ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٤ - تأثيرپذيرى انديشه هاى سياسى دوره غيبت از چيستى امامت
تابعى از آن و لزوم اجراى شريعت است كه توجيهگر ضرورت وجود نبى (ص) و وجود امام (ع) نيز به شمار مىآيد. در اين ديدگاه، شريعت اصل است؛ حاكم و حكومت وسيله و ابزارى براى اجراى آن به شمار مىآيد.
امام خمينى (ره) درباره وسيله بودن حكومت براى اجرا فرمودهاند:
«عهدهدار شدن حكومت فى حد ذاته شأن و مقامى نيست، بلكه وسيله انجام [دادن] وظيفه اجراى احكام و برقرارى نظام عادلانه اسلام است.»[١]
تأثيرپذيرى انديشههاى سياسى دوره غيبت از چيستى امامت
مىتوان بر اساس ديدگاههاى ياد شده درباره چيستى امامت، چند الگوى متفاوت از نظريههاى سياسى شيعه را بر اساس ادوار تاريخى از هم ديگر تفكيك نمود:
الف) الگوى صبر: الگوى صبر، انتظار و تعطيلى حكومت مشروع در مدتى طولانى در دوره غيبت، بر انديشههاى شيعه مسلط بوده كه از يك طرف تحت تأثير برداشت اول (حكومت) و از سوى ديگر، روندى تلخ و بلند مدت تاريخى، چنين برداشتى را دامن زده، آن را تقويت كرده است. شيعه و جهان اسلام بعد از رحلت پيامبر (ص)- چه در زمان حضور و چه غيبت- گرفتار حكومتهاى ستمگرانه «بنىاميه» و «بنىعباس» مىگردد. پادشاهان اين دو قبيله، يكى بدتر از ديگرى براى چندين قرن بر دنياى اسلام مسلط مىگردند. تيره شدن تاريخ سياسى اسلام، ذهنيت دوگانه (سفيد مطلق «حكومت معصومان و تاريك مطلق» حكومت غيرمعصوم) شيعه را بنيان مىنهد و به تدريج نهادينه مىگردد؛ به عبارت ديگر، به عبارت، تسلط ذهنيت دوگانه تاريخى، هيچگاه به عالمان شيعه اين اجازه را نمىدهد كه بتوانند در دوره غيبت به شكل سوم حكومت- نه معصوم باشد و نه حكومت شاهان ستمگر- بينديشند.
تجربه تلخ تاريخى، آنها را به اين نتيجه ذهنى رسانده بود كه تنها دوگونه حكومت وجود دارد: حكومت معصوم (ع) و حكومت ستمگران كه نمىتواند مشروع باشد.
سيد مرتضى با اين منطق كه تا ايجاد شرايط مطلوب، ظاهر شدن امام، واجب نيست، تحصيل شرايط امامت (حكومت) را براى اجراى حدود الهى لازم نمىداند. او تعطيلى برخى احكام شريعت را در دوره غيبت بلامانع مىداند و معتقد است تنها هنگام ظهور معصوم (ع) واجب مىگردد؛ شرايط امامت تحصيل كردنى نيست، بايد خود به خود حاصل گردد.[٢]
محقق حلى، از علماى قرن هفتم نيز فقيهان را در دوره غيبت، صاحب حكم و نايب امام معصوم (ع) مىداند.[٣]
در هر حال، تصويرى كه از مسئله حكومت در دوره غيبت، با تكيه بر ديدگاه نسل اول و دوم دانشمندان شيعه مىتوان ارائه نمود، وجود دولت در دولت است. دولت جائر با تكيه بر تشكيلات حكومتى، حكمرانى مىكند و دولتهاى كوچك فقيهان در حد وسع خود، احكام حسبيه را اجرا مىكنند: اين اجرا گاهى به استقلال و زمانى در قالب همكارى اضطرارى با سلطان جائر صورت مىگيرد.[٤]
ب) الگوى اصلاح: بر پايه بنياد انديشههاى اصلاحى، دانشمندان شيعه مىكوشند، تا حكومت موجود را از راههاى گوناگون تعديل نموده، از ستم و ستمگرى آن بكاهند و در نتيجه، از حالت انعكاس بيرون آمده، در عرصه سياست به صورت فعال ظاهر مىگردند. اين فرصت در مايه حكومت شيعى صفويان حاصل گشت.
اين الگو نيز، از يك طرف تحت تأثير نظريه امامت (مرجعيت دينى و نه حكومت) است كه معتقد به ضرورت حكومت، در جامعه است؛ هرچند حكومت موجود آرمانى نباشد. از سوى ديگر، متأثر از شرايط خاص تاريخى بوده كه حكومتى شيعى در جهان اسلام (ايران) شكل گرفته است. بر اين اساس، دانشمندان شيعه در تلاشند با بيشترين همكارى، حكومت موجود را در راستاى اهداف دينى سوق داده، از ستم آن بكاهند. اين همكارى تا آن جا است كه محقق كركى، فقيه قرن دهم، به دعوت «شاه اسماعيل» به ايران مىرود. او جامع المقاصد را «قانونى» براى رفع نيازهاى حكومت موجود نوشته و به شاه تقديم مىنمايد. «شاه طهماسب» بعد از شاه اسماعيل، طى فرمانهايى اطاعت از «كركى» را واجب قلمداد مىكند، حتى به كركى مىگويد:
«شما نايب اماميد و شايستهتر به مقام سلطنت، و خود را كارگزار او خطاب مىكند.»[٥]
اوج نظريه اصلاحى شيعه در دوره مشروطيت، به دست فقيه نامدار و تيزهوش و زمانشناس، «آيتالله نائينى» تدوين و تحرير گشت. نائينى اذعان دارد تنها حكومت مشروع تمام عيار، حكومت معصوم (ع) است، اما اكنون كه دوره غيبت است و دسترسى به حكومت معصوم (ع) ممكن نيست، بين دو شكل از نظام سياسى قرار گرفتهايم.
از ديدگاه نائينى، نظام سياسى پادشاهى و مشروطه در مقايسه با حكومت معصوم، نامشروعند، اما وقتى اين دو حكومت را مقايسه مىكنيم، يكى بر ديگرى ترجيح دارد، زيرا مفسده يكى از آنها كمتر از ديگرى است. نظام سياسى مشروطه مفسده كمترى دارد و حكومت پادشاهى مفسدهاش بيشتر است. بنابراين، مشروطه بر پادشاهى برترى دارد و ايجاد آن، از باب دفع افسد به فاسد واجب است.
بر اساس الگوى اصلاح تحت تأثير نظريه «امامت يعنى مرجعيت دينى و نه حكومت» عدهاى دانشمندان معاصر، تا مرحله انديشه امكان تشكيل حكومت كاملًا مشروع در زمان غيبت، حتى به دست غير فقيه پيش رفتهاند.
با اين حال، درون الگوى امامت، اين امر پذيرفته شده كه با وجود امام معصوم (ع) او به حكومت اولويت دارد و حكومت ديگران مشروعيت ندارد.
ج) الگوى حكومت مشروع تمام عيار: اين الگو، برآمده از نظريه سوم است كه در بحث امامت به جاى تأكيد بر فرد امام يا پيامبر (ص) روى شريعت و ضرورت اجراى آن اصرار