دانشنامه بزرگ اسلامی
 
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص

دانشنامه بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦١٩

پیری رئیس
جلد: ١٤
     
شماره مقاله:٥٦١٩

پیریْ رَئیس، محیی‌الدین، دریانورد و نقشه‌نگار معروف ترک. دربارۀ تاریخ تولد او اتفاق‌نظر وجود ندارد. برخی او را زادۀ ٨٦٩ق/١٤٦٥م، و عده‌ای دیگر ٨٨٠ق/١٤٧٥م دانسته‌اند (IA, IX/٥٦١؛ «دائرة المعارف...١»، XXVII/٣٠). بیشتر مورخان محل تولد او را گلیبولو٢ آورده‌اند، به همین سبب، برخی از محققان غربی سعی کرده‌اند تا او را مسیحی و یونانی بشناسانند؛ اما با توجه به اینکه نام کامل او را احمد بن حاج محمد قرامانی لارنده‌ای دانسته‌اند، می‌توان پی برد که پدرش ترک و از اهالی لارنده بوده است (نک‌ : دانشمند، II/٢٧١؛ EI١).
اوایل زندگی پیری رئیس به کار دریانوردی نزد عمویش کمال رئیس سپری شد. کمال رئیس پیش از آنکه در خدمت نیروی دریایی عثمانیان درآید، در دریای مدیترانه به راهزنی می‌پرداخت (آلپاگوت، ١-٢؛ EI٢). دورۀ دیگر زندگی پیری‌رئیس هنگامی آغاز شد که بایزید دوم (حک‌ ٨٨٦- ٩١٨ق/١٤٨١-١٥١٢م) در ٩٠٠ق/١٤٩٥م کمال رئیس، عمویش را به خدمت در نیروی دریایی عثمانی فراخواند. نام پیری رئیس نخستین‌بار در جنگهای دریایی سالهای ٩٠٤- ٩٠٨ق که میان عثمانیها و ونیزیان درگرفته بود، آمده است. در این سالها، پیری رئیس فرمانده یک کشتی از ناوگان جنگی عثمانیان بود و در کنار عمویش که در این جنگها حضور داشت، به نبرد با ونیزیان می‌پرداخت (آلپاگوت، ٦؛ EI٢). در همین دوره بود که او برای رساندن خبر پیروزیِ نیروی دریایی عثمانیان بر ونیزیها و بازپس‌گیری ناوارین که توسط عمویش صورت گرفته بود، به استانبول رفت و نخستین‌بار به حضور بایزید دوم باریافت و ٣ هزار آقچه مژدگانی دریافت کرد و روزانه ٥ آقچه به حقوقش اضافه شد (آلپاگوت، (٧.
با غرق شدن عمویش در ٩١٧ق/١٥١١م، در طوفان دریایی، دورۀ دیگری از زندگی پیری رئیس آغاز شد. پیری رئیس با مرگ عمویش از یک پشتیبان و حامی بزرگ محروم شد (همو، ٩؛ آفتینان، ١٣)، ولی تجربه‌هایی که در اثر همکاری با کمال رئیس به دست آورده بود، او را در منزلتی توأم با شهرت قرار داده بود. پیری رئیس پس از آن مدتی از دریانوردی کناره گرفت و در گلیبولو، نخستین اثرش، یعنی نقشۀ جهان را آماده کرد؛ در عین حال یادداشتهایی را که برای تألیف کتاب بحریه آماده کرده بود، منظم نمود (همانجا).
در فاصلۀ سالهای ١٥١٦-١٥١٧م در سفر جنگی ناوگان عثمانی که رهسپار مصر بود، مقام فرماندهی بخشی از کشتیها به پیری رئیس داده شد. این ناوگان به فرماندهی جعفربیگ، اسکندریه را تسخیر کرد. پیری رئیس با یک ناو از راه نیل به قاهره رفت و نقشه‌ای تهیه کرد و دربارۀ آن سرزمین اطلاعات تاریخی و جغرافیایی مهمی به دست داد.
هنگامی که در ١٥١٧م، مصر به حاکمیت عثمانی درآمد، پیری‌رئیس فرصت پیدا کرد که با سلطان سلیم اول که از اسکندریه راهی قاهره بود، دیدار کند و آن بخش از نقشۀ جغرافیایی را که پیش‌تر آماده کرده بود (بخش نقشۀ آمریکا که امروزه در دست است)، به سلطان سلیم تقدیم نماید.
پس از فتح مصر، پیری رئیس دوباره مدتی در گلیبولو بر روی یادداشتهایی که برای نوشتن اثرش ( کتاب بحریه) گرد آورده بود، کار کرد (همو، ١٣-١٤). در ١٥٢٤م هنگامی که ابراهیم پاشا، صدراعظم سلطان سلیمان قانونی برای بازرسی مصر می‌رفت، پیری رئیس راهنمایی همان کشتی را که صدراعظم بر آن سوار بود، برعهده داشت. صدراعظم در دوران اقامت طولانی خود در مصر، پیری رئیس را مشاور خود قرار داد («دائرة المعارف»، XXVII/٣١). ابراهیم پاشا که از هوش و دانش پیری رئیس شگفت‌زده شده بود، پس از بازگشت به استانبول از تواناییها و مهارت وی نزد سلطان سلیمان قانونی صحبت کرد. پیری رئیس بعدها کتاب بحریه، اثر معروف خود را که در ٩٣٢ق/١٥٢٦م به اتمام رساند، توسط ابراهیم پاشا به سلطان سلیمان قانونی اهدا کرد (همانجا؛ IA, IX/٥٦٣). پیری ـ رئیس پس از تقدیم کتابش و پذیرفته شدن آن توسط سلطان سلیمان، نقشۀ جغرافیایی دیگری ترسیم کرد که آن را نیز توسط ابراهیم پاشا به حضور سلطان عثمانی فرستاد. بخشی از این نقشه امروزه در کتابخانۀ موزۀ توپکاپی‌سرای محفوظ است (آلپاگوت، ١١).
پس از استیلای عثمانیان بر مصر، آبراه سوئز به عنوان یک پایگاه دریایی عثمانی برای تسلط بر اقیانوس هند، در جنگهای دریایی نقش مهمی ایفا کرد. کارگاههای کشتی‌سازی موجود در سوئز از مملوکان مصر برای دولت عثمانی باقی مانده بود. در این کارگاهها، کشتیهایی از نوع آنچه در مدیترانه بود، ساخته می‌شد. با این همه، نمی‌توان گفت که کارگاههای کشتی‌سازی سوئز به صورتی منظم و مداوم فعالیت داشتند؛‌زیرا سیاست امپراتوری‌عثمانی در آبهای‌جنوبی‌خلیج‌فارس و اقیانوس هند، به صورتی استقرار‌یافته نبود. کشتیهای موجود در سوئز ناوگان بحر
احمر نامیده می‌شد که از سدۀ ١٠ق/١٦م به بعد نام آن به ناوگان هند تغییر یافت و این امر، توجه و علاقۀ دولت عثمانی را به آبهای جنوبی نشان می‌داد. همان‌گونه که حوادث بعدی نشان داد، مجادله با پرتغالیها در اقیانوس هند برای امپراتوری عثمانی نقطۀ عطفی در تاریخ پدید آورد (اُرخنلو، ٢٣٥).
حضور پرتغالیها در تنگۀ هرمز و خلیج فارس به طور مؤثر مالکیت عثمانیان بر بغداد و بندر بصره را به مخاطره می‌انداخت (راس، ٢٥١). پرتغالیها پیش از ١٥٥٠م، در خلیج فارس فعالیت بسیاری داشتند. آنان حتیٰ به بحرین که عثمانیان در آن طمع کرده بودند، رخنه کردند و قلعۀ قطیف واقع در احساء را نیز تصرف نمودند؛ علاوه بر آن، در جزایر که منطقه‌ای باتلاقی در ایالت بصره بود، فعالیت داشتند. پرتغالیها در عین حال برای تحریک به عصیان مردم این منطقه برضد عثمانیان فعالیت می‌کردند. همۀ این تلاشها و فعالیتهای آنان سبب گردید که عثمانیان برای اخراج پرتغالیها از آن منطقه تصمیم‌گیری کنند (ارخنلو، ٢٣٩) و این تصمیم بی‌درنگ از قوه به فعل درآمد و پیری رئیس در ٩٥٤ق/١٥٤٧م به فرماندهی ناوگان مصر و هند منصوب شد. این انتصاب بدان سبب بود که عدن به تصرف پرتغالیها درآمده بود (شاو، ١/١٩٤). پیری رئیس در ١٥٤٨م عدن را از پرتغالیها بازپس گرفت. به دنبال این موفقیت حقوق سالانۀ وی از طرف دیوان همایون به ١٠٠ هزار آقچه افزایش یافت («دائرة المعارف»، XXVII/٣١؛ ارخنلو، ٢٣٧-٢٣٨).
پیری رئیس در ١٥٥١م با ناوگان خود وارد آبهای دریای هند شد و به جده رسید و پس از ٣ روز اقامت در آنجا، از ساحل عمان گذشت و مسقط را که در جنوب شرقی شبه جزیرۀ عربستان قرار داشت، تصرف کرد و پس از غلبه بر ٧٠ کشتی پرتغالی، دشمن را واداشت که به جانب قلعۀ هرمز فرار کند، اما موفق به تسخیر قلعه نشد و شهر را به بهانۀ کمک به اروپاییان، غارت کرد (اوزون چارشیلی، II/٣٩٧). پیری رئیس که از تصرف قلعه نومید شده بود، نخواست که بیشتر از آن در آنجا بماند، از این‌رو، از محاصره دست کشید. این امر سبب شد که بعدها دشمنانش، او را متهم به گرفتن رشوه و مالی فراوان از پرتغالیها کردند که پچوی این مسئله را محال می‌داند (١/٣٥٠-٣٥٢). پچوی احتمال می‌دهد که پیری رئیس این پول و اموال را به عنوان خراج از پرتغالیهای حاضر در هرمز گرفته است (همانجا). شاید نیز به سبب اوضاع نظامی هرمز بود که پیری رئیس چندان اصراری به ماندن در آنجا نکرد، زیرا ترکها از تنگۀ هرمز نمی‌توانستند همانند باب‌المندب به عنوان یک معبر استفاده کنند و یا حاکمیت خود را در آنجا تثبیت نمایند؛ چون آن سوی تنگه جزو فرمانروایی صفوی بود، و بدون تصرف ایالات مکران، لارستان، فارس و خوزستان که از آنِ ایران بود، تصرف آن تنگه امکان‌پذیر نبود. حتى درصورت تسلط بر تنگۀ هرمز، نمی‌توانستند بر خلیج فارس مسلط شوند، یعنی همان کاری که دربارۀ دریای سرخ کرده بودند. از این‌رو، پیری رئیس پس از ترک آنجا، وارد بصره شد و قطر، جزایر بحرین و سواحل احساء را به قلمرو عثمانیان در آورد. این سفر پرمشقت، اما درخشان پیری رئیس و دانش دریایی این فرمانده ترک و نیز ثروتش، سبب حسادت رقبای او شده بود و از این بیم داشتند که وی به مقام بیگلربیگی مصر، بصره، عربستان و سرزمینهایی که به دست آورده بود، ارتقا یابد («دائرة المعارف»، همانجا).
پیری رئیس پس از ورود به بصره از قباد پاشا، والی شهر درخواست کمک کرد که پذیرفته‌ نشد (یوجل، ٢٠٠). او سربازان و دیگر کشتیها را در بصره رها کرد و خود با ٣ فروند کشتی حامل غنایمی که از پرتغالیها گرفته بود، راهی سوئز شد که یکی از آنها نیز در راه غرق شد و با دو کشتی به مصر بازگشت (همو، ٢٠١؛ سامی، ٢/١٥٨٦). این کار بهانه‌ای به دست رقبایش داد تا او را متهم به خیانت و سازش با پرتغالیها کنند.
قباد پاشا والی بصره و نیز محمدپاشا والی مصر مراتب را به استانبول گزارش کردند و اعلام داشتند که وی از بیم پرتغالیها، ناوگانش را در آبهای بصره رها کرده است. این گزارشها سبب صدور فرمانی از طرف سلطان عثمانی مبنی بر اعدام پیری ـ رئیس شد و وی در ٩٦١ یا ٩٦٢ق/١٥٥٤ یا ١٥٥٥م، در قاهره اعدام شد (IA, IX/٥٦٣؛ «دائرة المعارف»، XXVII/٣١-٣٢؛ آلپاگوت، ١٥-١٦) و به قول پچوی در دیوان مصر با تیغ سیاست سر از تنش جدا کردند (١/٣٥٢) و غنایم به دست آمده توسط پیری رئیس را به استانبول فرستادند (سامی، همانجا).
پیری رئیس یکی از شخصیتهای علمی در سدۀ ١٠ق/١٦م بود. وی نخستین نقشه‌نگار عثمانی است و به نظر می‌رسد که به چند زبان اروپایی آشنایی داشته، و در آثارش از منابع غربی استفاده می‌کرده است؛ در ٩٢٣ق/١٥١٧م نقشۀ جهانی را که ترسیم کرده بود، به همراه نسخه‌ای از نقشۀ آمریکا که کریستف کلمب در ٩٠٣ق/ ١٤٩٨م تهیه دیده بود، به سلطان سلیم اول تقدیم داشت (لویس، ٢٠٧).
او هنگامی که در گلیبولو به سر می‌برد، اوقاتش را صرف بررسی جنبه‌های نظری کار نقشه‌کشی دریایی و علوم دریانوردی می‌کرد. وی توانست نقشۀ جهان را تهیه کند که امروزه قسمتی از آن ــ احتمالاً یک سوم ــ باقی مانده است. این‌نقشه دو ویژگی داشت: نخست راهنمای کشتی‌رانی و نمودار بنادر مدیترانه، و دوم نقشۀ جهان در عصر اکتشافات بزرگ بود (EI٢). در ضمن، این نقشه را می‌توان یک اثر هنری نیز به شمار آورد، زیرا رنگ‌آمیزی متنوع و شکل هنری‌گیرای آن شایان توجه است، و نیز حکایاتی راجع به رویدادهایی از قبیل کشف
آمریکا با وصف عجایب آن را داراست که نشان می‌دهد هدف از ترسیم این نقشه، گذشته از استفادۀ کاربردی برای دریانوردان، تأثیرگذاری بر مخاطبان بوده است. از نظر فن نقشه‌کشی، این نقشه کامل‌ترین نمونه در سده‌های میانه به شمار می‌رود (سلن، ٥١٧).
اثر دیگر پیری رئیس کتاب بحریه است، کتابی استثنایی و بدیع که بی‌شباهت به نقشۀ یاد شده نیست. این اثر یک کتاب جغرافیایی ابتکاری، و از نظر دانش نقشه‌نگاری نیز نمونۀ یک پیشرفت مهم به حساب می‌آمد. متخصصان اروپایی بر این عقیده‌اند که کامل‌ترین نقشۀ موجود در آن زمان بوده است (اوزون چارشیلی، II/٦٠٥-٦٠٦). پیری رئیس در این اثر از نبوغ خود سود جسته، و اثری مشتمل بر متون و نقشه‌هایی فراهم آورده که از قالبهای اروپایی هم‌زمانش نیز فراتر رفته است. کتاب وصف کاملی از کشورهای حوزۀ مدیترانه است که به فصولی منقسم شده، و هر فصلی همراه با نقشه است. کتاب در اصل مشتمل بر مسائلی به نظم و نثر است. پیری رئیس سبب نگارش کتاب را فراهم آوردن راهنمایی برای هم‌قطاران خود و هدیه‌ای برای سلطان سلیمان قانونی به مناسبت جلوسش بر تخت سلطنت بیان می‌کند (EI٢). این کتاب در واقع اطلس جغرافیای دریایی کاملی است و مؤلف در آن به تحقیقات بسیاری دربارۀ دریای مدیترانه و دریای سرخ، و نیز خلیجها، اسکله‌ها و لنگرگاههای مربوط به آن دو دریا پرداخته که مجموعه‌ای از اطلاعات گوناگون است؛ از جمله اطلاعاتی دربارۀ دریانوردان و مؤلفان اسلامی است که طی ٨ سدۀ گذشته کسب شده بود (شاو، ١/٢٥٧).
اثر دیگر پیری رئیس، نقشۀ دیگری از جهان است که قسمتی از آن باقی مانده، و در موزۀ توپکاپی‌سرای محفوظ است. این نقشه در ١٣٠٨ش/١٩٢٩م توسط خلیل ادهم مدیر موزه‌های ملی ترکیه یافت شده است (آقچورا، ١). این نقشه قسمت شمال غربی اقیانوس اطلس، قارۀ افریقا، ونزوئلا و نیز جنوبی‌ترین نقطۀ گروئنلند را نشان می‌دهد که از لحاظ هنری و اسناد بسیار ارزشمند است. توجه و نگاهی به این نقشه، نشان می‌دهد که پیری رئیس تا چه اندازه در ترسیم این نقشه‌ها، اصول علمی را رعایت کرده است (سلن، ٥١٨).

مآخذ: پچوی، ابراهیم، تاریخ، استانبول، ١٩٨٠م؛ راس، کین، قرون عثمانی (ظهور و سقوط امپراتوری عثمانی)، ترجمۀ پروانۀ ستاری، تهران، ١٣٧٣ش؛ سامی، شمس‌الدین، قاموس الاعلام، استانبول، ١٣٠٦ق؛ شاو، ا. ج.و ا. ک. شاو، تاریخ امپراتوری عثمانی و ترکیۀ جدید، ترجمۀ محمود رمضان‌زاده، مشهد، ١٣٧٠ش؛ لویس، برنارد، نخستین مسلمانان در اروپا، ترجمۀ م. قائد، تهران، ١٣٧٤ش؛ نیز:

Afetinan, A., Pirî Reis'in hayatı ve eserleri, Ankara, ١٩٧٤; Akçura, Y., Piri Reis haritası, Istanbul, ١٩٦٦; Alpagut, H. and F. Kurtoğlu, introd. Piri Reis Kitabı Bahriye, Istanbul, ١٩٣٥; Daniԫmend, İ.H., İzahlı osmanlı tarihi kronolojisi , Istanbul , ١٩٧١ ; EI١ ; EI٢ ; IA; Orhunlu , C., »Hint kaptanlığı ve Pîrî Reis«,Belleten, Ankara,١٩٧٠,vol.XXXIV,no.١٣٤;

Selen, S., »Piri Reisin Ԫimali Amerika haritası«, Belleten, Ankara, ١٩٣٧, vol. I; Türk ansiklopedisi, Ankara, ١٩٧٨; Uzunçarԫılı, İ. H., Osmanlı tarihi, Ankara, ١٩٨٣; Yücel, Y. and A. Sevim, Osmanlı Klâsik döneminin üç hükümdarı Fatih-Yavuz-Kanuni, Ankara, ١٩٨٣.
وهاب ولی