ماهنامه موعود
(١)
شماره هفتاد و دوم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
تولّى و تبرّى و احياگرى
٢ ص
(٤)
از ميان خبرها
٤ ص
(٥)
حسابرس كل رژيم صهيونيستى فاش كرد اين رژيم فاسدترين حكومت در ميان كشورهاى غربى است
٤ ص
(٦)
اين بار اسرائيل و غرب چه نقشه اى در سر دارند؟
٤ ص
(٧)
اسرائيل وزارتخانه اى براى مقابله با برنامه هسته اى ايران تشكيل مى دهد
٤ ص
(٨)
شكايت رژيم صهيونيستى از احمدى نژاد در دادگاه لاهه
٥ ص
(٩)
تعداد مسلمانان آلمان افزايش چشمگيرى يافته است
٥ ص
(١٠)
نقش صهيونيست ها در طرح هاى آمريكا عليه ايران
٥ ص
(١١)
جنگ اديان
٦ ص
(١٢)
رقابت انجيلى ها با اسلام
٧ ص
(١٣)
شمشير آزادى دينى
٧ ص
(١٤)
آفريقا، بهشت موعود
٨ ص
(١٥)
رؤساى انجيلى
٩ ص
(١٦)
تشيع و شرق شناسان
١٠ ص
(١٧)
دعوت به فهم نشانه هاى ظهور
١٧ ص
(١٨)
حكومت زمينه ساز ظهور
١٨ ص
(١٩)
شرايط زمينه ساز انقلاب بزرگ
١٨ ص
(٢٠)
ابعاد و جنبه هاى زمينه سازى
١٨ ص
(٢١)
زمينه سازى در حكومت ايران
١٩ ص
(٢٢)
1 جنبه تحقق و استمرار
١٩ ص
(٢٣)
2 حضور شخص اسوه رهبر
١٩ ص
(٢٤)
3 ايجاد و انتشار نور
٢٠ ص
(٢٥)
امام خمينى (ره) و انديشه سياسى شيعه در عصر غيبت
٢١ ص
(٢٦)
شرايط تاريخى براى انديشه پردازى سياسى شيعه
٢٢ ص
(٢٧)
شئون پيامبر (ص) و ائمه (ع) از ديدگاه شيعه
٢٢ ص
(٢٨)
بنياد امامت، مرجعيت دينى (ابلاغ و تبيين وحى) يا حكومت؟
٢٣ ص
(٢٩)
تأثيرپذيرى انديشه هاى سياسى دوره غيبت از چيستى امامت
٢٤ ص
(٣٠)
نبرد يهود عليه امّت اسلامى
٢٦ ص
(٣١)
1 دشمنى با دين اسلام
٢٧ ص
(٣٢)
2 دشمنى با بشر
٢٧ ص
(٣٣)
3 تعدى به آبرو و نسل
٢٨ ص
(٣٤)
4 هجمه به عقل
٢٩ ص
(٣٥)
ويژه نامه عاشورايى ماهنامه موعود
٣١ ص
(٣٦)
شعر
٣٢ ص
(٣٧)
مرد
٣٢ ص
(٣٨)
عصر عاشورا
٣٢ ص
(٣٩)
سرسبزترين بهار
٣٢ ص
(٤٠)
سرو تماشايى
٣٣ ص
(٤١)
نخل تشنه
٣٣ ص
(٤٢)
دفتر گل
٣٣ ص
(٤٣)
انبياى الهى در صحنه كربلا
٣٤ ص
(٤٤)
برخى از پيش گويى هاى پيامبران و اوليا درباره حادثه كربلا
٣٤ ص
(٤٥)
حضرت آدم در كربلا
٣٤ ص
(٤٦)
كشتى نوح در كربلا
٣٤ ص
(٤٧)
موسى و كربلا
٣٥ ص
(٤٨)
عيسى (ع) و كربلا
٣٥ ص
(٤٩)
عاشورا، فراروى ملل و نحل
٣٦ ص
(٥٠)
جرج جرداق (دانشمند و اديب مسيحى)
٣٦ ص
(٥١)
آنطون بارا (انديشمند مسيحى)
٣٦ ص
(٥٢)
تاملاس توندون (رئيس سابق كنگره ملّى هندوستان)
٣٦ ص
(٥٣)
فردريك جِمس
٣٦ ص
(٥٤)
بنت الشاطى (نويسنده معروف مصرى)
٣٦ ص
(٥٥)
عباس محمود عقّاد (نويسنده و اديب مصرى)
٣٧ ص
(٥٦)
چارلز ديكنز (نويسنده معروف انگليسى)
٣٧ ص
(٥٧)
محمد على جناح (رهبر بزرگ پاكستان)
٣٧ ص
(٥٨)
ل م بويد
٣٧ ص
(٥٩)
مهاتما گاندى (رهبر بزرگ هندوستان)
٣٧ ص
(٦٠)
توماس كارلايل (دانشمند انگليسى)
٣٧ ص
(٦١)
توماس ماساريك
٣٨ ص
(٦٢)
ادوارد براون (پروفسور)
٣٨ ص
(٦٣)
واشنگتن ايرونيگ (تاريخ نگار امريكايى)
٣٨ ص
(٦٤)
موريس دوكبرا
٣٨ ص
(٦٥)
بروكلمان كارل (خاورشناس و پژوهشگر آلمانى)
٣٨ ص
(٦٦)
2 اثر گذارى قيام عاشورا بر جنبش هاى آزادى بخش جهان
٣٨ ص
(٦٧)
الف) وفا ادريس
٤٠ ص
(٦٨)
ب) دارين ابوعشيه
٤٠ ص
(٦٩)
ج) آيات الاخرس
٤٠ ص
(٧٠)
د) الهام الدسوقى
٤٠ ص
(٧١)
ه) عندليب طقاطقه
٤٠ ص
(٧٢)
و) هبه ضراغمه
٤١ ص
(٧٣)
ز) هنادى جرادات
٤١ ص
(٧٤)
ح) ريم الرياشى
٤١ ص
(٧٥)
ط) سنادر قديح
٤١ ص
(٧٦)
ى) زينب على ابوسالم
٤١ ص
(٧٧)
سرزمين موعود
٤٢ ص
(٧٨)
فتح محمدى، فتح حسينى، فتح مهدوى
٤٣ ص
(٧٩)
1 فتح محمدى (مكّه)
٤٤ ص
(٨٠)
2 فتح حسينى
٤٤ ص
(٨١)
3 فتح مهدوى
٤٦ ص
(٨٢)
امام حسين (ع) فراتر از بيان و تعريف
٤٨ ص
(٨٣)
ياران دو انقلاب
٥٢ ص
(٨٤)
1 بصيرت و بينش
٥٣ ص
(٨٥)
2 عشق ورزان به امامت و ولايت
٥٤ ص
(٨٦)
3 دين مدار، دين دار و دين يار
٥٥ ص
(٨٧)
4 تدبير، روشن بينى در برنامه ريزى
٥٦ ص
(٨٨)
عزادارى و انتظار
٥٧ ص
(٨٩)
وظيفه عزادار در قبال امام زمان (ع)
٥٧ ص
(٩٠)
هيأت شهدا
٦٠ ص
(٩١)
شفاى مادر شهيد
٦٠ ص
(٩٢)
دلدادگى شيخ عبدالكريم و شفاعت امام حسين (ع)
٦٢ ص
(٩٣)
گِل قدم عزاداران و شيعه شفاى چشم مرجع
٦٣ ص
(٩٤)
زيارت بهشتى
٦٤ ص
(٩٥)
حقّ زيارت حسين (ع)
٦٦ ص
(٩٦)
موعود نوجوان
٦٧ ص
(٩٧)
نيايش
٦٨ ص
(٩٨)
وارستگى
٦٩ ص
(٩٩)
ده گام تا امام زمان (ع)
٧٠ ص
(١٠٠)
از صفر تا بيست
٧٢ ص
(١٠١)
نسيم
٧٣ ص
(١٠٢)
به فتواى شقايق ها
٧٣ ص
(١٠٣)
بايد از كربلا گذشت و حسينى شد
٧٤ ص
(١٠٤)
مداومت به زيارت عاشورا
٧٦ ص
(١٠٥)
«ارزش گريه بر امام حسين (ع) از زبان امام عصر (عج)»
٧٦ ص
(١٠٦)
اشتباه
٧٧ ص
(١٠٧)
شكوفه
٧٧ ص
(١٠٨)
زكرياى نبى (ع) و مصيبت امام حسين (ع)
٧٨ ص
(١٠٩)
نويد خورشيد
٧٩ ص
(١١٠)
معرفى كتاب
٨٠ ص
(١١١)
نام كتاب نام هاى خطخطى
٨٠ ص
(١١٢)
نام كتاب آنچه خوبان
٨٠ ص
(١١٣)
نام كتاب 59 درس زندگى از سيره عملى حضرت امام مهدى (عج)
٨٠ ص
(١١٤)
نقطه ته خط
٨١ ص
(١١٥)
نور امامت
٨٣ ص
(١١٦)
معناى نور
٨٤ ص
(١١٧)
گونه هاى نور
٨٤ ص
(١١٨)
درجات نور
٨٤ ص
(١١٩)
آفرينش اهل بيت (ع) در عالم نور
٨٧ ص
(١٢٠)
نگاهى به زندگانى نامه استاد على دوانى (ره)
٨٩ ص
(١٢١)
يك كتاب در يك نگاه، حقوق مؤمنان
٩٠ ص
(١٢٢)
سنت هاى نيكو
٩٢ ص
(١٢٣)
دعا براى امام زمان (ع)، نردبان قرب
٩٤ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٧ - آفرينش اهل بيت (ع) در عالم نور

هزار نفر، و هماوردشان نيستيم، پس چاره‌اى نداريم جز آن كه در شهر بمانيم تا آن كه سينه‌شان از مقابله با ما تنگ شود و دست از ما بردارند و بروند.

پس ما جرئت يافتيم و به سويشان حمله برديم. آن‌ها به درون شهر رفتند و درب آن را به روى ما بستند. ما در اردوگاهشان سكنا گزيديم. همين كه شب فرا رسيد و نيمى از آن سپرى شد، در شهر را گشودند، در حالى كه ما در خواب بوديم و جز چهار نفر در ميان ما كسى بيدار نبود: «زيد بن حارثه»، «عبدالله بن رواحه»، «قتادة بن نعمان» و «قيس بن عاصم»؛ كه هر يك در زوايه‌اى از اطراف لشكر به اقامه نماز و تلاوت قرآن مشغول بودند.

پس دشمن در شب تاريك خارج شد و توسط تيرهايشان ما را هدف قرار داد. آن‌جا شهر آنان بود و به راه‌ها و گريزگاه‌هايش آشنا بودند ولى ما ناآگاه بوديم. پس با خود گفتيم: بر ما چيره شدند و ما را گرفتند، در اين شب تاريك، تير و كمانى نمى‌توانيم بيابيم چون آن را نمى‌بينيم.

در همان حال، نورى را ديديم همچون آتش برافروخته كه از دهان قيس بن عاصم خارج مى‌شد، و نورى همچون زهره و مشترى كه از دهان قتاده بن نعمان خارج مى‌شد، و نورى همچون پرتو ماه در شب ظلمانى، و نورى تابناك‌تر از خورشيد درخشان كه از دهان زيدبن حارثه ساطع بود. ناگاه آن انوار رزمگاه ما را روشن نمود، چنان كه از ميانه روز هم روشن‌تر شد در حالى كه دشمنانمان در ظلمت و تاريكى سختى بودند. پس ما آن‌ها را مى‌ديديم، ولى آن‌ها ما را نمى‌ديدند، پس فرمانده‌مان- زيد بن حارثه- ما را مشرف بر آنان ساخت در حالى كه آنان مانند كورها ما را نمى‌ديدند، پس به رويشان شمشير كشيديم و آن‌ها را كشته، زخمى و اسير ساختيم. اى رسول خدا، ما چيزى شگفت‌آورتر از نورهايى كه از دهان اين گروه [خارج شد] و ظلمت را بر دشمنانمان غالب نمود تا برايشان چيره شديم. نديده‌ايم![١]

علامه سيد محمدحسين طهرانى (ره) بيان مى‌كند كه گروهى از مؤمنان به وسيله نور معنوى قرآن، آن را مى‌خواندند، با آن كه بيشتر اين افراد اساساً درس نخوانده بودند و قرائت قرآن، فقط از طريق بركات اهل بيت (ع)، و در اثر انجام اعمال صالح به آنان افاضه شده بود[٢]

عارف بالله، آيت الله العظمى بهجت- حفظه‌الله تعالى- مى‌گويد: «در ايام نوجوانى ما مرد نابينايى بود كه فقط قرآن را باز مى‌كرد و هر آيه‌اى را مى‌خواست، انگشتش را بر روى آن مى‌گذاشت.»[٣]

٤. اسلام و ايمان: خداوند متعال فرموده است:

يُرِيدُونَ أَنْ يُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ يَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ يُتِمَّ نُورَهُ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ‌.[٤]

مى‌خواهند نور خدا را با سخنان خويش خاموش كنند، ولى خداوند نمى‌گذارد تا نور خود را كامل كند، هر چند كافران را خوش نيايد.

[كه در اين آيه شريفه، از دين اسلام و ايمان به خدا با عنوان نور ياد شده است.]

٥. اهل بيت (ع): اهل بيت پيامبر (ص)، پس از رسول گرامى (ص) انوارى هستند كه خداوند اولًا آن حضرات را در عالم انوار آفريد، سپس ايشان را به عالم دنيا تنزل داد، و ايشان را به وسيله نور خود برگزيد تا جايگاه‌هاى نور در زمين او و نور بندگانش باشند. پس كلماتشان نور است، زمين به واسطه نور آنان روشن شود، و مؤمنان به واسطه ايشان كسب روشنايى مى‌كنند.[٥]

براى درك اين حقيقت، بايد نصوص معصومين (ع) را درباره نورانيت ايشان مشاهده نمود.

آفرينش اهل‌بيت (ع) در عالم نور

«انس بن مالك» از «معاذبن جبل» روايت مى‌كند كه رسول خدا (ص) فرمودند: «همانا خداوند، من، على، فاطمه، حسن و حسين را هفت هزار سال قبل از خلقت دنيا آفريد.»

عرض كردم: پس شما كجا بوديد؟ فرمودند: «مقابل عرش. خداوند را تسبيح و تحميد، و تقديس و تمجيد مى‌نموديم.»

عرض كردم: در چه تمثيلى؟ فرمودند: [به صورت‌] اشباح نور. تا آن‌كه خداوند عزوجل اراده فرمود كه صورت‌هاى ما را بيافريند، و ما را عمودى از نور گردانيد و سپس ما را در صلب آدم قرار داد. آن گاه ما را از صلب‌هاى پدران، و رحم‌هاى مادران خارج نمود، به گونه‌اى كه هيچ نجاست شرك يا كفر ما را نيالود. قومى را به واسطه ما اهل سعادت و قومى را اهل شقاوت مى‌گرداند تا هنگامى كه ما را به صلب «عبدالمطلب» رسانيد، آن نور را به دو نيم تقسيم نمود؛ نيمى از آن را در عبدالله و نيم ديگر را در ابوطالب قرار داد. آن گاه نيمى را كه از آن من بود، به «آمنه» و نيم ديگر را به «فاطمه بنت اسد» منتقل كرد. آمنه مرا و فاطمه على را به دنيا آورد. سپس خداوند عز و جل آن عمود را به من بازگرداند و فاطمه از [صلب‌] من متولد شد. بعد از آن عمود را به على بازگرداند و حسن و حسين متولد شدند- يعنى جمعاً از دو نيمه- آنچه از نور على بود، به فرزندان حسن، و آن چه از نور من بود به فرزندان حسين، منتقل شد. و آن نور به امامان از فرزندان او تا