مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٥٨ - شراِیط ضامن و مضمونٌله
تحوِیل بدهد؛ در اِینجا ضمانت صحِیح نِیست. ضمانت نسبت به حق و منفعت نِیست، بلکه حتماً باِید نسبت به مال باشد.
ضمان از عقود لازم است؛ ِیعنِی کسِی که در ِیک موضوعِی ضامن شده است، دِیگر نمِیتواند از ضمانتش برگردد.
ارکان سهگانۀ ضمان
در ضمانت سه رکن وجود دارد:
اوّل: آن کسِی است که ضمانت مِیکند، که اسم او را مِیگذارند: ضامن؛
دوّم: کسِی که انسان از طرف او ضمانت مِیکند، که به او مِیگوِیند: مضمونٌعنه؛
سوّم: کسِی که انسان براِی او ضمانت مِیکند، که به او مِیگوِیند: مضمونٌله.
مثلاً کسِی از دِیگرِی پولِی را طلب دارد و شما مِیروِید ضمانت مِیکنِید؛ آن کسِی که پول را طلب دارد مِیشود: مضمونٌله، ِیعنِی براِی او ضمانت کردهاِید؛ آن کسِی که بدهکار است مِیشود: مضمونٌعنه، ِیعنِی از طرف او ضمانت کردهاِید؛ و شما که ضمانت کردهاِید مِیشوِید: ضامن.
شراِیط ضامن و مضمونٌله
در عقد ضمان، شخص ضامن و مضمونٌله ـ که براِی او ضمانت شده است ـ حتماً باِید بالغ، عاقل، مختار و رشِید باشند.
بالغ ِیعنِی بچّه و کودک نباشند؛ چون ضمانت آنها باطل است. عاقل ِیعنِی دِیوانه نباشند. مختار ِیعنِی اِین ضمانت به جَبرِ جابر ِیا به اکراهِ کسِی صورت نگرفته باشد و ضامن از روِی مِیل و اختِیار، خودش اراده کرده و ضمانت کرده و آن مضمونٌله هم راضِی شده است. رشِید ِیعنِی فکر ضامن و مضمونٌله به اِین عقد ضمان برسد و فکرشان مثل بعضِی از افرادِی که سفِیهاند و رشد فکرِی ندارند، آنقدر ضعِیف نباشد؛