ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٢ - شئون پيامبر (ص) و ائمه (ع) از ديدگاه شيعه
شرايط تاريخى براى انديشهپردازى سياسى شيعه
انديشههاى سياسى شيعه، از حادثه بزرگ غيبت شروع مىشود. «دوره حضور»، مقطعى است كه معصوم (ع) در جامعه حضور دارد و او، حاق و عين واقعيت را در امور اخروى و دنيوى بيان مىكند. طبق تفكر شيعه، هر انديشهاى كه خلاف انديشه معصوم باشد، بىاعتبار و باطل است.
در «دوره غيبت»، شيعه فرصت انديشيدن دارد، اما تسلط سنىگرى مانع عمده بهرهگيرى از اين فرصت است. انديشوران شيعه، تنها در مقاطع خاصى افكار خود را آشكار كردهاند. نخستين انديشهپردازان شيعه- در دوران غيبت- كسانىاند كه در شرايط سياسى- اجتماعى مناسبى قرار گرفتند و توانستند بدون تقيه نظريهپردازى كنند؛ بزرگانى چون «شيخ مفيد»، «سيد مرتضى»، «ابوصلاح حلبى»، «شيخ طوسى» و ديگران كه در قرن چهارم و پنجم بودند، به طور رسمى ديدگاههاى كلامى، فقهى و سياسى شيعه را بيان كردند و آن را به شكل مكتوب به نسلهاى بعدى انتقال دادند.
شرايط مناسب براى اين دانشمندان، حاصل حكومت نسبتاً خردورزانه «آل بويه» بود. در آن دوره، «بغداد» مركز علمى جهان اسلام بود كه شيعيان نيز در آنجا انديشهپردازى مىكردند.
نسل دوم نظريهپردازان شيعه، عالمان قرن هفتم و هشتم بودند. اينها نيز با توجه به موقعيت ويژهاى كه تحت حكومت مغولها پيش آمده بود، افكار و انديشههاى شيعه را در حوزههاى مختلف فكرى، شرح و بسط مىدادند. از مهمترين عالمان اين دوره مىتوان «محقق حلى»، «علامه حلى»، «خواجه نصيرالدين طوسى» و «شهيدين» را نام برد. اين فرزانگان در ايران و عراق پراكنده بودند.
نسل سوم، كسانى بودند كه در دوره سلطنت «صفويه» ظاهر شدند و اين حضور، تا زمان مشروطه ادامه يافت. آنان تحت تأثير فضاى باز سياسى، به نفع شيعيان انديشهپردازى كردند. در اين گروه، عالمان برجستهاى، چون «محقق اردبيلى»، «كاشف الغطا»، «صاحب جواهر»، «شيخ انصارى»، «محقق نائينى» و شاگردان آنها قرار داشتند.
نسل چهارم، با امام خمينى (ره) شروع مىشود. اين گروه تحت تأثير افكار و انديشههاى امام خمينى (ره)، شجاعانه در عصر عمل، فضاى بسته دوره پهلوى را به چالش كشانده، تا مرحله انقلاب و پيروزى آن پيش رفتند و در نتيجه، فضاى جديدى براى توضيح و تبيين آزادانه انديشههاى شيعه پيش آمد.
شئون پيامبر (ص) و ائمه (ع) از ديدگاه شيعه
امامت، جايگاهى مشترك بين پيامبر (ص) و امامان (ع)، در گفتمان شيعه از جنبههاى گوناگون، جاى بحث و بررسى دارد:
الف) تعبير «امامت» در ادبيات فقه و كلام شيعه، معناى وسيعترى از حكومت و خلافت دارد؛ شيعه همزمان براى پيامبر (ص) و امامان (ع) چند شأن و مقام قائل است.
ب) در اين كه كدام يك از مقامها، اساس و بنياد امامت را تشكيل مىدهد و كدام تبعى و فرعى است، نظريههاى متفاوتى ابراز شده است.
ج) آيا شئون امامت از اشتراك معنوى برخوردارند كه نمىتوان آنها را از هم تفكيك نمود، يا از هم جدا بوده و حتى ممكن است با توجه به دورههاى مختلف و افراد خاص، از هم متمايز بشوند؟
د) آيا امامت، بحث كلامى است يا فقهى؟ و سؤالهايى ديگر از اين قبيل.
شيعه، امامت را ادامه نبوت تفسير مىكند و براى پيامبر (ص) و به تبع، براى امامان (ع) شأنهاى مختلفى بيان كرده است:
١. ابلاغ و تبيين وحى: دريافت وحى و ابلاغ آن، وظيفه پيامبر (ص) است كه اين امر، بدون كمترين دخل و تصرف در پيامهاى وحيانى انجام مىگيرد. مردم نيز وظيفه داشتند پس از شنيدن، در فهم آن بكوشند و به فرمانهاى خداوند عمل كنند:
وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.[١]