مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ٤٢ - شرکت به سبب امتزاج در اجناس مثلِی
اِینکه ذرّاتش آنقدر کوچک باشد که به چشم نِیاِید ـ ولِی عرفاً اتّحاد پِیدا کرده است، و چون احکام شرعِی تابع صدق عرفِی است و اِین شِیء را شِیء واحد مِیگوِیند، لذا باِید بِین آن دو نفر بالإشتراک قسمت بشود و هر دو در اِین مال به حساب سهام خودشان مشترکند.
اگر جنس ماِیعات مختلف باشد، مثل اِینکه کسِی ِیک شِیشه آبغوره دارد و دِیگرِی ِیک شِیشه سرکه ِیا آبلِیمو دارد؛ جنس مختلف است ولِی هر دو ماِیع است. اگر اِین دو تا با همدِیگر مخلوط شوند، حالا ِیا خودشان مخلوط کنند ِیا خود به خود مخلوط بشوند، مثلاً باد بِیاِید و اِین شِیشۀ آبغوره برگردد و در ظرف آبلِیمو ِیا سرکۀ رفِیقش برِیزد؛ در اِینجا بهمجرّد مخلوط شدن، هر دو نفر براساس امتزاج با همدِیگر شرکت پِیدا مِیکنند.
سؤال: اگر وزن شِیشهها کم و زِیاد باشد چطور؟
جواب: به حساب وزنشان؛ ِیعنِی اگر وزن هر دو مساوِی باشد، نصف به نصف شرِیک مِیشوند و اگر وزن آنها مختلف باشد، به حساب وزنشان شرِیک مِیشوند.
اگر اِین دو جنس ماِیع نباشند و جامد باشند، ولِی مانند گَرد باشند، مثلاً کسِی مقدارِی آرد گندم دارد و دِیگرِی هم آرد گندم دارد که هر دو از ِیک جنس هستند، ِیا جنسشان مختلف است مثل آرد گندم و آرد جو و با همدِیگر مخلوط شدهاند، مثلاً اِین شخص ِیک گونِی گندم به آسِیاب داد تا براِی او آرد کند و دِیگرِی هم ِیک گونِی داد، و آن شخصِی که مأمور آسِیاب بود متوجّه نشد و همه را با هم مخلوط کرد و آرد کرد، اِین دو نفر در اِین آردها مالک مِیشوند و نمِیتواند نصف آرد را به اِین بدهد و نصف آرد را به دِیگرِی بدهد؛ چون الآن هر دو نفر بالإشتراک مالک اِین آرد هستند و تصرّف هرِیک از آنها در مقدار خود، منوط به اذن دِیگرِی است،