مقام
او چشم دوخته بود، از صدارت معزول و بازنشسته شد و ابراهيم پاشا (ه م)كه مورد توجه
سلطان بود، به جای او به صدارت انتخاب شد (ثريا، نیز پچوی، همانجاها؛
طيارزاده،٢/١٥).
پيری پاشا پس از كنارهگيری به مزرعهاش واقع در سيلوری رفت (اوزون چارشيلی،
II/٥٤٥). وی نزد سلطان عثمانی ازاحترام فوقالعادهای برخوردار بود و به همين سبب،
صدر اعظم ابراهیم پاشا بر او رشك میورزيد و سرانجام به تحريك همو و به دست پسر خود
محمد افندی كه قاضی ادرنه بود، در ٩٣٩ق مسموم شد و درگذشت و در سيلوری در جوار
مسجدی كه خودش ساخته بود، به خاك سپرده شد(عثمان زاده، اوزون ـ چارشيلی، همانجاها؛
عطايی، ١٠٣).
پيری پاشا وزيری مدبر،كاردان، تاريخشناس(شمعدانیزاده، ٥٠٨)، اديب و مردم نواز
بود (مجدی، ٣٢٥) و توانست نزدیک ٦ سال دولت عثمانی را با درایت و کیاست اداره کند و
حتى از خشونتهای سلیم بکاهد. به پیشنهاد او و پذیرفتن سلیم، کارگاه کشتیسازی در
استانبول تأسیس شد که موجبات تقویت نیروی دریایی عثمانی و ایجاد ناوگانی جدید را
فراهم ساخت (شمعدانیزاده، ٤٩٦-٤٩٧؛ هامرپورگشتال، همان، ٤/١٥٢؛ نیز شاپولیو، ١٥١؛
اوزون چارشیلی، II/٢٩٨). وی سلیم و سلیمان را به تصرف بلگراد تشویق کرد و ٥٠ فروندکشتی
کوچک و مهمات لازم را از طریق رودخانۀ دانوب به آنجا فرستاد (همو، II/٣١١). پیری
محمد همچنین مقدمات تصرف جزیرۀ رودس را نیز فراهم آورد (همو، II/٣١٢-٣١٣؛ شاپولیو،
١٥٣).
پیری محمدپاشا شعر نیز میسرود و رمزی تخلص میکرد (عثمانزاده، همانجا). وی پیرو
طریقت مولویه بود («دائرةالمعارف...١»، VII/٣١٠). از پیری محمد آثار نیک بسیاری
برجای مانده است که از آن جملهاند: مسجد، مدرسه و خانقاه در
استانبول در محلهای که به نام او محلۀ پیری پاشا نامیده میشود؛ مسجد و مدرسه و
عمارت در سیلوری؛ همچنین مکتب، زاویه و نظایر آن در آقسرای از توابع قونیه (مجدی،
همانجا؛ اوزون چارشیلی، II/٥٤٥).
مآخذ: پارسادوست، منوچهر، شاه اسماعیل اول، تهران، ١٣٧٥ش؛ پچوی، ابراهیم، تاریخ،
استانبول، ١٢٨٣ق؛ ثریا، محمد، سجل عثمانی (تذکرۀ مشاهیرعثمانیه)، استانبول، ١٣١١ق؛
روملو، حسن، احسن التواریخ، به کوشش چ. ن. سدن، تهران، ١٣٤٧ش؛ سعدالدین، محمد، تاج
التواریخ، استانبول، ١٢٨٠ق؛ شمعدانیزاده، سلیمان، مریالتواریخ، استانبول، ١٣٣٨ق؛
صولاقزاده، محمد، تاریخ، استانبول، ١٢٩٧ق؛ طیارزاده، احمدعطا، تاریخ، استانبول،
١٢٩٣ق؛ عثمانزاده، تائب احمد، حدیقةالوزراء، فرایبورگ، ١٩٦٩م؛ عطایی، عطاءالله،
حدائق الحقائق فی تکملة الشقائق، به کوشش عبدالقادر اوزجان، استانبول، ١٩٨٩م؛
فریدون بک، احمد، منشآت السلاطین، استانبول، ١٢٧٤ق؛ مجدی محمد افندی، حدائق الشقائق
(ذیل الشقائق النعمانیة)، بهکوشش عبدالقادر اوزجان،استانبول،١٩٨٩م؛ منجمباشی،
احمد
دده، صحائفالاخبار، ترجمۀ احمد ندیم، استانبول، ١٢٨٥ق/ ١٨٦٨م؛هامرپورگشتال،
یوزف، تاریخ امپراتوری عثمانی، ترجمۀ زکی علیآبادی، به کوشش جمشید کیانفر، تهران،
١٣٦٧ش؛ همو، دولت عثمانیه تاریخی، ترجمۀ محمد عطا، استانبول، ١٣٣٠ق؛ نیز:
Ԫapolyo, E. B., Osmanlı sultanları tarihi, Istanbul ١٩٦١; Türk dili ve edebiyatı
ansiklopedisi, Istanbul, ١٩٧٦; Uzunçarԫılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣.
علیاکبر دیانت