ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - ٢ فتح حسينى
شهادت آن حضرت (ع) دهم محرم است و از اينجا معلوم مىشود كه در تعيين روز عاشورا به عنوان روز ظهور، حكمتى نهفته است. علاوه بر اين، وجود امام حسين (ع) در كالبد امت اسلام خصوصاً و در تمام بشريت عموماً همواره و در همه سطوح آن تا به حال و آينده، زنده و تپنده است، و روح قيام، فداكارى و اخلاص را به نسلها الهام مىكند. از آنجا كه شعار «يالثارات الحسين» نشانههاى بزرگ و آشكارى از اهداف و مقصد امام مهدى (ع) را در خود دارد، لازم است تا شرايط دو قيام، اهداف و نقاط مشترك آن دو را بشناسيم. ضمن توجه به اين نكته كه آرمان هر دو قيام، تحقق اسلام و شريعت والاى آن مىباشد.
اما قبل از آن ناگزير از شناختن روش رسول اكرم (ص) در «فتحمكه» و ارتباط آن با «فتح حسينى» و «فتح مهدوى» (ع) هستيم، زيرا اين سه فتح، در حفاظت و نگهدارى دين اسلام نقش مؤثرى داشتند.
١. فتح محمدى (مكّه)
خداوند متعال در كتاب آسمانى خود فرموده است:
إِذا جاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَ الْفَتْحُ\* وَ رَأَيْتَ النَّاسَ يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً ...[١]
چون يارى خدا و پيروزى فرا رسد، و ببينى كه مردم دسته دسته در دين خدا درآيند ...
و او همچنين فرموده است:
إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً.[٢]
ما تو را پيروزى بخشيديم، [چه] پيروزى درخشانى!
اما [سؤال اين است كه] جبهه اصلى رو به روى پيامبر (ص) كدام گروه بودكه فتح مكه محل بعثت و آغاز دعوت پيامبر را چندين سال به تأخير انداخت، تا آن كه به سبب اهميت مسئله سال فتح مكّه، از سوى آن حضرت (ص) «سال پيروزى» نام گرفت. براى توضيح مسئله اصلى كه پيامبر اكرم (ص) با آن مواجه بود، لازم است به وقايع سال موسوم به «عام الفيل» (٥٧٠ م)- سال ولادت رسول خدا (ص) باز گرديم.
وقتى كه «ابرهه» پادشاه يمن، قصد حمله به مكه مكرمه و انهدام بيتالله الحرام- كعبه را نمود، اهالى مكه، منازل خود را ترك كردند و به كوههاى اطرافپناه بردند. در آن حال بود كه بزرگ آنان عبدالمطلب اين عبارت را به زبان راند كه «كعبه پروردگارى دارد كه از آن محافظت مىنمايد».
آنگاه خداوند معجزه خود را براى حفظ كعبه شريف آشكار ساخت، و پرندگان ابابيل را همراه با سنگ ريزههاى سجّيل درشتتر از عدس و ريزتر از نخود بدان جا فرستاد.
پس از اين واقعه بود كه نظريه جديدى در اذهان مردم ريشه دواند، و آن عبارت از وجود نوعى تلازم بين تقدس كعبه و سرورى قريش بر مكّه بود. عاملى كه باعث شكلگيرى قوت ادبى و در نتيجه نفوذ قريش نزد ديگر قبايل عرب شد. آنان به دليل آن كه زائران خود را مجاور و محافظ بيتالله مىدانستند، لذا نفوذ ادبى قريش، دشوارترين مانعى بود كه در آغاز دعوت و همچنان در مدت سيزده سال حضور پيامبر (ص) در مكه بر سر راه آن حضرت قرار داشت. تا آنجا كه اندك بودن اسلام آورندگان، نه از ضعف در شيوههاى تبليغ يا كاستى در آن، بلكه به دليل وجود و استمرار همين تفكر رسوخ يافته يعنى نسبت قائل بودن بين تقدس كعبه و سيادت قريش بر مكه، بود. از اين جا حكمت هجرت آن حضرت (ص) به يثرب آشكار مىشود. و به دليل شناخت اين حقيقت از سوى آن رهبر بزرگ (ص)، در صلح حديبيه با قريش بر اين پيمان گرفت كه واسطهگرى قريش از رابطه ميان او و ديگر اعراب برداشته شود، قريش دست از توسعه نفوذ ادبى خود در ميان اعراب، به منظور ممانعت از ارتباط آنان با پيامبر بكشد، و تبليغات دروغ خود را عليه پيامبر و دين او متوقف سازد.
پيروزى پيامبر اكرم (ص) بر قريش و فتح مكه در سال هشتم هجرى، دشوارترين مانع را از راه پيشرفت و انتشار اسلام برداشت. اين امر حاصل از بين رفتن تلازم ذهنى مذكور از افكار مردم بود. به همين دليل، مردم بدون زحمت و مشقت گروه گروه به دين خدا وارد شدند. بر همين اساس سال فتح مكه، «عامالفتح» عنوان گرفت، و آن به دليل كثرت ورود قبايل عرب بر پيامبر اكرم (ص) جهت اعلام پذيرش ولايت و رهبرى ايشان و گردن نهادن به اسلام بود. بدين ترتيب حضرت محمد (ص) رهبر بلا منازع جزيرةالعرب گرديد.
٢. فتح حسينى
رسول خدا (ص) رهبر و فرمانده عالى حكومت اسلامى بودند. خداوند متعال، شايستگىها و اختيارات فراوانى را به آن حضرت (ص) اعطا كرده بود كه تصدى اين مسئوليت بزرگ برايش امكانپذير شده بود. خداى متعال فرموده است.
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ.[٣]
پيامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزديكتر] است.
و فرمودهاست:
فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ.[٤]
پس ميان آنان بر اساس آنچه خدا نازل كرده حكم كن، و از هواهايشان پيروى مكن.
از اين جا روشن مىشود كه رسول خدا (ص) داراى دو رهبرى دينى و اجرايى (سياسى) بودند. كه ارتباط آن حضرت (ص) با عوالم ديگر از طريق وحى- يگانه منبع تشريع- مسئوليت ابلاغ رسالت خداوندى را به ايشان واگذار كرد، همچنان كه تصدى رهبرى امت اسلامى آن حضرت (ص) را تنها مسئول اجرايى شريعت نمود.
خداوند متعال مىفرمايد:
إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ.[٥]