مباحث فقهی - حسينى طهرانى، سید محمد محسن - الصفحة ١٧ - شراِیط عامّ اجتهاد و افتاء
هستند که اوّلاً باِید به مرحلۀ اجتهاد رسِیده باشند؛ ِیعنِی آنقدر علم آنها زِیاد باشد و آنقدر جودَتِ ذهن و حِدَّت نظر و ملکۀ قدسِیّۀ الهِی داشته باشند تا اِینکه بتوانند حکم خدا را از آِیات قرآن و اخبارِی که رسِیده است ـ اخبار مطلق، مقِیّد، عام، خاص، مُجمَل، مُبِیَّن، اخبارِی که براِی بِیان حکم واقعِی رسِیده، احکامِی که براِی بِیان تقِیّه رسِیده است، که چهبسا بسِیارِی از آنها با ِیکدِیگر از نقطۀ نظر دلالت، تنافِی هم دارند ـ استنتاج کنند. اِین را ملکۀ اجتهاد مِیگوِیند.
از اِین گذشته، باِید داراِی عدالت باشند؛ ِیعنِی عادل باشند، اهل فسق و فجور و گناه نباشند.[١]
و از اِین بالاتر، باِید از هواِی نفس گذشته باشند و مطِیع امر مولا باشند؛ ِیعنِی طالب رِیاست نباشند و براِی رِیاست، مردم را به تقلِید از خود دعوت نکنند، صد در صد عبدِی مطِیع اوامر پروردگار باشند و در مقام حفظ نفس خود، از آراءِ شِیطانِیّه و خاطرات نفسانِیّه عبور کرده باشند و اعمال و نِیّت و افکار آنها براِی رضاِی خدا باشد.[٢]
البتّه براِی إفتاء ـ ِیعنِی براِی فتوا دادن ـ لازم است که مرد باشد، و زن نمِیتواند فتوا بدهد؛ ولِیکن اگر زنِی خودش به مرحلۀ اجتهاد رسِید، دِیگر بر او حرام است که تقلِید کند و باِید در آن احکامِی که خودش استنباط مِیکند، طبق نظرِیّه و استنباط خود رفتار کند. رأِی او براِی خود او حجّت است، ولِی براِی دِیگران، حتِّی براِی زنان دِیگر حجّت نِیست.
[١]. الاحتجاج، ج ٢، ص ٤٥٨.
[٢]. همان، ص ٤٥٦ ـ ٤٥٨. همچنِین رجوع شود به ولاِیت فقِیه در حکومت اسلام، ج ٢، ص ١٠٣ ـ ١١٠؛ رسالۀ اجتهاد و تقلِید، ص ٦٢، تعلِیقه.